بیا توش حال کن

رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت مضمون اصلي و آشكار خود قرار مي دهد. برخي از كتابها كه شبيه

جک

به انگلیسیه میگن چرا باسنت اینقدر بزرگه؟ میگه: خدا بیامرز مادرم به جای اینکه پودر بچه بهم بزنه پکینگ پودر میزد.
به انگلیسیه میگن این (!) علامت چیه؟ میگه شاشیدن ممنوع حتی یک قطره
به انگلیسیه میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟
میگه وقتی که روی اره نشسته ام
انگلیسیه می ره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن انگلیسیه: ۱ - سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل ۲ - وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد
از انگلیسیه می پرسن : شما به موتور سیکلت چی می گید ؟ می گه دوچرخه ی عصبانی
در پی کاهش خنده در سوییس ، مقامات این کشور اقدام به واردات انگلیسی کردند
انگلیسیه میره سوپر مارکت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ….. صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ ….. انگلیسیه میگه: مرسی سلام میرسونه
انگلیسیه چشمش قرمز میشه میگن چی شده ؟ میگه چش خورده میگن مگه انگلیسیا هم چش میخورن؟ میگه از اون چشا نه چش شلوار
انگلیسیه تلویزیون میخره بعد کنترلشو پس میاره به صاحب مغازه میگه بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد
یه انگلیسیه می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟ میگه می خوام خودکشی کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم
به انگلیسیه میگن یه جمله ی فلسفی بگو میگه: احمق ترین افراد کسانی هستند که به همه چیز اطمینان کامل داشته باشند. میگن: مطمئنی؟ میگه: صد در صد
به انگلیسیه میگن با زن جمله بساز .
میگه: نه ، من فقط می تونم با زن بچه بسازم!!
از انگلیسیه میپرسن: پیغمبر کی به رسالت رسید؟ میگه: نمویدونم من سید خندان پیاده شدم
شب دو تا انگلیسی پیش هم می خوابند تا صبح دعوا می کنند که کی وسط بخوابه!!
انگلیسیه داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ؛ پسرش میگه واسه چی ، میگه هم مریضیه با کلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد
انگلیسیه رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. انگلیسیه یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟! ُ
انگلیسیه شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ انگلیسیه میگه: اصغرِ ان‌چهره!
کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ انگلیسیه میگه: اکبرِ ان‌چهره!
مردها ۳ تا آرزو دارند ۱/اونقدر که مادرشون میگه، خوش تیپ باشن ۲/اونقدر که بچه شون میگه، پولدار باشن ۳/اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن !
انگلیسیه می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده ,می گه این خونه استخر داره، جگوزی داره…انگلیسیه می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن؟
انگلیسیه با زنش دعواش می شه چراغو خاموش می کنه میگه چرا چراغو خاموش کردی میگه جواب ابلهان خاموشیس
انگلیسیه زنگ می زنه رادیو میگه : الان صدام داره پخش می شه
میگن : آره . میگه حتی تو نونوایی
میگه : آره میگه خوب پس : اصغر نون نخر ننه ات خریده
به انگلیسیه میگن تحصیلاتت چیه ؟ میگه PHD
میگن یعنی چی؟
میگه : Passed Highschool Difficulty
به انگلیسیه می گن تو همیشه لپ لپ می خری
میگه آره
بهش می گم حالا جایزه هم توش داره؟
میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم
SMS عاشقانه از طرف ترک:
کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهداء می کردم…
انگلیسیه خواب می بینه ماکارونی می خوره. صبح که بیدار می شه می بینه کش شلوارش نیست!
انگلیسیه میمیره شب اول قبر ازش می پرسند چرا مردی میگه شیر خوردم میگن شیرش فاسد بود میگه نه گاوه نشست
می خواستن انگلیسیه رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن.
می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!
انگلیسیه میمیره شب اول قبر ازش می پرسند چرا مردی میگه شیر خوردم میگن شیرش فاسد بود میگه نه گاوه نشست
انگلیسیه می گن جسم شفاف رو تعریف کن؟ می گه جسمی که از این ور بتونیم اونورشو ببینیم میگن آفرین حالا یه مثال بزن می گه ….. نردبون
میرزاپور می گن: چرا همش موقع سرود ملی می خندی؟ میگه اخه دایی پیشمه میگه شر زدز افق!!!
انگلیسیه میخواسته یک کبریت سوخته رو روشن کنه، (طبعاً) هرچی میزده کبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش خرابه! انگلیسیه میگه: نه بابا، ایلده همین پنج دقیقه پیش روشن شد!
یه روز انگلیسیه یه شماره تلفن پیدا میکنه زنگ میزنه میگه: ببخشید آقا من شمارتونو پیدا کردم آدرس بدید براتون بیارم
به یه انگلیسیه می گن چرا میری سربازی ، میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش
انگلیسیه تو هواپیما تفنگشو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟
میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی.
دو تا ماشین با هم تصادف می‌کنند. افسر میاد و می‌پرسه: کدومتون مقصر بودید؟ انگلیسیه میگه: والله من خواب بودم، ندیدم از ایشون بپرسید !!
غضنفرکیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه میگه آقا اینو برای ما تعمیرکن. طرف میگه : چه مشکلی داره ؟ میگه : والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!
انگلیسیه میاد تهرون میره هتل..صبح روز اول میره تو رستوران هتل صبحانه بخوره میبینه تابلو نوشته از ساعت ۷الی۱۱ صبحانه..از ساعت ۱۱الی ۵ ناهار و از ساعت ۵الی ۱۱ شب   شام سرو میشود..پیش خودش میگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببینم؟
از یه نفر می پرسن:اگه گفتی خط وسط قرص برای چیه ؟ میگه برای اینکه وقتی تو گلوم گیر کردبا پیچ گوشتی بدم بره پایین
یه انگلیسیه میره خواستگاری بابای عروس بهش میگه اون گلی که زدی به یقت خارش اذیتت نمیکنه انگلیسیه میگه خارش که نه ولی گلدونش که تو لباسمه بیچارم کرده
یارو جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش !
انگلیسیه به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ انگلیسیه می گه : آره . تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما
انگلیسیه زن صیغه می کنه رفیقش می گه مبارکه ازدواج کردی؟
میگه نه بابا دائمی نیست از این اعتباریاس
یه روز انگلیسیه میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توو سرش . بهش میگه خوب مختو زدم ها !!!
انگلیسیه و رشتیه میرن جهنم . رشیته می پرسه چه جوری مردی؟ انگلیسیه میگه از سرما تو چی ؟ میگه من از تعجب ! رفتم خونه دیدم زنم خوابیده همه جا رو گشتم ، توی اتاق ، زیر تخت ، توی انباری ، توی کمد ، خلاصه دیدم هیچ کس نیست از تعجب سکته کردم انگلیسیه گفت : خاک بر سرت اگه توی فریزر رو می گشتی نه من می مردم نه تو
انگلیسیه با دوست دخترش میرن پارک یارو میگه :عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟ دختره میگه اگه زبون داشت میگفت:کره خر من زرد آلو ام نه کاج
انگلیسیه با خودکار میره حموم ، بهش میگن: چرا با خودکار؟ میگه: هر جا را که شستم علامت میزنم
انگلیسیه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار … تو انتخابات رای میاره
ماشین پیکانی با شماره پلاک تهران ص از چراغ قرمز ردمی شه , پلیس که ترک بوده آژیر کشان دنبالش می افته و پشت سرهم داد می زد : تهران صلی الله علیه و آله بزن کنار
انگلیسیه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است…
‌انگلیسیه میگه:‌ باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی قسم میخوری
انگلیسیه تو انگلیس راننده تاکسی می شه بش میگن سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟ میگه والا سخت که ‏نیست فقط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم می افته رو مسافر بغلی
انجیر رو به انگلیسیه نشون می دن ، می گن این چیه ؟ می گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، یه چوب تهش چپوندن ، تازه شده گلابی!!!
از انگلیسیه میپرسن, نظرت راجع به نوشابه چیه؟ میگه: نوشابه آب داره, گاز داره, یه خط تلفن هم بزنن دیگه عالی میشه.
انگلیسیه از جوب می پره ازش فیلم می گیرن . دور آهسته میزارن میفته تو جوب. دور تند می زارن می خوره به دیوار
از انگلیسیه می پرسن دانشگاه می ری؟ میگه: اگه بار بخوره همه جا می ریم… دانشگاه، انقلاب، میدون آزادی…
انگلیسیه توی کوپه قطار با یک خانم غریبه همسفر بوده. شب خانمه میره تخت بالایی میخوابه و انگلیسیه تخت پایینی. نصفه شب خانمه میگه سردمه، کاش شما میتونستی میرفتی از مأمور قطار برام پتو میگرفتی. انگلیسیه میگه میخوایی خانم امشب فرض کنیم زن و شوهر هستیم تا هردومون گرم شیم؟ خانمه که همچین بگی نگی از پیشنهاد بدش نیومده بوده میگه باشه حاضرم. انگلیسیه میگه پس پاشو خودت برو پتو بگیر، برای منم یه چایی بیار
از انگلیسیه می پرسن باد صدادار چه شکلیه؟ میگه حلقه ای. میگن چرا؟ میگه چون هر وقت هر کی باد می ده، می اندازه گردن من!
انگلیسیه یه آینه رو زمین پیدا می کنه. برش می داره، عکسش می افته توش، میگه: ببخشید نمی دونستم مال شماست
از غضنفر می پرسن که برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه ۳ نفر. می گن چرا ۳ نفر ؟ میگه: یه نفر میره بالا نردبون لامپ رو بگیره .. دو نفر هم از پایین، نردبون رو بچرخوونند
پسر انگلیسیه تو پارک با یه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همین که داشتن حرف میزدن یهو دختره میگه : وای بابام از دور داره میاد انگلیسیه : بابات تا حالا منو دیده ؟ دختره : نه انگلیسیه: اینکه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم
پلیس به انگلیسیه: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! انگلیسیه: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین
انگلیسیه روی ریل راه اهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخواهم خود کشی کنم. میگن بس ان نان بربری چیه دستت؟ میگه بر فرض قطار نیامد من اینجا از گشنگی بمیرم.
سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و …. / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: این چیه دستت؟ انگلیسیه: این خواهرومادر ممده !!!
به غضنفر میگن : سگتون بچه ی ما را گاز گرفته . میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره . دوما سگ ما همیشه بسته است . سوما ما سگ نداریم !
انگلیسیه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟انگلیسیه میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید
انگلیسیه میخواسته از روحانیت و ورزش یکجا دفاع کنه عمامه درست میکنه با مارک آدیداس
به غضنفر میگن : با لوستر جمله بسازد ‌میگه : من ۳ تا دختر دارم یکی از یکی لوستر
یک ترکی ازترکای ترکیه بنام ترکان روی ترک موتور یک تریاکی، با انگلیسیه میزنه به انگلیسیه و توی تراکم ترافیک می خورن به تیرک وکله انگلیسیه ترک می خوره وموتورش می انگلیسیه ومتروکه می شه. ناچار توی تاریکی اونو ترک می کنه و می ره کنار رود اترک تارک دنیا می شه!
از انگلیسیه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق!
انگلیسیه با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها‎!
انگلیسیه می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان کردم….. پیاده خیلی راهه
انگلیسیه شش قلو بچه دار میشه ، هر کدوم از بچه‌ها یه رنگ بودند، بعد از کلی تحقیق می‌فهمند به جای قرص جلوگیری از اسمارتیز استفاده می‌کرده
انگلیسیه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین
انگلیسیه می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن
برچسب‌ها: جک ترکی, جک لری, جک رشتی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 23:57  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

دانلود پايان نامه (گروه 12)

پایان نامه های دانشجویی 17 - 12

>>>> لطفا جهت درخواست نمونه کلیلک فرمائید<<<<

در تعداد بالا قیمت پروژه ها به صورت تصاعدی پائین خواهد آمد - می توانید به همکلاسیهایتان هم پیشنهاد دهید تا قیمت پروژه شما کمتر شود!!!!!

<<<پایان نامه های صفحه قبل<<<

<<<<پایان نامه های صفحه بعدي<<<

کد پایان نامه موضوع پایان نامه تعداد صفحات
PA - 200701 بررسي لزوم گرافيك محيطي براي محيطهاي بسته 148
PA - 200702 فلسفة زيبايي شناسي از ديدگاه فمينيستي 62
PA - 200703 نگرش هنرمندان قرون هفتم تا دهم هجري وتاثير انديشه هاي آنان درتصوير انسان و طبيعت در نقاشيهاي مينياتور 127
PA - 200704 از دلاكروا تا نئوامپرسيونسيم 67
PA - 200705 رنگ در تاريخ ايران 113
PA - 200706 تئاتر 79
PA - 200707 سيري در نگارگري ليرلتي از قديم تا اكنون 139
PA - 200708 اندازه¬گيري يون كروم (III) به روش سينتيكي اسپكتروفوتومتري در پساب رنگي 69
PA - 200709 بررسي سازه‌هاي پارچه‌اي و خصوصيات مكانيكي پارچه‌هاي آن 70
PA - 200710 بررسي انواع بافت سرژه از نظر تشکیل دهنه در نساجي 174
PA - 200711 تشكيل پارچه توسط بافندگي تاري و پودي 231
PA - 200712 بررسي رنگرزي الياف اكريليك با رنگهاي طبيعي (‌اسپرك، قرمزدانه، پوست گردو ) با روشهاي مختلف 138
PA - 200713 ارزيابي زير دست پارچه با روش عبور از نازل 75
PA - 200714 كاربرد و اهميت منسوجات در صنعت خودروسازي 104
PA - 200715 عوامل مؤثر بر عایق حرارتی شدن پرده 152
PA - 200716 بررسي فرآيند توليد و كاربرد الياف فوق ظريف و نانو 143
PA - 200717 اثر گيج پارچه حلقوي پودي بر سيگنال تنفسي لباس هوشمند 139
PA - 200718 کاربردهای فن آوری نانو در صنعت نساجی 126
PA - 200719 بررسي عوامل مؤثر در بهره وري سبز در سالن رنگرزي و چاپ و تكميل صنايع نساجي 111
PA - 200720 اصول کلی جریان یک سیال در طول ریسندگی لیف 199
PA - 200721 ساختار سطحي الياف نساجي استفاده شده در امباسينگ غلتكي 99
PA - 200722 انواع بافت سرژه 176
PA - 200723 سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) 68
PA - 200724 Plc 151
PA - 200725 Wireless 159
PA - 200726 الگوریتم های فشرده سازی صدا و تصویر 135
PA - 200727 ربات تعقيب كننده خط 126
PA - 200728 شبکه لینوکس با ویندوز 132
PA - 200729 اقتصاد ایران 178
PA - 200730 سلول هاي بنيادي و كاربرد آن ها 83
PA - 200731 تدابیرپرستاری در بیماریهای پوستی 174
PA - 200732 انرژي هسته اي و كاربرد صلح آميز آن 169
PA - 200733 بررسی علل موثردرافت تحصیلی ریاضی ابتدایی 107
PA - 200734 عوامل،راه ها وموانع پیشرفت چیست وچه چیزهایی مانع پیشرفت ماست ؟ 101
PA - 200735 مدد کاری اجتماعی 175
PA - 200736 بسته بندی 77
PA - 200737 شناخت ویژگی های طبیعی و جغرافیایی روستای چاه ملک 65
PA - 200738 مس 102
PA - 200739 بررسی و تهیه طرح تولید صندلی پلاستیکی 62
PA - 200740 اتانول 62
PA - 200741 ابـن خلـدون 69
PA - 200742 ایمنی در برق 100
PA - 200743 منطق فازی 65
PA - 200744 تولید برق گيرهای فشار قوی 73
PA - 200745 مشكلات رایج دهان ودندان 75
PA - 200746 جمعیت و تنظیم خانواده 80
PA - 200747 كاربرد فناوري اطلاعات در پزشكي 74
PA - 200748 انقلاب فرانسه 64
PA - 200749 کودکی تا رحلت امام خميني 74
PA - 200750 فرزند کشی و همسر کشی 95
PA - 200751 فرق ميان ازدواج دائم و موقت 67
PA - 200752 قانون تجارت 76
PA - 200753 بررسي عشق در جامعه امروزي 85
PA - 200754 بررسي علل و عوامل افت تحصيلي دانش آموزان 167
PA - 200755 مروری بر برخی پارامترهای بیو شیمیایی خون ماهی 97
PA - 200756 راه های حفاظت از محیط زیست و بهبود روش 67
PA - 200757 سوختهای فسیلی 73
PA - 200758 محيط زيست و ضرورت حفاظت از آن 111
PA - 200759 معماری نرم افزار 90
PA - 200760 شهر سازی 87
PA - 200761 تاریخچه سياهچاله 89
PA - 200762 اصول طراحي واسط كاربرگرافیکی 98
PA - 200763 1 تاريخچه هوش مصنوعي 62
PA - 200764 شبکه حسگر 106
PA - 200765 آفات مهم گندم و مديريت كنترل آنها در ايران 70
PA - 200766 کشاورزی 158
PA - 200767 زعفران 100
PA - 200768 ارتباط بين سود و قيمت سهام در بورس اوراق بهادارتهران 65
PA - 200769 اصول پرورش كرم ابريشم 87
PA - 200770 اصول طراحی آنتنهای حلقوی 141
PA - 200771 اصول و مبانی امنیت در شبکه های رایانه ای 191
PA - 200772 امنیت و خصوصی سازی RFID 75
PA - 200773 بررسی رابطه بین برخی ویژگی های آنتروپومتریک با تعادل در سطوح متفاوتی از دشواری 135
PA - 200774 بررسی عقد وکالت 129
PA - 200775 بررسی نسخ چاپ سنگی" حفاظت و مرمت یک نسخه قرآن طوماری موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی " 95
PA - 200776 بررسی نقش نیتریک اکساید در تحمل به مرفین در موشهای صحرایی تخمدان برداری شده 107
PA - 200777 بررسي و معرفي بخش هاي مختلف نيروگاه گازي 121
PA - 200778 تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر موفقیت تحصیلی دانشجویان دختردانشکده ادبیات و علوم انسانی 96
PA - 200779 جانشين هاي مجازات حبس 92
PA - 200780 خیار گلخانه ای 111
PA - 200781 رمز نگاری اطلاعات 187
PA - 200782 سیری در زندگی عبادی سیاسی امام سجاد (عَلیهِ السّلام) 139
PA - 200783 تأثیر تلویزیون بر مهارتهای گفتاری کودکان و نوجوانان 136
PA - 200784 پژوهشی در باره شـاهـنـامه فردوسی 101
PA - 200785 پياده سازی بلادرنگ کدک صحبت استاندارد G.728 بر روی پردازنده TMS320C5402 103
PA - 200786 بررسي و مقايسه‌ ميزان اضطراب دانشجويان پسر دانشگاه تبريز قبل از امتحانات و در ايام امتحانات در سال تحصيلي 86-1385 69
PA - 200787 بررسي رابطه منبع كنترل (دروني- بروني) با عزت نفس 100
PA - 200788 «مقایسه سلامت عمومی و خودکارآمدی دانشجویان دارای عقاید مذهبی بالا با دانشجویان دارای عقاید مذهبی پایین» 98
PA - 200789 بررسي مقايسه اي سلامت رواني بين سالمندان ساکن خانه سالمندان وتوریست و تأثیر آن بر امنیت ملی 85
PA - 200790 اثرات وعوامل مؤثر بر طلاق در خانواده هاي شهرستان نيشابور 74
PA - 200791 هویت و عزت نفس 73
PA - 200792 بررسی میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان 99
PA - 200793 نور در گرافيك 70
PA - 200794 بررسي علل فرار دخران 60
PA - 200795 مدل سازي و شبيه سازي سوئيچ MPLS و بررسي مقايسه اي نرم افزارهاي موجود پايان نامه کامل کارشناسي ارشد مهندسي برق 105
PA - 200796 آنتن 100
PA - 200797 شرح دستگاه آنالايزر - رشته مهدسي برق 120
PA - 200798 شبکه هاي کامپيوتري 270
PA - 200799 مديريت و محافظت ازشبکه هاي کامپيوتري 180
PA - 200800 مقایسه انگیزه مشارکت زنان و مردان مشهد به ورزش همگانی 175
PA - 200801 مقایسۀ اثر تصویرسازی توجه درونی و بیرونی بر اجرا و یادگیری یک تکلیف ردیابی 75
PA - 200802 نقش Routerدر مسیریابی 60
PA - 200803 نقش مادردرتربیت فرزندان دردوره نوجوانی ( ازدیدگاه قرآن، سنّت ، علم ) 70
PA - 200804 بررسي رابطه بين فرهنگ سازماني و بكارگيري فناوري اطلاعات و در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران(ICT) ارتباطات 180
PA - 200805 زراعت 90
PA - 200806 ابتکاری جدید برای فشرده سازی پست های فشار قوی PASS SYSTEM 224
PA - 200807 ازدواج 69
PA - 200808 ایثار و شهادت ازدیدگاه قرآن 148
PA - 200809 دیوارنگاری در دوره سلجوقی 60
PA - 200810 قالی بافی 146
PA - 200811 فرش ايران و چگونگي طبقه بندي آن 76
PA - 200812 دو و میدانی 157
PA - 200813 کوهنوردی 60
PA - 200814 ورزش پزشکی 98
PA - 200815 دوپینگ در ورزش و شناخت انواع دارو های نیروزا 95
PA - 200816 بخارا در ماوراءالنهر 207
PA - 200817 تاريخ اسلام 66
PA - 200818 تاریخ ایران 83
PA - 200819 تاريخ نگاري در دوره پهلوي 128
PA - 200820 خوارزمشاهيان 77
PA - 200821 طراحي و مدل سازي قطعات يك دستگاه با استفاده ازنرم افزار 88
PA - 200822 حضرت مهدي (عج) 70
PA - 200823 آداب حج از ديدگاه قرآن 137
PA - 200824 رشد و تكامل انسان 120
PA - 200825 اخلاق نمونه امام علي(ع) 127
PA - 200826 فتوت نامة سلطاني 462
PA - 200827 حجاب در نظر عالمان 123
PA - 200828 غدير انتظار عاشورا 75
PA - 200829 مدیریت 60
PA - 200830 ذرت علوفه ای و سیلوی آن 82
PA - 200831 ویندوز سِرور 2003 80
PA - 200832 فایروال 60
PA - 200833 فناوري نانو چيست؟ 93
PA - 200834 GIS 68
PA - 200835 کاربرد فناوری نانو در مهندسی عمران 60
PA - 200836 بسته بندی مدرن مواد غذایی 83
PA - 200837 تاريخچه بسته بندي در جهان 112
PA - 200838 عناصر شیمیایی 167
PA - 200839 نقش خانواده در تربيت کودک 77
PA - 200840 اختلالات خلقي 84

جهت جستجو در پایان نامه های سایت کلیک نمائید . . .

 >>>> لطفا جهت درخواست نمونه کلیلک فرمائید<<<<

<<<پایان نامه های صفحه قبل<<<

<<<<پایان نامه های صفحه بعدي<<<

بیش از 100000 پایان نامه دانشجویی

تعداد صفحات بین 100 الی 500 صفحه می باشد.

ارسال با ایمیل و یا پست پیشتاز

جهت سفارش تماس حاصل فرمائید.

با ما تماس بگیرید تا در اسرع وقت اقدام نمائیم.
قیمتها 100% دانشجویی

لطفا جهت دریافت شماره حساب و اطلاعات تماس ابنجا کلیک نمائید.
اطلاعات شماره حساب و تماس

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 22:14  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت 

ممكن بود قاره آمريكا هيچ وقت كشف نشود

اگر کریستوفر کلمبوس ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند٬چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد سوالات زير می گذراند:
 
 
 
- کجا داری میری؟
- با کی داری می ری؟
- واسه چی می ری؟
- چطوری می ری؟
- کشف؟
-برای کشف چی می ری؟
- چرا فقط تو می ری؟
.
.
- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
- می تونم منم باهات بیام؟!
-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
- بده لیستو ببینم!
- حالا کِی برمی گردی؟
- واسم چی میاری؟
.
.
- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!
- جواب منو بده؟
- منظورت از این نقشه چیه؟
- نکنه می خوای با کسی در بری؟
- چطور ازت خبر داشته باشم؟
- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!
.
.
- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!
- من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟
.
.
- اصلا من می خوام باهات بیام!
- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!
- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!
- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!
- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!
.
.
- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 8:45  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت 

شعر زن ذلیل ورژن 2 به همراه لینک دانلود آهنگ بسیار زیبا و خنده دار این شعر

الهی به مردان در خانه ات            به آن زن ذلیلان فرزانه ات
 
 به آنانکه با امر روحی فداک           نشستند و سبزی نمایند پاک
 
 به آنانکه از بیخ و بن زی زیند         شب و روز با امر زن می زیند
 
 به آنانکه مرعوب مادر زنند             ز اخلاق نیکوش دم می زنند
 
 به آن شیر مردان با پیشبند           که در ظرف شستن به تاب و تبند
 
 به آنان که در بچه داری تکند          یلان عوض کردن پوشکند
 
 به آنانکه بی امر واذن عیال            نیاید در از جیبشان یک ریال
 
 به آنانکه با ذوق و شوق تمام         به مادر زن خود بگویند: مامان
 
 به آنانکه دارند با افتخار                 نشان ایزو...نه "زی ذی نه هزار"
 
 به آنانکه دامن رفو می کنند            ز بعد رفویش اتو می کنند
 
 به آنانکه درگیر سوزن نخند             گرفتار پخت و پز مطبخند
 
 به آن قرمه سبزی پزان قدر             به آن مادران به ظاهر پدر
 
 الهی به آه دل زن ذلیل                  به آن اشک چشمان "ممد سیبیل"
 
 به تنهای مردان که از لنگه کفش      چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
 
 که ما را بر این عهد کن استوار         از این زن ذلیلی مکن بر کنار
 
 به زی ذی جماعت نما لطف خاص    نفرما از این یوغ ، ایشان خلاص

لینک دانلود فایل MP3 این شعر که خیلی هم باحاله

http://bitaf1.persiangig.com/audio/AghaSi_Jadid.mp3

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 2:32  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

اعلام نتایج آزمون کاردانی به کارشناسی ناپیوسته

اعلام نتایج آزمون کاردانی به کارشناسی ناپیوسته

24 شهريور 1387  10:55
معاون اجرایی سازمان سنجش و آموزش اعلام کرد : نتایج آزمون های کاردانی به کارشناسی ناپیوسته ، کاردانی پیوسته آموزشکده های فنی و حرفه ای و کارشناسی ارشد فراگیر پیام نور ، 26 ؛ 28 و 30شهریور اعلام می شود.
توکلی معاون اجرایی سازمان سنجش و آموزش کشور در گفتگو با سایت شبکه خبر گفت : نتایج آزمون کاردانی به کارشناسی ناپیوسته سال 1387 از ساعت 9 صبح سه شنبه 26/6/87 بر روی سایت سازمان سنجش کشور قرار داده خواهد شد تا هر داوطلب با مراجعه به سایت از نتیجه آزمون خود مطلع شود .

وی ادامه داد : نتایج آزمون کاردانی پیوسته آموزشکده های فنی و حرفه ای سال 1387 از ساعت 9 صبح پنجشنبه 28/6 بر روی سایت سازمان سنجش قرار خواهد گرفت .

توکلی افزود : آزمون دوره های کارشناسی ارشد فراگیر دانشگاه پیام نور هم صبح روز شنبه 30/6/87  اعلام خواهد شد . 
وی گفت : برای آزمون کارشناسی فراگیر پیام نور در اوایل هفته آینده برنامه زمانی اعلام نتایج هم به اطلاع عموم خواهد رسید .

معاون اجرایی سازمان سنجش و آموزش کشور ادامه داد : داوطلبان پس از اطلاع از نتیجه آزمون خود در صورت قبولی باید بنابر برنامه زمانی مربوط برای ثبت نام در دانشگاهها و یا موسسات که قبول شده اند اقدام کنند .
این هم لینک منبعش:  http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=101406
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 9:25  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

قبل از انتخاب همسر این مسائل را در نظر بگیرید...

معیارهای ازدواج ( قسمت دوم )

در قسمت قبل به تعدادی از معیارهای ازدواج یعنی تناسب سنی ، بنیه ی اقتصادی ، اصالت خانوادگی و مذهب پرداختیم . اینك در ادامه دیگر معیارهای ازدواج را عنوان می كنیم.

اصل كفویت

آنچه كه در اسلام با عنوان"كفو بودن"بدان اشاره شده در واقعشباهت و همشأن بودن زن و مرد در جنبه های متفاوت شخصیتی، روانی، فرهنگی، علمی، سن و ... است.به عنوان مثال تحصیلات مشابه مسبب همگونی است. زیرا تحصیلات نزدیك به هم، گاه نتیجه تشابه درجه هوش افراد است. از طرفی تفاوت در سطح تحصیلات، تفاوت های عمده ای در جهان بینی و نگرش افراد ایجاد می كند. آیا فردی كه تحصیلات دانشگاهی مثلاً در مقطع لیسانس را تجربه كرده و افكار و عقایدش به طرز خاصی كه منطبق با محیط و فضای خاص تحقیقاتی دانشگاهی است شكل گرفته و آموخته است افكار انتزاعی خود را در برخوردها فعال نگهدارد و برای هر چیز دلیلی بطلبد، با فردی كه دارای بهره هوشی طبیعی و دارای تحصیلات مثلاً در مقطع ابتدایی است یكسان خواهد بود؟ آیا رفتارها، نحوه سخن گفتن، نشست و برخاست، معاشرت های اجتماعی، توانائی های متفاوت و مهارت های لازم برای یك زندگی مشترك موفق، تحت تأثیر مستقیم آموزش های ناشی از میزان تحصیلات نیست؟ تفاوت سنی، همان طور كه اشاره شد از عوامل مهم اشتراك در زندگی است. اگر اختلاف سن خیلی زیاد باشد و جوانی با فردی میانسال ازدواج كند، اختلاف سن، از آن جهت كه مسبب اختلاط در جهان بینی و نحوه نگرش به زندگی، خویشتن و دیگران است، توقعات و انتظارات را به شیوه ای دیگر شكل می بخشد. پس كفو بودن در سن ، و تفاوت 3 تا 4 ساله ( یعنی مرد بزرگتر باشد) ، یكی از عوامل مؤثر رسیدن به زندگی متعادل و منطقی خواهد بود.

طرز فكر یكسان

در بین دو طرف ، یكی از عوامل مؤثر رسیدن به زندگی متعادل و منطقی ، طرز فكر یكسان است. طرز فكر و اندیشه افراد از نوع فرهنگ، سطح تحصیلات و سن افراد تأثیر می پذیرد. مشابه بودن در نوع تفكر، و به عبارتی كفو فكری، همسطح بودن و یكسانی در نوع جهان بینی و فهم و ادراك زن و مرد نسبت به مسائل مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است و كمك می كند تا شیوه تفكر افراد كه مسلماً در مراحل مختلف زمانی به صورت های گوناگونی می اندیشند، همگام و همسو تحول یابد. افكار یكسان و به یك جهت نگریستن كمك می كند تا طرفین بتوانند از دریچه چشم دیگری به دنیا بنگرند و مسائل گوناگون را تحلیل كنند.طبیعتاً دیدگاه مشترك و نسل مشترك، به همراه فرهنگ مشترك پایه های استواریبرای كوچكترین و مستحكمترین نهاد اجتماعی بشر (خانواده) خواهد بود.

عوامل فرهنگی

بسیار مهم است تا در انتخاب همسر پایگاه اجتماعی او را در نظر داشته باشیم تا از جنبه موقعیت خانوادگی و تأثیرپذیری از مسائل فرهنگی، خصوصاً فرهنگ مشترك، یكسان باشیم. زیرا عوامل فرهنگی دارای ابعاد متفاوتی است كه ریشه در افكار انسان داشته و با رسوخ در تمام جوانب حیات، به زندگی جهت می بخشد. نحوه معاشرت، برخوردها، تربیت فرزندان، دیدگاه نسبت به پسر یا دختر و... متأثر از فرهنگ حاكم بر زیستگاه و ذهنیات ماست. تشابه یا تضاد فرهنگی در معاشرت ها و رفت و آمدهای خانوادگی طرفین دخیل بوده و مستقیماً در زندگی زوج جوان مؤثر خواهد بود. چرا كه زوج جوان ، خود از فرهنگ مسلط بر حیطه جغرافیایی كه در آن رشد یافته اند تأثیر پذیرفته اند و كنار گذاشتن فرهنگ یعنی نادیده گرفتن سیستم ارزشی، افكار، عقاید و به هم ریختن تمام ملاكهای اخلاقی و اجتماعی، بی هویت شدن و درهم ریختگی ارزش ها و سردرگمی فرد. پس نمی توان به دلیل علاقه به یك فرد بخصوص، تأثیر فرهنگ و آنچه باید باشد و آنچه هست را در زندگی نادیده گرفت.

حتی اگر فرض كنیم كه زوج جوان بتوانند در سایه علاقه و خصوصیات مشترك اخلاقی، تحصیلی و ... راه مسالمت آمیزی جهت پیوند فرهنگ های متضادشان بیابند، تكلیف خانواده ها چه خواهد شد؟ ازدواج نه تنها پیوند دو فرد بلكه اتصال دو خانواده به همدیگر است. چرا كه اختلاف در عقاید و سیستم ارزشی آنها تأثیر مستقیمی بر شرایط زندگی و تعادل و سلامت خانواده تازه تشكیل یافته خواهد داشت. می دانیم كه عوامل فرهنگی ریشه در ناخودآگاه ذهن انسان دارند. هر چقدر عقلانی فكر كنیم و تصمیم بگیریم، لحظاتی از زندگی پیش می آید كه عقل ، تسلیم ناخودآگاه شده و تنها ظاهری استدلالی و منطقی بر پیكر رفتاری می نشاند كه ریشه در عوامل فرهنگی رسوخ یافته در ناخودآگاه ما دارد. پس جوانان را دعوت می كنیم تا بخش ناخودآگاه ذهن خود را بشكافند و از واقعیت وجودی خویش اطلاع یابند. تجارب زندگی ما ریشه در فرهنگ و اعتقادات فرهنگی ما دارد. تجاربی كه خواه ناخواه در آینده رفتاری ما آگاهانه یا ناخودآگاه مؤثر خواهد بود. عوامل فرهنگی و تشابه در بین خانواده ها و افراد به علت تشابه در تجارب و دیدگاه ها  ، مهم تلقی می شوند. اگر انتخاب همسر بر مبنای توجه به معیارهای خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی صورت گیرد، با درصد موفقیت قابل توجهی مواجه خواهد شد. ازدواج تركیب دو انسان و دو خانواده است. اگر تناسب بین افراد و خانواده ها كم باشد زندگی تازه تشكیل یافته، سست و تلخ و ناپایدار خواهد بود.

نكته ای دیگر

هر كس پیش از ازدواج می بایست تكلیف خود را با مسئله شاغل یا خانه دار بودن همسر روشن كند. برخی قبل از ازدواج ، شاغل بودن همسر را به صورت ملاكی آنچنان برجسته در ذهن خود حك می كنند كه بسیاری از موارد دیگر را به پای آن قربانی می كنند. در حالی كه اولاً اگر زنی را به خاطر درآمد اقتصادی و استقلال مالی انتخاب كنند هدف از ازدواج بهره كشی خواهد بود ، كه یكی از اهداف انحرافی ازدواج است. در این صورت، بیشتر به آن زن به صورت یك كالای اقتصادی و سودآور نگاه شده تا یك همسر، یك شریك، یك همراه ...

دوم طبق قوانین حقوقی، شرعی و عرفی ما، تأمین معاش به عهده مرد است و نفقه زن چه شاغل باشد (در آمدی داشته باشد) و چه نباشد، به عهده شوهر است و هیچ وظیفه قانونی، برای زن در مورد تأمین مخارج خانواده در نظر گرفته نشده است. تنها مسئولیتی اخلاقی است كه سبب می شود زنان شاغل همدل و همراه شوهر، پا به پای مرد خانه كار كنند و هر دو هر چه دارند با خلوص تمام به نفع اعضای خانواده خرج كنند. در این بین هستند زنانی كه درآمد اقتصادیشان را به صورت سرمایه و برای خود پس انداز می كنند و در مواردی كه هدف از انتخاب، ملاك اقتصادی بوده باشد طبیعی است كه انتظار مرد از ازدواج برآورده نشده، درگیری و اختلاف بین زوج پیش خواهد آمد. پس چه بهتر كه طرفین از ابتدا به دیدی كاملاً واقع بینانه به مسئله اشتغال زن بنگرند و اگر در كنار مسئولیت خارج از منزل، وظایف خانه داری كم رنگ شد جایی برای گله و شكایت باقی نماند. خصوصاً مسئله حقوق و درآمد زن مورد بررسی قرار گیرد و زنانی كه قصد دارند درآمد خود را نه در راستای امور مالی منزل بلكه برای خود ، هزینه و یا پس انداز كنند از ابتدا تصمیم خود را مبنی بر عدم مشاركت در امور اقتصادی خانواده بیان كنند تا مردانی كه یكی از پایه های انتخاب خود را درآمد همسر قرار داده اند، در انتخاب خود تجدید نظر به عمل آورند.

والدین و حق انتخاب

اشاره كردیم ازدواج شخصی ترین موضوع در زندگی است. خوب است والدین نیز حق انتخاب را به جوانان بدهند. حقی كه با نظارت بزرگسالان معنی پیدا می كند. جوانان نیز بد نیست بدانند تجربیات بزرگترها در امر ازدواج  بسیار بیش از آنچه تصور می كنند می تواند راهگشا و راهنمای آنان باشد. تعدیل و تعادل ، رمز موفقیت هر كار است. همانطور كه ازدواجهای اجباری كه با زور و اعمال فشار والدین بر دختر یا پسر تحمیل می شود پیوند موفقی نیست، خودسری، یكجانبه تصمیم گرفتن جوانان و مقابله با تجربیات مفید و سودمند بزرگترها نیز برای اثبات خود، راه به جایی نخواهد برد.تا فرصت هست از تجربیات و توانایی های والدین استفاده كنید تا بعدها افسوس فرصت هایی كه برای سود جستن از نظریات آنها را داشتید و استفاده نكردید بر شما مستولی نشود. اگر عقاید بزرگترهای خود را نمی پذیرید خودتان دست به كار شده و تحقیق كنید. بیایید خانواده های موفق و ناموفق را شناسایی كنید. از آنها كه موفق بوده اند معیارها و شیوه ازدواج را جویا شوید و از خانواده های مُطـّلقه به عنوان زوجهای شكست خورده علت جدایی را جویا شوید. دسته سومی هم وجود دارد. می توان از مطلقه های عاطفی نیز (البته بدون وسواس) تحقیق كرد. زیرا خانواده های نابسامان و آشفته ای هم هستند كه به دلایل مختلف مجبورند تا آخر عمر با ناراحتی با هم زندگی كنند. بد نیست جوانان ببینند این گروه چه معیاری برای ازدواج داشته اند كه فعلاً مجبور به تحمل همدیگر هستند. سپس می توانند از تجربیات كسانی كه موفقیت یا شكست آنها را به چشم دیده اند استفاده كرده و در جهت سعادت خود بهره جویند، كه از قدیم الایام گفته اند: « انسان عاقل همه چیز را خود تجربه نمی كند، بلكه از تجربیات دیگران نیز استفاده می كند».

سخن پایانی

همسر مقاوم و هدفداری كه توانایی تطابق با شرایط جدید خود را داشته باشد یكی از موهبت های بزرگ الهی است. به هر حال برای انتخاب همسر می بایست بسیاری از نكات و معیارها را مد نظر داشت و رعایت كرد و با اطلاع كامل و كافی از وضعیت خانواده ها، و اخلاق و رفتار فرد مورد نظر دست به انتخاب زد.بلوغ فكری همسر، صداقت همراه با احترام، خصوصیات اخلاقی متناسب، تلاش جهت حل مشكلات همدیگر در سایه همفكری ، تناسب و تفاهم از نكات غیر قابل انكار در معیارهای اساسی انتخاب همسر شمرده می شود.

خانواده می تواند در انتخاب صحیح یاریگر شما باشد اما نهایتاً این شما هستید كه به عنوان عامل اصلی می بایست شناخت درستی از خصوصیات ، توانایی ها، خواست ها و انتظارات خود از زندگی داشته باشید تا بتوانید بر مبنای آن معیارها و خودشناسی كه در سایه خلوت با خویش و جستجوی لایه های ذهنی خود كه مسلماً در صداقت كامل به دست آمده مناسبترین فرد را برای شركت در تمام زندگی خود برگزینید. چنانكه گفته اند : « با فردی ازدواج كن كه اگر هم جنس تو بود بهترین دوستت بود.»

ازدواج رویدادی است كه انسانها را با اعتقادات، اولویت ها، مذهب، پول و عادات خانواده ها (كه بعضاً بسیار متفاوت است) رو به رو می سازد. پس خوب است اگر این انتخاب بر مبنای معیارهای منطقی و عقلانی باشد . پس از انتخاب عقلانی، عواطف نیز شكل می گیرند. اما بر عكس. اگر دوست داشتن از روی احساس باشد و تنها ملاك ، علاقه بدون پایه عقلی و منطق باشد ، به احتمال زیاد با شكست مواجه خواهد شد. در تمام فرهنگ ها ازدواج امری عادی است و عشق آسانترین قسمت ازدواج تلقی می شود. اما به یاد داشته باشیم كه زندگی قرار نیست آسان باشد . در سایه درك و تفاهم متقابل است كه می توان بسیاری از معیارهای پیش از ازدواج را پس از پیوند به تحقق رساند . به عبارت بسیار ساده عشق می تواند مكمل ازدواج باشد اما اگر تنها عامل پیوند، علاقه، محبت و شاید عادت دیداری طرفین باشد و آنها با علاقه شدید در اوج هیجان ، اقدام به تصمیم گیری كرده و دست به انتخاب بزنند مشكل بتوان ادعا كرد انتخاب درستی انجام شده باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:9  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

در آستانه ازدواج یا . . .

در آستانه ی ازدواج ( قسمت اول )

این مطلب در 28  قسمت ارائه می شود.

ضرورت مشاوره:انسان در دوران زندگی مواجه با مشكلات زیادی می شود كه به علل مختلف قادر به تصمیم گیری و پیدا كردن مناسبترین راه حل نمی باشد. بنابراین یاری خواستن از افراد واجد شرایط می تواند در حّل مشكل و تصمیم گیری مناسب كارساز باشد. نمونه هایی از مشكلاتی كه افراد با آن مواجه می شوند؛ عبارت اند از:

-گزینش یك راه از بین چند راه ؛

-وقوع حوادثی نظیر مرگ پدر، مادر و سایر اقوام؛

-از دست دادن شغل یا موقعیت های دیگر؛

-مشكلات مالی؛

-مواجه شدن با شكست ها؛

-روبرو شدن و عدم پیشرفت در حد مورد نظر؛

-مسائل تربیتی فرزندان؛

-مسائل خانوادگی و ...

انسان برای مواجهه با هر یك از مشكلات فوق و یا مشكلات مشابه دیگر، دچار اضطراب و نگرانی و یا تشویش در تصمیم گیری می شود و نیاز دارد از دیگران كمك بخواهد. كمك دهندگان ممكن است بزرگان قوم، دوستان و یا همسایه ها باشند. هیچ كدام از افراد فوق الذكر صلابت تخصصی برای چنین كاری ندارند؛ آن كه می تواند با استفاده از روشها و فنون مشاوره و داشتن صلاحیت های دیگر به چنین افرادی كمك كند؛ مشاور است . بنابراین در برخورد با مشكلات، مراجعه به مشاور اهمیت ویژه ای دارد كه نتیجه اش تسكین ناراحتی، رفع مشكل و گزینش مناسب می باشد.

مشاوره برای گزینش مناسب

در فرآیند زندگی مواردی است كه فرد باید از بین چند راه یك راه را انتخاب نماید. گزینش یك راه از بین چند راه چنانچه با مطالعه و بصیرت انجام نگیرد؛ ممكن است نتایج مطلوبی در بر نداشته باشد. لذا كمك گرفتن از مشاور در انتخاب مناسب می تواند در توفیقات بعدی اثرات مفیدی داشته باشد. مهمترین مواردی كه فرد در انتخاب با آن مواجه می شود؛ عبارت ند از:

-انتخاب مواد درسی ( برای دانشجویان و دانش آموزان) ؛

-انتخاب رشته تحصیلی؛

-انتخاب شغل؛

-انتخاب در مواردی كه چند راه جلوی فرد قرار دارد؛

-و از همه مهمتر انتخاب همسر برای ازدواج.

انتخاب همسر به اندازه ای در زندگی مهم است كه انتخاب مناسب آن، بیمه كننده سعادت فرد می باشد.

لزوم مشاوره در همسر گزینی

قطعاً با خانواده هایی روبرو شده اید كه پس از ازدواج با مشكلات زیادی مواجه شده اند. گاه كانون خانواده به قدری ناراحت كننده و متشنج است كه تنها راه حل، طلاق و جدایی است و طلاق خود نیز عواقبی نابهنجار به دنبال دارد.

-زن و شوهری كه از نظر فرهنگی فاصله دارند؛

-زن و شوهری كه از نظر درجه تحصیلات اختلاف دارند؛

-زن و شوهری كه معتقد به ادیان متفاوت می باشند؛

-زن و شوهری كه از نظر اجتماعی در طبقات متفاوتی قرار دارند؛

-زن و شوهری كه وضع مالی متفاوتی دارند؛

-زن و شوهری كه توافق اخلاقی ندارند و ...

چنین افرادی در زندگی نمی توانند هماهنگی ایجاد نمایند و در نتیجه از زندگی شیرین خانوادگی بهره ای نمی برند.

تشكیل خانواده در صورت موفقیت، سعادت و در صورت عدم موفقیت، ناراحتی و مشكلات زیادی به دنبال دارد كه اهمیت مشاوره قبل از ازدواج را تأیید می نماید.

در مشاوره ی ازدواج ، به مُراجع ( مراجعه كننده ) كمك می شود؛ تا مناسبترین همسر را انتخاب كند؛ بنابراین مشاور باید نسبت به شناخت زوجین و خانواده های آنان و تمام عواملی كه در زندگی زناشویی دخالت دارند؛ اقدام كند و مراجع را در جهتی كه زوجین هماهنگی بیشتری داشته باشند؛ هدایت نماید. مشاور ازدواج باید صلاحیت لازم را داشته باشد تا از عهده این امر مهم بر آید.

شرایط مشاور در امر ازدواج

مشاور ازدواج، باید اولاً شرایط یك مشاور راهنمایی را دارا باشد؛ ثانیاً در زمینه ی مشاوره ی خانواده مطالعه و تجربه داشته باشد؛ ثالثاً در مورد ازدواج كه بخشی از مشاور خانواده است؛ كاركرده باشد.

در ازدواج اصل بر مشورت است؛ اما مشاور باید واجد شرایط باشد. معمولاً كسی كه می خواهد ازدواج كند، پدر، مادر و بزرگان فامیل را در جریان می گذارد و با آنان مشورت می كند. گاه نیز از روحانیون، و سالخوردگان نظر خواهی می شود و بالاخره بعضی به استخاره نیز روی می آورند. به هر حال چون ازدواج امر مهمی است؛ معمولاً مشاوره و كنكاش در آن مطرح است؛ ولی طرف مشورت غالباً واجد شرایط نیست. پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمه، خاله، بزرگان و سالخوردگان هیچ كدام واجد شرایط برای مشاوره در این امرمهم نیستند.مشاور ازدواج باید روان شناسی، جامعه شناسی، تعلیم و تربیت و از همه مهمتر روان شناسی جوان و نوجوان را بداند و به اصول و فنون مشاوره آشنا باشد و در زمینه مشاوره خانواده و به ویژه مشاوره ازدواج تجربه داشته باشد. چنین فردی باید حداقل دارای درجه فوق لیسانس در مشاوره با تخصص خانواده و ازدواج باشد همچنین صلاحیت های شخصیتی و اخلاقی لازم را واجد باشد؛ تا از عهده این امر مهم بر آید. بعضی از افراد اظهار می دارند ازدواج یك سنت محمدی(ص) است؛ چه بهتر كه بدون تشریفات و بررسی های وقت گیر انجام شود؛ و چنانچه ناسازگاری یا مشكلی وجود داشت؛ مشاوران خانواده در رفع آن اقدام كنند. پاسخ آن است كه پیشگیری ساده تر از درمان است و علاج واقعه قبل از وقوع باید كرد. چنانچه در امر ازدواج مطالعات و بررسی های لازم بر اساس اصول مربوط انجام گیرد؛ مشكلات و ناسازگاری های بعد از ازدواج به شدت كاهش خواهد یافت و در نتیجه روان درمانی های وقت گیر به حداقل خواهد رسید.

نقش مشاور و مراجع در مشاوره ی ازدواج

جوانی كه می خواهد ازدواج كند؛ معمولاً با افراد دیگر مشورت می كند. از مواردی كه باید بدان توجه كند؛ آن است كه برای مشورت، فرد واجد شرایطی را انتخاب كند. چنانچه مشاور انتخاب شده صلاحیت لازم را نداشته باشد؛ چه بسا كه او را به سویی هدایت كند كه نه تنها مشكلی از او حل نكند، بلكه مشكلات دیگری نیز برایش ایجاد نماید. موارد مراجعه در مشاوره ازدواج انواع مختلفی دارد؛ كه به ذكر نمونه هایی مبادرت می شود:

-دخترانی كه خواستگاران متعدد دارند و می خواهند از بین آنان یكی را انتخاب كنند؛ كمك مشاور به این گونه مراجعان انتخاب احسن است. انتخاب احسن زمانی صورت می گیرد كه اطلاعات لازم از مراجع و خواستگاران وی كسب و خصوصیات آنان با هم مقایسه گردد. فردی كه خصوصیات وی با مراجع هماهنگی بیشتری داشته باشد؛ انتخاب احسن خواهد بود.

-پسرانی هستند كه دختری  را در نظر گرفته و درباره ی وی بررسی ها و تحقیقات لازم را انجام داده اند؛ و به این نكته رسیده اند كه او انتخاب مناسبی است؛ ولی می خواهند در این زمینه اطمینان لازم را به دست آورند. مشاور باید ضمن كسب اطلاعات و بررسیهای مورد نیاز به مراجع اطمینان بخشد كه گزینش انجام شده مناسب است و در صورتی كه نامناسب تشخیص دهد؛ آگاهی و اطلاعات لازم را به مراجع بدهد و او را در تصمیم گیری مناسب كمك كند. همین حالت می تواند در مورد دختر در رابطه با پسر نیز مطرح باشد.

-پسران و دخترانی هستند كه برای انتخاب همسر تحت فشار پدر و مادر یا سایر اقوام قرار دارند؛ و كسی را می جویند كه آنان را در مقابل عوامل فشار كمك كند. در این موارد مشاور باید با پدر و مادر و سایر عوامل فشار دیگر، جلسات مشاوره ای داشته؛ آنان را در رابطه با عواقب ازدواجهایی كه با اكراه همراه است؛ بصیرت دهد و بالاخره كار را به جایی برساند كه آنها، به دختر و پسر  در انتخاب همسر آزادی بیشتری بدهند.

-پسرانی هستند كه به بهانه ی ازدواج با دختری رابطه برقرار می كنند؛ ولی واقعیت آن است كه آنها قصد ازدواج ندارند. این گونه پسران پس از مدتی دختر را رها كرده؛ به سراغ دختر دیگری می روند. در این موارد چون دختران از نظر آبرو و حیثیت آسیب پذیرترند؛ باید به آنان در رابطه با این موارد آگاهی لازم داده شود تا با شناخت اولیه، این گونه پسران را ترك كنند و به آنان اجازه تماس های بعدی را ندهند؛ و به علاوه والدین خود را در جریان بگذارند. یكی از وظایف مشاوران، دادن آگاهی و پیشگیری از وقوع حوادث ناگوار در رابطه با جوانان و نوجوانان می باشد.

-دخترانی هستند كه خواستگارانی داشته اند؛ ولی به عللی آنها را رد كرده اند؛ و به همین علت به سنی رسیده اند كه دیگر خواستگار مناسبی ندارند و به اصطلاح پیر دختر شده اند. این گونه دختران به مشاور مراجعه می نمایند و راه چاره ای را برای خواستگار جدید طلب می كنند. مشاور در قبال این گونه مراجعان كه احتمالاً در انتخاب همسر مناسب سختگیر بوده اند؛ باید راههای شوهریابی را ارایه دهد. (در این مورد در قسمت های بعد بحث خواهد شد) و به آنان تفهیم نماید كه فكر ایده آلی هیچ گاه تحقق نمی یابد. همه چیز نسبی است و انتخاب باید با تعدیل و انعطاف انجام گیرد.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به نقش عوامل اجتماعی در ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:8  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

نقش عوامل سیاسی در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت سوم )

در قسمت قبل به نقش عوامل اجتماعی در ازدواج پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم...

منظور از عوامل سیاسی

یكی از عواملی كه می تواند موجب اختلاف و ناسازگاری در خانواده گردد، عقاید سیاسی است. منظور از بینش  سیاسی  ، طرز فكر فرد در مورد دولت، هیأت حاكمه، مسئولان اجرایی و نظام سیاسی كشور است. اختلاف نظر در امور سیاسی به دلیل وجود زیر بنای عقیدتی ، حتی ممكن است بین پدر و مادر، فرزندان و خویشاوندان جدایی بیندازد. دیده شده است كه پدر و مادری به علت اختلاف عقیده سیاسی با همه علاقه و محبتی كه نسبت به فرزندشان داشته اند، او را از خانه طرد كرده اند. در زمان انقلاب در ایران موارد زیادی از این قبیل وجود داشته است. علاوه براین موارد مشابه دیگری نیز در مورد معرفی زن توسط شوهر یا معرفی برادر توسط خواهر و معرفی پدر و مادر توسط فرزند و بالعكس (كه عقاید مخالف با نظام  حاكم داشته اند) ، به مقامات حكومتی، دیده شده است.

خط فكری و گروههای سیاسی در رابطه با ازدواج

افراد را در ارتباط با امور سیاسی به سه دسته می توان تقسیم نمود:

1- افرادی كه دارای خط سیاسی هستند و در حزب یا گروهی فعالیت دارند.

2- افرادی كه دارای خط سیاسی هستند و منتسب به حزب یا گروهی می باشند ولی فعال نیستند.

3- افرادی كه دارای خط سیاسی نبوده و به هیچ گروه و دسته ای نه منتسب هستند و نه فعالیت دارند.

در مورد دو دسته اول باید گفت چنانچه ازدواجی با دو خط فكری سیاسی متفاوت ( بخصوص كه در سیستم فكری تعصبی هم وجود داشته باشد) صورت گیرد، مشكلات بعدی وجود خواهد داشت و گاه ممكن است موضوع به ناسازگاری و شرایط حادی بیانجامد كه چاره ای جز طلاق وجود نداشته باشد. در پاره ای موارد حتی در گروههایی كه از لحاظ فكری تابع یك مكتب می باشند اختلاف نظر در امور سیاسی به حدی است كه ایجاد هماهنگی در مورد آنها میسر نیست و در نتیجه ازدواج در چنین شرایطی بی درد سر نخواهد بود. پیوند زناشویی دو نفر مسلمان كه در دو بُعد فكری یكی معتقد به اصل خاصی باشد و دیگری اصلاً آن  را قبول نداشته باشد؛ بویژه زمانی كه هر دو نفر در بینش خود غیر قابل انعطاف باشند، احتمالاً مشكلاتی در زندگی ایجاد خواهد نمود. بنابراین شناخت نحوه تفكر سیاسی قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر از اهمیت خاصی بر خوردار است.

مسئله دیگری كه در مورد زناشوئی در بُعد سیاسی مطرح می باشد، آن است كه در درون یك گروه سیاسی، گاه ازدواج هایی با هدف سیاسی انجام می گیرد و چیزی نمی گذرد كه به طلاق و یا به ناسازگاری و ناراحتی منجر می شود. بدیهی است هیچ سوداگری حاضر نیست، معامله ای كه با آگاهی منجر به ضرر می شود، انجام دهد تا چه رسد به امر خطیری نظیر ازدواج كه سودای عمر است و با یك اقدام نادرست نتیجه ای كه حاصل می شود، ناراحتی دنیا و گاه خسران آخرت است. بنابراین موضوع ازدواج را باید با در نظر گرفتن همه ابعاد و عوامل ذیربط انجام داد و برای رسیدن به هدف های دیگر نباید پیوند زناشویی را به عنوان ابزار و وسیله، مورد استفاده  قرار داد.

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل سیاسی

مراجعی كه در جهت ازدواج به مشاور مراجعه می نماید، ممكن است خود پیرو مكتب یا خط سیاسی خاصی باشد و برعكس ، احتمال دارد اصولاً فردی سیاسی نباشد. همچنین طرف مقابل ممكن است سیاسی باشد یا نباشد. بنابراین در مورد مشاوره ازدواج چند حالت اتفاق می افتد.

1- حالتی كه هم مرد و هم زن دارای خط سیاسی هستند؛ این امر خود دو حالت دارد : یا خط سیاسی آنان مشترك است و یا خط سیاسی مخالفی دارند.

2- حالت دیگر آن است كه مرد یا زن دارای خط سیاسی است ،  و طرف مقابل خط سیاسی ویژه ای ندارد.

3- حالت سوم وضعیتی است كه هیچ یك (نه زن و نه مرد) از نظر سیاسی، خط ویژه ای ندارند.

مشاور پس از مراحل اولیه مشاوره و ایجاد رابطه حسنه باید به جایی برسد كه بفهمد مراجع در كدامیك از حالت های فوق قرار دارد. چنانچه مراجع در عدد افراد حالت اول قرار داشته باشد و هر دو ( دختر و پسر) دارای خط سیاسی مشترك باشند، مسئله ای از نظر ازدواج وجود نخواهد داشت؛ ولی در حالتی كه هر دو دارای خط سیاسی باشند ولی عقاید سیاسی و حزب یا دسته مرتبط به آنها مخالف یكدیگرباشد؛ دو حالت اتفاق می افتد:

الف - زمانی كه عقاید سیاسی آنان در جهت خلاف یكدیگر و در حدی است كه آشتی عقیدتی غیرممكن است ،  و هر دو تعصب نشان می دهند ، پیوند زناشویی بین آنان احتمالا به ناسازگاری می انجامد. در این مورد مشاور باید مراجع را از وضعیت آینده آگاه سازد و اطلاعات لازم را در جهت عدم سازگاری احتمالی در اختیار آنان قرار دهد.

ب - در حالت دیگری كه اختلاف عقیدتی زیاد نباشد و هر دو نیز تعصّبی نشان ندهند،  احتمال دارد با بحث و مذاكره رفع اختلاف بشود و یا مسائل عقیدتی سیاسی را در زندگی وارد ننمایند؛ در چنین وضعیتی مشاور با بررسی عوامل دیگر مؤثر در ازدواج ( عوامل اجتماعی، تحصیلات، عوامل فرهنگی، اقتصادی، اخلاقی و روانی، سن و شغل و ...) چنانچه به جایی برسد كه اختلاف فقط در مورد عامل سیاسی و آن هم با اختلاف فكری قابل تحمل و دور از تعصب است مراجع را ضمن دادن آگاهی لازم به شركت در جلسه ای همراه با طرف مقابل دعوت خواهد نمود،  تا در یك جلسه سه نفری موضوع بررسی گردد و بینش و بصیرت لازم به آنان داده شود.

3- در حالتی كه مرد یا زن دارای خط سیاسی است و طرف مقابل خط سیاسی ویژه ای ندارد و مخالفتی با عقاید وی نیز ندارد، و یا در حالتی كه هیچیك از دو طرف، سیاسی نیستند، در ازدواج مشكلی نخواهند داشت. ولی در هر حال مشاور باید به همه مراجعان خود در زمینه عقاید سیاسی و نحوه برخورد آنان با همسر اطلاعاتی بدهد و خاطر نشان سازد كه بحث به مشاجره ، كدورت و ناراحتی می انجامد؛ بهتر است زمانی كه بحث به مشاجره می رسد، طرفین آن را خاتمه دهند و ادامه آن را به زمان مناسب دیگری موكل نمایند تا بحث به بهترین وجه انجام گیرد.

خداوند در مورد مذاكره وجدل با اهل كتاب در سوره عنكبوت آیه 46 می فرماید:

و لا تـُجادلوا اهل الكتاب اِلّا بِالّتی هِی اَحَسن

و شما مسلمانان با اهل كتاب ( یهود و نصاری و مجوس) جز به نیكوترین طریق ، بحث و مجادله نكنید.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به نقش عوامل فرهنگی در ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:7  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

آیا زن باید همیشه رب النوع زیبایی باشد؟ ( قسمت اول )

 

كاربر محترم این مطلب در دو قسمت ارائه خواهد شد.

گروهی از زنان كه كار بیرون از خانه دارند، وقتی به خانه می آیند مشغول انجام كارهای خانه می شوند و گاهی انجام كارهای بیش از حد در خانه و خستگی بیرون از خانه باعث می شود آنها به وضع ظاهر خود بی دقت شوند و برخلاف اوقات دیگر نتوانند با ظاهری آراسته و اخلاقی خوش از شوهر خود استقبال كنند. گاهی زنی كه بیرون از خانه هم كار نمی كند، در داخل خانه آن چنان سرگرم بچه داری و شستن و پختن می شود كه بر اثر خستگی بیش از حد نمی تواند با ظاهری اطو كشیده و لبی خندان در آستانه در ظاهر شود و از شوهرش استقبال كند و زمانی هم بیماری و كسالت مانع از انجام این وظایف می شود و هر مرد با شعوری می تواند این حالات زن را درك كند، و این مسائل را دلیل بر كوتاهی در انجام وظیفه و نداشتن علاقه نسبت به خود قلمداد نكند. اما این مسئله و گذشت مردان نباید موجب شود كه زنان همیشه نسبت به وضع ظاهری خود بی توجه باشند و بگویند ظاهر و باطن همین است و شوهر باید قبول كند و عده ای دیگر به بهانه خانه داری و بچه داری ، عواطف و احساسات شوهر را نادیده گرفته و نسبت به وظایف همسری خود بی توجه باشند. زیرا همانگونه كه ما از شوهران خود انتظاراتی داریم، آنها هم از ما توقعاتی دارند.

متأسفانه عده بیشماری از زنان از درك كامل مردان و انتظارات شوهران عاجزند. وقتی صحبت از آراسته بودن لباس و پاكیزه بودن ظاهر می كنیم، می پندارند آن است كه نسبت به مسائل زندگی بی توجه باشند و تنها به مدل مو و لباس و آرایش خود فكر كنند، تا بتوانند همیشه از شوهران خود پذیرایی نمایند. باید در نظر داشته باشید كه تصور شوهر از زن، یك موجود فهمیده و كاردان و با محبت است كه همیشه سعی دارد هر كاری را به موقع و به اقتضای زمان و مكان انجام دهد.

اشتباه نكنید ؛ كاری كه از صمیم قلب به منظور خشنودی شوهر انجام می دهید، با ظاهر سازی های فریبنده كاملاً متفاوت است و مردان دانا به راحتی قادرند این دو را از هم تشخیص دهند.تنها محبت، عشق، فداكاری و داشتن صداقت در گفتار و رفتار است كه گذشت زمان قادر نیست ارزش آن را از بین ببرد. ظاهر سازی های فریبنده برای هر قصد و منظوری باشند تنها چند روزی دوام دارند.

چطور به نظر می آیید

شاید بارها شنیده باشید كه عده ای از دوستان و آشنایان می گویند:" اگر می خواهید زندگی زناشویی بهتری داشته باشید، باید ظاهر خود را بهتر و زیباتر كنید." اگرچه ظاهر افراد می تواند اثرات مثبت و منفی عمیقی در دیگران بگذارد ، اما لازم است این مسئله را بیشتر و عمیق تر بررسی كنیم.

گروهی از زنان كه خارج از خانه كار می كنند، در مقایسه با زنانی كه تنها در داخل خانه كار می كنند از نظر ظاهر مرتب تر هستند. شاید این امر به صورت عادتی در آمده كه هر روزه مجبور به انجام آن هستند و اغلب ظاهر آراسته آنان موجب می شود، ناراحتی و گرفتاری های آنان به چشم نیاید. اما شما خانم هایی كه خارج از خانه كار نمی كنید، چه وقت به سر و وضع خود می رسید. آیا تنها زمانی كه برای انجام كاری از خانه خارج می شوید؟ آیا تا به حال از خود پرسیده اید كه وقتی شوهرتان از سركارمی آید، به نظر او چطور می آیید؟ آیا تا به حال به ظاهر خود در آینه نگاه كرده اید؟ آیا دیدن تصویر یك زن نامرتب در آینه برای خودتان جالب است؟

منظور ما این نیست كه آرایش كنید و وقتی شوهر از راه می آید بگویید:" من همه این كارها را برای تو كرده ام". و یا با عصبانیت بگویید كه اگر به خاطر تو نبود این همه گرفتاری نداشتم. یا این كه به ظاهر خود بی توجه باشید، و بگویید:" به من چه كه شوهرم شب می آید. من كه نمی توانم هر روز خودم را برایش درست كنم". بلكه می خواهیم بگوییم  اگر خواهان بنیان گذاشتن یك زندگی موفق و شاد هستید، در درجه اول باید برای خودتان احترام قائل باشید، و ظاهر خودتان برای "خودتان" هم مهم باشد. سعی كنید همیشه و در همه حال چه شوهر در خانه باشد و یا نباشد مرتب باشید. وقتی خود به ظاهر خود توجه داشتید و سعی كردید از نظر ظاهر شخصی مرتب باشید در آن صورت است كه دیدن شما در انتهای روز برای شوهر دلچسب خواهد بود. همانطور كه قبلاً  گفتیم، برای هر زنی اتفاق می افتد كه روزی بیمار شود و یا بر اثر كار و مشغله بیش از حد، نتواند به وضع ظاهر خود برسد. یك شوهر عاقل و فهمیده در همه حال زن را درك می كند و محبت لازم را از او دریغ نمی كند. اما اگر قرار باشد همیشه شلخته و نامرتب باشید، خودتان و رفتارهایتان برای شوهر خسته كننده می شوید . حتی اگر تهدید به خودكشی هم كنید برای او فرقی نمی كند! باید سعی كنید تا آنجا كه ممكن است مرتب و آراسته باشید.

همانطور كه عده ای از صاحبنظران می گویند: بسیاری از زنان بعد از تولد اولین كودك خود " زن بودن" و یا به گفته دیگر "همسر بودن" خود را فراموش می كنند و می پندارند منظور از یك مادر خوب بودن، "بی توجهی به وظایف همسری و شلخته بودن است".اگر می خواهید، فرزندان خوب و زندگی موفق داشته باشید، باید سعی كنید علاوه بر یك مادر خوب ، یك همسر وظیفه شناس باشید.

ممكن است كودك شما وقتی مادران دیگر دوستانش را می بیند، شما را هم شبیه به آنان بخواهد. اگر بخواهید براساس خواسته های كودكانه آنها پیش روید و نسبت به ظاهر و سر و وضع خود بی توجه باشید، طولی نخواهد كشید كه وقتی كودكتان بزرگتر می شود با وجود این كه می داند شما خودتان را وقف او كرده اید و هر طور كه او خواسته ، بوده اید شما را به خاطر نداشتن ظاهر آراسته ملامت می كند و به دنبال كسی می رود كه بتواند راجع به نحوه لباس پوشیدن و دیگر مسائل با او مشورت كند. پسسعی كنید در مسائل اجتماعی تا آنجا كه ممكن است با زمان جلو بروید. زیرا كودك شما هرچه بزرگتر شود، به مشاورت، مصاحبت و همفكری شما بیشتر احتیاج دارد؛ پس فراموش نكنید كه مادر و همسر خوب بودن مكمل یكدیگرند.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به نقش زن در زندگی مشترك خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:7  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

نقش عوامل فرهنگی در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت چهارم )

در قسمت قبل به نقش عوامل سیاسی در ازدواج پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم...

مهمترین عاملی كه در ازدواج نقش مؤثری دارد، عامل فرهنگی است.

چه بسیار خانواده هایی كه به علت ناهماهنگی در زمینه های مختلف فرهنگی وضع نابسامانی دارند و یك عمر را ناشاد و ناراحت می گذرانند. عوامل فرهنگی ابعاد مختلفی دارد كه مهمترین آنها عبارت اند از:

1- دین و مذهب؛ تشابه در اعتقاد و یا ...

2- آداب و رسوم ؛ تشابه در مراسم مختلف

3- لباس پوشیدن و آراستن ظاهر؛

4- سنت ها؛

5- اعتقادات و باورها.

در این فصل نقش هر یك از عوامل مذكور در رابطه با ازدواج و همسر گزینی بیان می شود.

الف: دین و مذهب در رابطه با ازدواج

اعتقادات دینی و مذهبی درازدواج نقش مهمی دارد. دختر و پسری كه با اعتقادات دینی متفاوت ازدواج می كنند؛ پس از احساسات پرشور جوانی، در زمینه های مختلف اختلاف نظر و احتمالاً ناسازگاری خواهند داشت. از جمله زمینه های مورد بحث موارد زیر را می توان نام برد:

- اختلاف در تربیت فرزندان: زن و شوهری كه دارای دو دین متفاوت هستند، مسلماً در چگونگی تربیت و آموزش فرزندان خود و نیز انجام مراسم دینی با مشكلات و مسائلی مواجه خواهند شد.

- اختلاف در عقاید

:- اختلاف در انجام فرایض و مراسم دینی: عدم هماهنگی در انجام فرایض و مراسم دینی می تواند زمینه ای برای ناسازگاری خانوادگی باشد.

- اختلاف در مسافرت ها و گردش: برای مرد یا زن مسلمان مسافرت های زیارتی و حج مورد توجه است؛ در حالی كه مرد یا زن غیر مسلمان رغبت به چنین برنامه هایی ندارد و یا در مورد حج اجازه انجام اعمال را ندارد.

لباس پوشیدن ( به ویژه حجاب برای زنان)، مسئله طهارت و سایر احكام ، موارد دیگری برای ایجاد ناسازگاری و اختلاف در زندگی زناشویی است.

با توجه به موارد بالا ، ازدواج دختر و پسر از دو دین متفاوت بخصوص اگر ایمان قوی داشته باشند، زندگی زناشویی را به سوی ناراحتی و نا شادی سوق می دهد. فرضاً اگر فردی با انگیزه های خاص به طور صوری تغییری در دین یا مذهب خود بدهد ، چون اعتقادات او در دوران طفولیت ریشه دار شده رفتار او با همسرش هماهنگی كامل نخواهد داشت.

مسئله دیگری كه قابل طرح است، موضوع مذهب و اختلافات مذهبی است. ازدواج یك دختر شیعه مذهب با یك پسر اهل تسنن نیز همان مشكلات اختلافات دینی را در پی خواهد داشت و گاه چون اختلافات در این زمینه با تعصب نیز همراه است، احتمال بروز مشكلات جدی تری را می تواند در پی داشته باشد.

اختلاف در سطح ایمان و اعتقاد دینی

بسیار اتفاق می افتد كه یك زوج مسلمان به علت اختلاف در سطح اعتقاد، زندگی پر آشوب و ناراحتی را می گذرانند. اگر یك دختر مؤمن  با یك پسر بی بند و بار ازدواج  كند، از نظر لباس پوشیدن، از نظر روزه گرفتن، نماز خواندن و یا معاشرت با دوستان شوهر و خانواده اش ناراحت است. او نمی تواند به اعتقاداتی كه بدان پای بند است، جامه عمل بپوشاند و گاه اتفاق می افتد كه شوهرش او را به انجام اعمال خلاف شرع نظیر عدم رعایت حجاب، دست دادن با مردان نامحرم و شركت در جلسات لهو و لعب و نظایر آن وادار كند و در صورتی كه اطاعت نكند با او ناسازگاری كند و به او بر چسب هایی نظیر مرتجع و عقب افتاده بزند و چه بسا كه زندگی را برای او تلخ سازد. در چنین خانواده هایی با نزاع و جدال در مواردی كه شوهر به دیدن نوارهای مبتذل ویدیویی و یا صرف وقت برای شنیدن نوارهای موسیقی مشغول است ، و زن با آن مخالف می كند ، مواجه می شویم. عكس این حالت نیز صادق است؛ پسر مؤمنی كه با دختر بی بند و بار و به اصطلاح متجدد ازدواج می كند ، از رفتار و اعمال و لباس پوشیدن او رنج می برد و اگر او را به اجبار به رعایت حجاب و سایر مسائل شرعی وادار كند، زندگی ناراحت كننده ای خواهد داشت؛ چه بسا كه خانواده های آنان نیز چنین اختلافی از نظر عقیده و رفتار داشته باشند و بالاخره پس از چند فرزند و سال ها تحمل ناراحتی، مجبور به طلاق و جدایی شوند.

ب: آداب و رسوم در رابطه با ازدواج

در جوامع مختلف ، آداب و رسوم متفاوتی رایج است . گاه عقاید یك جامعه با عقاید جامعه دیگر در تضاد می باشد و این موضوع بخصوص در مسئله زناشویی قابل توجه است.

در فرهنگ غرب اعتقاد به اصل آزادی جنسی آداب و رسومی را موجب شده است كه با عقاید جوامع اسلامی مغایر است و با اعتقادات مسلمانان همخوانی ندارد. از جمله این آداب و رسوم می توان به موارد زیر اشاره نمود:

- دست دادن زنها و مردها اعم از محرم و نامحرم؛

- معاشرت زنان و مردان نامحرم؛

- تشكیل جلسات لهو و لعب مختلط مرد و زن؛

- جدا شدن فرزندان از خانواده از 18 سالگی و گسیختگی رشته های عاطفی آنان با والدین؛

- اهمیت ندادن به صله رحم؛

- عدم همیاری؛

- قطع ارتباط های خانوادگی.

با توجه به آداب و رسوم رایج در ممالك غربی و تضاد آن با سنن و آداب اجتماعی در ممالك اسلامی می توان نتیجه گرفت كه ازدواج های پسر و دختر ممالك غربی صرفنظر از سایر عوامل فرهنگی تنها از دید آداب و رسوم رایج، عواقب خوشایندی نخواهد داشت.

آداب اجتماعی رایج در یك جامعه نیز در طبقات اجتماعی و ساكنان قسمتهای مختلف یك كشور متفاوت است و گاه در پیوندهای زناشویی مشكلاتی را ایجاد می نماید. آداب و رسوم ده با شهر ، و آداب و رسوم اصناف و طبقات مختلف اجتماع با یكدیگر فرق دارد. لذا  ضرورت دارد، در زناشویی همه این موارد مورد توجه قرار گیرد. خانواده های سنتی اجازه نمی دهند كه فرزند در حضور آنان آزادانه عمل كند. داماد یا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادر شوهر یا پدرشوهر و یا  پدر زن و مادر زن پای خود را دراز كند و یا احیاناً نسنجیده سخن گوید ، ناراحت می شوند و گاه این گونه رفتار به اختلاف و گله گذاری منجر می شود.

خانواده هایی كه به اصطلاح متجدد هستند و از فرهنگ غرب تقلید می كنند با خانواده های سنتی نمی جوشند. طبقات كارگر و مستضعف از آداب و رسوم خاص خود پیروی می كنند. در این گونه طبقات آداب و رسوم غربی محلی ندارد. چهار زانو نشستن و استفاده از كلمات خاص در سخن گفتن و احیاناً دراز كشیدن و لم دادن در مجالس از آداب رایج است كه به هیچ وجه این گونه رفتارها برای خانواده های فرنگی مآب قابل تحمل نیست و در نتیجه ازدواج هایی كه در چنین خانواده هایی با آداب و رسوم متفاوت صورت می گیرد، برای زوجین و خانواده های آنان خوشایند نیست و گاه به صورت مشكل حادی خودنمایی می كند كه حلاوت زندگی را از زن و شوهر می گیرد و خانواده های وابسته را نیز ناراحت می كند و به عكس العمل های ناخوشایند وا می دارد.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به دیگر عوامل فرهنگی مؤثر در امر ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:6  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

نقش دیگر عوامل فرهنگی در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت پنجم )

در قسمت قبل به مسئله عقاید دینی و آداب و رسوم در ازدواج كه باید مد نظر زوجین قرار گیرد پرداختیم . اینك در ادامه به دیگر عوامل مؤثر در زمینه های فرهنگی می پردازیم...

ج- لباس پوشیدن و آراستن ظاهر

در ازدواج مسئله لباس پوشیدن و آرایش ظاهر در مورد خانمها بسیار حائز اهمیت است. چنانچه یك زن مؤمن محّجبه با یك مرد  بی بند و بار ازدواج كند؛ زندگی برای یك عمر برای او زجرآور خواهد بود. برعكس یك زن آرایش كرده ی بد حجاب نیز چنانچه با مردی متدین ازدواج كند؛ زندگی هر دو با ناراحتی و مجادله خواهد گذشت. خوشبختانه چون نحوه لباس پوشیدن و آراستن ظاهر یك امر عینی است. بنابراین در این مورد بررسی و تصمیم گیری امر ساده ای است و هر كس در نگاه اول می تواند وضعیت خود را با طرف مقابل ارزیابی كند. قابل ذكر است كه در فرهنگ ایرانی مردان اعم از مؤمن و بی بند و بار ، به ناموس خود اهمیت می دهند و غیرت مردانگی آنان اجازه نمی دهد كه بدن همسر آنان عریان در معرض دید دیگران قرار گیرد و بخصوص روابط عاطفی با مردان دیگر داشته باشد. بنابراین دختران جوان باید این موضوع را در نظر داشته باشند و به خیال تجدد خواهی طوری عمل نكنند كه برای جلب مردان و خودنمایی، حركات جلف انجام دهند و لباس های نامناسبی بپوشند. آنچه در كنه ذات مردان با تعدیل های متفاوتی وجود دارد آن است كه همسر آنان را آفتاب و مهتاب ندیده باشد.

د- سنت های غیر معقول در زناشویی

بعضی از خانواده ها سنت های فرهنگی خود را حفظ كرده و آنها را به دیده احترام می نگرند و عمل می نمایند. از جمله سنت هایی ( خواه خرافی یا معقول) كه در این زمینه مطرح است؛ عبارت اند از:

- مرد در خانه تصمیم گیرنده است و زن باید از او اطاعت كند و به طور كلی مرد سالاری حاكم بر خانواده است.

- خانواده به دختر اهمیت نمی دهد و دختر داشتن یك نوع بدشانسی است. از یك مرد مخالف با دختر پرسیده شد كه چند بچه داری گفت یكی، آن چهار دختر كه به حساب نمی آیند!

- تحصیل دختران را ضروری نمی دانند و معتقدند كه كار زنها بچه داری و خانه داری است.

- زنها را به صورت های مختلف تحقیر می كنند و آنان را به اسامی ضعیفه ، ناقص الایمان و نظایر آن می خوانند.

- مردها از گرفتن چند زن ابا ندارند.

- انجام ازدواج موقت برای مردان عیب نیست.

- زورگویی و دیكتاتوری به زن و بچه از مشخصات خانواده مرد سالاری است.

- بی بند و باری و فساد و دیر آمدن شوهران به خانه چندان مهم نیست؛ ولی كوچكترین خطا از سوی زن مصیبتی بزرگ است و به شدت با آن برخورد می شود.

- زنها را به عنوان موجوداتی كه باید كار كنند و سهم نبرند؛ می شناسند.

- مرد در ثروت زن و مصرف آن دخالت می كند و هیچ استقلال و شخصیتی برای زن قایل نیست.

- در بعضی از خانواده ها زن سالاری است و زن حاكم بر خانه است.

- در خانواده پدر سالاری كه پدربزرگ و پسران و دختران، عروسها و دامادها هر یك در یك یا دو اطاق ساكن بوده و همه با هم زندگی می كنند؛ استقلال عروس،  داماد و بچه ها محدود و پدر بزرگ از موقعیت خاصی برخوردار است.

شیوه هایی كه ذكر شد بخشی از سنت های غیر معقول در خانواده هاست. دختر و پسری كه بخواهند ازدواج كنند ، بایستی در مورد خانواده مورد نظر خود تحقیق نمایند و در صورت وجود سنت های مشابه آنچه گفته شد جای خود را در خانواده مشخص و ارزیابی كنند و چنانچه حاضر به پذیرش آنها نیستند از قبول همسر از چنین خانواده هایی امتناع ورزند.

هـ - اعتقادات و باورها

علاوه بر اعتقادات دینی و مذهبی جنبه های دیگری را نیز در بر می گیرد كه از نظر زندگی خانوادگی اهمیت زیادی دارد؛ برای دختری كه تمام هـّم و غمش توجه به لباس و تجملات و خودنمایی است ، تحمل مردی كه تمام اوقات خود را به مطالعه می گذراند و توجهی به لباس او و خودش و وضعیت خانه ندارد؛ مشكل است.

در زندگی هر فرد ارزش ها و ضد ارزش های فرهنگی نقش مهمی دارد؛ باید توجه داشت كه كدام ارزش و عقیده خوب یا بد است . در اینجا آنچه مطرح است ، اختلاف اعتقادات و باورها و نقش آنها در زندگی خانوادگی است. این موضوع باید قبل از ازدواج مورد توجه قرار گیرد و فرد همسری انتخاب كند كه اعتقادات و باورهای او به اعتقادات و باورهای وی نزدیك باشد. در این صورت آنها خواهند توانست با روش های منطقی بر اعتقادات و باورهای یكدیگر تأثیر بگذارند و اختلاف های جزیی را حل و ایجاد تفاهم نمایند.

وظایف مشاوران در امر ازدواج در رابطه با عوامل فرهنگی

1- مهمترین وظیفه مشاوران در مورد دختر و پسری كه متدین به دو دین متفاوت می باشند و قصد ازدواج دارند ، آن است كه آنان را با پیامدهای چنین ازدواجی آشنا سازند. دختر و پسر ممكن است تحت تأثیر مسائل جوانی به اهمیت اختلاف عقاید دینی توجه نكنند. مشاوران باید محیطی فراهم كنند تا آنان علل ازدواج خود و جنبه هایی را كه بدان توجه كرده اند ، بیان كنند. سپس اموری دیگر از جمله اختلاف عقیده دینی را مطرح سازند و در این زمینه آنان هشدار دهند.

2- مشاوران باید دختر و پسری را كه پیرو دو دین متفاوت می باشند، از نظر سطح ایمان در دینی كه به آن اعتقاد دارند، بررسی كنند و چنانچه اعتقاداتشان عمیق و ریشه دار باشد ، آنان را به تغییر دین یا مذهب امیدوار ننمایند.

3- مسئله دیگری كه مشاوران باید بررسی و اطلاعات آن را به چند دختر و پسر منتقل نمایند؛ میزان اختلاف عقاید دو دین است. در بعضی از ادیان درصد اختلاف عقاید آنها است. ولی بعضی ادیان اختلاف جّدی و حالت خصمانه نسبت به هم  دارند؛ كمك ِمشاور در این زمینه می تواند در تصمیم گیری آنان مؤثر باشد.

4- پیوند همسران متدین به دین و مذهب با سطح اعتقادی یكسان ، بهترین حالت ازدواج است. بنابراین مشاوران باید دختران و پسران را به این امر توجه دهند تا آنان در زندگی زناشویی از نظر تفاوت در اعتقادات مذهبی رنج نبرند و بتوانند فرائض و مراسم دینی را به طور مشترك انجام دهند.

5- در مواردی كه پسر و دختر از نظر ایمانی و اعتقادی اختلاف دارند ، مثلاً یكی متدین  و مؤمن و دیگری بی بند و بار و به اصطلاح متجدد است ، وظیفه مشاور آگاهی دادن آنان به مشكلات بعد از ازدواج است. این امر چنانچه كاملاً توجیه و تفهیم گردد ، مطمئناً در تصمیم گیری آنان در جهت همسر گزینی تأثیر خواهد گذاشت.

6- در مورد اختلاف آداب و رسوم اعم از این كه در دو جامعه یا در طبقات اجتماعی یك جامعه یا راجع به ساكنان قسمت های مختلف جغرافیایی یك كشور باشد ، مشاور باید دختر و پسر را از نظر آداب و رسوم رایج آگاهی دهد و اختلاف آداب و رسوم جامعه یا طبقه اجتماعی هر یك از طرفین را مقایسه نماید. در صورتی كه در این مقایسه اختلاف جّدی و مشكل زا وجود داشت؛ باید طرفین را به اهمیت موضوع توجه دهند.

تغییر ویژگی های فرهنگی در بعضی از جوامع به دلیل ریشه دار بودن آنها بسیار مشكل است. گاه این موضوع در مسائل زناشویی زوجین كه از دو جامعه یا دو طبقه اجتماعی متفاوت می باشند ، مشكلات جّدی ایجاد می نماید.

7- موضوع لباس پوشیدن از دو جنبه حائز اهمیت است یكی این كه پوشش زنان مرتبط با عقاید دینی است و دیگر این كه از نظر اجتماعی واجد ارزش است.

بنابراین در ازدواج نحوه لباس پوشیدن نقش مهمی دارد كه بایستی زوجین را بدان توجه داد. مشاوران باید در مسائل فرهنگی كه برخاسته از اعتقادات و عادات ریشه دار است هیچ موردی را در زمینه ازدواج نادیده نگیرند و به زوجین آگاهی و اطلاعات لازم بدهند.

8- در مورد رسم های غیر معقول و اعتقادات و باورها كه نقش تعیین كننده در ازدواج دارند ، باید مشاوران جداً وارد عمل شوند و در رابطه با باورها و سنت هایی كه غیر معقول بوده و ممكن است شالوده زندگی زناشویی را سست نماید ، اطلاعات لازم بدهند و زوجین را در مورد عواقب بعدی آنها توجیه كنند.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به نقش میزان تحصیلات زوجین در امر ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:6  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

بگویید چه شخصیتی دارید تا بگویم همسر مناسب شما چه شخصیتی باید داشته باشد؟

به چشم كسان كز بصر یافت نور

پدید است مقدار هر كس ز دور

(امیر خسرو دهلوی)

شخصیت وابستهDependent Personality))

شخصیت وظیفه شناس

شخصیت وسواسی (Obsessive)

شخصیت دارای اعتماد  به نفس بالا

ویژگی های خلقی شخصیت افسرده

شخصیت مِهر طلب

ویژگی های افراد خود شكوفا ( Self- actualized)

شخصیت نمایشی

پذیرش ( خود، دیگران، طبیعت)

شخصیت مراقب

آنچه افراد سالم از آن می رنجند

ویژگی های شخصیت حساس

خودانگیختگی، سادگی، طبیعی بودن

شخصیت فارغ البال

مسئله مداری

شخصیت ماجراجو

خود مختاری، استقلال فرهنگ و محیط، اراده

شخصیت پرشور

استمرار تقدیر و تحسین

شخصیت متلون

حس همدردی

شخصیت جدی

روابط بین فردی

شخصیت با خصیصه های فردی

ساختار مـَنشی مردم گرا

شخصیت پارانوئید یا سوء ظنی (Paranoid Personality)

تشخیص بین وسیله و هدف

شخصیت اسكیزوئید (Schizoid)

شوخ طبعی

شخصیت اسكیزوتایپی(Schizotypal)

خلاقیت

شخصیت ضد اجتماعی ( Antisocial)

مقاومت در برابر فرهنگ پذیری

شخصیت نمایشی یا هستیریك ( Histrionic)

كیفیت كناره گیری و نیاز به خلوت و تنهایی

شخصیت خود شیفته(Narcissistic)

نتیجه گیری

شخصیت اجتنابی (Avoidant)

ویژگی های مهم شخصیت دارای اعتماد به نفس

یكی از معیارهای انتخاب همسر در نظر گرفتن خصوصیات شخصیتی وی و همسانی آن با شخصیت فردی است كه می خواهد ازدواج كند. البته پی بردن به این مهم كاری دشوار و  كاملاً تخصصی است ولی جهت شناخت بهتر جوانان عزیز و آشنایی بیشتر آنها به معرفی چند تیپ مختلف شخصیتی می پردازیم.

لازم به ذكر است مطالبی كه مطرح می شود فقط در كلیات مصداق دارد و شاید در مورد تك تك افراد صدق ننماید، قصد ما بیشتر افزایش اطلاعات جوانان و نوجوان عزیز است و جهت بررسی و تحلیل مشكلات خاص به آنها توصیه می شود حتماً به مراكز مشاوره و روان درمانی مراجعه فرمایند. با بیان این مقدمه ابتدا به  معرفی بعضی از انواع تیپ های شخصیتی می پردازیم و در قسمت های بعد به شما می گوییم كه چه همسری مناسب هر تیپ شخصیتی است.

شخصیت وظیفه شناس

وظیفه شناس ها به اصول اخلاقی پای بند هستند و تا كارشان را درست و تمام انجام ندهند، آرام نمی گیرند. آنها به خانواده خود وفادارند و از مقامات مافوق اطاعت می كنند. كار زیاد، ویژگی بارز این گونه ی شخصیتی است وظیفه شناس ها موفقیت طلب هستند، هیچ پزشك، وكیل، دانشمند یا مقام اداری موفق بدون برخورداری از این ویژگی شخصیتی نمی تواند در كارش موفقیتی كسب كند.

هشت ویژگی شخصیت وظیفه شناس

وظیفه شناس ها در مقایسه با سایرین از این هشت ویژگی بهره بیشتری دارند

1- كار زیاد: وظیفه شناس شیفته كار است.

2- كار درست: شخصیت وظیفه شناس به درست انجام دادن كارها توجه دارد. او پایبند وجدان است و به ارزش ها و اصول اخلاقی بها می دهد.

3- راه درست: "همه چیز باید درست انجام شود" شخصیت " وظیفه شناس" معنای این جمله را به خوبی می داند ؛ از رسیدگی به حساب های مالی گرفته تا دستیابی به هدف های مقام مافوق، و طرز تمیز كردن زیر سیگاری ها، همه اینها باید درست انجام شود.

4- كمال طلبی: وظیفه شناس ها می خواهند همه ی كارها بدون كمترین لغزش و به مطلوب ترین شكل ممكن انجام شود.

5- ثابت قدم: این افراد به نقطه نظرهای خود پایبندند و در معرض ناملایمات مصمم تر می شوند.

6- توجه به جزئیات: وظیفه شناس ها به نظم و ترتیب و جزئیات امر توجه دارند. آنها سازمان دهندگان خوبی هستند ؛ توجه به جزئیات از جمله ویژگی های این گونه شخصیتی است.

7- احتیاط: در تمام امور زندگی محتاط و دقیق و مراقب هستند.

8- صرفه جویی: وظیفه شناس ها صرفه جو هستند. آنها از دور انداختن چیزهایی كه برایشان فایده ای دارند و یا قبلاً داشته اند و یا احتمالاً خواهند داشت خودداری می كنند.

چند توصیه برای زندگی با وظیفه شناس      

1- با روی خوش، از خود صبر و شكیبایی به خرج دهید و بگذارید وظیفه شناس ها عادات خود را داشته باشند. به او فشار نیاورید،" كه ترا به خدا ، امروز را به ما اختصاص بده" بهتر است به خود بگویید من همسرم را می شناسم او تا كارش را انجام ندهد دست بردار نیست.

2- انتظار نداشته باشید كه شخصیت "وظیفه شناس" تغییر بكند شما نیز از توانمندی هایتان استفاده كنید.

3- هرگز با او بحث نكنید و درگیر جنگ قدرت نشوید. او آن قدر بحث و مشاجره را ادامه می دهد تا تسلیم شوید و یا قانع گردید، سعی كنید به حرفهایش به راحتی گوش كنید.

4- از شرایط خود شاد باشید و از امنیت و ثباتی كه همسر " وظیفه شناس" شما به زندگی تان می آورد، راضی باشید.

5- از او انتظار تعریف و تمجید نداشته باشید. همسر وظیفه شناس شما ممكن است در مورد لباس یا وضعیت ظاهری شما حرفی نزند ولی او به خوبی متوجه شماست.

6- انعطاف پذیر باشید.

همسر مناسب وظیفه شناس ها

اشخاص وظیفه شناس، اغلب افرادی كه احساسات خود را بروز دهند مانند شخصیت های نمایشی را می پسندند. از سوی دیگر وظیفه شناس ها، ماجواجوها و كسانی را كه ریسك می كنند، دوست دارند. اشخاص به نسبت "جدی" و " حساس" نیز احتمالاً با استقبال وظیفه شناس ها روبرو می شوند. شخصیت وظیفه شناس، با افراد " پرشور" و یا " مراقب " همخوانی ندارد و شخصیت "فارغ البال" ( بی خیال ) آنها را ناراحت می كند.

شخصیت دارای اعتماد  به نفس بالا

اینها افرادی شاخص اند و معمولاً رهبران، ستارگان و جاذبان بخش های عمومی و حقوقی جامعه را تشكیل می دهند. حرمت نفس جادویی و اعتماد به نفس كه ویژگی این گونه شخصیت است رؤیاها را به پیروزی ها و موفقیت های چشمگیر تبدیل می كند.

ویژگی های مهم شخصیت دارای اعتماد به نفس

1- حرمت نفس: افراد با این تیپ شخصیتی به خود و توانمندی هایشان اطمینان دارند. آنها خود را موجوداتی منحصر به فرد می دانند و معتقدند دلیلی برای حضور آنها در این سیاره خاكی وجود دارد.

2- معتقد به تشریفات و احترامات رسمی هستند و انتظار دارند كه دیگران در تمام مواقع با آنها با احترام برخورد كنند.

3- بلند پروازی: این افراد موجوداتی بلند پرواز و جاه طلب هستند.

4- سیاستمداری: این افراد در برخورد با دیگران زیرك و حسابگر هستند و از توانمندی های دیگران برای رسیدن به خواسته ها یشان استفاده می كنند.

5- رقابت در وجود آنها شعله ور است . می خواهند به اوج برسند و همانجا باقی بمانند.

6- از معاشرت با افراد بلند مرتبه و شاخص لذت می برند.

7- خودآگاهی: از حالات ذهنی و روحی خودشان آگاه هستند و می دانند چه فكر و چه احساسی دارند.

8- توازن و وقار: " بااعتماد به نفس ها" تعریف ها و تمجیدهای دیگران را با رغبت می پذیرند، ولی هویت خود را از دست نمی دهند.

چند توصیه برای زندگی با شخصیت دارای اعتماد به نفس بالا

همسر مناسب شخصیت با اعتماد به نفس، كسی است كه خوشبختی را در رفع نیازهای دیگران جستجو می كند، از جمله این گونه های شخصیتی می توانیم به " مهر طلب ها" اشاره كنیم. مشروط بر آنكه این گونه افراد راه افراط نروند و فردیت و حد و حدود همسر خود را مخدوش نسازند. شخصیت های حساس به همسران قدرتمند و معاشرتی نیاز دارند و شخصیت های با اعتماد به نفس می خواهند مورد نیاز باشند. بنابراین، این دو تیپ شخصیتی اغلب مكمل یكدیگر. هستند شخصیت " نمایشی " نیز اگر تضمین بیش از اندازه نخواهد، می تواند همسر مناسبی برای شخصیت " با اعتماد به نفس " باشد اگر دو " با اعتماد به نفس " یكدیگر را به همسری انتخاب كنند، امكان بروز مبارزه میان آنها زیاد است.

از جمله گونه های شخصیتی كه " با اعتماد به نفس ها" همخوانی ندارند می توان به " مراقب ها " " فارغ البال ها" "ماجراجوها" و " پرشورها" اشاره كرد.

"با اعتماد به نفس"  نیاز دارد كه همیشه شماره یك باشد. این را به عنوان یك منش شخصیتی در او بپذیرید.  برای جلب توجه او، به او توجه كنید. عشق و محبت و وفاداری شما برای او بسیار مهم و با ارزش است. مراقب باشید عزت و حرمت نفس خود را در گرو محبت و توجه او قرار ندهید، خود را بی قید و شرط دوست بدارید و توجه داشته باشید كه او گهگاه به شما نزدیك می شود و بعد فاصله می گیرد. این موضوع به ویژه بعد از ایجاد رابطه بیشتر به چشم می خورد. تعادل احساسی خود را حفظ كنید و بی جهت نتیجه گیری شتابزده ننمایید كه دیگر همسرتان شما را دوست ندارد. به احتمال زیاد مشغله ذهنی پیدا كرده است. اگر لازم است با همسر " با اعتماد به نفستان" رویارویی بكنید، تنها احساستان را با او در میان بگذارید، نظرتان را بگویید ولی درباره ی او  داوری نكنید، توجه داشته باشید كه برای او مورد انتقاد قرار گرفتن دشوار است. وقتی نگرش ها و احساسات خود را با همسرتان در میان می گذارید به او امكان می دهید كه شما را بهتر درك كند و از بروز اختلافات بعدی جلوگیری نماید.

شخصیت مِهر طلب

" مهرطلب" موجودی علاقه مند، مراقب و متوجه است، شما كسی را پر محبت تر، مشتاق تر و دلواپس تر از او نسبت به خود پیدا نمی كنید. تیپ مهر طلب برای جلب محبت دیگران تلاش فراوان می كند. مثلاً  تمام وقت، پول و انرژی خود را مصرف می كند ولی آن را به حساب سخاوتمندی و فداكاری می گذارد، در یك مسابقه جرئت جلو افتادن از حریف را ندارد و انگار یك دست نامرئی  مانع حركت، جلو افتادن و موفقیت او می شود. گاهی وقت ها شخصیت های مهر طلب اگر یك مقدار عصبی هم باشند و تحت اضطراب قرار بگیرند آن وقت مشكل پیدا می كنند. مثلاً یك شخصیت سالم می گوید " من محبت شما را دوست دارم و از آن لذت می برم" ولی یك شخصیت عصبی مهر طلب می گوید: " من به محبت شما احتیاج حیاتی دارم و مجبورم به هر قیمتی كه شده آن را به دست آورم ولو این كه از آن لذتی هم نبرم" یعنی برای محبت ارزشی بیش از حد قائل است. محبت همه كس ، خواه یك رهگذر ناشناس، برای او اهمیت حیاتی دارد و یك بی اعتنایی مختصر یا یك لبخند مهرآمیز و صمیمانه می تواند حالت روحی او را از این رو به آن رو گرداند یا اصولاً دیدش را نسبت به زندگی تغییر دهد. در ازای جلب محبت حاضر است هر بهایی بپردازد و مهمترین بهایی كه می پردازد گذشتن از استقلال رأی و آزادی است . او با هم بودن را خیلی ترجیح می دهد و تنهایی را دوست ندارد. " مهر طلب ها" به دیگران متكی هستند و از آنها به خوبی خط می گیرند. هنگام تصمیم گیری نظرات دیگران را می پرسند و به توصیه آنها عمل می كنند.

همسر مناسب برای شخصیت مهر طلب

زنان و مردان " مهر طلب" می توانند با سایر گونه های شخصیتی كنار بیایند آنها به خوبی می توانند نیازهای همسرشان را تشخیص دهند و به رفع آنها اقدام نمایند اما اشكالاتی نیز دارند. "مهر طلب" گوش شنوا دارد و سر به زیر است و در این شرایط ترجیح  می دهد همسرش عهده دار امور باشد. شخصیت " مهرطلب " باید مواظب باشد كه با گونه اختلال شخصیتی " سادیستی " یا " ضد اجتماعی " طرف نشود؛ این اشخاص به راحتی می توانند موجب رنجش و آزار شخصیت مهرطلب را فراهم سازند. احتمالاً برای شخصیت مهر طلب ، شخصیت وظیفه شناس، همسر خوبی می شود. شخصیت های " مهر طلب " و " پرشور" هم به خوبی با هم كنار می آیند.

چند توصیه برای زندگی با مهر طلب ها

1- شخصیت " مهر طلب " به راضی كردن شما علاقه دارد، وی را بپذیرید و به خاطر آنچه او به شما ارزانی می كند احساس گناه نكنید.

2- توجهات او را فرض مسلم و مفت ندانید. شخصیت مهرطلب در زندگی به خوبی امیال شما را پیش بینی می كند و این امیال را در اولویت قرار می دهد. ولی وقتی چیزی از شما می خواهد، ممكن است به روی خود نیاورد و خواسته هایش را مطرح نسازد و منتظر می ماند تا نیازهای او را تشخیص دهید، پس سعی كنید در تشخیص نیازهایش كوشا باشید.

3- از آنجایی كه او نسبت به نظر دیگران در مورد خودش بسیار حساس است و ذهنش اسیر تأیید و تكذیب دیگران است، لذا انتقاد كردن از " مهرطلب" او را نسبت به خودش مردد می كند و چه بسا در مقام سرزنش خود بر می آید كه لزوماً واكنش سازنده ای نیست. هنگامی كه خواستید از او انتقاد كنید همیشه اول خصوصیات مثبت وی را برشمارید و بعد مطالبی را در حد تذكر گوشزد نمایید.

4- به نظرات مثبت وی بها دهید و از آن استقبال كنید. شخصیت مهر طلب هرچه شدت مهر طلبی اش زیادتر باشد، بیشتر می خواهد شما را راضی كند و برای راضی كردن شما حرفی بزند ولی ممكن است نظر دیگری داشته باشد. بنابراین باید نیازهایش را بشناسید و مواظب باشید حرف او با سخن دلش یكی باشد. مثلاً  شما می گویید، می خواهید روز جمعه به كوه برویم و وی جواب می دهد " بله بسیار عالی است" در حالی كه ممكن است دلش بخواهد كارهای عقب افتاده اش را انجام دهد.

شخصیت نمایشی

شخصیت نمایشی می تواند روی زندگی همه اطرافیان خود اثر بگذارد.

ویژگی های شخصیتی وی عبارت اند از:

1- احساسات: زنان و مردان نمایشی در یك دنیای احساسی زندگی می كنند

احساس گرا هستند، احساسات وعواطف خود را ابراز می كنند، گرم و پرمحبت هستند.

2- زندگی را زنده و با روح می بینند، تصوراتی سرشار دارند، داستان های سرگرم كننده تعریف می كنند. عاشق تخیل و ماجراها و داستانه های عاشقانه خوش فرجام هستند.

3- " شخصیت های نمایشی" دوست دارند كه دیده شوند، می خواهند جلب نظر كنند و مورد توجه قرار گیرند، آنها اغلب كانون توجهند. وقتی همه چشمها را متوجه خود ببینند، شكوفا می شوند.

4- وضع ظاهر: آنها به آراستگی بهای فراوان می دهند، از لباس، از مد و از طرز لباس پوشیدن لذت می برند.

5- جذابیت جنسی: افراد نمایشی از جنسیت خود راضی هستند با دیگران گرم می گیرند و نگاهها را به خود جلب می كنند.

6- ایجاد ارتباط: نمایشی ها به راحتی به دیگران اعتماد می كنند و با آنها ارتباط برقرار می سازند.

7- توجه به عقاید دیگران: نمایشی ها با اشتیاق به دیدگاه ها و پیشنهادات دیگران توجه می كنند.

همسر مناسب شخصیت نمایشی

" شخصیت های نمایشی" تحت تأثیر گونه شخصیتی خود می توانند با انواع شخصیت ها به تفاهم برسند، اما به نظر می رسد رابطه ای در زندگی آنها دوام پیدا می كند كه بتواند تعادلی در زندگی زناشویی آنها برقرار سازد و در این میان شخصیت وظیفه شناس می تواند همسر خوبی برای شخصیت نمایشی باشد.

زن و شوهرهای "نمایشی" و" با اعتماد به نفس" به دلیل تشابهاتی كه دارند با یكدیگر كنار می آیند. این دو شخصیت، توجه دیگران را جلب می كنند و می توانند از توجه آنها برخوردار گردند و مشتركاً از آن استفاده كنند. شخصیت های مهر طلب نیز از زندگی با شخصیت نمایشی راضی هستند.

چند توصیه برای زندگی با " نمایشی " ها

1- به او آزادی احساس بدهید و از نتایج ناشی از آن برخوردارشوید، پروبال او را نبندید، در برنامه های اجتماعی مشاركت كنید، به سفر بروید، میهمانی بدهید، در میهمانی ها شركت كنید.

2- از او تعریف كنید. از طرز لباس پوشیدن و وضع ظاهرش تعریف كنید. از موفقیت هایش تعریف كنید." همسر نمایشی" شما می خواهد با او به صراحت حرف بزنید و به ویژه احساسات مثبت خود را با او در میان بگذارید. هر چه قدر از وی تعریف كنید برایش زیاد نیست ولی صداقت را فراموش نكنید، اگر به حرفی كه می زنید، معتقد نباشید او خیلی سریع این مطلب را در چهره و كلامتان می خواند.

3- رمانتیك باشید، برایش گل، شیرینی و هدیه تدارك ببینید. در مناسبت های مختلف به او كارت بدهید. بی مهری و بی توجهی او را دلگیر می كند.

4- واقع بین باشید. " شخصیت نمایشی"، انجام دادن بعضی از كارها را دوست ندارد از جمله نسبت به اموری كه با پول ارتباط دارند، بی توجه است. بهتر است مسئولیت های مالی را خودتان تقبل كنید. به جزئیات امور شخصاً رسیدگی كنید. او را به انجام بهتر كارها تشویق كنید؛ اما هرگز انتظار نداشته باشید كه بتواند در انجام دادن این قبیل كارها در سطح و حد شما ظاهر شود. در ضمن به او كمك كنید تا به مسئولیت هایی مانند، تلفن كردن، شركت در جلسات و به خصوص جلسات مرتبط با فرزندان، عمل نماید.

5- كینه به دل نگیرید، شخصیت نمایشی مسائل را به دل نمی گیرد. او احساسات منفی و مثبتش را نشان می دهد، ولی زود همه چیز را فراموش می كند.

شخصیت مراقب

مراقب ها، با شش ویژگی زیر شناسایی می شوند:

1- استقلال: شخصیت " مراقب" از استقلال زیاد برخوردار است. به توصیه و مشاوره با دیگران محتاج نیست، به سادگی تصمیم می گیرد و می تواند از خودش مراقبت كند.

2- احتیاط: در برخورد با دیگران متوجه و هشیار است و قبل از برقراری ارتباط با اشخاص همه جوانب را در نظر می گیرد.

3- زمینه های دركی: شخصیت مراقب به خوبی گوش می دهد تا از كم و كیف دقیق مطالب آگاه شود.

4- دفاع از خود: مراقب به ویژه وقتی مورد حمله قرار می گیرد به خوبی از خود دفاع می كند.

5- حساسیت نسبت به انتقاد: انتقاد را جدی می گیرد، ولی هرگز مرعوب آن نمی شود.

6- وفاداری و صداقت: شخصیت مراقب به صداقت و وفاداری بهای فراوان می دهد.

كنار آمدن با شخصیت مراقب

1- شخصیت مراقب ممكن است بسیار با اعتماد به نفس، مستقل، محكم و قاطع باشد. ممكن است ندانید تا چه اندازه به احترام و توجه شما نیازدارد، این خواسته ی او را به تكرار برآورده سازید.

2- در توجه كردن به او تردیدی به خود راه ندهید گرچه ممكن است او بسیار دیر جواب دهد و دیر به شما اعتماد كند اما اصرار در موردش مؤثر واقع می شود . این مسیر را بپیمایید.

3- احتیاط و خویشتن داری او را به حساب بی تفاوتی وی نگذارید. انتظار نداشته باشید كه به دیواره دفاعی او نفوذ كنید تا احساسات عمیقش را با شما در میان بگذارد. اگر ارتباط شما با او محكم و با ثبات است به او اطمینان كنید.

4- بهترین راه برخورد و انتقاد از شخصیت " مراقب " این است كه بدون  انتقاد و بدون مقصر قلمداد كردن او احساساتتان را با او در میان بگذارید. بگویید به او اهمیت می دهید و خواهان روابط بهتر هستید.

5- در معاشرت های اجتماعی سررشته كار را به دست گیرید. شخصیت " مراقب" از این رفتار شما استقبال می كند.

6- توجه داشته باشید اگر دانسته یا نادانسته به او بی اعتنایی كنید موضوع را به دل می گیرد و به راحتی شما را نمی بخشد.

ویژگی های شخصیت حساس

1- آشنایی:" حساس ها" آشناها را به ناآشناها ترجیح می دهند. آنها با عادت، تكرار و یكنواختی، سازگاری دارند.

2- توجه به دیگران: حساس ها به نظر دیگران درباره خودشان عمیقاً توجه دارند، و برایشان بسیار مهم است كه دیگران راجع به آنها چگونه می اندیشند.

3- احتیاط: در ارتباط با دیگران بسیار محتاطانه عمل می كنند. از قصاوت عجولانه خودداری می ورزند.

4- رعایت جانب ادب: شخصیت حساس، به معنای واقعی كلمه راعی ادب است.

5- وظیفه شناسی: حساسها اگر بدانند از آنها چه انتظاری می رود، چه باید بكنند و چگونه با دیگران تماس برقرار نمایند. در حد عالی خود ظاهر می شوند.

6- آنها به سادگی افكار خود را با دیگران ، حتی با كسانی كه به خوبی آنها را می شناسند، در میان نمی گذارند.

همسر مناسب شخصیت حساس

وظیفه شناس ها ، با اعتماد به نفس ها  و نمایشی ها می توانند همسر مناسبی برای " حساس ها " به حساب آیند. شخصیت " ماجراجو" بدترین گونه شخصیتی برای همسر حساس است، زیرا از  خطر و ماجواجویی استقبال می كند.

كنار آمدن با شخصیت حساس

شخصیت حساس را با تمام ویژگی هایش بپذیرید، او را شكنجه احساسی نكنید، نخواهید كه برای راضی كردن شما به هر سازی كه می زنید برقصد؛ با او سازش كنید. در برخورد با ناشناخته ها به شخصیت حساس كمك كنید، با او به اجتماعات و گردهمایی ها بروید. با او حرف بزنید، به او بگویید برای یافتن راه حلی جهت برخورد با مشكل او علاقه مند هستید.

شخصیت فارغ البال

مردان و زنان فارغ البال بیشتر با ویژگی های زیر شناخته می شوند.

1- آنها حق مسلم خود می دانند كه هر طور می خواهند از زندگی لذت ببرند. آنها به آسایش و راحتی خود بها می دهند. برای وقت آزادشان ارزش فراوان قائلند و می خواهند خوشبختی را جستجو كنند.

2- فارغ البال ها ، طبق مقررات رفتار می كنند. آنچه لازم است را ارائه می دهند و حاضر نیستند از این حد فراتر روند.

3- آنها در برابر هر فشاری كه آن را غیر منطقی بدانند، مقاومت می كنند و حاضر نیستند بیش از حد وظیفه و مسئولیت خود، كاری صورت دهند.

4- زنان و مردان " فارغ البال" با زمان برخورد راحت دارند. آنها زیر فشار زمان قرار نمی گیرند. برای آنها عجله كار بی موردی است. این اشخاص آسان گیر و خوشبین هستند و معتقدند كاری كه باید بشود، می شود.

5- فارغ البال ها تحت تأثیر مقام بالا دست قرار نمی گیرند و معتقدند كه به اندازه هر شخص دیگری خوب هستند و حق دارند از بهترین زندگی ها برخوردار باشند.

همسر مناسب شخصیت فارغ البال

فارغ البال ها به همسری فهیم، و از خود مایه گذار احتیاج دارد. او قبل از خود به نیازهای دیگران نمی اندیشد و برای راضی كردن دیگران راه درازی نمی رود: ولی می خواهد مورد توجه همسرش باشد. همسر " فارغ البال" باید از خود گذشته و مهرطلب باشد. فارغ البال اغلب با "مراقب" سازگار است. ولی با " نمایشی" و " متلون" همخوانی ندارد. شخصیت "ماجراجو" مانند فارغ البال به شادی و خوشی علاقه مند است. اما فارغ البال می خواهد، قانونگذار باشد؛ " ماجراجو" هم كه استاد شكستن قانون است. به همین دلیل این دو گونه شخصیتی با هم همخوانی ندارند. اگر می خواهید در كنار یك شخصیت فارغ البال زندگی راحتی داشته باشید سعی كنید در شادی های " فارغ البال" شریك شوید؛ در فعالیت ها و تفریحات او مشاركت كنید؛ از وی به خوبی مراقبت كنید؛ زندگی را سخت نگیرید و واقع بین باشید. زندگی با فارغ البال به از خود گذشتگی بیشتری احتیاج دارد. به جای این كه بخواهید جنبه های منفی اش را تغییر دهید، سعی كنید بیشتر به جنبه های مثبت وی توجه نمائید.

شخصیت ماجراجو

زنان و مردان ماجراجو، تن به خطراتی می دهند كه سایرین از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف اغلب ما ، نگران و وحشت زده نمی شوند، آنها در لبه ها زندگی می كنند، با محدودیت ها  می ستیزند و جان خود را به مخاطره می اندازند.  برای آنها تن به خطر دادن ، معادل پاداش است. آنها می گویند اگر خطری نباشد سودی هم در كار نیست.

اكثر آنها تحت تأثیر عقاید دیگران و هنجارهای اجتماعی قرار نمی گیرند و به ارزشهای خود معتقدند. آنها به راحتی به فعالیتهای پر خطر تن می دهند و می گویند زندگی باید مخاطره آمیز باشد. در زندگی استقلال دارند. آنقدرها نگران دیگران نیستند و معتقدند هر كس در قبال خود مسئول است. همچنین آنها از هنر متقاعد كردن برخوردارند و به راحتی دیگران را تحت تأثیر قرار داده و دوستی آنها را برای خود می خرند. به سیاحت و سیر و سفر علاقه بسیار دارند. پرجنب و جوش و شرورند. در كودكی و نوجوانی به شرارت تن می دهند و برای دیگران مسئله ساز می شوند. در برابر هر كس كه بخواهد از آنها سوء استفاده كند می ایستند جسور و شجاعند. یكی از ویژگی های مهم آنها "در حال زندگی كردن" است. آنها به خاطر حوادث و رویدادهای گذشته تأسف نمی خورند، برای آنها زندگی چیزی است كه باید آن را در لحظه اكنون پیدا كرد.

همسر مناسب شخصیت ماجراجو

 ماجواجوها اكثراً طالب همسران كم توقعی هستند كه از خود زیاد مایه بگذارند. اشخاص آمیخته به شخصیت های نمایشی، از خود گذشته و وظیفه شناس ، برای همسری ماجواجوها مناسب هستند.

شخصیت پرشور

پرشورها شخصیت بسیار قدرتمندی دارند، آنها در درون خویش بیش از هرگونه شخصیتی احساس توانمندی می كنند و می توانند بدون ترس از شكست ، مسئولیت های بزرگ را پذیرا شوند. آنها با قدرت، اختیار و مسئولیت، راحت هستند و به مقررات توجه زیادی دارند به شدت منضبط اند. آنها قوانین را وضع می كنند و دیگران را ملزم به رعایت قوانین می نمایند. پرشورها هر كاری را كه برای تحقق هدفهایشان لازم باشد انجام می دهند و شدیداً هدف گرا هستند. شجاعت از دیگر خصوصیات شخصیتی آنهاست. عمل و ماجرا را دوست دارند. آنها در ابراز وجود كردن مهارت دارند.

همسر مناسب شخصیت پرشور

پرشورها، باید پادشاه و ملكه زندگی خود باشند. زنان و مردان " پرشور" خواهان همسرانی قابل اطمینان ، " پذیرنده" ، قدرتمند، مستقل و با عزت نفس هستند. مناسب ترین همسران پرشورها ، مهر طلب ها، از خود گذشته ها ، و حساس ها  هستند، مشروط بر آنكه شدت این ویژگی در آنها در حد اعتدال باشد.

اگر شما شخصیتی پرشور دارید از ازدواج با اشخاصی كه ویژگی های شخصیتی مراقب یا متلون دارند، اجتناب كنید ضمناً نمایشی ها كه اسباب حسادت شما را فراهم می كنند و یا " با اعتماد به نفس ها" كه دستور كاری از آن خود دارند مناسب شما نیستند. زنان پرشور نیز به دلیل میل به سلطه جویی و استیلا طلبی بهتر است با مردان مهر طلب ازدواج كنند.

جهت زندگی با شخصیت های پرشور توصیه می شود:

خود را بشناسید.بر روی توانمندی های خود حساب كنید ولی مراقب رقابت با " پرشورها" باشید، هرگز سعی نكنید زیر آب قدرت او را بزنید. پرشورها دوست دارند اطرافیانی قوی، ارزشمند و وفادار داشته باشید، به شرط آنكه جایگاه پایین تری را در اشغال خود داشته باشند. قوی باشید و عزت نفس خود را حفظ كنید. به صرف این كه در حضور یك قدرتمند هستید نباید موضع ضعیفی را اتخاذ كنید، به جای احساسات به دلیل و منطق متوسل شوید. پرشورها اغلب به احساسات افراد بها نمی دهند. سعی كنید، مطالب را به شكل منطقی مطرح كنید. باید این واقعیت را بپذیرید كه شخصیت پر شور، مشربی تند دارد، بی جهت او را خشمگین نسازید. برای حل مسائل خود راههای دیگری پیدا كنید.

شخصیت متلون

شخصیت های متلون به راحتی با تغییرات احساسی كنار می آیند. ویژگی های بارزشان به شرح زیر است:

1- متلون ها در روابط خود گرم و صمیمی هستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست. هیچ ارتباطی دست كم گرفته نمی شود. این افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون ها مبتكر هستند و می توانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق كنند. متلون ها كنجكاو و خیالپردازند و ذهنی باز دارند. آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظامهای ارزشی دیگران را تجربه كنند و در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان می دهند. آنها به لحاظ احساسی، فعال و واكنشی هستند و درهر رابطه ای با تمام وجود ظاهر می شوند و در دور كردن نظر خود از واقعیت های دردناك مهارت دارند. متلون ها می خواهند خوش باشند و تجربه های جدید داشته باشند. آنها هر چیزی را امتحان می كنند. از ریسك كردن نمی ترسند. برداشت روشنی از خویشتن ندارند، بدین معنا كه آنها نمی دانند چه كسی هستند و چه هویتی دارند. " متلون ها" بسیار متوقع هستند، آنها می خواهند دنیای خود را از شما پر كنند. آنها به ندرت حاضر می شوند خود را به خاطر شما تعدیل كنند. هر چه شخصیت " متلون" بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر می شود.

همسر مناسب شخصیت متلون

" متلون ها " به همسرانی جالب، قوی، با علاقه و رمانتیك احتیاج دارند كه در ضمن به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت های ماجراجو، اغلب نظر متلون ها را جلب می كند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگی های شخصیت متلون برخوردار هستید باید كسی را به همسری برگزینید كه آرام، با ثبات و تاحدی رمانتیك باشد.

شخصیت جدی

جدی ها، اشخاصی خشك و جدی هستند و برای ابراز احساسات جایی باقی نمی گذارند. آنها از توانمندی های خود مطلع هستند، اما در ضمن محدودیت های خود را نیز می شناسند. آنها گرفتار خود بزرگ بینی نمی شوند و خود را مسئول اعمال خویش می دانند. این شخصیت ها، متفكر، تحلیل گر و ارزیاب هستند و قبل از هر اقدامی آن را در ذهن خود می پرورانند و سبك - سنگین می كنند. جدی ها دیگران را دائماً ارزیابی می كنند. آنها در ارزیابی دیگران به اندازه ارزیابی خود اهمیت قائل می شوند. آنها مسائل را پیش بینی می كنند و وقتی اتفاقات ناخوشایند رخ می دهد برای روبرو شدن با آنها آمادگی لازم را دارند. جدی ها ادب را رعایت می كنند و اگر احساس كنند نسبت به دیگران بی ادبی كرده اند یا كاری را از روی بی فكری انجام داده اند بسیار ناراحت می شوند.

همسر مناسب شخصیت جدی

جدی ها، طالب همسرانی هستند كه به شدت پذیرا باشند و آنها را آن طور كه هستند قبول كنند. مناسب ترین همسر برای جدی ها " مهر طلب " ها هستند. جدی با جدی نیز می تواند كنار بیاید زیرا هر دو از دنیا ، درك و برداشت مشابهی دارند؛ اما احتمالاً بهتر است " جدی ها " كسانی را به همسری برگزینند كه در زمینه های اجتماعی قوی تر باشند. " ماجراجوها " " متلون ها " و "نمایشی ها" شخصیت های مناسبی برای همسری جدی ها نیستند.

شخصیت با خصیصه های فردی

زنان و مردان با ویژگی " خصیصه های فردی"، به هیچ شخص دیگری شباهت ندارند. شش ویژگی و رفتار زیر از جمله خصوصیات بارز سبك " خصیصه های فردی" است.

1- زندگی درونی: افراد با این ویژگی تحت تأثیر باورها و احساسات خود هستند خواه دیگران این ارزش های آنها را قبول داشته یا نداشته باشد.

2- دنیای خود: آنها افرادی مستقل هستند و به روابط نزدیك و صمیمانه معدودی احتیاج دارند.

3- این دسته افراد طرز زندگی جالب، غیر معمولی، و اغلب عجیب و غریب دارند.

4- آنها به چیزهای مرموز ، پوشیده، فراحسی ( منظور پاسخ به محرك های بیرونی بدون هیچ گونه تماس حسی شناخته شده است كه شكل های مختلفی دارد مانند غیبگویی ، پیشگویی و ... ) و فوق طبیعی علاقه مندند.

5- آنها به اندیشه های مجرد بها می دهند.

6- علی رغم آنكه این سبك شخصیتی تحت تأثیر درون خویشتن است و به دل و ذهن خود توجه دارد، نسبت به دیگران و واكنش های آنها در برابر خود حساس است.

همسر مناسب شخصیت با  خصوصیات فردی

این تیپ شخصیتی معمولاً خود را با نیازهای دیگران تطبیق نمی دهد و به همین دلیل نمی تواند با شخصیت های ماجراجو و جدی و پرشور كنار بیاید. " خصیصه های فردی "، طالب همسری است كه او را به همان شكلی كه هست بپذیرد. معمولاً شخصیت فارغ البال می تواند با این دسته از مردم كنار بیاید، اگر زن و مرد با شخصیت خصیصه های فردی با هم ازدواج كنند ممكن است بتوانند دنیای كوچكی از آن خود بسازند كه در آن دنیای حقیقی متعارف، فرصتی برای خودنمایی نداشته باشند.

برای كنار آمدن با شخصیت خصیصه های فردی، به او كمك كنید تا به روحیه اش بیشتر برسد. بعضی از این اشخاص فرصت و توانایی پرداختن به علایق و خواسته های خود را ندارند و در نتیجه ناخشنود می شوند و خود را ناموفق احساس می كنند، بی جهت به او فشار نیاورید تا خود را با شرایط دنیای حقیقی شما سازگار كند. برای هم رنگ شدن با دنیای حقیقی او نیز خودتان را تحت فشار قرار ندهید . به جای آنكه فقط به این مطلب فكر كنید كه دنیای شما متفاوت است، بهتراست با یكدیگر درباره این تفاوت ها بحث كنید. برای كنار آمدن با هم آماده باشید و گاه راههای جداگانه خود را بیپمایید. بسیاری از شخصیت های " خصیصه فردی" فراموش كارند. آنها به قدری در دنیای درون خود غرق می شوند كه باید زمان پرداخت اجاره خانه، خرید مایحتاج زندگی ، خرید لباس برای بچه ها و یا خاموش كردن چراغها را به هنگام خواب به آنها متذكر شد.

محققان و روان شناسان، به گونه دیگری نیز از شخصیت تقسیم بندی هایی به عمل آورده اند و آنها را به سه دسته كلی تقسیم نموده اند. دسته اول شخصیت های پارانوئید، اسكیزوئید و اسكیزوتایپی را در بر می گیرد. افراد این گروه اغلب غیر عادی به نظر می رسند. دسته دوم، " شخصیت های ضد اجتماعی " مرزی، نمایشی و خود شیفته را شامل می شود و دسته سوم، " شخصیت اجتنابی و وابسته وسواسی را تشكیل می دهد. براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی "، (DSM- IV) اختلالات شخصیتی نیز دقیقاً به صورت فوق تقسیم بندی شده است، كه در زیر اشاره ای كاملاً  كوتاه و گذرا به هر یك داریم.

شخصیت پارانوئید یا سوء ظنی (Paranoid Personality)

افرادی كه چنین شخصیت هایی دارند، بسیار مغرورند، همچنین حسود و كمی ستیزه جو هستند، فوراً درگیری پیدا كرده ، به سرعت دعوا می كنند. بسیار بدبین اند. به ویژه نسبت به همسران خودشان. این گروه، یك الگوی عدم اعتماد و سوء ظن نسبت به همه دارند و انگیزه های دیگران را بدخواهانه تفسیر می كنند. افراد مبتلا به این اختلال تصور می كنند كه سایرین می خواهند آنها را استثمار كنند، فریب دهند یا به آنها آسیب برسانند. پیوسته كینه به دل می گیرند. یعنی اشتباهها، خطاها و لغزش های دیگران را نمی بخشند.

شخصیت اسكیزوئید (Schizoid)

كسی كه چنین شخصیتی دارد، بسیار منزوی است. برای دیگران كاملاً بی آزار است و در گوشه ای كتاب می خواند، پیانو می زند، و یا نقاشی می كند. اما حتی یك دوست هم ندارد، به رقابت علاقه نشان نمی دهد، به شدت خجالتی است. در حالت بیمار گونه اش سردی هیجانی، كناره گیری و بی تفاوتی نشان می دهد، تقریباً همیشه فعالیت های انفرادی را ترجیح می دهد، در روابط او كناره گیری از اجتماع مشاهده می شود. از فعالیت های معدودی لذت می برد.

شخصیت اسكیزوتایپی(Schizotypal)

در اینها نیز انزواطلبی زیاد دیده می شود. اسكیزو تایپ ها روابط نزدیك و صمیمانه را نمی پسندند، دارای عقاید عجیب و غریب هستند، مثلاً اعتقاد به خرافات، اعتقاد به روشن بینی، اندیشه خوانی و اشتغال های ذهنی عجیب و غریب در آنها متداول است، عاطفه نامناسب یا محدود دارند.(DSMIV)

شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial)

چنین افرادی ضد قانونند. قانون خانه، مدرسه یا جامعه را زیر پا می گذارند، همه جا قانون شكنی می كنند، مثلاً عبور از چراغ قرمز علامت بدی است كه نشان دهنده شخصیت ضد اجتماعی فرد است. این افراد به دزدی ، تجاوز به حقوق دیگران، دروغگویی و هر گونه رفتارهای ضد اجتماعی دست می زنند و از هیچ تنبیهی عبرت نمی گیرند.

افرادی كه مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی هستند نمی توانند خود را با هنجارهای اجتماعی سازش دهند. پرخاشگرند، نسبت به امنیت خود و یا دیگران كاملاً بی پروا عمل می كنند. زمانی كه حقوق اجتماعی را پایمال می كنند و به اذیت و آزار دیگران می پردازند هیچگونه احساس پشیمانی ندارند. مسئولیت ناپذیرند، به فریبكاری و دروغ متوسل می شوند.

شخصیت نمایشی یا هستیریك (Histrionic)

مردمی كه دارای این گونه شخصیت هستند، رفتارهای بچگانه در آنها زیاد دیده می شود. حساس، حسود و زود رنج اند. زنان نمایشی یا هستیریك، پوشش عجیب و غریب دارند؛ غالباً لباس های كم می پوشند؛ آرایش تند و تیزی دارند و رفتارشان زننده است،. از جمله صفات این گونه شخصیت ها این است كه هیچگاه بزرگ نمی شوند و با وجود چهل، پنجاه سال سن هنوز رفتار بچگانه دارند؛ سگ و گربه نگه می دارند در سنین بالا عروسك دارند. اگر این افراد خانم هستند هیچ كاری در خانه انجام نمی دهند. میهمان دعوت نمی كنند یعنی اینها را باید به عنوان یك همسر در ویترین گذاشت.

از جمله علائم اختلال شخصیت هستیریك ( نمایشی ) عبارت اند از:

1) در موقعیت هایی كه مركز توجه نیست به او خوش نمی گذرد و ناراحت است.

2) در تعامل با دیگران رفتار نامناسب نشان می دهد.

3) بیان هیجان ها در وی سطحی و به سرعت متغیر است.

4) همواره از ظاهر جسمانی خود برای جلب توجه دیگران استفاده می كند.

5) سبك گفتاری فرد به شدت تأثیر گذار و فاقد جزئیات است.

6) تلقین پذیر است و روابط را صمیمانه تر از آنچه واقعاً هست، تلقی می كند.

شخصیت خود شیفته (Narcissistic)

كسانی كه دارای این شخصیت اند مردمانی بسیار خودخواه هستند و توجه خاصی به خود دارند. بر پیشرفت استعداد های خود اغراق می كنند. و نسبت به دیگران بسیار حسود هستند. برای خود ارج و اعتبار فراوانی قائل اند. خود را بهترین فرد می دانند و اجازه  ابراز وجود به كسی نمی دهند و بالاترین حد ناسازگاری را با محیط دارند. كسانی كه به اختلال شخصیت خودشیفتگی دچارند نیاز به تحسین و تمجید دارند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته معتقدند كه برتر، استثنایی یا بی همتا هستند و از دیگران نیز انتظار دارند با آنها به همین صورت برخورد كنند، عزت نفس آنها تقریباً به طور ثابتی شكننده است. با خیالپردازی های مربوط به موفقیت نامحدود، قدرت، زیركی، زیبایی و با عشق ایده ال اشتغال ذهنی دارند. خودشیفته ها فاقد درك همدلانه هستند و نمی توانند بفهمند كه دیگران چه احساسی دارند كنار آمدن با یك شخصیت خودشیفته بسیار دشوار است . اینها معمولاً دوستانشان را از دست می دهند . آنها بسیار مغرورند، هیچگاه در صف نمی ایستند و رعایت نوبت نمی كنند و از دیگران توقعات بسیار نا به جا و خود خواهانه دارند.

شخصیت اجتنابی (Avoidant)

گروهی كه دارای این شخصیت اند، بسیار محافظه كارند، با هیچ موقعیتی مقابله نمی كنند، سعی می كنند از هر موضوع مشكوكی فاصله بگیرند، ترسو هستند، از رویارویی با مردم و یا  از یك استرس فرار می كنند. در زندگی خود حاضر به هیچ ریسكی نیستند، یك زندگی ثابت و محتاطانه و دور از هر مخاطره را انتخاب می كنند. شخص مبتلا به اختلال شخصیتی اجتنابی، در شرایط دشواری به سر می برد. از یك سو خواهان مراوده با دیگران است و از سوی دیگر نمی تواند به راحتی با آنها ارتباط برقرار كند.

"DSM-IV( جدول تشخیصی آماری بیماری های روانی ) "، شخصیت اجتنابی را با خصوصیات زیر توصیف می كند:

1) از فعالیت های شغلی كه مستلزم ارتباط میان فردی است، به علت ترس از انتقاد، عدم تأیید یا طرد ، اجتناب می كند.

2) مایل نیست با دیگران در ارتباط باشد، مگر مطمئن شود كه مورد محبت قرار می گیرد.

3) در روابط صمیمانه به علت ترس از شرمساری یا مسخره شدن محدودیت نشان می دهد.

4) به علت احساس بی كفایتی، در موقعیت های بین فردی جدید، كمرو است.

5) از لحاظ اجتماعی خود را نالایق ، و از لحاظ شخصی خود را فاقد جاذبه می پندارد.

6) به طور غیرعادی نسبت به خطر كردن های شخصی و یا درگیر شدن در فعالیت های جدید بی میل است، زیرا ممكن است موجب دستپاچگی هم شود.

7) نسبت به مورد انتقاد قرار گرفتن یا طرد شدن در موقعیت های اجتماعی، اشتغال ذهنی دارد.

از آنجایی كه " اجتنابی ها"، خود را از دیگران كنار می كشند اگر در زمره افراد خانواده و بستگان نزدیك آنها نباشید، بعید است بتوانید با آنها كنار بیایید، راه كنار آمدن با آنها به رسمیت شناختن حقیقت اضطراب و حساسیت شخص " اجتنابی" نسبت به انتقاد است.

شخصیت وابستهDependent Personality))

این اشخاص خود را ضعیف ، تهی و حقیر می پندارند و اعتماد به نفسشان بسیار پایین است. خود را صاحب رأی نمی دانند. برای كسب محبت و حمایت دیگران به اقدام های افراطی دست می زنند. این گونه افراد چون از قطع حمایت یا تأیید می ترسند، اغلب در ابراز مخالفت با سایر افراد، به ویژه كسانی كه به آنها وابسته هستند، مشكل دارند.DSMIV ملاك های تشخیصی شخصیت وابسته را اینگونه توصیف می كند

1- نیاز فراگیر و مفرط به حمایت شدن كه به رفتار سلطه پذیری، وابستگی و ترس از جدایی منجر می شود.

2- بدون راهنمایی و اطمینان بخشی مفرط دیگران در تصمیم گیری های روزمره دچار مشكل می شود.

3- نیاز دارد كه دیگران مسئولیت  بیشتری در زمینه های مهم زندگی او بپذیرند.

4- برای كسب محبت و حمایت دیگران افراط می كند، تا جایی كه داوطلبِ انجام كارهایی می شود كه ناخوشایند هستند.

5- در مواقع تنهایی به دلیل ترس زیاد از ناتوانی برای مراقبت از خود احساس ناراحتی یا درماندگی می كند.

6 - در زمانی كه یك رابطه صمیمانه قطع می شود مُصرانه برای ایجاد رابطه دیگران به عنوان منبع مراقبت و حمایت به جستجو می پردازد.

برای كنار آمدن با وابسته ها، به جای تصمیم گیری برای آنها، به آنها كمك كنید تا برای خود تصمیم بگیرند. صمیمانه از آنها بخواهید كه برای راضی كردن دیگران، صداقت بیش از اندازه به خرج ندهند . به خاطر داشته باشید كه بهره برداری نكردن از اشخاص منفعل دشوار است و آنها را تشویق كنید كه به روان درمانگر مراجعه كنند.

شخصیت وسواسی (Obsessive)

این اشخاص بسیار دقیق و مرتب و خوش قول و در عین حال بداخلاق اند. زندگی با چنین مردمی بسیار سخت است. شما هزار لطیفه می گویید آنها نمی خندند. هیچ تلاشی را در راستای زیبا سازی زندگی نمی پسندند. زندگی را در یك قالب خشك ریاضی می بینند و هر كاری را در ساعت خاصی انجام می دهند. كارهایشان را رأس ساعت خاصی شروع می كنند و در ساعت خاصی هم پایان می دهند. اینها معمولاً موفق اند. دائماً كارهایشان را بررسی می كنند احتیاط بیش از حد دارند. در مقابل این گروه شخصیتی، مردم بی قید قرار دارند.

در "DSMIV( جدول تشخیصی آماری بیماری روانی ) " ویژگی های زیر را برای شخصیت وسواسی توصیف كرده اند.

1) اشتغال ذهنی نسبت به جزئیات، قواعد، فهرست ها، نظم ها، سازماندهی یا برنامه ها تا اندازه ای كه هدف اصلی فعالیت گم می شود.

2) كمال گرایی آنها مانع از تكمیل كارهایشان می شود.

3) شیفتگی شدید به كار و تولید تا اندازه ای كه فعالیت های تفریحی و دوستی ها نادیده گرفته می شوند.

4) وظیفه شناسی افراطی، دقت زیاد و انعطاف ناپذیری در مورد مسائل اخلاقی و ارزشی كه با هویت فرهنگی یا مذهبی تبیین نمی شود.

5) ناتوانی در دور انداختن اشیاء كهنه و حتی بی ارزش.

6) اكراه در واگذاری تكالیف به دیگران  یا همكاری با دیگران مگر این كه دیگران روش وی را در انجام كارها به طور كامل قبول كنند.

7) ناخن خشكی نسبت به خود و دیگران.

8) انعطاف ناپذیری و سرسختی.

برای كنار آمدن با اختلال شخصیت وسواسی جدی ( Obsessive-Compulsive) باید تلاش كنید و آنها را به روان درمانگرها ارجاع دهید. اما فراموش نكنید كه او در باورها و دیدگاهای خود مقاوم است و تغییر كردن برای وی حكم یك فاجعه را دارد. با رعایت آنچه درDSMIV آمده است " حتی وقتی شخصی مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری احساس می كند كه ممكن است، مصالحه به سود او تمام شود، ممكن است لجوجانه از تن دادن به این كار خودداری كند و آن را خلاف اصول بداند".

ویژگی های خلقی شخصیت افسرده

افسردگی یكی از اختلالات خلقی است كه در بعضی از افراد با ویژگی های زیر نمایانگر می شود.

شخص افسرده معمولاً گریان به نظر می رسد، علائقش نسبت به تمام فعالیت ها رو به كاهش می رود. احساس پوچی، بی ارزشی و گناه می كند، انرژی اش را از دست می دهد و همیشه احساس خستگی دارد. معمولاً وزنش به طور قابل ملاحظه ای كاهش می یابد، خوابش مختل می گردد و دچار بی خوابی یا پرخوابی همه روزه می شود. اگر افسردگی شدید باشد افكار خودكشی نیز دارد. افسرده ها نسبت به همه چیز بدبین هستند. نگرش منفی دارند. دارای كندی روانی حركتی اند، شعرها و سرودهایشان غم انگیز و مملو از سوز و آه  و فغان است. دائماً خود را سرزنش می كنند و از زندگی شان راضی نیستند. زندگی با افراد افسرده بسیار سخت و پرتنش است.

ویژگی های افراد خود شكوفا (Self- actualized)

افراد خود شكوفا پدیده های تازه غیر مجرد و حقیقی را از پدیده های عمومی، مجرد و عنوان بندی شده تمیز می دهند، علت ظاهراً این است كه آنها بیشتر در دنیای واقعی و در طبیعت زندگی می كنند تا در انبوهی از مفاهیم، افكار انتزاعی، انتظارها، باورها و كلیشه هایی كه اكثر مردم آنها را با دنیای واقعی اشتباه می گیرند؛ بنابراین آنها آمادگی بیشتری برای درك واقعیت دارند.

یكی از بهترین و سالمترین انواع مختلف تیپ های شخصیتی، افرادِ خود شكوفا هستند، لذا در زیر به طور مشروح به معرفی این تیپ شخصیتی می پردازیم.

پذیرش ( خود، دیگران، طبیعت)

برای افراد سالم امكان پذیر است كه خود و فطرتشان را بدون آزردگی یا شكوه و شكایت و حتی بدون تفكر زیاد درباره موضوع بپذیرند. آنها می توانند كاستی ها، و گناهان، صفت ها و شرارت های فطرت آدمی را بپذیرند، كسی از خیس بودن آب و سبزی درختان شكایت نمی كند. همانگونه كه كودك با چشم های باز، عاری از هرگونه انتقاد، بی توقع و معصوم به جهان می نگرد،  یك فرد خود شكوفا نیز گرایش دارد كه به همان ترتیب به طبیعت بشری خود و دیگران بنگرد.آنها همه حالات خود را می پذیرند.در این افراد حالت دفاعی، ظاهر سازی، نقش بازی كردن یا ... وجود ندارد آنها نسبت به اعمال تصنعی دیگران، ریا و تزویر، نفاق و گستاخی بی رغبت هستند.

آنچه افراد سالم از آن می رنجند عبارت اند از :

1) معایب قابل بهبود مانند كاهلی، بی فكری، بدخلقی، رنجاندن دیگران

2) تعصب ، رشك و حسد

3) عادت ها، كه هر چند نسبتاً مستقل از ساختار منشی هستند در عین حال می توانند قوی باشند.

4) كاستی های نوع بشر.

خودانگیختگی، سادگی، طبیعی بودن

همه افراد خود شكوفا را می توان در رفتار و در زندگی درونی و افكار ، خودانگیخته توصیف كرد. سادگی و حفظ حالات طبیعی ویژگی رفتار آنهاست.

مسئله مداری

افراد خود شكوفا، عمیقاً به مسائل خارج از خودشان توجه دارند. در اصطلاح جاری ، آنها بیشتر مسئله مدار هستند تا خود مدار. آنها عموماً برای خودشان مشكل به شمار نمی آیند و در كل توجه زیادی به خودشان ندارند. این افراد معمولاً دارای رسالتی در زندگی هستند و وظیفه ای برای انجام دادن دارند و این الزاماً كاری نیست كه آنها برای خودشان ترجیح دهند یا انتخاب كنند، بلكه كاری است كه معمولاً نسبت به آن احساس مسئولیت می كنند. مسائل را از افق می نگرند و آنقدر به درختان نزدیك نمی شوند كه دیگر جنگل را نبینند.

خود مختاری، استقلال فرهنگ و محیط، اراده

یكی از ویژگی های افراد خود شكوفا استقلال نسبی آنان از محیط طبیعی و اجتماعی است. این عدم وابستگی به محیط به معنای استواری نسبی در برابر فشارها، ضربه ها، محرومیت ها و ناكامی ها و نظایر آن است. این افراد می توانند در كوران اوضاعی كه شاید افرادی را حتی  به خودكشی می كشاند آرامش نسبی خود را حفظ كنند. آنها برای پیشرفت خودشان و رشد مداوم به توانایی های بالقوه و منابع پنهانی خودشان متكی هستند. افراد دارای كمبود انگیزش باید افراد دیگری را در كنار خود داشته باشند چون اكثر رضامندی های نیاز اساسی آنها ( محبت، ایمنی، احترام، حیثیت و تعلق) می تواند تنها از طریق سایر انسانها حاصل آید. اما افراد خود شكوفا به حد كافی قوی شده اند كه بی نیاز از تأیید سایر افراد یا حتی محبت آنها باشند. ( برعكس افراد مهر طلب)

استمرار تقدیر و تحسین

افراد خود شكوفا این توانایی شگفت آور را دارند كه بارها و بارها به گونه ای تازه، در كمال صداقت، خوبی های اساسی زندگی را با احترام، لذت، شگفتی و حتی با  شعف تحسین كنند. هر چند كه این تجربیات در نظر دیگران می تواند بی رنگ شده باشد این همان چیزی است كه " ویلسون "، آن را تازگی نام نهاده است. لذا برای چنین فردی هر غروب آفتابی می تواند به زیبایی اولین غروب باشد و هر گلی بعد از یك میلیون گل ، دوست داشتنی باشد و هزارمین نوزاد به اندازه اولین نوزادی كه دیده است برایش مخلوقی خارق العاده به شمار  رود. او سی سال پس از ازدواج هنوز از بخت خودش راضی است، و زیبایی همسرش هنگامی كه شصت ساله است مایه حیرت او می شود. برای چنین افرادی حتی امورلحظه به لحظه روزانه و عادی زندگی می تواند شور انگیز و مهیج  باشد. از طبیعت ، از كودك از موسیقی، از معماری، از هر چیز لذت می برد. مزلو می گوید پس از مطالعه در مورد گلایه های پست، گلایه های عالی و گلایه های ماورایی همگی نشانگر این هستند كه اگر می توانستیم مواهبمان را چنان به شمار آوریم كه افراد خود شكوفا می توانند و اگر می توانستیم احساس خرسندی مداوم داشته باشیم، این مواهب را در خود حفظ كنیم و قدر این احساس را بدانیم ، آنگاه زندگی می توانست پیشرفت بسیار وسیعی داشته باشد.

حس همدردی:

این واژه از " آدلر" است. آنها علیرغم خشم، ناشكیبایی  و یا بیزاری اتفاقی، دارای احساس همسانی، همدردی و عطوفت عمیقی  نسبت به انسانها می باشند ، به همین دلیل تمایل واقعی برای كمك به نژاد بشر را دارند چنانچه گویی همگی اعضای یك خانواده هستند ؛ مانند احساس فرد نسبت به برادرانش، كه حتی اگر گاهی پلید هم باشند به طور كلی توأم با عطوفت خواهد بود. با این وجود آنها را آسانتر از غریبه ها می توان عفو كرد. اگر دیدگاه انسان به حد كافی كلی نباشد، و بستر ذهن به حد كافی گسترده نباشد آنگاه انسان نمی تواند این احساس همسانی با نوع بشر را در یابد.

روابط بین فردی

افراد خود شكوفا، دارای روابط بین فردی عمیق تری از دیگر بزرگسالان می باشند. آنها قادر به همجوشی بیشتر، عشق وسیع تر و همسانی كاملترند، و قادرند بیش از آنچه كه سایر مردم تصورش را می كنند مرزهای شخصی را از میان بردارند، به هر حال ویژگی های معین و خاصی از این روابط در بین آنها وجود دارد. اعضای دیگر این روابط نیز احتمالاً از افراد عادی سالم تر و به خودشكوفایی نزدیكتر هستند. یكی از پیامدهای این پدیده و نیز پدیده های خاص دیگر این است كه افراد خودشكوفا روابط بسیار عمیق را با افراد معدودی دارا می باشند. حلقه دوستان آنها تقریباً كوچك است، تعداد كسانی را كه آنها عمیقاً دوست می دارند، اندكند. دلیل آن هم این است كه نزدیك بودن زیاد به یك نفر و درك عمیق نیازمند زمان است و به قول یكی از آنها من وقت آن را ندارم كه دوستان زیادی داشته باشم". ارادت داشتن موضوع لحظه ای نیست. این افراد تمایل دارند نسبت به همه كس مهربان باشند یا لااقل بردبار. علاقه بسیار به كودكان دارند. غمخوار نوع بشرند ( یكی از سؤالاتی كه در بهداشت روانی می شود این است كه شما چقدر مردم را دوست دارید و مردم چقدر شما را دوست دارند) در عین حال از كسانی كه سزاواریش را دارند خصوصاً از ریا كاران و متظاهران با خشونت سخن می گویند شاید به این دلیل كه 1) مستحق هستند 2) این رفتار به صلاح فردی است كه مورد حمله قرار می گیرد.

ساختار مـَنشی مردم گرا

برای همه احترام قائلند. آنها این توانایی را دارند كه از هر كسی كه چیزی برای یاد دادن به آنها دارد بدون توجه به هر ویژگی دیگری كه این شخص ممكن است داشته باشد، بتواند چیزی فرا گیرند و در این ارتباط مدعی هیچ گونه حرمت ظاهری یا منزلت یا اعتبار سنی و شغلی نیستند. همه آنها كاملاً آگاهند كه در مقایسه با آنچه كه می توان داشت و آنچه كه دیگران می دانند، اندك می دانند و به همین دلیل آمادگی دارند كه بتوانند از همه كس چیز بیاموزند.

تشخیص بین وسیله و هدف

افراد خود شكوفا، قویاً پایبند اخلاقند. دارای استانداردهای اخلاقی معینی هستند. چنان رفتار می كنند كه گویی وسایل و اهداف برای آنها موضوعی قابل تمیز است. به طور كلی توجه آنها بیشتر به اهداف متمركز است تا به وسایل ، و وسایل به طور قطع كاملاً تابع این اهداف هستند. كار را به خاطر نفس عمل انجام می دهند.

شوخ طبعی

آنها معمولاً شوخ طبعند، شوخ طبعی آنها از نوع معمولی نیست، آنچه در نظر افراد عادی مضحك است در نظر آنها مضحك نیست. از این رو مزاح خصمانه ( با رنجاندن دیگران مردم را به خنده وا داشتن) مزاح برتری طلبانه ( به حقارت كس دیگر خندیدن) یا مزاح خارج از نزاكت  آنها را نمی خنداند. اختصاصاً آنچه را كه آنها مزاح می دانند پیوستگی نزدیكتری با فلسفه دارد تا با هر چیز دیگر. می توان گفت نسبت به بقیه كمتر بذله گویند.

خلاقیت

این ویژگی كلی در همه آنها وجود دارد و هیچ استثنایی در آن نیست. هریك از آنها به طریقی نوع خاصی از خلاقیت یا قوه ابتكار را كه ویژگی معینی دارد، از خود نشان می دهند. در بعضی از آنها خلاقیت به صورت معمولی یعنی تألیف كتاب، ساختن آهنگ یا تولید اشیای هنری ظاهر نمی شود، بلكه تا حدودی می تواند بسیار متواضعانه تر باشد، چنان است كه گویی این نوع خاص از خلاقیت كه تجلی شخصیت سالم است به دنیای خارج فرافكنده می شود یا در هر نوع فعالیتی كه فرد به آن مشغول است، تأثیر می گذارد. بنابراین ، كفاش و نجار  خلاق هم می تواند وجود داشته باشد.

مقاومت در برابر فرهنگ پذیری

افراد خود شكوفا افرادی كاملاً سازش یافته نیستند، آنها به طرق مختلف با فرهنگ كنار می آیند، اما در مورد همه آنان می توان به یك مفهوم عمیق و معنی دار گفت كه در برابر فرهنگ پذیری مقاومت می كنند و از فرهنگی كه در آن غوطه ور شده اند نوعی جدایی  درونی احساس می كنند. در مجموع رابطه افراد سالم با فرهنگ خود كه از سلامت كمتری برخوردار است، رابطه پیچیده ای است كه از آن می توان لااقل اجزای زیر را استنتاج كرد:

1) در فرهنگ ما همه این افراد در مورد انتخاب لباس، زبان، غذا و شیوه انجام كارها به نحو مطلوبی قرار دادهای ظاهری را رعایت می كنند و در عین حال افرادی سنتی نیستند و به یقین پیرو مد و شیك پوشی نمی باشند.

2) به سختی می توان این افراد را به مفهوم گرایش های نوجوانی، تند مزاج، افرادی آشوبگر نامید. آنها از خود هیچ گونه بی تابی فعالانه یا نارضایتی لحظه به لحظه مزمن و مداوم نسبت به فرهنگ و یا مشغله ذهنی در جهت تغییر سریع آن نشان نمی دهند گرچه به اندازه كافی از بی عدالتی به خشم می آیند.

3) احساس درونی كناره گیری از فرهنگ الزاماً آگاهانه نیست، اما همه آنها این احساس را از خود نشان می دهند.

كیفیت كناره گیری و نیاز به خلوت و تنهایی

آنها می توانند بدون زیان رساندن به خودشان و بدون ناراحتی منزوی باشند، به علاوه آنها خلوت و انزوا را بیشتر از افراد معمولی دوست دارند. اغلب برای آنها امكان پذیر است كه دور از صحنه نزاع باشند و از آنچه كه موجب آشفتگی دیگران می شود خود را آسوده و آرام نگهدارند. برای آنها آسان است كه محتاط و كناره گیر و نیز آرام و متین باشند؛ بدین ترتیب این امكان نیز برایشان وجود دارد كه بتوانند بدشانسی های شخصی خود را بدون واكنش خشونت آمیز، چنانكه افراد عادی نشان می دهند، بپذیرند. به نظر می رسد كه آنها قادرند شأن و مرتبه خود را حتی در شرایط نامطلوب حفظ كنند، شاید این امر از آنجا ناشی می شود كه آنها بیشتر مایلند به تعبیری كه خودشان از این وضعیت دارند اعتماد كنند تا به آنچه سایر مردم درباره آن احساس یا فكر می كنند. كناره جویی در افراد عادی با دردسرها و مشكلات خاصی همراه است كه به عنوان سردی، تكبر، نداشتن عاطفه ، غیر دوستانه بودن و حتی عداوت تعبیر می شود.

نتیجه گیری

 یكی از شرایط ازدواج موفق همسانی یا نزدیكی شخصیت ها به یكدیگر است. مسلم است كه یك فرد با شخصیت درون گرا ، با كسی كه شخصیت برون گرا دارد به زندگی خوشی نمی رسد . یكی به گوشه انزوا علاقه دارد كه داستان بنویسد یا بخواند و یا نقاشی كند، دیگری رابطه با مردم را می پسندد، سفره ای گسترده دارد و محیط شلوغ را می پسندد. عقیده ما بر این است كه درون گرایان نباید با  برون گرایان ازدواج كنند آمار نشان می دهد كه چنین همسرانی به مدت یك تا دو سال روابط خوبی دارند، از یكدیگر چیزهایی یاد می گیرند و این اكتشاف تا مدتی برخوی طبیعی یكی از آن دو سرپوش می گذارد. مثلاً آنكه برون گرا است، كمی ساكت می شود، اما زندگی طولانی مدت این زوج ، با سازش همراه نخواهد بود.

برخی مردم معتقدند كه اگر یك نفر غمگین و ساكت، همسری شاد و خندان داشته باشد، خوب است. اما سؤال این است كه به كدام بها این ازدواج دوام می آورد، آنكه شاد و خندان است همنشین خود را می طلبد. او پس از زمانی كوتاه از یك نفر ساكت خسته می شود و آنكه ساكت است از پُرگویی و شادمانی همنشین به آزردگی می رسد. بنابراین در ازدواج باید به سنخیت شخصیت ها باهم اندیشید به طور اعم زوجین باید در صفات شخصیتی قدری به هم شبیه باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:5  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

تحصیل بالا نداری ازدواج نکن

نقش میزان تحصیلات در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت ششم )

در قسمت قبل به نقش عوامل فرهنگی در ازدواج پرداختیم اینك در ادامه می خوانیم...

میزان تحصیلات از عوامل مهم تشكیل دهنده شخصیت و بخصوص در ایران تعیین كننده وجهه اجتماعی است.

احتمالات زیر را می توان درباره میزان تحصیلات زن و شوهر در نظر گرفت:

1- مرد دارای تحصیلات عالی است؛ ولی زن دارای تحصیلات متوسط یا كمتر است.

2- مرد و زن هر دو دارای میزان تحصیلات یكسانی هستند.

3- زن دارای تحصیلات عالی و مرد از تحصیلات كمتری برخوردار است.

4- مرد دارای تحصیلات عالی و زن بی سواد است  ، یا تحصیلات اندكی دارد.

در حالت 1 و 2 مشكلی ایجاد نمی شود؛ ولی در حالت 3 و4 غالباً زندگی زناشویی مواجه با ناسازگاری و در پاره ای موارد از هم پاشیده می شود. زنی كه دارای تحصیلات عالی بوده، پزشك یا مهندس است، از نظر تفاهم با مردی كه حداكثر تحصیلات ابتدایی دارد و مثلاً راننده یا لوله كش است تفاهم ندارد. مرد دنیا را به گونه ای می بیند و زن گونه ای دیگر . زن در مجالس و محافل، زمانی كه شوهرش صحبت می كند و احتمالاً بیشتر كلمات را غلط ادا می نماید و یا مطالب ناخوشایندی را مطرح می نماید، احساس ناراحتی و حقارت می كند؛ و در نهایت زندگی برای هر دو تلخ خواهد شد.

در حالت دوم كه مرد دارای تحصیلات عالی و زن بی سواد یا كم سواد است نیز همان وضعیت اول برای مرد وجود دارد. این حالت وقتی اتفاق می افتد كه مرد در روستای خود در سن 18 تا 20 سالگی زمانی كه در دبیرستان درس می خوانده  با یكی از دختران بی سواد روستایی خود ازدواج كرده و صاحب فرزند نیز شده است. سپس با توجه به استعداد و آمادگی ذهنی كه داشته به شهر آمده و تحصیلات خود را تا مراحل عالی ادامه داده است. در چنین زندگی نیز فضای شادی و مسرتی حاكم نخواهد بود.

لازم به یادآوری است كه نوع  تحصیلات مهم نیست. آنچه در ازدواج مهم است؛ سطح تحصیلات است. در عین حال چنانچه تحصیلات زن و شوهر در یك حوزه باشد؛ تفاهم زناشویی بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال ازدواج یك پزشك با یك پرستار بیشتر موفق خواهد بود؛ تا ازدواج یك پزشك با یك مهندس. معذلك نوع تحصیل در موقعیت ازدواج در مقام مقایسه با سطح تحصیلات بسیار كم اهمیت است. اهمیت سطح تحصیلات در ازدواج به قدری است كه چنانچه تفاوت زیاد باشد ، می توان گفت به ندرت سازگاری وجود خواهد داشت.

مشاوره در امر ازدواج در رابطه با عامل تحصیل

میزان تحصیلات عامل مهمی در زندگی زناشویی است. بنابراین در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد. مشاوران در رابطه با عامل تحصیل در امر همسر گزینی باید مراجعان را به اهمیت موضوع توجه دهند و در موارد مختلف به شرح زیر عمل نمایند.

1- با توجه به فرهنگ ایرانی چنانچه مرد تحصیلات بیشتری داشته باشد ، در زندگی زناشویی مشكلی ایجاد نمی شود. معمولاً مردانی كه تحصیلات عالی دارند ، میزان تحصیلات همسر خود را در سطح متوسطه ، در صورت هماهنگی سایر عوامل می پذیرند. بنابراین مشاوران در مورد مراجعان خود باید این نكته را مورد توجه قرار بدهند. مواردی دیده می شود كه مرد با وجود داشتن تحصیلات عالی همسر خود را با تحصیلات متوسطه انتخاب می كند و مایل نیست كه او تخصصی داشته باشد و خارج از خانه شاغل گردد. تمایلات دختر و پسر در مورد سطح تحصیل ، در مشاوره همسر گزینی باید مورد توجه قرار گیرد. ولی به هر حال پایین تر بودن سطح تحصیلات دختر در مقابل پسر غالباً مشكل اساسی ایجاد نمی نماید.

2- دختر دارای تحصیلات عالی و پسر دارای سواد اندك و یا تحصیلات در حدود متوسطه است. در این حالت ممكن است در زمان ازدواج به علت نكات مثبتی كه در پسر وجود دارد ، پیوند زناشویی انجام گیرد؛ ولی این تفاوت احتمال دارد به تدریج به علل اشتغال اجتماعی زن و احساس برتری نسبت به شوهر و برعكس احساس حقارت شوهر در مقابل زن موجب اختلاف شود و زندگی شیرین زناشویی مبدل به كشمكش روانی و اخلاقی گردد. بنابراین مشاور باید عواقب بعدی این حالت را به پسر و دختر گوشزد كند و آنان را متوجه سازد كه اختلاف سطح تحصیل بالاخره ممكن است زمینه ای برای اختلاف باشد و آنان باید در انتخاب همسر به این نكته توجه نمایند.

3- حالت دیگر آن است كه زن یا شوهر پس از ازدواج درس خوانده و اختلاف سطح تحصیل ایجاد شده باشد و این امر موجب از هم گسیختن و یا به هم خوردن محیط گرم خانواده گردد. در این موارد مشاور باید شوهر را به زندگی پس از ازدواج مجدد و وضعیت زن اول و احیاناً فرزندان قبلی او توجه دهد و با مقایسه دو حالت عدم ازدواج و ازدواج دوم او را به نابسامانی های  حالت دوم متوجه سازد. وانگهی زن را در جهت تطبیق دادن خود با شرایط زندگی جدید شوهر ترغیب نماید و بالاخره زوجین را در جهت این واقعیت كه از هم گسیختگی زندگی آنان شرایط بهتری را ایجاد نمی نماید؛ آگاهی دهد.

4- حالت دیگر موردی است كه زن پس از ازدواج تحصیلات عالی می نماید و به فكر جدایی و طلاق می افتد. در این حالت نیز مشاور باید با تشكیل جلسات مشاوره ای با زن و شوهر، به ویژه زن را متوجه زندگی بعد از طلاق و شوهر را در جهت هماهنگ ساختن خود با همسرش توصیه نماید.

5- دخترانی هستند با تحصیلات عالی كه به علل مختلف با مردی كم سواد یا بی سواد ازدواج می كنند.  در مورد این گونه دختران و بالعكس پسرانی با این حالت ، مشاور باید در انتخاب همسر، آنان را با اهداف ازدواج آشنا سازد و به آنان بینش دهد كه هدف ازدواج نه ترحم و ثواب اخروی است و نه افكار غیر واقعی در جهت جلب رضایت والدین و یا حفظ موقعیت آنان. در این صورت مسلماً این گونه دختران و پسران تن به چنین ازدواج هایی نخواهند داد و در نتیجه با ناراحتی های بعد از ازدواج و یا با طلاق و از هم گسیختگی خانواده مواجه نخواهند شد.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به نقش عوامل اقتصادی در ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:4  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

آی کیو و ازدواج

هوش علمی و منطقیIQیا هوش عاطفی ؛ كدامیك در تداوم یك زندگی نقش اساسی دارند؟

( قسمت اول)

كاربر محترم این مطلب در پنج قسمت ارائه خواهد شد.

میزان بهره ی هوشی برای توجیه تفاوت سرنوشت آدم هایی كه از نظر تحصیلی، امید به آینده و فرصت های زندگی در وضعیت تقریباً یكسانی قرار دارند، معیار مناسبی نیست. هنگامی كه نود و پنج نفر از كسانی را كه در دهه ی 1940 دانشجوی دانشگاه هاروارد بوده و اكنون به میان سالی رسیده بودند مورد بررسی قرار دادند، معلوم شد كه تیزهوش ترین دانشجویان آن سال ها، در مقایسه با دانشجویان متوسط موفق نبودند و به ویژه از لحاظ درآمد، پركاری و ثمربخشی در وضعیت پایین تری قرار داشتند. آنها هم چنین از لحاظ رضایت داشتن از زندگی بهترین افراد نبودند و در ارتباط با دوستان، خانواده و روابط عاطفی و زناشویی شادترین افراد محسوب نمی شدند.

بهره ی هوشی افراد هیچ گونه اطلاعی در این باره نمی دهد كه آنها در فراز و نشیب زندگی چگونه عمل خواهند كرد و مسئله همین جاست. هوش و استعداد تحصیلی هیچ گونه آمادگی و مهارتی برای جدال با ناملایمات زندگی یا استفاده از فرصت های مطلوب به دست نمی دهد. اما به رغم آن كه بهره ی هوشی بالا هیچ نوع تضمینی برای رفاه و تأمین مالی، اعتبار و شهرت اجتماعی یا خوشبختی در زندگی نیست ولی باز هم مدارس و فرهنگ ما بر هوش و استعداد تحصیلی افراد تأكید زیاد دارند و از شعور احساسی (یا هشیاری احساسی – عاطفی) كه مجموعه ای از خصوصیات شخصیتی است و به همان اندازه در سرنوشت فرد مؤثر است، غافل هستند.

احساسات و عواطف همچون دروس ریاضی یا ادبیات، دارای اصول و فنونی اند كه برخی در آن تبحر دارند و عده ای هم در آن ضعیف هستند. این كه شخص چقدر در این مهارت های عاطفی و احساسی خبره باشد، برای او سرنوشت ساز است. فردی كه فقط از بهره ی هوشی (IQ) بالا برخوردار است (یعنی فاقد هشیاری عاطفی است)، تقریباً كاریكاتوری از یك آدم خردمند است. وی در قلمرو ذهن ، چیره دست است ولی در دنیای شخصی خویش ضعیف می باشد. این امر در مورد زنان و مردان ، كمی تفاوت دارد. مردانی كه دارای بهره ی هوشی بالا هستند،  از روی علایق و توانایی های گسترده ی عقلانی شان – نه احساسی – مورد شناسایی قرار می گیرند. آنها آدم هایی جاه طلب، سودمند، قابل پیش بینی، لجوج، انتقادگر، فروتن، نازك نارنجی و كم رو هستند كه در روابط زناشویی خود راحت نیستند و از نظر احساسی سرد و بی عاطفه اند.

برعكس، مردهایی كه از نظر هوش عاطفی قوی اند از نظر اجتماعی متعادل، شاد و سرزنده اند و هیچ گرایشی به ترس یا نگرانی ندارند. آنها ظرفیت چشمگیری برای تعهد و سرسپردگی به مردم یا اهداف خود، پذیرش مسئولیت و قبول چهارچوب اخلاقی دارند. آنها در روابط خود با دیگران، بسیار دلسوز و با ملاحظه اند و از زندگی عاطفی غنی، سرشار و متناسبی برخوردارند. آنها با خود، دیگران و دنیای اجتماعی اطراف خود بسیار راحت برخورد می كنند.

زنانی كه فقط از بهره ی هوشی (IQ) بالا برخوردارند، اعتماد به نفس خوبی داشته، در بیان موضوعات عقلانی ارزشمند و اندیشه های خود فصاحت كافی دارند و دارای علایق زیباشناسانه و روشنفكرانه ی زیادی اند. آنها افرادی درون گرا، مستعد نگرانی، فكر و خیال و گناه هستند و در ابراز خشم خود تأمل می كنند، اگرچه معمولاً آن را به طور غیرمستقیم نشان می دهند.

برعكس، زن هایی كه از نظر هوش عاطفی قوی هستند دوست دارند احساسات خود را به طور مستقیم بیان داشته، راجع به خود مثبت فكر كنند. زندگی برای آنها معنا دارد و همچون مردان همنوع خود، آدم هایی اجتماعی و گروه گرا هستند، احساسات خود را به گونه ای مناسب ابراز می كنند و به خوبی از عهده ی فشارهای روانی بر می آیند. توازن اجتماعی این قبیل زنان باعث می شود تا به آسانی با آدم های جدید كنار بیایند، با خود راحت هستند، شاد و آسوده خیال بوده، همواره پذیرای تجارب احساسی و هیجانی می باشند. آنها برخلاف زن های دارای بهره ی هوشی بالا (از نوع خالص) به ندرت احساس نگرانی و گناه می كنند و كمتر غرق در اندیشه می شوند.

مهارت هشیاری عاطفی

هشیاری عاطفی را شامل پنج نوع مهارت دانسته اند :

1-  

شناخت احساسات خود:خودآگاهی یا تشخیص احساس در همان زمان كه در حال وقوع است، بخش مهم و كلیدی هشیاری عاطفی را تشكیل می دهد. فرد خودآگاه توانایی كنترل و اداره ی لحظه به لحظه ی احساسات را كه نشان دهنده ی درك خویشتن و بصیرت روان شناسانه است، دارد و در نتیجه كشتی زندگی را با مهارت بیشتری می تواند هدایت كند و خواهد توانست ، شناخت واقعی بیشتری نسبت به شغل یا ازدواجی كه می خواهد انجام دهد، داشته باشد.

2-  

كنترل احساسات:كنترل و اداره ی احساسات و مناسب و به جا بودن آنها در هر موقعیت، مهارتی است كه بر پایه ی خودآگاهی شكل می گیرد. یعنی فرد یاد می گیرد كه چگونه خود را از شر اضطراب، افسردگی، كج خلقی و زود رنجی های شایع رهایی بخشد.

3-  

بر انگیختن و به هیجان در آوردن خود:ایجاد انگیزه و تمركز بر اهداف و به تأخیر انداختن رضایت و خرسندی و سركوب كردن هوس ها، زمینه ساز هر نوع مهارت و موفقیت است.

4-  

شناخت احساسات دیگران:یك مهارت مردمی محسوب می شود و ریشه ی وحدت و همدلی با دیگران است.

5-  

تنظیم روابط با دیگران:هنر مراوده و ارتباط با مردم ، و مهارت كنترل و اداره ی احساسات دیگران است.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به اهمیت هوش عاطفی در حفظ پیوندهای زناشویی خواهیم پرداخت.
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:2  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

گفتگوی قبل از ازدواج

گفت و گوی دختر و پسر قبل از ازدواج

از مهم ترین و مؤثرترین راه های شناخت یكدیگر قبل ازدواج  صحبت و گفت و گوی رو در روی دختر و پسر است. لازم  و ضروری است كه دختر و پسر، " مذاكره ی مستقیم " داشته باشند و در فضایی آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران، مسائل و نظرات خود را بررسی كنند. این گفت و گو باید خونسردانه  و با آمادگی قبلی باشد. بین تصمیم گفت و گو و انجام آن ، باید فاصله باشد تا طرفین بتوانند خود را آماده كنند و آنچه را می خواهند مطرح كنند، یادداشت نمایند.

اگر این مذاكرات ، چند جلسه و با فاصله ی زمانی بین جلسات باشد ، بهتر است . به طور كلی ، هرچه" وقت " نیاز دارند ، باید در اختیارشان گذارده شود.

یكی از فایده های مهم این گفت و گوها این است كه : از سخنان شخص و صحبت با او، می توان تا حد زیادی به مكنونات درونی اش پی برد و از احوال و صفاتش آگاه شد .

امیرمؤمنان (ع) دراین باره  می فرمایند:


" انسان هرچه را در دل و درونش پنهان كند، از لغزش های زبان و حالت های چهره اش آشكار می شود!".این یكی از اصول روان شناسی است كه امام به این گونه بیان فرموده اند كه : مسائل پنهانی و احوال درونی انسان، گاهی از زبان او می پرد و گاهی قیافه و حالات چهره اش به آن گواهی می دهد. و این دریچه ی خوبی برای راه یافتن به درون و ضمیر باطن اشخاص است .

پدران و مادران – كه سعادت فرزندانشان را  می خواهند – باید آنان را در این مسئله ی مهم یاری كنند و زمینه ی انجام آن را فراهم نمایند و آرامش لازم را برایشان به وجود آورند. مبادا – خدای ناخواسته – از این كار جلوگیری كنند و تعصب بی جا به خرج دهند. این گفت و گو ، از نظر اسلام و عقل ،  پسندیده است . مبادا از اسلام ، داغ تر شویم و از پیغمبر اكرم ، مسلمان تر! بسیار دیده ایم كه پدر و مادر دختر، از این گفت و گو ممانعت می كنند و این كارشان را به حساب اسلام و غیرت می گذارند! در صورتی كه اسلام و غیرت ، حكم می كنند كه وسائل سعادت و خوشبختی فرزندان را فراهم كنیم . و این گفت و گو، در سعادت و تفاهم بین زن و شوهر ، تأثیر به سزایی دارد.

دستور كار جلسه!

موضوعات قابل طرح در این گفت و گو و مذاكرات ،  مختلف است ؛ زیرا افراد ، عقیده ها ، آرمان ها ، هدف ها و خواسته های آنان ، گوناگون هستند. اما بعضی از مطالب، عمومی است و لازم است مطرح شود و روی آنها مباحثه صورت گیرد . بنابراین بعضی از آنها را بیان می كنیم تا جوان بتوانند از آنها به عنوان "دستور كار جلسه !" استفاده كنند:

1-  

بیان خط مشی كلی زندگی آینده

2-  

گفت و گو درباره ی اهداف آینده :بیان هدف هایی كه قصد دارند در زندگی آینده شان دنبال كنند. هدف ها و آرمان های علمی ، اخلاقی ، اجتماعی ، شغلی و...

3-    بیان صادقانه صفات و اخلاق و خصوصیات خود

4-    بیان خواسته ها و انتظارات طرفین از یكدیگر

5-    بیان نظرات خود درباره ی چگونگی برخورد و رفتار و رابطه با خانواده و بستگان و خویشان یكدیگر

6-    طرح نظرات خود درباره ی شیوه ی تربیتی فرزندان آینده

7-    بیان عیب ها و نواقص و بیماری های خود ( دقت!)

اگر دختر و پسر، بیماری یا عیب و نقصی دارند، صادقانه و بدون كم و زیاد، به یكدیگر بگویند؛ زیرا:

اولاً : این كار، واجب است و پرده پوشی و مخفی كردن عیب ها ، " تقلب " و " تدلیس" و " كلاه گذاری " و" خیانت " محسوب می شود و حرام است.

ثانیاً: اگر از اول گفته شود،  طرف مقابل ، یا او را با همان عیب می پذیرد و یا رد می كند . اگر پذیرفت ، خود را برای تحمل آن آماده می كند و او را انسانی صادق و بی تقلب و با شهامت می بیند و محبتش را به دل می گیرد و خود را در آینده " فریب خورده"  احساس نخواهد كرد . اما اگر گفته نشود و بدون آگاهی طرف، وصلت صورت گیرد، در آینده از آن عیب و نقص باخبر خواهد شد و خود را " فریب خورده " و " خسارت دیده " و همسر و خانواده ی او را " فریبكار" و " خیانتكار " می بیند ... و آن گاه مشكلات فراوانی به بار خواهد آمد. محبت همسر از دلش بیرون می رود و كینه ی اورا به دل می گیرد ؛  زیرا انسان نمی تواند فردی " فریبكار"  را دوست داشته باشد. اگر همین عیب و ایراد را قبلاً صادقانه به او گفته بودند، ممكن بود بپذیرد ، اما حالا مسئله فرق می كند.

توجه!

بعضی از عیب ها و بیماری ها و اشتباهات گذشته ، كه هیچ ربطی به حقوق همسر و زندگی آینده ندارد ، لازم نیست بیان شود.

اگر عیب و اشتباهی بوده و یا هست و نمی دانید به حقوق همسر و زندگی آینده مربوط می شود تا بیان كنید، یا مربوط نمی شود تا بیان نكنید ، درچنین حالتی با " راهنمایی دانا" مشورت كنید.

شروط  و خواسته های " ناحق " را نپذیرید!

گاهی مشاهده می شود كه دختر و پسر قبل از ازدواج  شرط ها و خواسته هایی را برای هم مطرح و بر یكدیگر تحمیل می كنند كه ناحق است و طرف را از حقوق مسلم و حتمی خود محروم و از او سلب اختیار می كند .

این شرط ها و خواسته های ناروا را به هیچ وجه نباید پذیرفت . اختیارات و حقوقی را كه خداوند به هركدام از مرد و زن داده است ، نباید با پذیرفتن شرط از دست داد . با خود نگویید : " فعلاً می پذیرم اما بعداً عمل نمی كنیم. " زیرا پذیرفتن شرط تعهد می آورد . "المومنون عند شروطهم" مؤمنان باید به شرط هایشان عمل كنند .

اختیارات و حقوق مرد و زن به دو گونه است : "مسلم و واجب" و "غیر واجب" . درباره ی غیر واجب ها می شود گذشت كرد و با شرط از آنها صرفنظر نمود. اما حقوق و اختیارات مسلم و واجب را نباید به كسی واگذار كرد. خداوند از روی حكمت و مصلحت آنها را واجب كرده است و از دست دادن آنها خلاف حكمت و مصلحت است و به زندگی لطمه می زند و زندگی را از مسیر طبیعی خود منحرف می كند .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:2  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

تأثیرعوامل اقتصادی در ازدواج

تأثیرعوامل اقتصادی در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت هفتم )

در قسمت قبل به نقش میزان تحصیلات در ازدواج پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم ....

مسائل اقتصادی می تواند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشد. ابعاد مختلفی كه در این زمینه مطرح می شود؛ عبارت اند از:

1- مسكن؛

2- وسائل زندگی؛

3- هزینه های رفاهی و معیشتی.

هر یك از امكانات فوق در زندگی نقش مهمی دارد  كه نبود یا كمبود آنها می تواند عامل اختلاف و ناخشنودی گردد.

نكته مهم در اینجا آن است كه اختلاف سطح اقتصادی در دو خانواده كه قصد ازدواج دارند، باید مورد توجه قرار گیرد. پسر جوانی كه در یك خانواده فقیر بزرگ شده و فرضاً تحصیلاتی هم دارد، نمی تواند دختری از یك خانواده مرفه را اقناع كند. این دختر در یك زندگی با امكانات زیاد بزرگ شده و توقعاتی كه در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنین وضعیتی در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف و ناراحتی وجود دارد. بنابراین باید در زمینه امكانات مالی و رفاه خانواده  در زمان انتخاب همسر توجه خاص مبذول گردد.

1- نقش مسكن در زناشویی

نخستین عاملی كه در مسئله ازدواج مطرح می شود ، عامل مسكن است. هر خانواده به یك واحد مسكونی مستقل نیاز دارد. داماد یا عروس سرخانه شدن ، یا زندگی مشترك با خانواده پدر و مادر نتیجه اش دخالت های آنها و دیگر خویشاوندان ، و در نهایت اختلاف و ناسازگاری است. از این رو قبل از ازدواج، باید موضوع مسكن حل شود. بیشتر زوج های جوان و پسران ترجیح می دهند، ولو در یك اطاق ، مستقل زندگی كنند. بنابراین منظور از مسكن، داشتن آپارتمان یا خانه ی مجلل نیست. البته اگر امكان مالی باشد، مانعی ندارد. اما در حالتی كه وسع مالی نباشد، آنچه مهم است استقلال در مسكن است؛ ولو یك  آپارتمان بسیار كوچك و یا  به صورت استیجاری.

بعضی از همسران جوان اصرار دارند با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یك خانه زندگی كنند و برخی از آنها حتی این مورد را جزء شرایط ازدواج خود قرار می دهند. در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود كه در نهایت چنین وضعی به ناراحتی و اختلاف منجر خواهد شد. بنابراین طرفین باید سعی كنند این سنت ها یا شرایط را بشكنند  و از گام اول چنین مشكلی پیش پای همسر آینده خود قرار ندهند و او نیز باید از قبول چنین شرایطی، امتناع ورزد.

2- وسائل زندگی

برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای شامل وسایل زندگی با خود به خانه بخت می برد. چنانچه شوهر روی مسئله كم بودن جهیزیه پافشاری كند و آن را وسیله ای برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری را فراهم می آورد. باید ازدواج را با سادگی شروع كرد و صرفاً وسایل اولیه را تهیه نمود.آنچه مهم است صفا و صمیمت و هماهنگی اخلاقی و فرهنگی است. درست است كه اقتصاد در زندگی نقش مهمی به عهده دارد، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد.

وسایل زندگی را می توان به دو  بخش تقسیم كرد. وسایل اولیه و ضروری و وسایلی كه جنبه رفاهی و تجملی دارد. بعضی خانواده ها با وسایل عادی نظیر یخچال و تلویزیون و فرش های ارزان یا متوسط قیمت و سایر وسایل مورد نیاز، زندگی را می گذرانند. ولی برخی دیگر زندگی لوكس و مرفه و وسایل مدرن و گرانبها در اختیار دارند و همیشه از آخرین مدل لباس ، اتومبیل و مبلمان ، فرش های گران قیمت و وسایل خارجی و تجهیزات تفریحی و ورزشی استفاده می نمایند. دختر و پسر جوانی كه در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند، سازش آنها در زندگی جنبه تصادفی دارد و احتمالاً با مشكلاتی مواجه خواهند بود. پسر جوانی كه درآمد كافی برای تهیه وسایل پر هزینه ی زندگی برای دختر چنین خانواده ای ندارد؛ دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد و چه بسا كه زن، خانه و كاشانه خود را ترك كند و شوهرش را تنها بگذارد یا او را در فشار روانی یا عدم سازش قرار دهد و یك عمر زندگی را بر او و خود تلخ و ناشاد سازد. بنابراین قبل از ازدواج، در انتخاب همسر باید شرایط زندگی او مورد توجه قرار گیرد.

3- هزینه های رفاهی و معیشتی

در جامعه ما غالباً تامین هزینه های زندگی به عهده شوهر است. بعضی از دختران ملاك ازدواج را میزان درآمد  پسر قرار می دهند تا بتواند هزینه های زندگی را در یك سطح عالی تأمین نماید. گاه توقع زیاد موجب می شود كه شوهر با وجودِ داشتن شرایط مناسب ، از ازدواج منصرف شود. بنابراین توقع دختر باید در حد توانایی پسر و وسع مالی او باشد و دختر و پسر قبل از ازدواج ، شرایط شغلی و درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند.

ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین

1- نداشتن مسكن و ناراحتی زوجین از اجاره نشینی یا سكونت در محل های نامناسب.

2- درآمد زنان كه در دنیای صنعتی و یا نیمه صنعتی وارد بازار كار شده اند، برای خانواده مطرح است؛ و از آنجا كه تأمین هزینه خانواده و نفقه زن بر عهده مرد است، اكثر اوقات بین زن و مرد در هزینه كردن درآمد زن اختلاف وجود دارد ؛ و گاه مشاجره و ناسازگاری در پی می آورد.

3- چون زن بیشتر وقت خود را در خانه می گذراند و به علاوه كار آشپزی و نظافت و سایر امور خانه به عهده اوست لذا رغبت زیادی به استفاده از وسایل مدرن نشان می دهد و فشار زیادی برای خرید آنها به شوهر وارد می كند و چون غالباً تهیه آنها برای شوهر میسر نیست، اختلاف و ناسازگاری پیش می آید.

4- بالا بودن هزینه های زندگی و احتمالاً مهمانداری از خانواده های وابسته.

5- شوهرانی كه به خاطر ثروت زن با وی ازدواج كرده اند و در عمل زن ثروت خود را در اختیار آنان نمی گذارد.

6- رفاه طلبی بعضی زنان كه بدون توجه به درآمد شوهر به خریدهای غیر ضروری می پردازند.

7- زنان اسراف كاری كه قناعت و صرفه جویی برای آنان مطرح نیست و در مهمانی و مصرف آب و برق و تلفن و سایر موارد هزینه های زیادی به خانواده تحمیل می كنند، موجبات نارضایتی و در نتیجه ناخشنودی همسر خود را فراهم می كنند.

8- شوهری كه زیر بار هزینه های خانواده، كمرش خم می شود؛ مجبور است به شغل  دوم و سوم روی آورد و در نتیجه همیشه خسته و عصبانی است ؛ و ممكن است در خانه با اندك بهانه ای به رفتارهای خشونت آمیز متوسل گردد. این امر اثرات سوء تربیتی روی فرزندان می گذارد. در خانواده های دو شغله اعم از این كه زن شاغل دو شغل باشد یا مرد ، مشكلات زندگی بیش از خانواده یك شغله است.

9- تعادل بودجه و كنترل مخارج خانواده در زندگی زناشویی نقش مهمی ایفا می كند. زیاد خرج كردن و قرض و گرفتاری های ناشی از آن ، صمیمت را در خانواده از بین می برد و باعث از هم گسیختن خانواده می گردد. بنابراین باید هزینه ها تحت كنترل باشد. این كه چه كسی این كار را انجام دهد، زن یا مرد،  به توافق و قدرت مدیریت اقتصادی آنان بستگی دارد.

10- مخفی نگاه داشتن درآمد زن و شوهر از یكدیگر.

11- در كشور ما پدر و مادر تا پایان عمر به فرزندان خود وابسته اند. یكی از موارد وابستگی آن است كه چنانچه در زمان پیری از كار افتاده و از نظر مالی در مضیقه باشند، از فرزندان خود توقع كمك دارند؛ و شرعاً نیز نفقه پدر و مادر نیازمند و از كار افتاده به عهده فرزند پسر است. در چنین حالتی پسر یا دختر موظف است هزینه زندگی پدر و مادر پیر خود را تأمین كند. گاه همسران تازه به دوران رسیده و یا كم ایمان ، در قبال این كمك بنای ناسازگاری می گذارند و اظهار می دارند كه  همسرشان نباید از دهان بچه ها نگیرد و خرج پدر و مادر خود كند. در این موارد باید حد تعادل حفظ گردد و در صورت ضرورت برای قانع كردن و توجیه همسران از مشاوران و روحانیون كمك گرفته شود.

وظایف مشاوران در قبال مشكلات اقتصادی خانواده

مشاوران در قبال مشكلات ازدواج و مسائل اقتصادی خانواده پیش از هر چیز باید جنبه های روانی امر را در نظر بگیرند  و واقعیت ها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهند. اهم فعالیت هایی كه مشاوران در این زمینه می توانند انجام دهند به شرح زیر است:

1- دختر و پسری كه قصد ازدواج دارند ، باید در جریان مسائل مالی و قدرت اقتصادی یكدیگر قرار گیرند. آنچه در وهله اول اهمیت دارد وضع مسكن و میزان درآمد ماهانه پسر می باشد كه دختر باید اطلاعات لازم را در این مورد كسب كند. یكی از مواردی كه دختران را به ناسازگاری می كشاند،آن است كه پسر قبل از ازدواج ، خود را صاحب امكانات معرفی كند و بعد ازدواج مشخص می شود كه پسر آه در بساط ندارد.  از همان زمان، پایه ناسازگاری و عدم اطمینان گذارده می شود. زندگی كه بر پایه عدم صداقت گذاشته شود؛ فرجام خوبی نخواهد داشت. مشاوران باید در مورد اهمیت بررسی وضعیت مالی پسر و میزان صداقت او اطلاعات لازم را به دختر بدهند و به آنان متذكر شوند كه با تحقیق كافی در این زمینه تصمیم بگیرند.

2- خانمی كه شاغل است و درآمد ماهانه دارد قبل از ازدواج باید وضعیت خود را با همسرش روشن كند. او باید مشخص سازد كه درآمد شخصی خود را در اختیار شوهر خواهد گذاشت یا خیر. این موضوع موجب خواهد شد كه همسرش پس از ازدواج در این مورد توقع بی جا نداشته باشد. بعضی از شوهران حاضر به ادامه تحصیل یا كار همسرشان در خارج از خانه نیستند. این مسائل باید قبل از ازدواج مشخص ، و جزء شرایط عقد ملحوظ گردد. دراین زمینه مشاوران باید اطلاعات لازم را به مراجعان خود بدهند.

3- بعضی از خانواده ها اولین عاملی را كه در زندگی زناشویی مورد توجه قرار می دهند، میزان درآمد و ثروت طرف مقابل است. توجه افراطی به این عامل و نادیده گرفتن عوامل دیگر ، سنگ بنای ازدواج را بر مادیات استوار می سازد و به احتمال زیاد ناهماهنگی های اخلاقی و فرهنگی را پدید می آورد و موجب اختلاف و ناشادی در زندگی زناشویی می شود. وظیفه مشاوران این است كه به مراجعان خود در مورد مسائل اقتصادی ازدواج ، آگاهی دهند و در عین حال اهمیت عوامل دیگر را نیز به آنان تفهیم نمایند ؛ و متذكر گردند كه مسائل اقتصادی نباید موجب شود كه اهمیت عوامل دیگر را مورد غفلت قرار دهند.

4- مشاوران باید اطلاعات لازم را در مورد عوامل اقتصادی كه موجب اختلاف و ناسازگاری می شود ، در اختیار زوجین قرار دهند. از جمله مواردی كه باید خانمها بدان توجه نمایند عبارت اند از:

- پایین آوردن سطح توقع در حد درآمد خانواده؛

- جلوگیری از اسراف و هزینه های غیر ضروری؛

- تنظیم هزینه ها براساس درآمد بدون تحمیل شغل دوم و سوم به همسر.

مشاوران باید قبل از ازدواج حدود توقعات و شرایط زوجین را از نظر مالی بررسی نمایند و توصیه انجام ازدواج را محدود به مواردی نمایند كه فاصله در این زمینه زیاد نباشد. در این حالت با تشكیل جلسات مشاوره ای و توجیهی ، امكان هماهنگی وجود خواهد داشت.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به بررسی عوامل اخلاقی و روانی در امر ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:1  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

اهمیت هوش عاطفی در حفظ پیوندهای زناشویی

هوش عاطفی و منطقی یا هوش عاطفی  ( قسمت دوم )

در قسمت قبل به بررسی تفاوت هوش علمی و هوش عاطفی و مهارت های هشیاری عاطفی پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم...

روند متداول ازدواج و طلاق باعث می شود هوش عاطفی بیش از پیش اهمیت پیدا كند. خطر افزایش طلاق بیشتر متوجه زوج های تازه ازدواج كرده است. طی سال های اخیر، پیوندهای عاطفی میان زن و شوهر و نیز مرزهای گسل عاطفی كه می توانند بنیان زندگی را از هم بشكافند ، با دقتی بی سابقه مورد بررسی قرار گرفته اند. شاید بزرگ ترین پیشرفت برای فهم عواملی كه یك ازدواج را حفظ می كند یا آن را از هم می پاشد، با استفاده از ابزارهای دقیق فیزیولوژیك حاصل شده است. این ابزارها ردیابی لحظه به لحظه ی تفاوت ها ی ظریف احساسی میان زن و شوهر را میسر ساخته اند. اكنون دانشمندان قادرند كوچك ترین تغییر و تحول در میزان آدرنالین یا فشار خون یك شوهر را تشخیص دهند و جزئی ترین عواطف را در چهره ی یك زن مشاهده كنند. این اندازه گیری های فیریولوژیك ، نوعی تفاوت بیولوژیك پنهان را به عنوان منشأ بروز اختلاف میان و زن و شوهر آشكار می كند؛ یك اختلاف سطح بحرانی در قابلیت های عاطفی ، كه برای زن و شوهر نامحسوس است یا مورد بی توجهی واقع شده است. این اندازه گیری ها همان نیروهای عاطفی را كه قادر به حفظ یا نابودی یك رابطه مشترك اند، در معرض دید قرار می دهند. مرزهای عاطفی، تفاوت میان دنیای عاطفی دختران و پسران را نشان می دهد.

در بسیاری از اختلاف های زناشویی مشاهده می شود كه مرد از خواست های « غیر منطقی » زن شكایت می كند و زن از " بی تفاوتی " مرد نسبت به آن چه او می گوید ناله سر می دهد. ریشه ی این تمایزات عاطفی را ، علیرغم آن كه بخشی از آن ممكن است بیولوژیك باشد – می توان در دوران كودكی در تفاوت دنیای عاطفی  كه دختران و پسران در آنها رشد می كنند، ردیابی نمود. چرا كه به دختر و پسر در مورد كنترل عواطف خویش درس های بسیار متفاوتی داده می شود. به دختران راجع به عواطف اطلاعات بیشتری داده می شود تا به پسرها و با پسرها بیشتر در مورد نتایج احساساتی مانند خشم، صحبت می شود.

« لسلی برودیم» و « جودیت هال» كه در زمینه ی تفاوت های عاطفی میان دو جنس مذكر و مؤنث تحقیق می كنند اظهار می دارند كه چون دخترها در به كارگیری زبان خیلی سریع تر از پسرها مهارت پیدا می كنند، بنابراین با فصاحت بیشتری می توانند احساسات خود را بیان كنند و همچنین بهتر از پسرها می توانند واكنش های عاطفی را جایگزین جنگ های تن به تن كنند. برعكس ، پسرها چون هیچ تأكیدی بر توصیف احساسات خود ندارند احتمالاً از وضعیت عاطفی خود و دیگران بی خبرند. از پسرها انتظار می رود كه در موقع زمین خوردن گریه نكنند و با خروج خود از زمین بازی اجازه بدهند كه بازی ادامه یابد، اما دخترها بازی را برای كمك به فرد صدمه دیده متوقف می كنند.

از همین رو پسرها از جانب هر چیزی كه استقلال آنها را به مبارزه بطلبد تهدید می شوند، در حالی كه دخترها با بروز گسیختگی در روابطشان مورد تهدید قرار می گیرند. « دیواتانن » اشاره كرده است كه این تفاوت دیدگاه ها بدین معنی است كه زنها و مردها از یك گفت و گو چیزهای كاملاً متفاوتی انتظار دارند. مردها به صحبت درباره ی « مسائل » قانع اند، در حالی كه زن ها در جست وجوی روابط عاطفی اند.

صدها تحقیق نشان می دهد كه حس همدلی زن ها خیلی قوی تر از مردهاست. آنها حداقل خیلی بهتر از مردها می توانند از طریق چهره، لحن صدا و دیگر علائم غیر كلامی به احساسات درونی دیگران پی ببرند. به طور كلی زن ها هنگامی كه وارد زندگی زناشویی می شوند برای ایفای نقش مدیریت عواطف و احساسات كاملاً تعلیم دیده اند، در حالی كه مردها از اهمیت این امر برای حفظ بقای رابطه ی زناشویی درك كافی ندارند. تحقیقی كه بر روی 264 زوج انجام گرفت نشان داد به راستی مهم ترین عنصر برای زنان – نه مردان – در رضایت از روابطشان این حس بود كه « ارتباط خوبی » با شوهرشان داشته باشند. « تدهوستون » معتقد است  كه از دیدگاه زن ها، صمیمیت و نزدیكی یعنی گفت و گو راجع به مسائل، به ویژه در مورد رابطه ی زن و شوهر، اما مردها روی هم رفته درك نمی كنند كه زن هایشان از آنها چه می خواهند. آنها می گویند: « من از او می خواهم كه به اتفاق هم كاری انجام دهیم ولی همه ی كاری كه او می خواهد انجام بدهیم این است كه بنشینیم و حرف بزنیم ». « هوستون » دریافته است كه مردها در دوران آشنایی قبل از ازدواج تمایل بیشتری به صحبت كردن و ایجاد صمیمیت با همسران خود دارند، اما به محض آن كه ازدواج می كنند و وارد زندگی مشترك می شوند ( به ویژه در ازدواج های سنتی ) وقت كمتری صرف صحبت كردن با همسرشان می كنند.

این سكوت فزاینده ناشی از این مسئله است كه مردان با خوش باوری بیشتری به زندگی زناشویی خود نگاه می كنند. اما زن ها در كل و به خصوص در ازدواج های ناموفق ، بیش از شوهران خود به گله گزاری می پردازند. حالا چگونه می توان این شكاف عاطفی را در هنگام بروز اختلاف نظر و نارضایتی كه در هر رابطه ی زناشویی بسیار طبیعی است، بررسی كرد؟ در حقیقت موضوعات خاص مثل تعداد دفعات رابطه ی زناشویی، نحوه ی تربیت فرزندان ، یا مقدار پس انداز و قرض هیچ كدام نمی توانند باعث تحكیم یا متلاشی شدن پیوند زناشویی شوند، بلكه عاملی كه سرنوشت یك زندگی مشترك را رقم می زند این است كه زن و شوهر چگونه راجع به رنجش ها و دلخوری ها و مسائل آزار دهنده ی فیمابین ، بحث و گفت و گو می كنند. حتی توافق در مورد این كه چگونه مخالفت خود را ابراز كنیم می تواند راهی برای بقای زندگی زناشویی باشد. زن و شوهر باید در هنگام برخورد با احساسات و عواطف سخت و انعطاف ناپذیر یكدیگر ، بر تفاوت های درونی مربوط به جنسیت خود غلبه كنند.

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:59  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

ایا نقص در هوش عاطفی ، زندگی زناشویی را دچار آسیب می کند؟

هوش عاطفی و منطقی یا هوش عاطفی ( قسمت سوم )



«گتمن»، روان شناس دانشگاه واشنگتن، موشکافانه ترین تحلیل ها را در مورد چسب عاطفی که زوج ها را به هم پیوند می دهد و هم چنین احساسات مخربی که زندگی زناشویی را از هم می پاشد به عمل آورده است و این کار را از طریق گوش دادن و مشاهده نوارهای ویدیویی از روابط زوج ها انجام داده است.

او دریافته است که یکی از نخستین پیام های هشدار دهنده، در مورد در خطر بودن زندگی زناشویی، انتقاد تند و بیرحمانه ی طرفین از یکدیگر است. در یک رابطه ی زناشویی سالم، زن و شوهر به طور آزادانه از هم انتقاد می کنند. اما غالباً در لحظات خشم است که گلایه ها به روشی مخرب و به شکل تهاجم به شخصیت همسر بیان می شوند. در صورتی که می توان به جای حمله کردن به طرف مقابل ، با اعتماد به نفس احساسات خود را بیان کرد.

بدتر از همه ، انتقاد همراه با تحقیر و تنفر است که این را می توان از کلمات و حالات غیر کلامی مثل پوزخند زدن، کج کردن لب به علامت تحقیر یا گرداندن چشم ها نشان داد. بدیهی است که بروز هر از چند گاه تنفر، هیچ پیوندی را متلاشی نمی کند ، ولی این گونه ضربه های عاطفی همانند سیگار کشیدن و افزایش کلسترول خون که عوامل خطرساز برای بیماری های قلبی اند، هر چه مدت و شدتشان بیشتر شود، خطر آنها نیز افزایش می یابد و در جاده ی منتهی به طلاق، یکی از این عوامل، به طور زنجیره وار، دیگری را به دنبال می آورد.


وقتی که حمله ای از جانب یکی از طرفین صورت می گیرد ، طرف مقابل پاسخ « جنگ یا گریز» را در اختیار دارد. بدیهی ترین پاسخ، جنگیدن متقابل است که معمولاً به یک مسابقه ی بی حاصل داد و فریاد منتهی می شود. اما پاسخ دیگر - یعنی گریز - ممکن است مضرتر باشد، به ویژه وقتی که با حربه ی سنگین سکوت انجام شود. سکوت، پیامی سردکننده ، پرقدرت و آمیزه ای از بی میلی، فاصله و برتری ، و ویران گر سلامت رابطه است.

مکالمه های درونی و اندیشه ای افراد که در پس زمینه ی ذهن جاخوش کرده اند بسیار قدرتمندند و سیستم هشدار دهنده ی عصبی را به اشتباه می اندازند. وقتی فرد خود را قربانی زندگی بداند، به سادگی فهرستی از اعمال و رفتار همسرش را به خاطر می آورد که تداعی کننده ی قربانی بودن اوست و کارهای محبت آمیز او را نادیده می گیرد. افکار مسموم، عواطف را در چنگال خود می گیرند و نگرش های بدبینانه باعث می شوند فرد ، همسر خود را فطرتاً بدذات و غیر قابل تغییر بداند، اما نگرش های خوش بینانه و مثبت، شرایط را قابل تغییر جلوه می دهند. نگرش بدبینانه، اندوه بی امان را به ارمغان می آورد و نگاه خوش بینانه آرامش و تسکین.

در بین زن و شوهرها گاهی مشاجره هایی پیش می اید که منجر به طغیان می شود. زنان و شوهران پرخاشگر آن چنان در بدبینی نسبت به همسرشان غرق می شوند که در باتلاق احساسات وحشتناک و غیر قابل کنترل فرو می روند. در این حالت نه می توانند حرف ها را بدون تحریف بشنوند، نه می توانند با فکر باز و روشن به چیزی پاسخ دهند و نه می توانند به افکار خود نظم دهند، در نتیجه به واکنش های بدوی متوسل می شوند. البته آستانه ی طغیان برخی از افراد بسیار بالاست و به راحتی در مقابل خشونت و تنفر مقاومت می کنند (مثل یک انتقاد ساده از سوی همسر).

در هنگام پرخاش ( طغیان ) ، تعداد ضربان قلب به 10 یا 30 بار بیشتر از حالت عادی می رسد و در بدن مقداری آدرنالین و چند هورمون دیگر ترشح می شود که رنج و اندوه را برای مدتی افزایش می دهد؟ عضلات کشیده می شود ؛ تنفس مشکل می گردد؛ باتلاقی از احساسات مسموم، ترس و خشم ناخوشایند به وجود می اید که گریز از آن ناممکن است ؛ اندیشه به قدری مغشوش می شود که امکان حل و فصل منطقی مسائل از بین می رود. فرد در این حالت مشکلات را غیر قابل حل می بیند. وقتی زن و شوهر در چرخه ی تکرار شونده ی انتقاد و تنفر، دفاع و سکوت سهمگین، اندیشه های اندوهبار و طغیان عواطف گرفتار می شوند، در زمینه ی خودآگاهی عاطفی، همدلی و توانایی آرامش بخشیدن به یکدیگر و خود ، دچار ناهماهنگی شده اند.

شوهرها در مقایسه با زن ها آمادگی طغیان بیشتری در برابر انتقاد از سوی همسران خود دارند. در هنگام طغیان آدرنالین بیشتری در خون مردها ترشح می شود و آنها در مقایسه با زن ها در برخورد با سطح پایین تری از رفتار منفی شروع به ترشح آدرنالین می کنند و به همین دلیل بهبود طغیان از نظر جسمانی در شوهرها بیشتر از زن ها طول می کشد.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به رابطه ی بین هوش عاطفی و سلامت روانی خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:58  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

ازدواج را آسان بگیرید

ازدواج را آسان بگیرید

3 تا 5 سال تأخیر در سن ازدواج

براساس آمار به دست آمده، امروزه سن ازدواج میان جوانان 3 تا 5 سال به تأخیر افتاده است. سن ازدواج در شهرستان ها 18 تا 25 سال و در مراكز شهرها 25 تا 30 سال است. یكی از دلایل مهمی كه سن ازدواج را در جوانان به تأخیر انداخته است، سطح خواسته های بالای طرفین، خریدهای كلان، مهریه های سنگین، قرار دادن تعهدات صعب الوصول و... است.

دكتر اصغر كیهان نیا، مشاور و روان شناس خانواده دلایل ازدواج جوانان را فرار از تنهایی ، میل به داشتن فرزند، مونس و یار،  و گاهی به علت حرف مردم می داند. وی معتقد است كه ازدواج باید از روی شناخت و بر پایه عاطفه و تشكیل نسل باشد، ازدواجی كه به دلیل حرف مردم (دلایل اجتماعی) صورت بگیرد تحمیلی است و یك ازدواج موفق به شمار نخواهد آمد.

جوان ها توقع زیادی دارند

دكتر كیهان نیا درباره علل و افزایش دیر ازدواج كردن جوان ها می گوید: بیشتر روان شناسان سن ازدواج را در هر منطقه ای بنا بر اوضاع جغرافیایی و آب و هوای متفاوت می دانند. به اعتقاد وی عدم تمایل دختران و پسران به ازدواج و نداشتن آمادگی جسمانی و فیزیكی، روحی و روانی و مسئولیت پذیری از دلایل دیر ازدواج كردن جوانان است.

دكتر یعقوب برجعلی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در این باره می گوید: توقعات جامعه نسبت به 10 الی 20 سال پیش بسیار بالا رفته است. وی یكی از عوامل مهم و مزاحم را كه در دیر ازدواج كردن دختران نقش به سزایی دارد ،  قبولی دختران در دانشگاه ها و مؤسسات عالی می داند.

دكتر برجعلی می گوید: در جامعه ما 65 الی 75 درصد قبولی دانشگاه ها از آن دختران است و این درصد قبولی باعث می شود كه آنها به سختی راضی به ازدواج با مردی بشوند كه تحصیلات دانشگاهی ندارد. دختران پس از اتمام دروس دانشگاهی به دنبال شغل هستند و كمتر به ازدواج می اندیشند.

دكتر كیهان نیا می گوید: اعتقاد بر این است كه دختر و پسر زمانی می توانند ازدواج كنند كه از نظر فرهنگی و فیزیكی و اجتماعی و اقتصادی به بلوغ رسیده باشند.

مسئولیت پذیر باشید

دكتر كیهان نیا توصیه می كند: جوانان با ازدواج به موقع و مناسب خود، در مقابل خانواده خویش احساس مسئولیت می كنند و به كار دل می بندند و پا از جاده عفاف بیرون نمی گذارند و چون جوانند، فرزندان برومند و سالمی خواهند داشت. وی می افزاید: فردی كه به تجرد عادت كرد، به درآمد كم و محدودیت ها قانع است ولی دلشوره اش برای ازدواج بیشتر می شود. در این زمان تجربیات فرد بیشتر از گذشته می شود و ناخودآگاه انتخاب برایش مشكل خواهد شد و در نهایت ممكن است تجرد به ناتوانی جنسی منجر شود.

دكتر برجعلی نیز درباره مشكلاتی كه ممكن است فرد در تأخیر ازدواج به آن دچار شود، می گوید: در این هنگام وقتی فرد خود را در عرصه زندگی یكه و تنها می بیند دچار افسردگی، اضطراب، بیماری های روان تنی، یاس، ناامیدی و دلمردگی و در نهایت افت نقطه امید به زندگی می شود.

مراقب انتخابتان باشید

دكتر كیهان نیا ازدواج در دو دوره سنی را توأم با مشكلات بر می شمرد و می گوید: دسته اول ازدواج هایی است كه در سنین 20 تا 22 سالگی صورت می گیرد كه به این دسته از ازدواج ها، ازدواج های احساسی گفته می شود كه اگر به درستی مراقبت نشود، برخی از آنها با ناكامی همراه خواهد بود. دسته دوم ازدواج هایی است كه با تفاوت سنی زیاد صورت می گیرد كه این وصلت ها به دلیل هیجانات خاص هر سنی معمولاً به صورت دلمردگی در خواهند آمد و یا به متاركه ختم می شوند.

ازدواج های آسان را بپذیرید

دكتر برجعلی برای رفع معضل تاخیر در ازدواج می گوید، جوانان برای این كه دچار پیردختری و یا پیرپسری نشوند، باید سطح توقعاتشان را پایین آورند و به سوی ازدواج های آسان روی بیاورند و این باور باید در آنها ایجاد شود كه زوجین نباید به دنبال زندگی كاملاً مستقل باشند، بلكه باید با یك استقلال نسبی و توقعات متوسط وارد زندگی شوند و از خانواده هایشان استعانت مالی بخواهند تا خانواده ها آنها را یاری كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:56  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل اخلاقی و روانی

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل اخلاقی و روانی

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت یازدهم )

در قسمت قبل به رفتارهای اختلاف انگیز زوجین و واكنش های دفاعی آنها پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم...

پسر و دختری كه قصد ازدواج دارند و مشكل آنها "عامل اخلاقی" همسر آینده آنان است ، نیاز به مشاوره دارند.

یاری ها و توصیه های مشاور برای راهنمایی آنها می تواند به شرح زیر باشد:

1- مشاور باید مُراجع ( مراجعه كننده ) را به خصوصیات اخلاقی كه در زندگی مشترك خانوادگی نقش سازنده دارد و اساس و بنیان سعادت خانواده را پی ریزی می كند ، آشنا سازد؛ تا مراجعه كننده با توجه به توصیه های مشاور نسبت به انتخاب همسر خود اقدام كند.

2- خصوصیات منفی كه موجب از هم گسیختن خانواده و اختلاف زن و شوهر می شود، باید برای مراجع تشریح گردد تا او در صورت وجود چنین ویژگی هایی در فرد مورد نظر، در تصمیم گیری خود تجدید نظر كند.

3- در انتخاب همسر مواردی مشاهده می شود كه برخی قابل گذشت است و احتمالاً قابل اصلاح ؛ مواردی هم هست كه نمی توان آنها را نادیده گرفت. مثلاً چنانچه فردی كمرو ، مستبد و لجوج باشد ، متفاوت است. كمرویی در امر ازدواج مشكل ایجاد نمی كند؛ ولی استبداد و لجاجت ، ریشه سعادت خانوادگی را قطع می نماید.

4- بعضی عوامل مؤثر در ازدواج عینی است، مانند مذهب، نحوه لباس پوشیدن ، سن و قیافه، كه شناخت آنها بسیار ساده است. ولی آگاهی به خصوصیات اخلاقی و روانی بسیار مشكل و پیچیده است. بنابراین برای شناخت آن باید مراجع را بصیرت داد تا بررسی و زمان بیشتری صرف نماید.

5- برای شناخت شخصیت و خصوصیات اخلاقی راه های متفاوتی وجود دارد. یكی از این شیوه ها كه نتایج عینی به دست می دهد؛تست های شخصیتی است. چنانچه مراجع مایل باشد خود را بهتر بشناسد و ویژگی های شخصیتی خود را در زمینه های مختلف ارزیابی كند مشاور باید او را به متخصص آزمون ارجاع دهد.

6- مواردی هست كه دختر و پسر برای اطمینان از توافق اخلاقی به مشاور مراجعه می نمایند؛ و هر دو تمایل دارند تست شوند. مشاور در این مورد نسبت به اجرای تست و بررسی خصوصیات اخلاقی آنان اقدام می كند؛ چنانچه نتایج به دست آمده هماهنگی را در ابعاد مختلف اخلاقی تأیید نمود، در این زمینه به آنان اطمینان خواهد بخشید.

7- ممكن است پسری تحت تأثیر یك عامل بارز و برجسته نظیر زیبایی ، دیگر خصوصیات را نادیده بگیرد و بخواهد با دختری ازدواج كند. مشاور باید او را به اهمیت عوامل دیگر به ویژه عوامل اخلاقی توجه دهد. ارزیابی یك بعدی و دید یك جانبه در همسر گزینی آفتی است كه درخت پر بار خانواده را از پای در می آورد.

9- از آن جا كه خصوصیات اخلاقی در زندگی نقش مهمی دارد باید مشاور مراجع خود را برای شناخت همسر آینده به منابع مختلف ( همسایه ها – همكاران – دوستان و ... ) راهنمایی كند؛ و نیز آنان را به ضرورت شناخت جّو اخلاقی خانواده، خویشاوندان، دوستان و پدر و مادرآگاهی دهد. پس از مطالعه و بررسی و شناسایی كامل خانواده و خصوصیات اخلاقی همسر مورد نظر است كه می توان اطلاعات به دست آمده را مقایسه و تجزیه و تحلیل كرد و براساس نتایج حاصله تصمیم مناسب را گرفت.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد در مورد سن ازدواج مطلبی ارائه می گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:55  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

خانم ها همسرتان را خودتان انتخاب كنید

خانم ها همسرتان را خودتان انتخاب كنید

افلاطون

"بدبختی آدمی از جهل نیست، از تنبلی است."

تمام جوامع هنگام گذار از اوضاع پیشین خود به وضعیت های جدیدتر ، با مشكلات پیچیده اجتماعی مواجه بوده اند كه از آن جمله موضوعانتخاب همسر و ازدواج است. در این وضعیت معمولاً شناخت انسان ها از یكدیگر كم و انتخاب مشكل تر می شود. از طرفی چون در همه جای دنیا و به خصوص در كشور ما بیشتر مردان انتخاب كننده هستند و پیشقدم می شوند، بنابراین خانم ها كمتر قادرند دست به انتخاب بزنند؛ و حتی وقتی با مردی روبرو می شوند كه شرایط مورد نظر آنها را دارد بسیار منفعلانه رفتار می كنند.

شاید شما هم دخترانی را سراغ داشته باشید كه با وجود این كه به مراتب بالایی از رشد اجتماعی رسیده اند اما نتوانسته اند یك خواستگار مناسب داشته باشند. یكی از مسائل دیگری كه برخی از دخترها با آن درگیرند، این است كه خواستگاران بسیاری دارند اما هیچ كدام از خواستگارها در مورد ازدواج، مصمم نمی شوند. به این گروه از دخترها، باید اشكال كار را گفت و آموزش لازم را باید داد. از طرف دیگر خانم هایی را در جامعه می بینیم كه روز به روز سنشان بیشتر می شود در حالی كه فرصتی برای ازدواج نمی یابند. در این مقاله ضمن آموزش برخی از موضوعات مذكور، به خانم ها تلاش می كنیم به شما یادآوری كنیم كه نباید نقش اراده را ناچیز شمرد و در این مورد خاص هم فعالانه و با اراده و خواست خود عمل كنید. ما انسان ها عادت كرده ایم وقتی مشكلی پیدا می كنیم همه چیز را به گردن این و آن می اندازیم، اما باید علت مشكلات مان را در وجود خود جستجو كنیم.

بزرگمهر

"روزی به تقدیر است، اما تو در تدبیر كوتاهی مكن".

1- نخستین معیار ازدواج برای یك مرد، وضعیت ظاهری و به ویژه چهره زن است، چهره ای شاداب و سرزنده و مهربان با تبسمی همیشگی؛ اما شاید همه ما با یك سؤال مواجه شده باشیم كه: "چرا كسی با ظاهری ضعیف تر از من و یا شرایطی ( شغلی ، تحصیلی ، اجتماعی و ...) پائین تر از من، موفق شده ازدواج مناسبی داشته باشد، اما من ... ؟" در این خصوص باید متذكر شویم چهره معیار توجه است اما معیار انتخاب نیست، پس چهره معیاری برای توجه لحظه ای استاما معیاری برای توقف نیست وباید علاوه بر آن به مهارت های ارتباطی جذب كننده دیگری نیز مجهز بود. در عین حال كه باز هم روی شاد بودن به عنوان یك معیار كلیدی تأكید می شود اما علاوه بر چهره، كلاً  وضعیت ظاهری فرد مثل تیپ او، تنوع در لباس پوشیدن، تمیز و مرتب بودن و ... همگی مهم است.

2- اگر به مرد خاصی علاقه پیدا كرده اید به او نشان دهید كه می توانید او را درك كنید و به نظراتش – حتی اگر مخالف نظر شما باشد – احترام می گذارید.اگر حرفی مخالف نظر شما را بیان كرد ، یكباره آن را رد نكنید و مخالفت نشان ندهید بلكه بگذارید تا حرفش تمام شود بعد در كمال آرامش و صمیمیت، نظر خود را مطرح كنید و بگوئید در برخی موارد با او موافقید. اظهار نظر شما در مورد صحبت مرد مورد نظرتان برای زندگی ، باید این حس را در او ایجاد كند كه "من به شما نزدیكتر از خودتان هستم و شما را بهتر از خودتان درك می كنم." از طرفی رفتار كلامی شما، همیشه باید با رفتار احساسی شما همخوانی داشته باشد. وقتی احساس مثبت خود را در كلام بیان می كنید، نگاه چهره ای شما هم باید احساس مثبت و خوبتان را نشان دهد. وقتی با محبت، حرفی می زنید نباید چهره ای خنثی داشته باشید بلكه تمام محبت تان باید در نگاه و صدایتان مشهود باشد. یا وقتی انتقاد می كنید لحن صدایتان باید نشان دهد كه فقط با آن ویژگی خاص مخالفید اما كل شخصیت او را زیر سؤال نبرده اید.

3- مهمترین عامل در انتخاب شریك زندگی، اعتماد به نفس است، هر چه درباره این مسئله بگوئیم كم گفته ایم. اعتماد به نفس یعنی تمام زندگی شما و تمام آنچه كه دارید. اعتماد به نفس یعنی فرد تصورش از خودش به اندازه واقعی باشد. برخی از دخترها اصلاً اعتماد به نفس ندارند كه ابراز وجود كنند و زندگی خود را به رسمیت بشناسند، در حالی كه باید به آنها این آگاهی داده شود كه تا درست صحبت كردن را تمرین نكنند و نتوانند از خود به دیگران، اطلاعات مناسب بدهند، امكان انتخاب شدنشان طبیعتاً خیلی كم خواهد بود.

شاید بگوئید چگونه می توانم اعتماد به نفس داشته باشم در حالی كه همیشه آن را در من سركوب كرده اند، در دوران بحرانی كه شخصیت ما در حال شكل گرفتن بود والدین یا نزدیكان بارها كلماتی مثل بی خاصیت، عقده ای و ... نثار ما كرده اند، یا مدام كسی را به رُخمان كشیدند و هیچ وقت به اعتماد به نفس ما اجازه شكوفایی داده نشد. بخش مهمی از زندگی ما پند و اندرز، سركوفت زدن و سرزنش شنیدن به خاطر مسائل خیلی پیش پا افتاده بوده، به طوری كه از كوچكترین اشتباهات، كوهی ساختند و به سرمان كوبیدند. شاید هم بگویید ما همیشه تحت كنترل دیگران بودیم طوری كه اعتماد به نفس مان رشد نكرد و قدرت خلاقیت ما نابود شد.

اما این را بدانید كه بزرگترین اندیشمندان، محققان و حتی تمام افرادی كه شما در اطراف خود می بینید كه اعتماد به نفس دارند، روزی به این درد گرفتار بوده اند اما بر آن غلبه كردند پس شما هم می توانید. در مرحله اول سعی كنیداز قضاوت كردن در مورد خودتان، خودداری كنید، همه ما اشكالاتی داریم كه به تدریج باید آنها را رفع كنیم. وقتی اعتماد به نفس پیدا كردید تازه متوجه می شوید كه چه احساسی دارید، چه آرزوهایی دارید و در دنیا به دنبال چه می گردید؟

از خود بپرسید من در كدام مورد خود را پایین تر از دیگران می بینم؟ ظاهری، مالی، روابط اجتماعی یا تحصیلی؟ و بعد سعی در رفع آن كنید، شاید شما هیچ نقصی ندارید و فقط تصویر منفی از خود دارید. اگر جهان را مملو از انسان هایی بالاتر و برتر و زیباتر از خود ببینید، طبیعتاً دچار احساس حقارت می شوید و همیشه خود را دست كم می گیرید ؛اما اگر نیروهای درونی بیكران خود را بشناسید و گسترش دهید حتماً اعتماد به نفس بیشتری خواهید یافت و هیچگاه محو شخصیت و جذابیت دیگران نخواهید شد.

اگر كمی به اطراف خود نگاه كنید، افرادی را خواهید دید كه نه چندان زیبا هستند و نه تحصیلات بالایی دارند اما كوهی از اعتماد به نفس هستند و این باعث پیشرفت های بسیار زیادی در زندگی و از جمله در ازدواجشان شده است.

جان. دی. راكفلر

"آینده تو بستگی به این روزهایی دارد كه پشت سر می گذاری، به تلاشت ادامه بده."

4- داشتن اعتماد به نفس اولین تأثیر خود را روی طرز صحبت كردن شما نشان می دهد. با خوب صحبت كردن می توانید شخصیت زیبای خود را به دیگران بشناسانید. برخی افراد به دلیل ترسی كه از اشتباه كردن دارند كمتر صحبت می كنند، در حالی كه باید اشتباه كردن را به عنوان پیش آمدن فرصتی برای یادگیری بیشتر دانست. كسانی كه از اشتباه كردن در جلسات آشنایی یا به اصطلاح خواستگاری- و كلاً در تمام مجامع دیگر – واهمه دارند، كمتر اظهار نظر می كنند، در نتیجه آدمی بسته و نفوذ ناپذیر و یا خجالتی جلوه می كنند و باعث می شوند دیگران از آنها دوری كنند. پس در جلسات سؤال كنید، حتی اگر اشتباه سؤال كنید. انسان ها و از جمله مردها، از شخصیت بسته خوششان نمی آید. شخصیت بسته به كسی می گوئیم كه در اظهار نظر تردید می كند. می توانید طرز صحبت كردن بهتر را با خواندن كتاب های مناسب تمرین كنید.ما باید از خودمان به دیگران، اطلاعات بدهیم. اگر از خودمان به كسی اطلاعات خوب بدهیم، خواه ناخواه او جذب ما می شود، حالا چه زن باشد و چه مرد. پس در جلسات اظهار نظر كنید؛ شما خود را دوست داشته باشید، دیگران هم شما را دوست خواهند داشت.

در ضمن این كه خوب صحبت می كنید، شنونده خوبی هم باشید و با پر حرفی های خود طرف مقابل را خسته نكنید. سعی كنید با یك مرد در مورد مطالبی سخن بگویید كه مورد علاقه اوست و با او هم حسی داشته باشید، اما به او راه حلی ارائه ندهید و خود را زیاد عاقل تر از او جلوه ندهید. گاهی به خانم ها – حتی آنها كه متأهل هستند- توصیه می كنیم كه خیلی خود را با تجربه و باهوش تر از شوهرشان نشان ندهند. حتی گاهی به طور عمد اشتباهاً حرفی را بزنند تا شوهر آن را اصلاح كند و سوء برداشت او را رفع كند. خانم ها با جنبه احساسی یك مرد، سر و كار دارند نه جنبه عقلانی او. بگذارید گاهی مرد شما را از سوء برداشت تان آگاه كند و به اصطلاح چیزی را به شما یاد بدهد، آن وقت بگویید: "ای وای، من این را نمی دانستم!"

البته منظور این نیست كه شما زن ها همیشه باید كم هوش تر از مردها باشید.در فرهنگ ما معمولاً زن، مشاور مرد است. مشاور باید عاقل تر از خود فرد باشد، اما نباید به عاقل تر بودن خود تظاهر كند. مثل پادشاهان كه در قدیم، مشاوری برای خود داشتند و مشاور همیشه عاقل تر از پادشاه بود، اما در عمل سعی می كرد پادشاه را بالاتر از خود جلوه دهد.

5- با خودتان صادق باشید و احساسات درونی خود را بشناسید. شاید شما هم از آن دسته خانم هایی باشید كه همیشه كسی بالای سرتان بوده كه مدام به شما گفته باید فداكاری و از خود گذشتگی داشته باشید و همیشه باید به فكر شوهر و بچه هایتان باشید و از حق خود بگذارید، طوری كه هر وقت می خواهید حق خود را بگیرید، احساس گناه می كنید.

ناتانیل براندون

"به اغلب ما از دوران كودكی آموخته اند كه به علایم داده شده از جانب دیگران بیشتر توجه كنیم تا علائمی كه از درون خودمان است. ما را تشویق كرده اند كه نیازها و خواسته های خود را نادیده بگیریم و زندگی مان را براساس توقعات دیگران بنا كنیم."

اگر بخواهید جذاب باشید باید خود را واقعی جلوه دهید، بپذیرید كه "من بدون اشتباه نیستم". آدم طبیعی دوست داشتنی است. حتی ممكن است در حین صحبت كردن از خجالت سرخ شوید، اما هیچ اشكالی ندارد ، بگذارید تا سرخ بشوید. این ابراز طبیعی یك احساس است كه در همه ما وجود دارد. كسی كه راحت احساسش را بروز می دهد در نظر دیگران انسانی طبیعی و دوست داشتنی جلوه می كند. حتی باعث می شود دیگران هم با شما راحت باشند.

دوروتی بریگز

"وقتی احساسات خود را مخفی می كنیم، از خود و از دیگران بیگانه می شویم. تنهایی ما یك امر نسبی است."

باید بپذیرید كه شما هم مثل تمام انسان های دیگر، حق دارید از چیزی خوشتان بیاید و یا از چیزی اجتناب كنید. شما هم گاهی احساس تنهایی می كنید، گاهی نسبت به كسی خشمگین و عصبانی می شوید، گاهی دلخور می شوید و گاهی هم احساس گناه می كنید. اینها همه احساساتی طبیعی هستند كه باید آنها را به بهترین وجه ابراز كنید. باید راه را برای بروز تمام این احساسات باز كنید، اكثر بیماری های جسمی و روحی از انباشته شدن همین احساسات مختلف بر روی هم و تخلیه نشدن آن ناشی می شود، برای همین است كه امروزه  شاهد افزایش افسردگی و اضطراب در بین زن ها  هستیم. اكثر خانم ها، وقتی احساس دلتنگی و یا افسردگی می كنند جلوی گریه كردن خود را می گیرند و سعی می كنند تا خود را نزد دیگران شاد و خوشحال جلوه دهند.

یك نویسنده

"كسانی كه بلد نیستند از ته دل گریه كنند، از ته دل خندیدن را نیز بلد نیستند."

جلوی خشم خود را می گیرید و این خشم را به سوی خودتان سوق می دهید، در مورد نگرانی و اضطرابتان با كسی صحبت نمی كنید و خلاصه تمام احساسات قشنگ انسانی خود را نابود می كنید. در حالی كه بروز دادن تمام این احساسات در جای خود و با روشی مناسب، باعث می شود تا با حالات انسانی خود بیشتر آشنا شویم و بتوانیم در ضمن كمك گرفتن از دیگران ، ارتباطات خود را نیز وسعت بخشیم.

6- با دیگران نیز صادقانه رفتار كنید. به این مهم توجه داشته باشید كه درست است همیشه، باید صادقانه حرف بزنید، اما صداقت همیشه باید با درایت همراه باشد، ما عادت داریم صداقت را با صراحت یكی بدانیم. صداقت در مراسم معارفه – یا اصطلاح خواستگاری – به معنی دروغ و راست نیست، بلكه به این معنی است كه چه چیزی را باید بگویید و چه چیزی را نگویید. ما حق داریم بعضی چیزها را نگوییم اما اگر چیزی را گفتیم حق نداریم دروغ بگوییم. لازم نیست همه چیز در همان جلسه اول گفته شود. شما اگر یك عیب واضح و مهم دارید آن را نپوشانید بلكه زیركانه بیان كنید، اما عیب های جزیی خود را- كه شاید اصلاً عیب نباشد- لازم نیست در همان جلسه اول خواستگاری بیان كنید. خواستگاری نباید به یك جلسه محدود شود. وقتی مردی بهتر و بیشتر شما را شناخت و با خصایص شما آشنا شد بهتر هم می تواند پذیرای عیب شما باشد.

7- لازم نیست به اصطلاح زیاد از خود مایه بگذارید و حقوق خود را نادیده بگیرید. اگر طرف مقابل رفتاری داشت كه دور از شأن شما بود، حق دارید با متانت و وقار حرف خود را بزنید و خود را دست كم نگیرید. هیچ گاه خود را دیوانه او نشان ندهید، در غیر این صورت احتمال این كه او خود  را از شما دور كند، زیاد خواهد شد. هیچ وقت از این كه ممكن است او را از دست بدهید، نترسید. این ترس می تواند  آن چنان شما را مسحور او كند و دیده عقلتان را كور كند كه اثر بدی روی رفتار ظاهری شما داشته باشد و همه چیز را به هم بریزد. كلاً در تمام لحظات- و از جمله در هنگام  خداحافظی - باید طوری رفتار و صحبت كنید كه نشان دهید از طرفی برای شخصیت او به عنوان یك انسان احترام قائلید و از طرفی هم دارای اعتماد به نفس هستید و برای رفتار خود حد و حدودی قائل می باشید. رفتار شما باید در كنترل خودتان باشد. باید هر وقت تصمیم گرفتید خداحافظی كنید ، نه این كه آنقدر صحبت را طول بدهید كه طرف خسته شود و یا اگر ضعفی در شماست، به آن پی برد.

8- در مورد راه های انتخاب درست و روش های شناختن طرف مقابل ، بیشتر بررسی كنید تا اگر بعد از تمام این تلاش ها به او رسیدید، روزی از انتخاب خود پشیمان نشوید. برای این كه انتخاب درستی انجام دهید باید احساسات خود را كنترل كنید.

آناتول فرانس

"هرگز به احساساتی كه در اولین برخورد از كسی پیدا می شود، نسنجیده اعتماد نكنید."

اگر به احساسات خود بیش از اندازه فرصت بروز بدهید باعث می شود نتوانید طرف مقابل را به خوبی بشناسید و ندانسته از او قهرمانی افسانه ای برای خود می سازید كه احساسات شما را جریحه دار می كند.

نكته مهمی كه لازم است همه ی دخترها به آن توجه كنند این است كه "تا وقتی سر سفره عقد نشسته اید، به كسی دل نبندید". این دلبستگی می تواند در روحیه و زندگی شما تأثیر بسیار مخربی داشته باشد. كم نیستند دخترانی كه به خاطر این وابستگی شدید، حتی سر از بیمارستان در آورده اند. احساس شما همیشه باید در كنترل شما باشد.

بیلی هالیدی

"گاهی اوقات برنده شدن از باختن، بدتراست."

وابستگی داشتن، قدرت تفكر شما را محدود می كند، طوری كه با هر بار ناكام شدن، تمام دنیا روی سرتان خراب می شود ؛ اما اگر وابسته نباشید می توانید علت رفتار طرف مقابل را بهتر درك كنید و در رفتارتان، آرامش بیشتری داشته باشید. به جهان بدبین نباشید، شما خودتان را تغییر دهید، مطمئن باشید جهان هم خودش را برای شما تغییر خواهد داد و باید در این تغییر یافتن خودتان آنقدر مصمم باشید كه موانع را از سر راه موفقیت خود بردارید.

روزولت

"تا هنگامی كه در قلب خود احساس می كنی حق با توست، هرگز از حرف دیگران دلتنگ مباش."

پس در مورد ازدواج هم فعالانه برخورد كنید، نه منفعلانه. شما می توانید انسان بسیار جالب تری باشید طوری كه دیگران به شما غبطه بخورند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:54  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

در چه سنی باید ازدواج کرد (نکرد)

سن مناسب برای ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت دوازدهم )

در قسمت قبل در مورد لزوم مشاوره در زمینه ی اخلاقی و روانی صحبت كردیم. سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است : یكی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیكی .

1- جنبه روانی:

انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت است. روان شناسی كودك با روان شناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یك نوجوان با ویژگی های روانی یك فرد سالخورده در اكثر زمینه ها قابل مقایسه نیست. بنابراین ازدواج یك مرد پنجاه یا شصت ساله با یك دختر 18 ساله به دلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد. دیر یا زود به علت عدم ارضای نیازهای روانی، این عروس جوان با دلمردگی به انتظار مرگ شوهر كهنسال خود روزشماری می نماید ، یا خواهان طلاق می شود. از سوی دیگر این مرد كهنسال برای ارضای نیازهای همسر جوانش مجبور به تظاهر به جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می شود و در نتیجه او نیز از مسیر طبیعی زندگی خارج می گردد و از نظر اجتماعی زبانزد خاص و عام می شود ؛ و در مجالس و محافل ممكن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگیرند و همه جا مجبور است وضعیت خود را توجیه كند. او برای كسب رضایت همسرش ، چنانچه ثروتمند باشد به خریدن جواهرات و لباس های گران قیمت و خانه و اتومبیل متوسل می شود و چنانچه عالم باشد كتاب ها و آثار خود را به او تقدیم می كند؛ ولی هیچیك از اینها او را ارضا نمی نماید. عكس این حالت ، یعنی ازدواج زن پیر با مرد جوان نیز همین وضع را خواهد داشت. بنابراین كسانی كه قصد ازدواج دارند نباید تحت تأثیر پول، مقام اجتماعی، مقام علمی و سایر امتیازهای ارزشمند، سن همسر آینده خود را نادیده بگیرند. 2- جنبه فیزیولوژیكی: علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. پیرمردی كه توانایی عمل جنسی او كاهش یافته و ازدواج وی با یك همسر جوان بیشتر جنبه ی صحبت و دیدار دارد، قادر نیست به غرایز جنسی همسر خود پاسخ دهد. به قول سعدی " زن جوان را تیری بر پهلو ، به كه پیری !".  واقعیت امر چنین است جوانی كه در كنار پیری نیاز به ارضای غرائز جنسی دارد ( و او توانایی این كار را ندارد ) جز ملال و سرخوردگی در ازدواج چیز دیگری نصیبش نمی شود. بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد و انحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهد بود.

سن مناسب برای ازدواج

سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف متفاوت است؛ معمولاً در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پایین تر ، و در مناطق سرد و كوهستانی بالاتر است. مهم نیست كه فرد در چه سنی بالغ می شود ، این است كه دختر و پسر احساس كنند  از نظر فیزیولوژیكی و روانی نیاز به ازدواج دارند. تشخیص زمان مناسب ازدواج از سوی دختر و پسر تازه بالغ مشكل است . در این مورد راهنمایی پدر و مادر و مشاوره با مشاور خانواده ضروری است. معمولاً چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است ، زودتر بالغ و برای ازدواج آماده می شوند. به همین علت در اسلام سن تكلیف دختران نـُه سال و پسران 15 سال می باشد.

در اینجا ذكر این نكته لازم است كه چون اسلام دین جهان شمولی است ، بنابراین حداقل سن تكلیف برای تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص گردیده ؛ یعنی در روی زمین مناطقی هست كه دختر در نـُه سالگی بالغ است ولی این بدان معنا نیست كه این دختر 9 ساله باید الزاماً ازدواج كند. ازدواج زمانی واجب است كه شرایط آن از نظر فیزیولوژیكی، روانی ، فرهنگی و اقتصادی فراهم باشد و چنانچه انجام نگیرد فرد به گناه بیفتد. در ایران به طور عرف اكثر دختران بین 18 تا 25 سال ازدواج می كنند. پسرها نیز در روستاها در سنین پایین تر و در شهرها بین 25 تا 30 و گاه تا 35 سالگی ازدواج می كنند.

تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است. گاه تفاوت سن تا ده سال هم مشكلی ایجاد نمی كند. یكی از فرمول هایی كه در این مورد پس از آمارگیری های سن ازدواج پیشنهاد شده ، آن است كه در سنین پایین تر ،  نصف سن پسر به اضافه هفت سال سن مناسبی برای دختر خواهد بود. ولی این به هیچ وجه فرمول قطعی و یا استاندارد محاسبه شده ای نیست؛ آنچه در این مورد می توان به طور قطعی پیشنهاد نمود آن است كه بین سن زوجین تناسب منطقی و معمولی وجود داشته باشد.

مشاوره ازدواج در ارتباط با سن

بعضی از مراجعان به مشاوران اظهار می دارند كه سن من 30 سال است آیا با مردی 50 ساله ازدواج كنم یا خیر. گاه زنان جوانی هستند كه می گویند از پیرمردها خوشم می آید و یا پیرمردانی اظهار علاقه می كنند كه با دختر جوان ازدواج كنند و حتی بعضی ها معتقدند كه ازدواج با زن جوان ، آنها را جوان می كند.

مشاوران در ارتباط با مراجعانی كه برای ازدواج در مورد سن مشكل دارند ، باید به روش های زیر عمل نمایند:

1- در مورد دختر و پسری كه برای بار اول می خواهند ازدواج كنند و بین 18 تا 30 سال دارند، اختلاف 5 تا6 سال مناسب است؛ یعنی به علّت رشد سریع دختران، اگر پسر پنج تا شش سال بزرگتر باشد از نظر روانی و فیزیولوژیكی وضع مناسبی خواهد داشت.

2- در مورد مرد و زنی كه برای بار دوم ازدواج می كنند. دو حالت وجود دارد. زن برای بار دوم و مرد برای بار اول ، و یا برعكس مرد برای بار دوم و زن برای بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر یك از حالت های فوق زندگی متفاوت است. ممكن است صحبت از داشتن فرزند قبلی باشد و شرایط اقتصادی و فرهنگی متفاوت ؛ به هر حال باید وضعیت هر یك را به طور انفرادی بررسی كرد و اطلاعات لازم را در اختیار مُراجع قرار داد.در مورد سن در ازدواج دوم اهمیت مسئله به اندازه ازدواج اول نیست. ممكن است زن مطلقه ای با دو فرزند و 30 سال سن با مرد 45 ساله مجردی ازدواج كند و چون گرفتاری فرزندان او نیز به زندگی او اضافه می شود، احتمال آن كه با همسرش كه گذشت كرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده ، با گذشت بیشتر بسازد و زندگی شاد و سعادتمندی  داشته باشند.

3- از آنجا كه مرگ و میر مردان بیشتر ، و آمار زنان در بسیاری از جامعه ها درصد بالاتری را حائز است ، برای جلوگیری از فحشا و انحراف های جنسی باید چاره ای اندیشه شود. در جوامع غربی اصل آزادی جنسی با همه مفاسدش پذیرفته شده است؛ ولی در اسلام به علت اهمیت تربیت فرزند و استحكام خانواده، اصل دیگری را در زناشویی مجاز دانسته اند و آن تعّدد زوجات می باشد. تعّدد زوجات نیز به دو صورت است : ازدواج دائم و ازدواج موقت. ممكن است مردی كه ازدواج كرده و زن مهربان و واجد شرایطی هم دارد ولی از روی بوالهوسی بخواهد ازدواج دوم كند، به مشاور مراجعه نماید. در اینجا مشاور باید او را در هر دو شرایط ( زندگی با زن اول و زندگی با دو زن) آگاهی دهد ؛ و وضعیت او را به دقّت و از جهات مختلف: از نظر از دست دادن ملاطفت و عطوفت زن اول، از نظر فرزندان ( خواهران و برادران ناتنی )، از نظر تأمین هزینه های زندگی، از نظر جنگ های روانی مرتبط با زنان متعدد و بالاخره به هم ریختگی محیط گرم خانوادگی موجود به بهای ارضای هوس زود گذر هشدار دهد. بدیهی است تصمیم گیری نهایی پس از بصیرت كامل با مراجع خواهد بود. گاه قدرت هوس به اندازه ای است كه ممكن است با همه اطلاعات و بصیرت داده شده ، مُراجع از ازدواج دوم صرفنظر نكند. مشاور می تواند پس از مواجهه او با ناملایمات بعدی ، باز هم او را با توجه به شرایط جدید راهنمایی نماید.

4- در صورتی كه زنها از قبل با علم و آگاهی ، شرایط چند زنی مرد را پذیرفته و حاضر به ازدواج شده اند و مرد نیز شرایط لازم را رعایت كند، شاید مشكلی ایجاد نشود؛ ولی در فرهنگ ایرانی مسئله تعدّد زوجات و نیز ازدواج موقت به عنوان یك سیره جاری پذیرفته نشده و اغلب كسانی كه از این روش استفاده كرده اند ، اگر چه تمام جوانب شرعی را مراعات كرده اند، امّا علاوه بر نارضایی همسران ، مورد طعن و سرزنش دیگران قرار گرفته و زندگی شاد و با ثباتی نداشته اند. از آن جا كه مشاوران نیزاز فرهنگ عمومی تبعیت می نمایند باید به افرادی كه به این سیره تمایل نشان می دهند، اطلاعات لازم را بدهند و تمام پیامدهای چنین اقدامی را به آنها گوشزد نمایند.

5- در مورد زنان جوانی كه از مردان پیر خوششان می آید و یا پیرمردانی كه به خیال خود زن جوان می گیرند تا جوان شوند، باید نظرشان را از لحاظ فیزیولوژیكی و روانی با توجه به اصول علمی بررسی كرد و آنان را به نادرست بودن باورهایی كه در این مورد پیدا كرده اند، توجه داد. مشاور باید دختر یا زن جوانی را كه دوست دارد با پیرها ازدواج كند ، به این مسئله توجه دهد كه پیرمرد نه از نظر روانی و نه از لحاظ فیزیولوژیكی قادر به به ارضای نیازهای او نیست و فرضاً اگر چند صباحی نظر او را تأمین كند ، در نهایت با مشكل مواجه خواهد شد و این ازدواج عاقبت خوشی نخواهد داشت. دادن اطلاعات لازم در این مورد احتمالاً نظر زن جوان را به طرف مردانی با اختلاف سنّ معقول تغییر خواهد داد. به هر حال دادن آگاهی و بررسی همه جانبه به مراجع بصیرت خواهد داد كه به گزینش مناسب بپردازد و تصمیم عاقلانه و مناسبی اتخاذ نماید.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به بررسی رابطه شغل و ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:53  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

بدون شغل ازدواج ممنوع

تأثیر شغل در تداوم یك زندگی

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت سیزدهم )

در قسمت قبل در مورد سن مناسب ازدواج صحبت كردیم. اینك در ادامه می خوانیم ...

یكی از عواملی كه در همسر گزینی باید مورد توجه قرار گیرد، نوع شغل است. بعضی دختران مایلند شغل همسرشان نظامی باشد. بعضی از مردان مایلند كه همسرشان خانه دار باشد. تعدادی مایلند كه وی در خارج از خانه شاغل باشد و برخی فقط مایل به كار همسرشان در آموزش و پرورش و كار معلمی هستند. بنابراین نوع شغل در انتخاب همسر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در مورد شغل شوهر آنچه مهم است تأمین نظر دختر است. در این زمینه موارد زیر قابل توجه است:

1- دخترانی هستند كه به سطح شغلی اهمیت می دهند.از نظر آنان نوع شغل مهم نیست. آنها همیشه مهندس، دكتر، حقوقدان و مشاغلی را می پسندند كه از نظر وجهه اجتماعی در سطح بالایی قرار دارند و گاه اظهار می دارند كه مثلاً "لوله كشی هم شد شغل"، این عده نجاری یا بنایی و یا سیم كشی و نظایر آن را كه از نظر سطح درآمد ممكن است بسیار بالا هم باشد نمی پسندند.

2- برای گروهی از دختران سطح شغل مطرح نیست؛ آنان همسری می خواهند كه امكانات رفاهی آنان را فراهم كند و درآمد زیادی داشته باشد. بعضی نیز درآمد و سطح شغل برایشان مهم نیست ولی مایلند شوهرشان شغلی داشته باشد كه تمیز باشد و همیشه اظهار می دارند كه شوهر روغن مالیده یا پر از خاك و گچ نمی خواهند ( منظور تعمیر كار یا بنّا و گچ كار است).

3- زنان شاغلی هم هستند كه مایلند شوهرشان در حوزه شغلی خود آنان كار كند.

به عنوان مثال اگر زن آموزگار باشد؛ مایل است شوهرش دبیر یا استاد باشد یا اگر پرستاراست ، شوهرش پزشك باشد. نكته قابل توجه این است كه اكثر زنان مایل نیستند  شوهرشان از نظر سطح شغلی پایین تر از آنان باشد.

4- بعضی از دختران تحت تأثیر برنامه های هنری تلویزیون و سینما ، شوهر هنرمند می خواهند. در این جا این نكته قابل ذكر است كه این تمایل ممكن است تحت تأثیر عوامل احساسی موقتی باشد، لذا مشاوران در كمك به انتخاب همسر به این گونه دختران باید بررسی های لازم را انجام دهند و چنانچه رغبت و علاقه آنان جنبه احساسی داشته باشد مراجع را متوجه علاقه واقعی او بنمایند. گاه ممكن است اجرای تست بتواند به این موضوع كمك كند. در این صورت با پیشنهاد و قبول مراجع می توان از آزمون نیز استفاده كرد.

5-و بالاخره برای گروهی از دختران شغل شوهر برایشان مهم نیست و به سایر عوامل مؤثر در ازدواج از جمله مسائل فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی توجه بیشتری دارند.

با در نظر گرفتن مطالب فوق می توان نتیجه گرفت كه در انتخاب شوهر در ارتباط با شغل موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

- نوع شغل؛

- محل شغل؛

- میزان درآمد؛

- سطح شغل.

نگرش شوهر درباره شغل زن

بعضی از مردان با اشتغال همسرشان در خارج از خانه مخالف هستند و به دنبال زنی هستند كه فقط خانه دار باشد و روی این مسئله به قدری تكیه دارند كه آن را جزء شرایط ازدواج قرار می دهند. در مقابل مردانی نیز هستند كه می خواهند همسر آنان شاغل باشد و نظر اصلیشان از این اشتغال كسب درآمد است كه كمك هزینه خانه باشد. برخی هم كسب درآمد و گرفتن حقوق برایشان مهم نیست ؛ هدف آنان از اشتغال همسر در خارج از خانه آن است كه با جامعه ارتباط داشته و اجتماعی تر باشد و از زن خانه دار به عنوان زن عقب افتاده و منزوی یاد می كنند.

 علاوه بر موارد فوق ، وجوه دیگری از اشتغال نیز برای زن مطرح است كه به ذكر نمونه هایی مبادرت می شود:

1- مردانی هستند كه مایلند همسرانشان فقط دركارهای آموزشی آن هم در ارتباط با دختران كار كنند، مثل آموزگاری یا دبیری مدارس دخترانه.

2- برای گروهی از مردان نوع كار همسرشان مهم نیست؛ ولی تمایل دارند كه همسرشان دركارهای نیمه وقت شاغل باشد كه به كار خانه نیز برسد.

3- بعضی از مردان مایلند همسرشاندر محیط كار خود آنان شاغل باشد. مثلاً اگر خودش پزشك است همسرش پرستار یا ماما باشد.

4- بعضی از مردان زنانی را می خواهند كه علاوه بر خانه داری در خانه، درمحلی نزدیك خانه به كار دیگری نظیر خیاطی یا آرایشگری اشتغال داشته باشد.

با توجه به مطلب بالا می توان نتیجه گرفت كه نگرش مرد در مورد اشتغال زن در ازدواج باید مورد توجه قرار گیرد و مشاوران در این زمینه به دختر و پسر در زمان انتخاب ، آگاهی و بینش لازم را بدهند و وضعی پیش نیاید كه این مسئله مهم در زمان گزینش همسر تحت تأثیر عوامل دیگر نادیده گرفته شود.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به لزوم مشاوره قبل از ازدواج در مورد شغل همسر می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:52  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

مشاوره و بازهم مشاوره برای ازدواج (باور کنین ضرر نمی کنین)

لزوم مشاوره ازدواج در رابطه با  شغل همسر

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت چهاردهم )

در قسمت قبل به نقش شغل در تداوم زندگی زناشویی پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم ....

یكی از عواملی كه مشاوران در رابطه با همسر گزینی باید مورد توجه قرار دهند، " شغل" است.

دختران یا پسران در انتخاب همسر به شغل طرف مقابل اهمیت می دهند و اطلاعات لازم را در این مورد به دست می آورند.  هنگامی كه پسری برای خواستگاری یا آشنایی با یك دختر به منظور ازدواج وارد عمل می شود ، نخستین چیزی كه دختر در مورد او جویا خواهد شد، شغل اوست. مهمترین كمكی كه مشاور در مورد شغل همسر می تواند انجام دهد ،  دادن اطلاعات لازم در مورد آن شغل و بررسی نگرش مـُراجع در رابطه با آن ، از جهت میزان درآمد مورد نظرش و ... می باشد.

دخترانی كه به علت علاقه مفرط به یك شغل ممكن است تحت تأثیر آن، سایر عوامل مؤثر در ازدواج را نادیده بگیرند ،  باید مورد مشاوره قرار گیرند.

در بسیاری از موارد شغل شوهر و عدم اطلاع كافی دختر، موجب ازدواجی می شود كه فرجام آن رضایت بخش نیست. در این موارد مشاور باید در زمینه شغل مزبور به مراجعی كه تحت تأثیر شغل مرد قرار گرفته و می خواهد با او ازدواج كند، اطلاعات كافی بدهد و به علاوه سایر عوامل مؤثر در ازدواج را نیز ( به همان اندازه كه شغل را مطرح می سازد) مورد توجه قرار دهد تا مراجع با بصیرت تصمیم گیری نماید.

بعضی از زنان از مشاغلی كه لباس خاصی دارند ، مانند لباس نظامی نیروی هوایی، دریایی، روحانی و ... خوششان می آید و تحت تأثیر لباس مبادرت به ازدواج می نمایند. در این موارد مشاور باید آنان را به سایر عوامل مؤثر در ازدواج توجه دهد تا تصمیم گیری عجولانه ننمایند.

در مورد چنین ازدواجی مشاور باید اهمیت عاملی را كه در نظر مراجع به صورت غیر واقعی او را تحت تأثیر قرار داده است، در حّد واقعی پایین بیاوردو او را متوجه سن و اخلاق و سایر عوامل مؤثر در ازدواج نماید تا عاقلانه تصمیم گیری كند.

 مردانی هستند كه به طرف زنان شاغل می روند و هدفشان از این ازدواج حقوق و درآمد زن است كه به زندگی آنان كمك كند. مشاور برای این قبیل مردان باید هدف از ازدواج را تبیین كند و عدم توجه به سایر عوامل و عواقب آن را مطرح نماید؛ به علاوه این موضوع را كه ممكن است زن درآمد خود را در اختیار خانواده قرار ندهد با مـُراجع در میان بگذارد. در موارد زیادی مراجع در تصمیم خود تغییر می دهد؛ ولی چنانچه مسئله درآمد زن برایش مهم باشد و ازدواج سرگیرد؛ احتمال زیادی وجود دارد كه نظر مرد تأمین نگردد و ناشادی بر زندگی حاكم شود.

مردان یا زنانی كه به خاطر موقعیت شغلی همسر یا موقعیت شغلی پدر و همسر ، یا به خاطر رسیدن به هدف های شخصی و احساسی خود ، اقدام به ازدواج می كنند؛ زندگی را به خاطر هدف های غیر واقعی باخته اند. از جمله این موارد:

- مرد یا زنی كه با یك فرد جانباز به خاطر مزایای مادی ، تحصیلی و یا اجتماعی او ازدواج می كند و وقتی به هدفش رسید دیگر همسرش برای او اعتباری ندارد.

- شخصی كه به منظور استفاده از اعتبار شغلی و موقعیت اجتماعی پدر دختر با او ازدواج می كند.

- مردی كه به خاطر اشتغال برای گرفتن مجوز اقامت در یك كشور با یك زن خارجی ازدواج می كند.

در این قبیل موارد مشاور باید آنان را به هدف های ازدواج و لذت بردن از زندگی زناشویی توجه دهد و با بررسی های همه جانبه با مراجعان، هدف انتخابی آنان را در جهت صواب تغییر دهد.

- مراجعانی كه اظهار می دارند شغل شوهر برایشان مهم نیست؛ بلكه آنچه مهم است فرهنگ و اخلاق است. مشاور باید این گونه مُراجعان كه به یك یا چند عامل مؤثر در ازدواج توجه دارند ،  به اهمیت سایر عوامل توجه دهد و آنان را با عواقب ناخوشایند نادیده گرفتن سایر عوامل مواجه سازد.

خانواده های دو شغله

كسانی هستند كه پس از ازدواج برای كسب درآمدِ بیشتر به بیش از یك شغل رو می آورند. گاه ممكن است زن و مرد هر دو دارای دو شغل باشند؛ چون این خانواده ها بیش از حّد معمول تقّلا می كنند ، اغلب خسته اند و فرصت رسیدگی به نیازهای همسرشان را ندارند. اشتغال خانواده به بیش از یك شغل ، گاه به علت نیاز است و گاه به علت علاقه به كار یا حرص به درآمد بیشتر. در صورت اول شاید علت موجه و برای رفاه خانواده قابل توجیه باشد؛ ولی در حالت دوم به هیچ وجه اشتغال ضرورت ندارد و موجب می شود كه زندگی خانواده حالت سرد و بی روح داشته باشد و چه بسا كه به علل مختلف به ناسازگاری ها و ناهنجاری های دیگری نیز بیانجامد.

مشاوران باید در این گونه موارد ، مراجعان خود را متوجه این نكته سازند كه تلاش معاش نباید هدف های زناشویی را  تحت الشعاع قرار دهد؛ زیرا كار و زحمت و كسب درآمد وسیله ای برای حصول به هدف های زناشویی است.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به نقش عوامل جسمانی و ژنتیكی در ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:51  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

نقش عوامل جسمانی و ژنتیكی در ازدواج

نقش عوامل جسمانی و ژنتیكی در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت پانزدهم )

در قسمت قبل به لزوم مشاوره قبل از ازدواج در مورد شغل همسر پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم...

یكی از عواملی كه در ازدواج نقش مهمی دارد ، قیافه ظاهری و وضع جسمانی همسر می باشد. بعضی از قد بلند و اندام باریك خوششان می آید، عده ای چاق می پسندند و بالاخره بعضی از ابروی پیوسته و بینی كشیده و برخی از موی مجعد و چشم آبی و صورت گرد و تعدادی چانه باریك و اندام موزون می پسندند. با این كه زیبایی ظاهری ممكن است دوام نداشته باشد و به زودی جای خود را به قیافه و وضع جدیدی بدهد ؛ معذالك فردی كه می خواهد با كسی یك عمر زندگی كند ، باید از قیافه او خوشش بیاید. علاوه بر این، مسئله ژنتیك از نظر داشتن فرزندان سالم و باهوش از اهمیت زیادی برخوردار است. بعضی از مردان كوتاه قد زن بلند قد می گیرند كه بچه های آنان قد كوتاه نشوند و عكس این حالت نیز ممكن است پیش بیاید. از طرفی ازدواج های فامیلی كه احتمال تولد بچه های معلول و ناسالم و یا كودن و عقب مانده ذهنی در آنها زیادتر است ، مسئله ای است كه باید مورد توجه قرار گیرد.

ازدواج و رابطه آن با قیافه ظاهری

یكی از عواملی كه پسر و دختر بدان توجه خاص دارند، قیافه ظاهری است. بعضی از پسران كه خود قیافه نازیبایی دارند توجه خاص به دختران زیبا دارند؛ عكس این حالت نیز ممكن است اتفاق بیفتد. البته زیبایی و زشتی قراردادی است و از دیدگاه های مختلف فرق می كند؛ ولی آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح می شود؛ مثلاً ممكن است زمانی اندام  بلند و باریك برای دختران و قد بلند و چهارشانه برای مردان مُد روز شود و زمانی دیگر قد متوسط و اندام چاق برای دختران و قد بلند و اندام باریك برای پسران. بنابراین زیبایی پیرو مـُد می گردد و در صورت تطابق با مُد طالب بیشتری پیدا می كند. مسئله زیبایی ، خود بحث مفصلی دارد كه در این مقوله نمی گنجد. به هر حال در ازدواج دیدگاه طرفین در پذیرش و اقناع یكدیگر از لحاظ وضعیت جسمانی مهم است.

بحث مهم دیگر سلامت جسم ( از نظر بیماری و معلولیت)  است. ممكن است مرد یا زنی معلول (مثلاً لـَنگ ، كر، كور ،  بی دست) باشد یا به بیماری های قلبی ، كمردرد و غیره مبتلا باشد. در این موارد ممكن است ازدواج با معلول دیگر با وضع مشابه مشكلی ایجاد نكند؛ ولی چنانچه فرد سالمی بخواهد با فرد معلول یا بیمار ازدواج كند باید وضعیت بیمار با تمام خصوصیات برای طرف مقابل بازگو شود ، تا قبول ازدواج با آگاهی و بصیرت كامل انجام گیرد. در غیر این صورت پس از مدتی احتمال سرد شدن روابط و بالاخره از هم گسیختن خانواده می رود.

نمونه هایی از ازدواج های ناموفق در این زمینه ذكر می شود:

- بعضی از دختران و پسران شیفته وضعیت ظاهر طرف مقابل می شوند و سایر عوامل را نادیده می گیرند. این حالت نیز پس از مدتی كه عوامل دیگر اهمیت خود را نشان می دهند و عامل زیبایی در مرحله بعد قرار می گیرد، خوشی و نشاط را از خانواده می گیرد و چه بسا كه زندگی گرم و پرشور اولیه به سردی گراید. خطر دیگری كه در مورد تكیه بر زیبایی وجود دارد آن است كه زیبایی جنبه ثابت و دایمی ندارد؛ و می تواند در اثر یك حادثه و یا در طول زمان یا بر اثر وجود یك بیماری از بین برود و به زندگی شاد زناشویی آسیب برساند.

مشكل دیگری كه در زیبا رویان وجود دارد آن است كه آنان ممكن است به اتكاء جمال خود ، از خود راضی و خودپسند بار آیند و چه بسا فرصت های مناسبی را كه در ازدواج برای آنان پیش آید، از دست بدهند و یا در زندگی زناشویی زیبایی خود را به رخ همسر خویش بكشند و احیاناً او را تحقیر كنند و خود را در مرتبه بالاتری قرار دهند. این حالت ممكن است برای شوهر زجرآور باشد و زندگی را به سردی و ناشادی سوق دهد.

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل جسمانی و ژنتیكی

مراجعانی كه در زمینه عوامل جسمانی و ژنتیكی به مشاور مراجعه می كنند، نمونه هایی از مسائل زیر را مطرح می كنند:

- مردی با قیافه معمولی دختری بسیار زیبا را برای ازدواج در نظر می گیرد ، و دختر نیز با این وصلت موافق است. آیا این ازدواج پایا و عاقبت بخیر خواهد بود؟

- مردی قد بلند، زنی كوتاه قد انتخاب می كند؛ به این امید كه بچه هایش متوسط القامه شوند. آیا این انتخاب با این هدف مناسب است؟

- دختری قد بلند، پسری كوتاه قد را برای ازدواج انتخاب می كند؛ تا او در برابرش احساس حقارت كند و دختر در خانه، تعیین كننده باشد.

- پسری چاق در جستجوی ازدواج با دختری باریك اندام است؛ تا به آرزوی خود ( لاغری) در همسرش نایل گردد.

- پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به این اعتقاد كه عقد فامیل های نزدیك در عرش بسته می شود، قصد ازدواج دارند. از نظر ژنتیك چه مشكلی وجود دارد؟

- دختر یا پسری كه از نظر ارثی مرض قند دارد، قصد ازدواج دارند. آیا چنین انتخابی مناسب است؟

مشاور در مقابل موارد فوق چه باید بكند؟

هر یك از این موارد نیاز به بررسی دارد؛ بررسی از نظر شرایط و متقضیات و از نظر خصوصیات فردی. از این رو نمی توان برای همه آنها حكم واحدی صادر كرد. حكم عمومی درباره مشكلات انسانی نظیر پزشكی است كه بیماران زیادی داشت ؛ آنها را دسته بندی كرد؛ به همه تب دارها، یك نسخه و به شكم دردها نسخه دیگری داد و خلاصه آن كه همه بیماران را با پنج نسخه ویزیت كرد!

در برابر هر یك از موارد مطروحه بالا باید به طور ویژه عمل نمود:

- مردی كه در قبال زیبایی بی حد  زن آینده اش حساسیت دارد و چنین فكر می كند كه این ازدواج به علت امتیاز زیبایی همسرش پایا و عاقبت به خیر خواهد بود : باید موضوع از جهات مختلف بررسی و با موارد موفق مشابه مقایسه شود تا در مراجع این حساسیت از بین برود و بتواند عاقلانه تصمیم بگیرد.

- راجع به مردی قد بلند كه زن كوتاه قد انتخاب كرده تا بچه هایشان متوسط القامه باشند : باید از او سؤال كرد  كه علم و اطلاع در زمینه این موضوع را از چه منبعی دریافت نموده است. وانگهی آیا هدفِ ازدواج ، داشتن بچه متوسط القامه است؟

- دختر قد بلندی كه قصد دارد با پسر كوتاه قد به خاطر تسلط بر او ازدواج كند. آیا هدفش حاصل خواهد شد و اصولاً غرض از ازدواج "تسلط بر شوهر" است؟

مشاور باید این موارد را با مشاركت مراجعان از جهات مختلف بررسی كند تا آنها بتوانند با آگاهی ، تصمیم بگیرند.

- در برابر پسر چاقی كه می خواهد با دختری باریك اندام به خاطر ارضای آرزوهای خود ازدواج كند: مشاور باید با مراجع موضوع را ارزیابی كند و بگوید ارضای این آرزو چه نفعی برای او دارد. وانگهی این عمل چنانچه با رعایت جوانب دیگر انجام نشود، ممكن است زندگی وی را به تباهی بكشاند.

- ازدواج پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به علل ژنتیكی بهتر است انجام نگیرد ولی چنانچه عشق و عاشقی انجام امر را ضروری سازد ، باید قبل از ازدواج با مراجعه به یك متخصص، مشاوره ژنتیكی صورت گیرد و سپس مراجع تصمیم خود را بگیرد.

- در مورد دختر یا پسری كه مریض است، یا بیماری ارثی دارد: اولاً مشاور باید ببیند آیا بیماری او خطرناك است؟ ثانیاً این بیماری به بچه ها نیز منتقل می شود یا خیر؟ به هر حال بهتر است در مورد ازدواج چنین دختر و پسری بررسی پزشكی و تحقیقات لازم انجام گیرد. چنانچه بیماری برای خود فرد خطری نداشته و قابل انتقال به بچه ها نباشد؛ از نظر ازدواج مشكلی وجود نخواهد داشت.

- نظر به این كه قیافه ظاهری عاملی عینی است و زیبایی جاذبه بسیاری برای  ازدواج دارد، بنابراین احتمال دارد كه پسر یا دختر با عشق و علاقه افراطی، دیگر عوامل مؤثر در ازدواج را كنار بگذارند و تنها با توجه به زیبایی به سوی زناشویی كشیده شوند. در این موارد وظیفه مشاور آن است كه با تشكیل جلسات مشاوره و بررسی های همه جانبه و مواجه كردن مراجع با ازدواج های مشابه ناموفق، عشق غیر واقعی وی را تعدیل نماید. چشم واقع بین را برای دیدن عوامل مختلف مؤثر در زناشویی، فعال نماید تا تصمیم گیری در انتخاب همسر، عاقلانه و با توجه به جهات مختلف انجام گیرد.

ماحصل كلام آن كه مشاور باید هر مورد را با مشاركت مراجع از جمیع جهات بررسی كند، با موارد دیگر مقایسه كند و نتایج كار را در هر اقدام پیش بینی نماید. تا بالاخره مراجع با كسب اطلاع و تفكر و بصیرت به تصمیم گیری مناسب نائل گردد.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به معرفی مراحل قبل از ازدواج می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:44  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

تعویض اخلاق

تغییر دادن شخصیت همسر پس از ازدواج

اغلب به دختران و پسران می آموزند كه با فردی ازدواج كن كه پس از ازدواج شخصیت او را آن طور كه می خواهی تغییر بدهی. باید به این عده گفت شاید همسر شما دچار یك نوع ضعف اخلاقی باشد كه پس از ازدواج با دلگرم كردن او به زندگی خانوادگی بتوانید آن ضعف را در او از بین ببرید. اما محال است بتوانید شخصیت فردی یك نفر را عوض كنید. زیرا از همان دوران كودكی تمامی دیده ها و شنیده ها و اندرزها در فرم دادن به شخصیت او نقش اساسی دارند. پس چطور ممكن است شما بتوانید كسی را مجبور كنید تمامی خاطرات ذهنی خود را كه در طول زندگی در ذهن او انباشته شده است از خود دور كند و از او شخص دیگری آنطور كه شما مایلید بسازد.

البته همانطور كه در ابتدا ذكر شد گاهی بعضی از اخلاق و رفتارهای غلط آدمی بر اثر عدم آگاهی است كه اگر نسبت به آن مسائل آگاهی و شناخت پیدا كند دیگر آن رفتارهای غلط را تكرار نمی كند. ضمناً فرد وقتی قادر است چنین تغییراتی در خود بدهد كه نیاز به تغییر را احساس كرده باشد. پس نباید فراموش كرد كه باید كسی را برای زندگی انتخاب كرد كه دور از عنوان های اجتماعی و تیپ ظاهر ، از نظر عقیدتی اشتراك زیادی با شما داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:44  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

فرایند ازدواج و مراحل آن

فرایند ازدواج و مراحل آن

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت شانزدهم )



در قسمت قبل به لزوم مشاوره در مورد عوامل ژنتیکی و جسمانی پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم...

در فرایند ازدواج مراحلی وجود دارد که اگر به درستی انجام گیرد، تداوم و استحکام زناشویی را در پی خواهد داشت. این مراحل عبارت اند از:

- بررسی برای انتخاب همسر

- برگزاری مراسم عقد

- انجام مراسم عروسی

الف: بررسی برای انتخاب همسر

در ایران رسم بر آن است که پیشنهاد ازدواج از سوی مرد انجام می شود. بعضی بر این باورند که این پدیده امتیازی برای مردان است و زن در انتخاب نقشی ندارد؛ در حالی که زن می تواند پیشنهاد را قبول یا رد کند. بنابراین پیشنهاد دادن تنها پنجاه درصد مسئله است ، قبول یا رد آن توسط دختر در واقع تعیین کننده 50% بعدی است. حال که پیشنهاد از سوی مرد انجام می گیرد، آیا این کار باید بدون مطالعه و صرف وقت و به صورت آزمایش و خطا انجام شود ؟ برخی از مردان معتقدند که "تیری به تاریکی بزنیم ممکن است به هدف بخورد". در نتیجه بدون در نظر گرفتن شرایط خود ، از دختر به طور مستقیم یا غیر مستقیم خواستگاری می کنند. امّا چنین ازدواج هایی فرجام خوشایندی در پی ندارد، بلکه مرد دچارمصیبت و شکایت شده و به جای زن ، بازداشتگاه و زندان نصیبش می شود.انتخاب بدون مطالعه ، سپردن زمام زندگی به دست تصادف ، شانس و اقبال کار عاقلانه نیست.بنابراین برای انتخاب همسر باید قبلاً بررسی های لازم انجام گیرد.

روش های مطالعه برای انتخاب همسر

روش ها و شیوه های مختلفی برای مطالعه و شناخت برای انتخاب همسر مناسب وجود دارد که می توان آنها را به دو گروه تقسیم کرد:

روش های غیر مستقیم

در ابتدا برای شناخت فرد مورد نظر باید از افرادی که با وی در تماس هستند اطلاعات لازم کسب شود. منافع کسب اطلاع در روش غیر مستقیم عبارت اند از:

1- همسایگان؛

2- خویشاوندان و دوستان خانواده؛

3- همکاران پدر، مادر و سایر فامیل؛

4- محل تحصیل و شغل؛

5- همکلاسی ها و دیگر کسانی که با فرد مورد نظر سروکار دارند.

حال سؤال این است که فرد مورد مطالعه را چگونه باید پیدا کرد؟

معمولاً کسی که می خواهد ازدواج کند، در اطراف و جوانب به تفحص و تجسس می پردازد و درباره ی خانواده ها و دختران زیادی که در دانشگاه ، محل کار، معاشرت ها و مجامع آشنا شده ، بررسی می کند. او در این بررسی ها افرادی را مناسب تشخیص می دهد و برای تکمیل اطلاعات خود اقدام می کند. از آن جا که این اقدامات اولیه برای تأیید یا رد دختر مورد نظر او می باشد؛ و ممکن است به قطعیت نیانجامد لذا تمام بررسی ها باید غیر مستقیم انجام گیرد.

برای انتخاب ، مرد باید اطلاعات لازم را در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، تحصیلات، وضعیت مالی، اخلاق، سن و شغل دختر کسب شود و از نظر تطبیق وضعیت با شرایط خودش بررسی های کافی به عمل آورد. این بررسی ها علاوه بر دختر باید در مورد خانواده، فامیل و خویشان و دوستان وی نیز انجام گیرد.

روش های مستقیم


نظر به اهمیتی که دین مقدس اسلام برای شناخت قبل از ازدواج قائل است، بررسی های مستقیم زن و مرد را در صورتی که قصد ازدواج داشته باشند، مجاز دانسته است. بنابراین ابتدا به ذکر احادیث و فتاوی که در این مورد بیان گردیده می پردازیم:

اذا القی الله فی قلب امر خطبة امراة فلا باس ان ینظر

"وقتی خداوند خواستگاری زنی را به دل کسی انداخته باشد، مانعی نیست که او را بنگرد". پیامبر اکرم (ص) ( نهج الفصاحه، حدیث185)

حسن سرّی گوید از حضرت صادق (ع) پرسیدم، مرد جایز است قبل از ازدواج زن را به دقت ببیند، پشت سر و صورتش را نگاه کند؟ " فرمود آری مانعی ندارد که زن مورد نظر را از پشت سر یا جلو رو ببیند."

باز مردی از آن بزرگوار سؤال کرد: " جایز است مرد موی سر و زیبایی های زنی را که می خواهد بگیرد، ببیند؟ حضرت فرمود: اگر منظور لذت بردن نباشد، اشکال ندارد و در خبر دیگری سؤال می کنند جایز است زن بایستد تا مرد او را ببیند؟ می فرماید: آری، بلکه لباس نازک پوشیدن در آن موقع هم مانعی ندارد. "

مرحوم صاحب جواهر از علمای بزرگ شیعه می فرمایند:

" کسی که اراده تزویج نموده ، می تواند به صورت ، و دست ها ، موی سر و محل زینت زن نگاه کند؛ با توجه به مطالب فوق، مطالعه حضوری از نظر دیدن و کسب اطلاعات قبل از ازدواج اگر هدف ازدواج باشد نه کسب لذت، بلامانع است. چنانچه پس از بررسی های لازم با هدف ازدواج، مرد به جایی رسید که دختر مورد مطالعه اش مناسب نیست؛ در آن موقع می تواند مطالعه روی فرد دیگری انجام دهد. اگر دختر مناسب تشخیص داده شد، اقدامات بعدی برای قبول پیشنهاد از طرف دختر و خانواده وی، انجام می گیرد. بنابراین پس از آن که پسر در انتخاب مصمم شد ، موضوع به اطلاع خانواده دختر می رسد. پس از آن، تحقیقات دختر و خانواده وی برای شناخت پسر شروع می شود. و همان مراحلی را که پسر طی کرده ، توسط خانواده دختر انجام می گیرد. نتیجه بررسی ها به خانواده پسر اعلام و در صورت پذیرش پیشنهاد ، خواستگاری انجام می شود. برای انجام این امر معمولاً افرادی مجرب و محترم از سوی خانواده پسر و به طریق اولی پدر و مادر با اطلاع قبلی برای طرح موضوع با خانواده دختر تماس می گیرند و جلسه ای تحت عنوان " بله برون" در خانه دختر منعقد می گردد. در این جلسه از سوی پدر و مادر یا بزرگان فامیل پسر، موضوع خواستگاری از دختر مطرح می گردد و پس از قبول، قرار مراسم عقد و نامزدی گذاشته می شود. از این زمان به بعد و قبل از مراسم عقد معاشرت های خانواده دو طرف و نیز دختر و پسر کم و بیش وجود دارد؛ ولی این وضع چندان به طول نمی کشد و مراسم عقد برگزار می گردد.

ب: برگزاری مراسم عقد

مراسم عقد و نامزدی با جشن مختصری با شرکت خویشاوندان نزدیک دو طرف انجام می گیرد. در این مراسم صیغه شرعی عقد جاری می شود و از این تاریخ دختر و پسر محرم ، و شرعاً زن و شوهرند؛ ولی برابرعرف ، زمان رسمی زناشویی پس از مراسم عروسی آغاز می شود. ( معمولاً در زمان عقد ، تاریخ عروسی مشخص می شود).

مراسم عقد باید بدون تشریفات و با حداقل هزینه انجام گیرد. برگزاری مراسم عقد به معنای کامل ازدواج نیست.

هدف از دوره عقد عبارت است از:

1- آشنایی کامل دختر و پسر و ارزیابی نتایج و بررسی های مرحله اول ازدواج.

2- تصمیم گیری نهایی براساس نتایج ارزیابی شده جهت برگزاری مراسم عروسی.

برنامه های دوران عقد

دوره عقد نباید آنقدر کوتاه باشد که شناسایی لازم میسر نگردد و نه خیلی طولانی شود که در صورت تشخیص عدم مناسب بودن پیوند زناشویی، قطع آن ، ضایعات بیشتری داشته باشد. دوره عقد سه ماه تا یک سال پیشنهاد می شود و به منظور تکمیل اطلاعات قبل از ازدواج انجام می گیرد.

برنامه هایی که در دوره عقد باید انجام گیرد، در دو زمینه است:


1- معاشرت دختر و پسر در حدی که سنت ایرانی ایجاب می کند( در این دوره رابطه زناشویی به معنای زمان عروسی وجود نخواهد داشت.)

2- معاشرت با خانواده و خویشاوندان طرفین به منظور شناخت بیشتر و تکمیل اطلاعات زمان قبل از عقد.

هدف از معاشرت دختر و پسر شناخت طرفین از جهات مختلف می باشد. در این دوره همسران باید یکدیگر را ارزیابی نمایند و در نظر داشته باشند که آنان باید یک عمر با هم زندگی کنند و ضمن سرنوشت مشترک، دارای فرزند شوند.

معمولاً شناخت در دو بـُعد انجام می گیرد: بعد عینی و بعد ذهنی؛ مطالعه عینی نظیر طبقه اجتماعی، تحصیلات، سن، مسائل اقتصادی و نظایر آن در دوره بررسی های اولیه انجام گرفته و تکمیل آن مشکلی در بر ندارد. هدف اصلی معاشرت در دوره ی عقد ، شناخت ابعاد اخلاقی و روانی است که ضمن معاشرت توسط طرفین از جهات مختلف ارزیابی گردد.

هدف از معاشرت با خویشاوندان آن است که طرفین با فرهنگ و اخلاق فامیل هم آشنا گردند. خویشاوندان بخصوص اقوام درجه یک و دو در زندگی به علت معاشرت و دید و بازدیدها نقش مهمی دارند. بنابراین در دوره عقد ، طرفین دید و بازدیدهایی با اقوام و خویشان خود صورت می دهند تا از این جهت بخشی از مسائلی که با زندگی آنان ارتباط دارد، ارزیابی گردد و نتایج حاصل در تصمیم گیری مورد توجه قرار گیرد.

تصمیم گیری نهایی

پس از گذراندن دوران عقد زمان تصمیم گیری نهایی فرا می رسد. چنانچه مشکل اساسی در سازش و هماهنگی در این دوران به وجود نیاید، به مبارکی و میمنت ، عروسی انجام می شود و زندگی شیرین زناشویی آغاز می گردد. اما اگر بررسی در مرحله اول ازدواج به درستی انجام نشده باشد؛ و در طول دوران عقد با مطالعه تکمیلی، طرفین به جایی برسند که مشکلات اصلی لاینحلی وجود دارد و ازدواج مناسبی نیست ؛ برگشت از نیمه راه به نفع آنها خواهد بود. مسائلی وجود دارد که پس از مدتی حل می شود؛ اما برخی از آنها مانند اعتیاد، انحرافات جنسی، و ناهنجاری های روانی به سادگی قابل حل نیست. در این گونه موارد به تمام دختران و پسران توصیه می شود که شرایط عقد را طوری قرار دهند که قبل از عروسی امکان به هم زدن عقد از هر دو طرف وجود داشته باشد. بدیهی است تا جایی که امکان سازش یا اصلاح باشد؛ به هم زدن عقد مفید فایده نخواهد بود. زیرا دختر و پسری که چند ماه باهم معاشرت و رفت و آمد داشته اند در صورت به هم زدن عقد از اعتبار و ارزش آنان ( به ویژه دختر) کاسته می شود.

در اینجا چند نکته مهم قابل تذکر است:

1- با همه تجدّد و غرب گرایی در برخی از خانواده ها، هنوز هم بسیاری از مردان ایرانی، زنانی را می پسندند که جلف و فرنگی مآب نباشند و پوشش و حجاب خود را رعایت کنند. این اظهار به وسیله اکثر مردان به زبان می آید که زن خوب آن است که او را آفتاب و مهتاب ندیده باشد.

2- بررسی و تحقیق در دوران قبل از عقد باید چنان کامل و با دقت انجام گیرد که احتمال به هم خوردن به حداقل برسد؛ زیرا دختری که مدتی با مردی معاشرت داشته است در ازدواج بعدی شانس یافتن همسر مناسب تر برای او کم می شود. به علاوه خود این موضوع هم برای پسر و هم برای دختر یک شکست محسوب می شود و در موقعیت های بعدی آنان اثر منفی می گذارد.

3- جدایی زمانی مجاز است که مشکلات موجود به هیچ وجه قابل اصلاح نباشد و گرنه طلاق عوارض شکننده ای نظیر احساس شکست، تأسف، عصبانیت و ناراحتی های روحی و مشکلات اجتماعی و مالی به دنبال دارد که گاه با همه دردسرها و ناراحتی ها ، ادامه زندگی زناشویی را توجیه می نماید.

4- دختران باید توجه داشته باشند که رفتار و حرکات آنان در روزهای اولیه آشنایی و زمان عقد در اعماق روح همسر آینده آنان اثر می گذارد؛ و با توجه به این که هرگونه حرکت جلف یا لباس نامتناسب رشته ای از ریسمان غیرت مرد را پاره می کند، باید نسبت به اعمال و رفتار خود دقت لازم به خرج دهند و در نظر داشته باشند که با وجود تأثیر فرهنگ غرب در مردان ما، هنوز هم غیرت و حفظ ناموس در زاویای ذهن آنان وجود دارد. مرد ایرانی حتی اگر سالها در غرب زندگی کند زنهای بی بند وبار آنجا را نمی پسندد. اکثر آنها برای ازدواج به ایران رو می آورند و با این که ممکن است در کشور بیگانه زندگی کنند، ولی همسر خود را ایرانی ( که پابند به مسائل ناموسی باشد ) انتخاب می کنند.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به بررسی مرحله انجام مراسم عروسی ونقش مشاوره در این رابطه می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:43  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

مواردی كه طی مراسم عروسی باید در نظر گرفته شود

مواردی كه طی مراسم عروسی باید در نظر گرفته شود

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت هفدهم )

در قسمت قبل به بررسی برخی مراحل قبل از عروسی پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم ...

پس از تصمیم گیری برای عروسی ، چنانچه جشنی برای عقد برپا شده و دوستان و آشنایان دعوت شده باشند دیگر جشن مجّدد ضرورت ندارد. در این صورت دختر و پسر با تمهید مقدمات به سفر می روند و به اصطلاح ماه عسل را می گذرانند و به خانه بخت برمی گردند. اما اگر مراسم عقد بدون جشن یا به طور مختصر برگزار شده باشد، معمولاً جشنی برای اطلاع دوستان و آشنایان برپا می شود و زن و شوهر به خانه بخت می روند. نكته  قابل توجه در اینجا ، آن است كه مراسم عروسی باید  ساده و كم هزینه با شركت اقوام و خویشاوندان و دوستان دو طرف انجام شود. مهریه های سنگین ، تشریفات پرهزینه و جهیزیه های پر بها موانع مهمی در راه ازدواج است و گاه موجب می شود كه زن و مرد به علت هزینه های انجام شده با كوله باری از قرض و قسط به خانه بخت بروند و پس از چند روز  ناسازگاری های ناشی از مشكلات مالی آغاز می شود.

موارد مختلفی وجود دارد كه پس از ماه های اولیه ازدواج ، گرمی زندگی زناشویی به سردی می گراید و ناسازگاری بروز می كند. در این موارد مراجعه به مشاور خانواده می تواند كارساز باشد. نكته مهمی كه در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد ، آن است كه بسیاری از مشكلات قابل حل است و بیشتر اختلافات ، سطحی و ناشی از پیوند دو شخصیت متفاوت است كه به تدریج باید خود را با شرایط جدید هماهنگ سازند ؛ ولی چنانچه مشكلات حاد و غیرقابل حلی در زندگی زناشویی پیدا شود ، قبل از آن كه با گذشت زمان و تولد فرزند راه جدایی مشكل گردد؛ باید چاره اندیشی شود. چاره حل مشكلات زناشویی متفاوت است و تنها زمانی كه به بن بست برسد گره گشا طلاق و جدایی است؛ این امر زمانی تجویز می شود كه شرایط زندگی زناشویی با شرایط طلاق مقایسه و چشم انداز آینده آن بررسی شود. چنانچه نتیجه حاصل طلاق و جدایی را چاره ساز دانست ، این عمل هرچه سریع تر باید انجام گیرد.

نقش مشاور در رابطه با جهیزیه و تشریفات عقد و عروسی

مسئله جهیزیه و هزینه های سنگین عقد و عروسی در پاره ای از موارد مانع بزرگی برای انجام ازدواج است. چنانچه مشاور به جایی برسد كه كلیه عوامل برای ازدواج مساعد است  ولی تهیه جهیزیه و انجام مراسم عقد و عروسی برابر عرف برای دختر و پسر میّسر نیست ، مشاور باید در این موارد با تشكیل جلسات مشاوره با شركت دختر و پسر و در مراحل بعد با شركت آنها و خویشاوندان نزدیك، طرفین را برای تهیه وسایل مختصر زندگی و برگزاری مراسم ساده و كم هزینه ای برای عقد و عروسی آماده سازد ، تا زندگی مشترك آنها با امكانات مختصر و با شادی و صفای كامل شروع شود؛ سپس برای تهیه تدریجی وسایل لازم، اقدامات لازم به عمل آید.

توصیه به دختران و خانواده ها

ازدواج سودای عمر است و اقدامی سرنوشت ساز. نمی توان با فلسفه " هرچه پیش آید خوش آید"، عمر را باخت. تمام مراحلی كه برای ازدواج تعیین شده باید با كمال دقت طی شود. مرحله بررسی و شناخت ، برای انتخاب از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مرحله باید از روش های مستقیم و غیرمستقیم استفاده شود و زمان كافی برای آشنایی با دوستان و آشنایان دو طرف و تماس های مستقیم با فرد مورد نظر در اختیار باشد. باید زمینه های اجتماعی، سطح تحصیلات ، مسائل اقتصادی ، سن ، شغل ، عوامل جسمانی و از همه مهمتر عوامل اخلاقی، روانی و فرهنگی در دو خانواده از دوستان و اقوام و بستگان دختر و پسر بررسی شود ، و در صورت هماهنگی ، مراحل بعدی ازدواج یعنی عقد و عروسی انجام گیرد. انتخاب از راه دور ، یا انتخاب شتابزده سرنوشت زندگی را به دست شانس و اقبال می سپارد و احتمال یك ازدواج موفق را كاهش می دهد.

مشاوره در رابطه با مراحل ازدواج

برای انجام ازدواج و طی مراحل آن و در نهایت تصمیم گیری مناسب ، مشاوران می توانند به مراجعان خود كمك های مؤثری بنمایند. از جمله مواردی كه مشاوران در این زمینه اقدام می كنند، به شرح زیر است:

1- مشاوران در رابطه با انتخاب همسر باید انجام كلیه مراحل ازدواج را توصیه نمایند. زیرا احتمال توفیق ازدواج های شتابزده كمتر است.

2- مهمترین مرحله ازدواج ،" مطالعه برای انتخاب" است. در این مرحله مشاوران باید مراجعان خود را در زمینه شناخت خود و همسر آینده كمك كنند و به آنان تفهیم نمایند كه برای شناخت همسر از ابعاد مختلف و از كلیه امكانات استفاده نمایند.

3- یكی از مواردی كه شخص ممكن است به انتخاب مناسب نرسد؛ نگرش یك بُعدی است. منظور حالتی است كه دختر یا پسر تحت تأثیر یك جنبه مثبت و شاخص به انتخاب بپردازد و سایر ابعاد را نادیده بگیرد. در این موارد مشاور باید توجه مراجع خود را به كلیه عوامل جلب نماید و او را در بررسی های لازم كمك كند.

4- بعضی از مراجعان در مرحله شناخت فقط به روش های غیرمستقیم اكتفا می كنند و در مرحله روش های مستقیم به علت اعتقادات خاص مذهبی یا حجب و حیای شخصی متوقف می شوند و براساس اطلاعات به دست آمده از روش های غیرمستقیم تصمیم گیری می نمایند. چون روش های غیرمستقیم برای شناخت همسر كفایت نمی كند. بنابراین مشاوران باید مراجعان خود را برای مطالعات مستقیم توجیه و ترغیب نمایند.

5- نظر به این كه علاوه بر همسر، پدر و مادر و خویشاوندان نیز در زندگی زوجین نقش مهمی به عهده دارند ، بنابراین مشاوران باید در مطالعات مراحل مختلف ازدواج، مراجعان خود را به معاشرت با پدر و مادر و خویشاوندان همسر آینده خود ( برای شناسایی در حد روابط بعدی آنان ) ترغیب نمایند.

6- مشاوران باید مراجعان دختر خود را به این نكته توجه دهند كه پس از قبول خواستگاری، كلیه مراحل و تشریفات بعدی ازدواج را به صورت ساده و كم هزینه برگزار نمایند و وضعی پیش نیاورند كه بلافاصله پس از خواستگاری ، عجولانه و به سادگی به خانه شوهر بروند. این وضع قدر و ارزش آنان را در نظر شوهر كاهش خواهد داد.

7- در مراحل اولیه ازدواج و قبل از بچه دار شدن ، چنانچه احساس شد شرایط ادامه زندگی سخت است و سازندگی و تفاهم وجود ندارد و در آینده نیز مشكلات به بن بست می رسد، مشاوران می توانند با بررسی های لازم مراجعان خود را قبل از ایجاد معضلات بعدی برای جدایی آماده نمایند. البته باید توجه داشته باشند كه طلاق برای خانواده هایی كه با مسائل مختلف ساخته و بچه دار شده اند، بسیار مشكل و دردناك است. بدیهی است چون پیامد طلاق پرداخت بهای گزافی را می طلبد، بنابراین تجویز آن زمانی انجام خواهد گرفت كه هیچ راه گریزی در بن بست زندگی وجود نداشته باشد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:43  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

ازدواج با هدف های انحرافی

ازدواج با هدف های انحرافی

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت هجدهم )

در قسمت قبل به مواردی كه باید در طی مراسم عروسی در نظر گرفت پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم...

هدف های ازدواج:

خداوند متعال در آیه 21 سوره روم می فرماید:

و یكی از نشانه های لطف الهی آن است كه برای شما آدمیان از جنس خودتان همسرانی آفرید كه در كنار او آرامش  یابید،  باهم انس بگیرید و میان شما رأفت و مهربانی قرار داد، در این امر نشانه هایی است برای آنان كه تفكر می كنند.

با توجه به آیه كریمه فوق، هدف از ازدواج آرامش، انس و رأفت و مهربانی دو جنس مرد و زن است.در جهان بینی اسلام، هدف های ازدواج و تشكیل خانواده، متعدد ذكر شده كه اهم آنها به شرح زیراست:

1- پاسخ به ندای غریزه و فطرت؛

2- ایجاد كانون آرامش برای دو همسر؛

3- داشتن فرزند و تربیت كودكان و نوجوانانی صالح، سالم و نیكوكار؛

4- حفظ عفت و پاكدامنی؛

5- دوستی، محبت و عشق؛

6- اجرای سنت رسول (ص)؛

7- تأمین سلامت جسم و روان و برقراری تعادل در وجود آدمی؛

8- كمك به تعادل و رشد یكدیگر.

با توجه به موارد فوق می توان گفت در زناشویی ، هدف ارضای نیازهای روانی، جسمانی و آرامش و فراهم ساختن امكانات رشد و تعالی مرد و زن می باشد. زناشویی باید براساس محبت، همكاری، همدردی، تفاهم، گذشت و فداكاری متقابل زن و شوهر استوار باشد. بنابراین عدول از هدف های فوق زندگی را به طرف نابسامانی و جدایی سوق خواهد داد.

بسیاری از افراد، ازدواج را برای هدف هایی غیر از اهداف زناشویی انجام می دهند و در نتیجه پس از حصول به هدف خود و یا قبل از آن، ازدواج دچار نابسامانی و تزلزل می شود و زندگی را دچار سختی و گرفتاری می نماید.

مشاوره ازدواج در رابطه با هدف های انحرافی

ابتدا مشاور باید بررسی نماید كه هدف های واقعی ازدواج، مورد نظر مراجع هست یا خیر. چنانچه مراجع در انتخاب همسر تحت تأثیر عامل یا عوامل خاص، قرار گرفته است، مشاور باید او را به هدف های ازدواج در ارتباط  با ارضای نیازهای روانی و جسمانی و داشتن یك زندگی خوشایند و لذتبخش و با ثبات توجه دهد و نتیجه گزینش فعلی او را در رابطه با هدف های حقیقی ازدواج بسنجد. در این رابطه مهم آن است كه با استفاده از روش غیرمستقیم ، عواطفی كه مراجع را منصرف ساخته ، تخفیف یابد و او شخصاً در جهت انتخاب مناسب بینش حاصل نماید. بدیهی است برای حصول به این هدف ، مشاور باید وقت بیشتری بگذارد و از فنون و روش های مختلف استفاده كند تا بتواند در تغییر مسیر مراجع تأثیر بگذارد.

فنون و روش هایی كه در این مورد می تواند مورد استفاده قرار گیرد به شرح زیر است:

- دختران كم سن و سال (در سنین دبیرستان) غالباً بدون توجه به كلیه عوامل مؤثر در ازدواج و تنها تحت تأثیر یك یا چند عامل مورد علاقه خود به پسر یا مردی خاص اظهار علاقه می كنند.در چنین مواردی مشاور باید علاوه بر آن كه مراجع را به كلیه عوامل مؤثر در ازدواج توجه می دهد ، او را از مخاطرات همسر گزینی با تكیه بر یك خصوصیت آگاه سازد. باید از پدر و مادر او كمك بگیرد و ضمن مشاوره با مراجع ، والدینش را قبل از وقوع حوادث در جریان قرار دهد.

- پدران و مادرانی كه روی عقاید خاص، دختران و پسران خود را مجبور به انتخاب همسر می كنند،

باید مورد مشاوره قرار گیرند. به این گونه پدران و مادران باید مفهوم ازدواج و هدف های آن تفهیم گردد و ضمن طرح موارد مشابه و نتایج شوم حاصله، به آنان بصیرت داده شود، تا از فشار بر جوانان ( كه تنها همسر پیشنهادی آنان را قبول كنند) دست بردارند.- پدری می خواهد برای پسرش همسری انتخاب كند كه مطیع محض او باشد( به جای همسر كلفت بگیرد). قوم و قبیله ای كه نظرشان در ازدواج، صلح و آشتی است یا كسانی كه به خاطر ثروت ازدواج می كنند، بهتر است برای رسیدن به هدف خود وسیله دیگری را برگزینند. مشاور با روش های مختلف باید به این قبیل افراد، اهمیت امر زناشویی را تفهیم كند و راه هایی كه می تواند هدف آنان را تأمین كند نشان دهد.

- دختران یا پسرانی كه تحت تأثیر عناوین علمی یا شغلی ، یا به خاطر زیبایی طرف مقابل  بدون احتساب سایر عوامل مؤثر در ازدواج به انتخاب می پردازند ، نیاز به مشاوره دارند.

عناوین علمی و شغلی ، یا زیبایی از عوامل مهم در ازدواج به شمار می رود؛ ولی مهمتر از آن نادیده گرفتن عوامل اخلاقی و فرهنگی و سن ازدواج و سایر عوامل است كه احتمال توفیق در ازدواج لذتبخش و خوشایند را كاهش می دهد. مشاور خانواده باید این گونه مراجعان را به خطرات یك بعدی نگریستن در ازدواج توجه دهد، و سعی كند اهمیت سایر عوامل مؤثر در زناشویی را نیز به آنان تفهیم نماید.- دختران و پسرانی كه به خاطر هنر، استعداد و نبوغ ، لباس ، ظواهر و قهرمانی فریفته ازدواج می شوند و سایر جنبه ها را نادیده می گیرند نیز باید با موارد مشابه كه زناشویی موفق نبوده ، مواجه گردندو با بحث و بررسی، آگاهی كافی در مورد عواقب نامطلوب نادیده گرفتن عوامل مهم زناشویی به آنان داده شود تا بینش لازم را به دست آورند و بتوانند تصمیم عاقلانه بگیرند.

- افرادی كه هدف آنان از ازدواج سوء استفاده است.

چون ویژگی های اخلاقی و شخصیتی در طول زمان ایجاد می شود و برای اصلاح آن به زمان زیادی نیاز است، بنابراین مشاوران باید با استفاده از فنون و روش های مختلف و تشكیل جلسات متعدد مشاوره، نسبت به اصلاح رفتار این گونه افراد اقدام نمایند همچنین باید به مراجعانی كه ممكن است طعمه این افراد قرار گیرند اطلاعات لازم داده شود.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به بررسی مسئله راهنمایی و مشاوره برای انتخاب همسر می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:42  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

خصوصیات یک همسر خوب و ایده آل

یك همسر مناسب چه خصوصیاتی دارد؟

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت نوزدهم )

در قسمت قبل به هدف های انحرافی ازدواج  پرداختیم. اینك در ادامه می خوانیم ...

راهنمایی و مشاوره برای انتخاب همسر مناسب

برای آن كه معیارهای مناسبی برای انتخاب همسر در دست باشد ، به پاره ای از ویژگی های یك همسر شایسته اشاره می شود:

 خصوصیات شوهر  شایسته1- دیانت و تقوی:شوهری كه متدین و با تقوی باشد، حقوق همسرش را حفظ می كند و هیچ گاه در پی هوس های نامشروع  نیست، به او احترام می گذارد و از هرگونه ستم احتراز ( دوری ) می كند.

امام باقر(ع) می فرمایند: " شایستگی داماد در تقوا و دیانت و امانت او نهفته است؛ هر كس واجد این شرایط باشد درخواست وی را بپذیرید."

2- حسن خلق:یكی از ویژگی های شوهر شایسته آن است كه از نظراخلاقی مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستی مخلص باشد.

حضرت رسول ( ص ) می فرمایند : هرگاه فردی به خواستگاری دخترتان آمد كه از نظر دین و اخلاق شما را راضی می كرد دخترتان را به ازدواج او در آورید.

3- فعّال و تلاشگر: شوهر باید برای تأمین نیازمندی های مادی و معنوی خانواده اش كوشش و فعالیت نماید. بدترین شوهر كسی است كه در خانه بنشیند و همسرش را برای تهیه مایحتاج خانه به كار وا دارد.

4- عفّت زبان :

بیان ، یكی از عوامل تشكیل دهنده شخصیت است. كسی كه در گفتار با كلمات توهین آمیز و فحش و ناسزا دیگران را بیازارد، عفت زبان ندارد. چنین فردی قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار می دهد و در برابر هر چیزی كه مطابق میلش نباشد به ناسزاگویی می پردازد. بنابراین ، داشتن عفت زبان یكی از خصوصیات یك شوهر شایسته است.

5- سخاوت :

فردی كه خِسّت و بخل را بر خود و دیگران روا دارد ، شوهر خوبی نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگی خانواده از طریق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصیات یك شوهر خوب است. تهیه هدیه و كادو برای همسر از اعمالی است كه یك شوهر شایسته به مناسبت های مختلف انجام می دهد.6- مهمان نوازی :مردی كه نان خانه اش را كسی ندیده و درِ منزلش را به روی دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبی نخواهد بود. این مرد باید بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خویشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته ، نمی تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراین مهمان نوازی و معاشرت با خویشاوندان از صفات یك شوهر خوب است.

7- آراستگی :

همانطور كه شوهر متوقع است  همسرش آراسته باشد ، خودش نیز باید به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافی بنماید. خیلی از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و همیشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار می گیرند.8- امین بودن :مرد باید از هرگونه پنهان كاری  یا عدم صداقت با همسرش بری باشد؛ زن ، امین او و او ، امین زن باشد. در این صورت است كه زندگی ، سعادت و خوشبختی را به دنبال خواهد داشت.

9- اصالت و نجابت خانوادگی :

از ویژگی هایی كه در شوهر اهمیت خاص دارد ، یكیوراثت و دیگریمحیط است كه اصالت خانوادگی هر دو را در بر دارد. بنابراین دختران باید در نظر داشته باشند فردی را به شوهری برگزینند كه از یك خانواده نجیب و خوشنام بوده و در یك محیط خانوادگی سالم بزرگ شده باشد.

10- عاقل و خردمند :

یكی از ویژگی های شوهر شایسته ، داشتن هوش و ذكاوت كافی و تخصص است. چنین شوهری آموزش لازم برای اشتغال به كسب حلال را دیده؛ و هر اندازه علم و كمالش بیشتر، و هوش  و درایتش زیادتر باشد ، شایسته تر خواهد بود.خلاصه می توان گفت كهزن باید از ازدواج با مردی كه دارای ضد ارزش های زیر است، خودداری كند.

1- شرابخوار ؛

2- بد اخلاق ؛

3- بد چشم و بی بند و بار؛

4- بدبین ("سوء ظن" ،  نه "غیرت") ؛

5- خسیس ؛

6- بدون احساس مسئولیت ؛

7- تنبل؛

8- سفیه و ناهنجار؛

 خصوصیات زن  شایسته1- هماهنگی با شوهر: برای حفظ هر نظامی هماهنگی ضروری است. بنابراین چنانچه زن با شوهر هماهنگی نداشته باشد و از او تبعیت ننماید ، نظام خانواده به هم خواهد خورد. بدیهی است هماهنگی زن با شوهر در اموری است كه خارج از منطق و وظیفه نباشد ، و متقابلاً شوهر نیز باید در این هماهنگی، مقابله به مثل نماید.

2- تمكین و تأمین نیاز جنسی :

یكی از انگیزه های مهم در ازدواج نیاز جنسی است كه ضرورت دارد طرفین در ارضای این نیاز اقدام كنند.3- زینت و آرایش برای شوهر :زن باید برای جلب توجه شوهر به نظافت و آرایش خود برسد و لباس آراسته بپوشد. انجام این امر به قدری مهم است كه در بعضی از موارد به از هم پاشیدگی اساس خانواده می انجامد. در اینجا لازم به یادآوری است كه هیچ شوهری از زنی كه برای دیگران خودآرایی و خودنمایی كند، خوشش نمی آید.

4- داشتن پوشش مناسب

: زنان باید بدن خود را از نامحرم بپوشانند. یكی از عللی كه در غرب بنیان خانواده  را سست كرده و از هم گسیخته ، خودنمایی زنان با بدن های عریان است. مردان ایرانی ،حتی افراد بی بند و بار و به اصطلاح متجدد، زنی را كه با اندام بدون پوشش و لباس های كوتاه و تنگ در برابر نامحرم ظاهر شود، برای همسری نمی پسندند.

5- داشتن جمال و كمال :

زن باید از نظر فیزیكی سالم ، و از نظر زیبایی مورد پسند همسرش قرار گیرد. همسر زیبا و سالم با داشتن خصوصیات خلقی مناسب و سایر شایستگی ها، نعمتی است كه مافوق آن متصور نیست.6- اصالت خانوادگی : چونوراثت و تربیت اساس رفتار انسان را تشكیل می دهد ، بنابراین منظور از اصالت خانوادگی آن است كه دختر در خانواده ای مؤمن و با فرهنگ تربیت شده و از نظر وراثت نیز زمینه داشته باشد ؛ در این صورت متخلق به اخلاق حسنه خواهد بود.

7- عاقل و خردمند :

زنی كه یك عمر با مردی مصاحبت دارد، باید باهوش و خردمند باشد. عقل و خرد از ویژگی های  زن شایسته است.امیرالمومنین علی (ع) فرمود: از ازدواج با زنی كه كم خرد است خودداری كنید. زیرا مصاحبت او گرفتاری سختی است و فرزندان او ضایع و مهمل خواهند بود.در توضیح این مطلب باید گفت چون وراثت در میزان هوش مؤثر است بنابراین احتمال كم هوشی در كودكان با والدین كودن و كم هوش زیادتر است. وانگهی زن بی سواد یا كم سواد قادر به رفع نیازهای خانوادگی و به ویژه مسائل تربیتی فرزندان  نخواهد بود.

8- دیانت و تقوی و حسن خلق :

همانطور كه دیانت و تقوی و حُسن خلق از معیارهای شوهر  شایسته است، برای زن نیز از جمله حسنات و ضوابط شایستگی به شمار می رود.

بنابراین از ازدواج با زنی كه واجد ضد ارزش های زیر باشد، باید خودداری كرد:

1- بی بند و بار؛

2- بی حجاب؛

3- بد اخلاق و عبوس؛

4- بی عفت؛

5- سفیه و ناهنجار؛

6- خودپسند و از خود راضی؛

7- كینه توز؛

8- لجباز و ناسازگار؛

9- بد زبان و درشت گفتار.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به عواملی كه سبب از هم گسیختگی خانواده  می شود می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:42  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

صرع و ازدواج

صرع و ازدواج

وقتی یک فرد مصروع تصمیم به ازدواج  می گیرد، سؤالات متفاوتی برای وی وجود دارد. از جمله این كه آیا می تواند ازدواج كند یا خیر؟ آیا بیماری او به فرزندش نیز به ارث می رسد؟ و... ابتدا باید به این مسئله توجه داشته باشیم كه اگر یك فرد عادی با شرایط طبیعی بچه دار شود، احتمال این كه فرزندش دچار صرع شود ، حدود نیم درصد است. حال اگر مادری مبتلا به صرع باشد، به دلیل آنكه صرع ، طبیعتاً اساس ژنتیكی هم دارد، احتمال ابتلای كودك به صرع، حدود 5 درصد است. علی رغم این مسئله باید در نظر داشت كه به احتمال 95 درصد ، مادر مصروع كودك سالمی را به دنیا می آورد و این شانس بسیار بالایی است.

به فردی كه مبتلا به صرع است ، توصیه می شود قبل از ازدواج ، تحت مشاوره (خصوصاً

 مشاوره ژنتیك  ) قرار گیرد و در طی دوران بارداری حتماً تحت نظر پزشك زنان و متخصص مغز و اعصاب قرار گیرد تا بدین ترتیب هرگونه احتمال خطر برای كودك وی از بین برود. بدین ترتیب با بررسی صحیح و منطقی این مسئله ، بیماران مصروع می توانند یك زندگی و ازدواج موفق داشته و فرزندان سالمی به دنیا آورند.

برخی از انواع بیماری صرع اساس ژنتیك شناخته شده ای دارند (مانند صرع كوچك ) كه ما می دانیم ممكن است به ارث برسند. ولی برخی دیگر از انواع آن اساس ژنتیك ندارند. مثلاً اگر فردی در اثر ضربه مغزی دچار بیمار صرع گردد، هیچ گونه علت ژنتیكی در این مورد وجود ندارد. یا اگر كودكی در جریان زایمان دچار مشكلاتی از قبیل نرسیدن اكسیژن به مغز شود، احتمال ابتلای وی به صرع در آینده وجود دارد. ولی چنانچه عوامل بیرونی موجب به وجود آمدن این اختلال باشد، این بیماری به فرزند به ارث نمی رسد.

خوشبختانه در صرع، مواردی كه علل ژنتیك ندارند كم نیستند و در برخی از مواقع می توان گفت انواع صرع اساس ژنتیك ندارد.

ضمناً توجه به این نكته ضروری است كه علی رغم اینكه این بیماری متأسفانه خوشنام نیست و افراد جامعه عقاید نادرستی در مورد آن دارند، ولی باید یاد بگیریم كه آن را آگاهانه بشناسیم.

هر بیماری مزمن شرایط اجتماعی و عاطفی خاصی را ایجاد می كند كه لازم است كیفیت زندگی در آن بررسی گردد.

صرع، اختلالی است كه در آن تخلیه ناگهانی انرژی در مغز صورت می گیرد و می تواند با اختلالات حسی، حركتی و رفتاری توام گردد كه وقتی تخلیه امواج به صورت عمومی باشد، موجب حذف هوشیاری و شكل عمومی تشنج می شود و وقتی هوشیاری كاملاً از بین نرود به صورت تشنج موضعی، ساده یا پیچیده بروز می كند.

در صرع به عنوان یك بیماری مزمن ، نمی توان حملات را پیش بینی كرد و همیشه دغدغه این حملات با فرد مصروع وجود دارد. بر همین اساس عوامل مهمی در كیفیت زندگی مصروعین ( در كودكان و بزرگسالان) وجود دارد كه به آنها اشاره می كنیم:

­ كیفیت مراقبت در كودكان

مهمترین مشكل در كودكان این است كه افزایش یا كاهش بیش از حد مراقبت در آنان می تواند بر كیفیت زندگی آنها تأثیر بگذارد. این مسئله به خصوص در مادران وجود دارد كه به علت علاقه شدید به فرزندشان می توانند در این مسئله سهم به سزایی داشته باشند.

-كیفیت آموزش

امكانات آموزشی در این مورد باید در مدرسه، خانواده و جامعه وجود داشته باشد. زیرا آموزش مناسب می تواند در ادامه زندگی فرد تأثیر به سزایی داشته باشد.

ازدواج مصروعین

فرد مصروع نباید بیماری خود را در زمان ازدواج كتمان نماید و باید حقیقت را با صداقت به همسر آینده خود بگوید و با پزشك خود مشاوره ای را انجام دهد.

بارداری فرد مصروع

بهترین روش در بارداری این است كه قبل از بارداری برنامه ریزی صحیحی در این مورد وجود داشته باشد و فرد مصروع این مسئله را با پزشك خود و پزشك زنان در میان گذارد تا داروی مناسبی برای وی تجویز گردد و در طول دوران بارداری تحت نظر باشد تا اگر احساس شد مشكلی برای بیمار و جنین به وجود می آید با بررسی های انجام گرفته بتوان برخورد مناسبی با این مسئله داشت.

داروها نیز در حین بارداری ادامه پیدا می كند و نحوه زایمان هم بنا به تصمیم پزشك است. بعد از زایمان نیز مادر می تواند به فرزند خود شیر دهد زیرا مصرف داروها تأثیر منفی در فرزند وی ندارد، بلكه توجه به این مسئله ضروری است كه اگر خانم باردار در دوران بارداری بدون مشاوره پزشك، خودسرانه داروی خود را قطع نماید و دچار حمله تشنج گردد، این امر می تواند برای وی خطرناك باشد.

ازدواج مصروعین از دیدگاه روان پزشكی

روان پزشك نقش كلیدی را در مورد مشكلات و بیماری هایی كه در كنار صرع وجود دارد، ایفا می كند و می تواند در مورد مداخلات دارویی ( تداخل عمل و اثر داروها با یكدیگر ) جهت درمان بیماری های همراه با صرع ، راهنمایی و مشاوره به بیمار، همسر و خانواده او ارائه دهد.

یكی از مشكلات عمده، نگرش ها، دانش ها و باورهای غلط فرد یا خانواده یا خانواده همسر او در مورد بیماری است. حتی علاوه بر آنها، این باورهای غلط در خود پزشكان نیز در مورد ازدواج یك فرد مصروع می تواند وجود داشته باشد.

مسئله دیگر این است كه بعضی از افراد ازدواج را نجات دهنده، شفا و راه حل قطعی مشكلات خود می دانند و فكر می كنند هر مشكل روانی-  جسمی كه وجود داشته باشد، ناشی از فشارها و مشكلات جنسی است و به دنبال آن حكم ازدواج را صادر می كنند.

در زمان مشاوره روان پزشكی ، پزشك ابتدا به نگرش های فرد توجه می نماید. به این كه آیا این نگرش ها به ازدواج فرد صدمه می زند؟ در غیر این صورت فرد را مجاز به ازدواج می داند. دومین مسئله ای كه پزشك مد نظر قرار می دهد، این است كه آیا بیماری های همراه در یكی از طرفین وجود دارد یا خیر؟ نكته دیگری كه در ازدواج باید به آن توجه نمود كفایت روانی – عاطفی بیمار است و این كه آیا فرد مصروعی كه حملات وی كنترل شده و مانعی برای ازدواج  ندارد، كفایت همسری، پدر یا مادر بودن، بارداری و … را دارد یا خیر؟!

نكته بسیار كلیدی و مهم در مشاوره قبل و بعد از ازدواج ، آموزش های جنسی است كه متأسفانه در كشور در مورد آن سكوت می شود و حتی پدر و مادرها نیز نوعی خود سانسوری را در این مورد پیش می گیرند. لذا بهترین زمان اطلاعات گرفتن از بیماران، راجع به مسائل جنسی، زمان شروع بحث خواستگاری و ازدواج است كه بسیاری از مراجعین در مورد این موضوع یا اطلاعات ندارند یا اطلاعات غلطی دارند.

بنابراین كار كردن روی آموزش های جنسی، شناخت فرد روی فیزیولوژی خود، اطلاعات هورمونی، اطلاعات آناتومیك، اطلاعات روان شناختی، دوران بارداری ، شناخت داروها، اثرات آن بر روی بارداری و جنین و… موضوعاتی هستند كه در قالب آنها می توان اطلاعات مربوط به مسایل زناشویی، آموزش های جنسی و به ویژه جلوگیری از بارداری را به مراجعین ارائه كرد، چرا كه در ماه ها و سال های اولیه این افراد باید از بچه دار شدن جلوگیری نمایند و چگونگی تأثیر این داروها  بعد از ازدواج نیز بررسی گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:41  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

توصیه ها و شرایط مشاور در امر ازدواج

توصیه ها و شرایط مشاور در امر ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت بیست و سوم )


در قسمت قبل به اهمیت مشاور برای انتخاب همسر ایده آل  پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم...

مشاوره در هر امری ضروری است ولی در مورد ازدواج به علّت اهمیت موضوع ضرورت بیشتری دارد. به همین علت کمتر کسی بدون مشورت با دیگران به انتخاب همسر  و پیوند زناشویی مبادرت می کند. در این مورد آنچه اهمیت دارد انتخاب مشاور است. اکثر جوانانی که قصد ازدواج دارند  برای مشورت در انتخاب همسر و تشکیل خانواده به پدر، مادر، مادر بزرگ، پدربزرگ، عمه، عمو، خاله و دایی روی می آورند؛ خواه این افراد صلاحیت این کار را داشته باشند یا خیر و مهمتر این که گاه مسئله ازدواج به اجبار و تحمیل انجام می شود. پدری که دنیا را در پول می بیند، همسری را توصیه می کند که پولدار باشد و گاه اصرار او به انداره ای است که با استفاده از روابط عاطفی ، نظرش را به فرزندش تحمیل می کند. مادری که به خواهرزاده اش قول ازدواج برای پسرش داده از عاطفه مادری خود برای انجام ازدواج از هر شرایطی استفاده می کند و بعداً که زناشویی به ناسازگاری و اوقات تلخی منتهی شد، به نصیحت می پردازد و تقصیر را به گردن این و آن می اندازد. عمه که پیر دختر همسایه را از دیدگاه خود مناسب تشخیص می دهد، به پسر جوان برادرش توصیه و اصرار می کند که این دختر همسایه موقر و خوش اخلاق است و استدلال می کند که من و شوهرم بیست سال تفاوت سن داریم و خیلی هم خوشبختیم و از زندگی خود راضی هستیم. اینها نمونه ای از مشورت های ازدواج است که به هیچ وجه مناسب نیست. حال سؤال این است کهبرای ازدواج باید با چه کسی مشورت کرد؟ به عبارت دیگر مشاور در امر ازدواج چه شرایطی باید داشته باشد؟

شرایط مشاور ازدواج 

مشاور ازدواج باید از دو ویژگی برخوردار باشد:ویژگی خلقی و شرایط علمی و تخصصی. مشاور ازدواج از نظر علمی باید حداقل لیسانس و دارای تحصیلات تخصصی مشاوره باشد و در دوره فوق لیسانس واحدهای درسی ویژه مشاوره خانواده را طی کرده و در این زمینه کارآموزی و تجربه لازم کسب کرده باشد. سن در مشاور ازدواج از اهمیت خاصی برخوردار است و بهتر است ازدواج را تجربه کرده و متأهل باشد. از نظر خصوصیات خلقی علاوه بر خصوصیات عمومی مشاوره ، مسئله رازداری و ثبات عاطفی نقش مهمتری به عهده دارد.بنابراین مشاوران ازدواج و خانواده علاوه بر تخصص و ویژگی های شخصی بهتر است سن بالاتری داشته باشند و متأهل و رازدار و از نظر روانی متعادل و از نظر عاطفی با ثبات باشند.

توصیه مشاوران در روابط زوجین

برای آنکه زندگی زناشویی از شادی و نشاط لازم برخوردار باشد ، زن در برابر شوهر باید اصولی را رعایت کند.

در توصیه های زیر طرف خطاب زن خانواده است:

1- در کلیه موارد معیشت اعم از تملک و درآمد و غیره از کلمه " ما" استفاده نمایید نه من و تو. پس از عقد ، زندگی مشترک شروع شده و دیگر من و تو مطرح نیست.

2- در مقابل شوهر خود هر چند حق با شما باشد ، لجبازی و اصرار نکنید.

3- شوهر خود را بخصوص در مقابل بستگانش تحقیر نکنید و از تعریف و تمجید بستگان خود در مقابل آنان پرهیز نمایید.

4- از مخالفت و مشاجره  با شوهر خود بپرهیزید.

5- چنانچه کمک هایی از طرف بستگان شما به شوهرتان شده، آنها را به رخ او نکشید.

6- با دوستان و آشنایان شوهرتان در معاشرت ها بیش از حد معمول گرم نگیرید.

7- شوهر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نکنید.

8- در رفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود پیشقدم باشید.

9- به بستگان نزدیک شوهر خود ( مادر شوهر، پدرشوهر، برادر شوهر، خواهرشوهر و ...) بیش از خویشاوندان دیگر احترام بگذارید.

10- زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان شوهر خود متحمل می شوید ، به رخ شوهر خود نکشید.

11- چنانچه درآمدی دارید و برای زندگی هزینه می کنید، آن را بازگو نکنید.

12- از مردان دیگر نزد شوهرتان تمجید نکنید. هیچ مردی را بر شوهرتان ترجیح ندهید و در گفتار این موضوع را رعایت کنید.

13- برای انجام در خواست های خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید.

14- برای برآوردن نیازمندی های خود از نظر مادی و غیرمادی ، امکانات شوهر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار نگذارید.

15- خود را برای شوهرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس خود را در مقابل وی بپوشید.

16- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید. او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد و خندان استقبال کنید.

17- پس از مراجعت شوهر خود به خانه کارهای خود را حتی الامکان کنار بگذارید و در حضور او بنشینید و با سخنان خوشایند و با گرمی از او پذیرایی کنید.

18- در موقع خروج از خانه او را بدرقه کنید و با گرمی با او خداحافظی کنید.

رفتار شوهر در قبال زن 

همان طور که زن در قبال شوهر وظایفی دارد،  شوهر نیز در برابر زن باید اصولی را رعایت کند تا زندگی مشترک آنان از نشاط و وقت خوش برخوردار باشد.

در این قسمت طرف خطاب ، شوهر است و توصیه های زیر از مواردی است که باید مورد توجه و عمل او قرار گیرد:

1- در مقابل همسرِ خود ، گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ زندگی را با اخم و حالت عبوس مطرح نکنید.

2- "هدیه" مهر و محبت را زیاد می کند؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای ، ولو کوچک خریداری و با حالت شاد و خندان به او تقدیم کنید.

3- چنانچه کم و کسری در خدمات خانه وجود دارد، با کمال محبت و خوشرویی تذکر دهید. اخم و خشونت زندگی زناشویی را به تباهی می کشاند.

4- در حضور همسر خود به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید.

5- به بستگان همسر خود مانند پدر، مادر و سایر اقوام خود احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه ، قبل از همسر خود اقدام کنید.

6- هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان و خویشاوندانش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگانش پیشقدم باشید.

7- در حضور همسر ، با بستگان خود درگوشی سخن نگویید و نجوا نکنید.

8- همسر خود را هیچ گاه، بخصوص نزد بستگانش سرزنش و تحقیر نکنید. توهین و بی احترامی به همسر، از صفا و صمیمت در زندگی زناشویی می کاهد.

9- هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید " من " و " تو" در زندگی نباشد. کلمه " ما" زندگی را گرم و لذتبخش می کند.

10- وقتی همسر  شما عصبانی است؛ او را با مهر و محبت آرام کنید.

11- با همسر خود هیچ گاه لجاجت و مشاجره نکنید.

12- سعی کنید برای گردش و مهمانی رفتن همراه زن و فرزندان وقت بگذارید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید.

13- امتیازات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله دارد، مطرح نکنید.

14- کارهای همسر خود را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن، کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.

15- در قبال همسر خود در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.

16- هیچ گاه زحمات و هزینه هایی که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود تقبل می کنید، بر زبان نیاورید و بر او منت نگذارید.

17- همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید.

18- در مقابل همسر خود شاد و خندان باشید.

 توصیه مشاوران به مراجعان در آستانه ازدواج 

دختر و پسر دم بخت برای آنکه از نعمت ازدواج مناسب برخوردار گردند، باید اصولی را رعایت کنند. بخشی از مواردی که توسط مشاوران خانواده توصیه می شود، به شرح زیر است:

1- در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.

2- در همسر گزینی وسواس زیاد نداشته باشید. سعی کنید با دید اغماض عوامل مختلف را بررسی و تصمیم گیری نمایید.

3- چنانچه پدر و مادر و خانواده های زوجین سختگیری می کنند، برای متقاعد کردن آنان از مشاور خانواده استفاده کنید.

4- از ازدواج تحمیلی خودداری کنید.

5- مراسم ازدواج را در ایام مبارک و چه بهتر که در روزهای تولد معصومین( ع ) انجام دهید و نیت خود را در ازدواج خالص کنید.

6- در انتخاب همسر پس از بررسی معیارهای طرف مقابل ، وضعیت خود را با آن مقایسه کنید و در صورت هماهنگی تصمیم گیری نمایید. بدون توجه به شرایط خود انتخاب ایده آلی ننمایید.

7- در انتخاب همسر از پدر، مادر و خویشاوندان نظرخواهی کنید؛ ولی مواظب باشید که به علت عدم تخصص ممکن است نظر آنان تحت تأثیر معیارهای خاص، مناسب نباشد. حتماً با یک مشاور واجد شرایط در این زمینه مشورت کنید.

8- برای شناخت همسر از هر دو روش مستقیم و غیرمستقیم استفاده نمایید و حتماً قبل از خواستگاری به طور مستقیم از طریق مشاهده و گفت و شنود او را شناسایی کنید.

9- در انجام ازدواج، مراحل مختلف آن را ضمن پرهیز از هزینه های بی مورد و هرگونه اسراف انجام دهید.

10- در مورد مهریه، مراسم ازدواج و جهیزیه سختگیری نکنید؛ تا وضعی پیش نیاید که این امور مانع ازدواج شود و یا طرفین را به زحمت اندازد.

11- چون ازدواج یک قرارداد زندگی مشترک است ، بنابراین طرفین ازدواج باید هرگونه شرایطی را که در این قرارداد لازم می دانند در عقد نامه ذکر کنند و در این مورد قبلاً توافق نمایند.

12- چون مسائل مربوط به ازدواج بسیار حساس و دقیق است و دانستن آنها در تشکیل زندگی شاد و سعادتمند نقش مؤثری دارد؛ لذا شرکت دختران و پسران در کلاس های توجیهی قبل از ازدواج ضرورت دارد.

13- برنامه های دوره آموزشی خانواده، قبل ازدواج باید دختر و پسر را با هدف ها، وظایف و حقوق زندگی مشترک زناشویی آشنا سازد. بنابراین لازم است چنین برنامه هایی حداقل به صورت فوق برنامه و حتی در برنامه های دبیرستان و دانشگاه گنجانده شود.

14- در ازدواج علاوه بر همسر، شناخت بستگان و خویشاوندان وی نیز ضرورت دارد؛ بنابراین وضعیت اقوام و دوستان و بخصوص بستگان نزدیک را در همسر گزینی ( تعداد خواهر و برادر) نباید نادیده گرفت.

15- سعی کنید صرفاً تحت تأثیر یک عامل شاخص و برجسته و گول زننده تصمیم گیری ننمایید. در این مورد با توجه به همه عوامل اقدام کنید.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به مطلب صدای مشاور در رابطه با مشاوره خانواده می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:40  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

روشهای مشاوره خانواده ها برای ازدواج

" صدای مشاور" در رابطه با مشاوره خانواده

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت بیست و چهارم )

در قسمت قبل به توصیه ها و شرایط مشاور در امر ازدواج  پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم:

یکی از اقدامات مهم سازمان بهزیستی، راه اندازی و توسعه برنامه "صدای مشاور" است. این برنامه که به مشکلات و مسائل مراجعان خود از طریق تلفن پاسخ می دهد؛ می تواند خدمات مفیدی در جهت کمک به خانواده ها ارائه نماید. " صدای مشاور " از تعدادی خط تلفن تشکیل شده که افرادی با تخصص های مختلف مشاوره، از طریق این تلفن ها پاسخگوی سؤالات و مشکلات مراجعان خود می باشند. این برنامه با این که بسیار مفید است، ولی نمی تواند جای مشاوره حضوری را بگیرد چون اصولاً یکیاز مشخصه های مشاوره رو در رو بودن آن است. بنابراین در جهت تکمیل این برنامه لازم است مراکز مشاوره خانواده نیز در قسمت های مختلف شهر تشکیل شود و مراجعان تلفنی  به مراکز مذکور ارجاع داده شوند. تشکیل این مراکز در برنامه سازمان بهزیستی قرار گرفته و تعداد محدودی از آنها نیز شروع به کار نموده اند و امید می رود که به تدریج تعداد آنها را افزایش یابد.

در تماس تلفنی  ایجاد رابطه تنها از طریق بیان و ارتباط کلامی است؛ حال آنکه ارتباط های غیر کلامی بسیار مهمتر و گویاتر است. در مقابل این خصیصه گفته می شود که در برنامه "صدای مشاور" چون مسائل خانواده ها اکثراً جنبه محرمانه دارد، مراجعان به علت عدم حضور ، مسائل و مشکلات محرمانه خود را راحت تر بیان می کنند. برای توضیح این مطلب باید گفت چنانچه مشاوره با توجه به اصول و فنون مربوط اجرا شود و رابطه حسنه برقرار گردد، مراجع با کمال راحتی و بدون هیچ شرم حضور مطالب خود را بیان خواهد نمود و مشاور با استفاده از ارتباط های کلامی و غیر کلامی و با کاربرد اصول و فنون مشاوره ، حداکثر کمک را در زمینه رفع مشکل به مراجع خواهد نمود.

 مشاوره خانواده 

اصول کلی مشاوره ، جز آن که کاربرد آنها باید با در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات خانواده انجام گیرد معتبر است. مشاوره از نظر تعداد مراجع دو نوع است:مشاوره فردی و مشاوره گروهی. در مشاوره خانواده از هر دو نوع مشاوره استفاده می شود؛ ولی اصل بر انجام مشاوره گروهی است، (مشاوره ای که تمام اعضای خانواده در آن شرکت داشته باشند) چون مشکلاتی که در خانواده وجود دارد غالباً به همه اعضا مربوط می شود، بنابراین باید کلیه اعضا از نظر تعیین نوع مشکل، و هدف های مشاوره ، در جلسات مشاوره مشارکت داشته باشند و همکاری نمایند. گاه الزاماً مشاوره ، "فردی" انجام می شود. مثل دانشجویی  که از خانواده دور افتاده و به علتِ فراق و گرفتاری های مربوط به آن دچار ناراحتی و نگرانی است ، در این مورد چون خانواده در دسترس نیست الزاماً مشاوره به صورت فردی انجام می گیرد؛ و سپس می توان از طریق تلفن، مکاتبه، دیدار با خانواده یا به صورت های دیگر با اعضای خانواده تماس برقرار کرد.

مشکلاتی که در خانواده وجود دارد می تواند در ارتباط با افراد زیر باشد:

1- فرزندان؛

2- پدر و مادر؛

3- پدر بزرگ و مادر بزرگ؛

4- فامیل و سایر اعضای خانواده.

مشکل درباره هر یک از اعضای خانواده باشد مربوط به ساختار آن است، هر یک از اعضا در ایجاد و رفع مشکل ، نقش دارند. بنابراین مشاور باید به انحاء مختلف همه اعضا را به جلسه مشاوره بکشاند، و مشکلات را در جلسات گروهی مطرح نماید.

نمونه هایی از مسائل خانواده را می توان به شرح زیر برشمرد:

- فرزند عقب مانده ذهنی یا معلول جسمی و حرکتی؛

- فرزند با رفتارهای انحرافی و ناهنجار ( دزدی ، خرابکاری ، ناسازگاری ، ولگردی ، گوشه گیری ، زورگویی و...) ؛

- فرزند فراری از مدرسه ؛

- فرزند بی علاقه به تحصیل و کار؛

- ناهنجاری های رفتاری پدر و مادر؛

- تضاد فکری والدین در امور معیشتی و تربیتی فرزندان؛

- رفتارهای نادرست پدربزرگ و مادربزرگ در ارتباط با مسائل تربیتی فرزندان؛

- بیماری و از کارافتادگی پدربزرگ و مادربزرگ و سایر افراد خانواده؛

- امور مربوط به دید و بازدیدها و مهمانی های فامیل های مادر یا پدر ، و اختلاف نظر مادر یا پدر در این مورد؛

- روابط ناهنجار مادرشوهر با عروس ، یا برعکس.

گاهی اوقات مشکلات در ارتباط با حوادثی است که برای خانواده پیش می آید ؛ نظیر بیکار شدن پدر یا مادر، مرگ و میر اعضای خانواده ، بازنشستگی پدر و گرفتاری های مالی، بیماری غیر مترقبه ، متولدین جدید، عروس و داماد شدن فرزندان و نظایر آن.

مشاوران باید هر یک از آسیب ها و مشکل ها را جداگانه بررسی نمایند و حتی الامکان در جلسات مشاوره از کلیه اعضای خانواده استفاده کنند.

روش های مشاوره خانواده

دانستن اصول و روش های مشاوره خانواده به دلیل ساختار خاص و مشکلات و مسائل ویژه آن برای مشاورانی که در این زمینه کار می کنند، ضروری است. در اینجا به اهـّم روش ها اشاره می شود:

1- در نخستین مصاحبه بخصوص در مورد مشکلات کودکان، باید از اشخاص ذیربط از جمله والدین، معلمان و مشاور مدرسه دعوت به عمل آید. در مشاوره خانواده بویژه در جلسه مصاحبه ، حضور همه اعضا و افراد مربوط مورد تأکید است.

2- در مواردی که مشکل خانواده مربوط به فرزندان باشد و موضوع به جایی برسد که کودک باید تست شود؛ بهتر آن است که اعضای خانواده از پشت آیینه یک طرفه نحوه اجرا و جریان آزمون را ببینند؛ تا در زمان تجزیه و تحلیل تست آشنایی بیشتری داشته باشند.

3- در مشاوره خانواده بعضی مراجعان اجباراً برای مشاوره ارجاع شده اند؛ نظیر مراجعانی که از طرف مدرسه یا دادگاه مدنی خاص ارجاع می شوند. در این موارد که غالباً مراجعان ناراحت و عصبانی هستند مشاور باید با ایجاد رابطه حسنه ، آنان را برای مشاوره آماده نماید و در برخورد با آنان شرایط محیطی را نیز در نظر بگیرد.

4- مراجعانی هستند که مشکلشان در رابطه با خانواده است؛ ولی مایل نیستند اعضای خانواده درگیر مشاوره و درمان شوند. در این موارد مشاور نباید اجازه تصمیم گیری در انتخاب روش مشاوره و درمان را به مراجع بدهد؛ بهتر است او را نیز برای این که روش درمان را بپذیرد، آماده سازد.

5- مراجعانی که اصرار بر مشاوره انفرادی دارند، مصاحبه با آنان باید به تنهایی انجام شود؛ اما ادامه کار طولانی خواهد بود. گاه شروع با مصاحبه انفرادی ، فراخواندن افراد ذیربط در جلسات بعدی مصاحبه را دشوارتر می کند و در نتیجه درمان کندتر خواهد بود. شرکت افراد بیشتر در مصاحبه درمان را سریع تر و مؤثرتر می نماید. این مطالب را باید با این قبیل مراجعان در میان گذاشت.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:39  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

فرایند نخستین مصاحبه در ازدواج

فرایند نخستین مصاحبه در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت بیست و پنجم )


در قسمت قبل به مبحث " صدای مشاور در رابطه با مشاوره خانواده  " در ارتباط با مشاوره خانواده  پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم...

در نخستین مصاحبه ، معمولاً کلیه اعضای خانواده دعوت می شوند. فرایند این مصاحبه عبارت است از:

1- مرحله آشنایی؛

2- بیان و بررسی مشکل؛

3- تعامل ؛

4- تعیین هدف و ایجاد تغییرات مطلوب؛

1- مرحله آشنایی

در مرحله آشنایی مشاور باید با استفاده از تعارف های معمول ، رابطه حسنه برقرار نماید. ابتدا خود را معرفی کند و اسامی اعضای خانواده را بپرسد و به هر نحو ممکن جوّ خودمانی و دوستانه ایجاد نماید. ضمناً رعایت نکات زیر ضرورت دارد:

- مشاور باید تمامی رفتارها و نحوه نشستن و سخنان و عکس العمل های افراد گروه را مشاهده نماید تا بتواند به وضعیت خانواده  و ترکیب اعضا پی ببرد.

- در مرحله آشنایی، چنانچه از طرف یکی از اعضا مشکل مطرح شود، باید به نحوی که به رابطه حسنه لطمه ای وارد نشود موضوع را متوقف نماید. مرحله بیان مشکل، باید پس از مرحله آشنایی و ایجاد رابطه حسنه انجام گیرد.

- در این مرحله مشاور ضمن مشاهده باید تشخیص دهد چه اعضایی با اکراه آمده اند؛ چه کسانی مصنوعاً خود را خوشحال نشان می دهند و نحوه رفتار اعضای گروه به ویژه رفتار با کودکان  چگونه است؛ فرهنگ خانواده چه وضعی دارد. اینها مواردی است که در مشاهده باید مورد توجه قرار گیرد.

- نکته مهم و قابل توجه آن است که مشاور نباید نتایج مشاهدات خود را با خانواده در میان بگذارد.

2- مرحله بیان و بررسی مشکل

چون کلیه اعضای خانواده دقیقاً علت دعوت را نمی دانند، در این مرحله مشاور باید سبب تشکیل جلسه را روشن سازد. او باید بگوید، من نظر کلیه اعضای حاضر در جلسه را باید در مورد مشکل مورد نظر بدانم. او می تواند در این مورد با طرح یک پرسش از اعضای گروه بخواهد علت مشکل را بیان کنند، مثلاً بگوید:

مشکل شما چیست؟

از من چه انتظار دارید؟

علت حضور در این جلسه چیست؟

معمولاً مادر یا پدر خانواده در مقام پاسخ به صحبت می پردازند؛ در اینجا بحث بر این است که مشاور خطاب به چه کسی موضوع را مطرح سازد:

خطاب به مادر، پدربزرگ، فرزندان ،...؟

رفتار مشاور باید با توجه به فرهنگ خانواده و شرایط حاکم بر آن متفاوت باشد؛ ولی طرف خطاب باید فردی باشد که تمام خانواده او را به بزرگی قبول دارند و قدرت تصمیم گیری در دست اوست. در بعضی خانواده ها قدرت دست خانم خانه  است، در بعضی خانواده ها پدر ، و در بعضی پدر بزرگ یا مادر بزرگ. آنکه قدرت خانه  در دست او است و می تواند اعضا را در جلسه بعد به مشاوره بکشاند، باید در مورد بیان مشکل مورد خطاب واقع شود. اگر مشاور نداند و یا نتواند احساس کند که در خانه تصمیم گیرنده کیست، می تواند نگاهش را به طرف سقف یا زمین متوجه سازد و بگوید چه کسی می تواند مشکل را بیان کند؟ که در این صورت آن که شروع به صحبت کند، سخنگوی خانواده خواهد بود.

در مشاوره  ی گروهی خانواده، صحبت باید به نوبت انجام گیرد و اگر کسی بخواهد زیاد صحبت کند و به دیگران فرصت ندهد، باید مشاور به صورتی که طبیعی باشد، با رعایت نوبت، از دیگری درخواست کند که به صحبت بپردازد و اگر یکی صحبت دیگری را قطع کند و به بیان خود ادامه دهد، در نخستین فرصت صحبت را به نفر اول برگرداند. بهتر است صحبت از بزرگ خانواده شروع شود و به فرزند  دشوار یا فردی که مشکل منتسب به اوست؛ خاتمه یابد. مشکل ، گاه در ارتباط با یک نفر است ، گاه دو، سه نفر و یا بیشتر. هرچه باشد از کلیه اعضای خانواده برای رفع مشکل باید استفاده شود و حتی الامکان همه افراد خانواده به اولین جلسه مشاوره ( یا در صورت ضرورت به تمام جلسات ) کشانده شوند.

3- تعامل

در فرایند تعامل، مشاور نقش ناظر و رهبر گروه را به عهده دارد و سعی دارد تا اعضای خانواده را به بحث و گفتگو با یکدیگر بکشاند. این مرحله مهم است که مشاور طوری جلسه را رهبری کند که همه اعضای خانواده با یکدیگر به گفتگو و اظهار نظر بپردازند. چنانچه بحث بین دو نفر به طول انجامید ، مشاور باید نفر سومی را داخل روند گفتگو کند، تا جریان گفتگو از سطح دو نفر خارج شود؛ مثلاً با خطاب به نفر سوم بگوید: نظر شما در مورد بحث این دو نفر چیست؟ بدین طریق مسیر بحث را به نفر بعدی تغییر دهد. مشاور باید ترتیبی دهد که همه اعضا به اظهار نظر بپردازند؛ از جمله به کودکی که احتمالاً مشکل خانواده است، فرصت داده شود تا در مورد مشکل خود و رفع آن اظهار نظر کند.

مشاور خوب آن است که جلسه را طوری رهبری کند که در پایان جلسه در مورد انتظارات اعضای خانواده وحدت نظر به وجود آید، تا درمان به خوبی انجام گیرد.

در بحث اعضای خانواده باید از به کار بردن اصطلاحاتی نظیر «  اسکیزوفرنی  » ، « اختلال هویت » و « ضعف نفس » خودداری شود. آنچه مورد بحث قرار می گیرد، رفتارها و ظواهری است که علایم مشکل هستند. به طور کلی می توان گفت مرحله « تعامل» فرصت دادن به اعضای گروه است به منظور بحث با یکدیگر در مورد مشکل و انتظارات آنان؛ و نقش مشاور رهبری بحث است تا جایی که در نظرات، وحدت به وجود آورد و در نتیجه کار درمان تسهیل گردد.

4- تعیین هدف و ایجاد تغییرات مطلوب

در این مرحله، هدف ادامه مصاحبه در جلسات بعد مشخص می شود. منظور از ایجاد هدف، ایجاد تغییرات مورد انتظاری است که با حصول آنها، مشکل رفع می گردد. اگر مرحله تعامل خوب اداره شده و بین انتظارات خانواده هماهنگی به عمل آمده باشد، تغییرات مورد نظر مشخص می گردد؛ در غیر این صورت به علت عدم همکاری کامل خانواده، شانس موفقیت کمتر خواهد بود. به عنوان مثال اگر تمام اعضای خانواده روی مشکل " دزدی یکی از بچه ها " هماهنگی داشته باشند در این صورت چنانچه تکلیفی از طرف مشاور به آنان داده شود همکاری خواهند کرد و موفقیت درمان بیشتر خواهد بود. نکته دیگر این که باید بین اعضای خانواده و مشاور نیز در مورد مشکل هماهنگی باشد و اعضای خانواده اطلاعات لازم را در اختیار مشاور قرار دهند. پس از تعیین هدف و انتظارات مورد نظر، جلسه مصاحبه با قرار جلسه بعد خاتمه می یابد. مشاور در فاصله دو مصاحبه ، تکلیف اعضای خانواده را مشخص می کند و در مورد غایبان جلسه که وجود آنها در جلسه بعد ضرورت دارد، از حاضران درخواست می کند تا آنان را برای حضور در جلسه بعد دعوت نمایند.

روان درمانی خانواده

پس از اجرای نخستین مصاحبه و طی مراحل چهارگانه آن یعنی انجام آشنایی، بررسی مشکل، تعامل و تعیین هدف و تغییرات مورد نظر در مصاحبه های بعدی، مسئله درمان مطرح می گردد. هدف درمان خانواده  فقط ایجاد تغییر در یک عضو خانواده نیست، بلکه ایجاد تغییر در ساختار خانواده و تسلسل رفتار در بین اعضای آن است. چون درمان در مورد فرد و خانواده نسبت به فرد یا خانواده دیگر متفاوت است؛ و این خود نیاز به بحث مفصل دارد،لذا در این مجمل به ذکر مواردی که پرهیز از آنها ضرورت دارد بسنده می شود:

مشاور  باید از حمایت های مداوم دست بردارد. منظور این است که نباید مشاور در مقابل مرد از زن  ، و یا از زن در مقابل مرد  ، و از کودک در مقابل پدر و مادر حمایت کند. حمایت موارد خاصی دارد که آن هم به ضرورت و به ندرت انجام می گیرد.

مشاور  باید از بحث های فلسفی و کلی با مراجع احتراز کند. چنانچه مرد یا زنی ، مشاور را به بحث در مورد فلسفه زندگی کشیده اند، باید از آنان بخواهد که در مورد رفتارهای ملموس و مسائل زندگی خود بحث کنند تا بتواند آنان را به طرف سازگاری بیشتر سوق دهد.

- مشاور باید از کوچک و بزرگ کردن مشکلات پرهیز کند. اگر برای تخفیف ناراحتی مُراجع مشکل را کوچک کند، مراجع در می باید که او موضوع را درک نکرده ؛ و چنانچه مشکل را دشوارتر مطرح کند تا اضطراب و ناراحتی مراجع را افزایش خواهد داد. هنر مشاور آن است که موضوع را آن طور که هست دریابد و برای درمان براساس واقعیت اقدام نماید.

- زمانی که زن و شوهر  روی مسائل گسترده و موضوع های کلی بحث می کنند. مشاور باید آنان را از کلی گویی و طرح مسائل غیر ملموس ، به طرح رفتارهای مشخص و ملموس سوق دهد، تا بتواند طرح درمانی و دستورالعمل اصلاحی ارائه و نسبت به رفع مشکلات آنان اقدام کند.

- مشاور باید از درمان مشابه در مقابل مشکلات  مشابه پرهیز کند. گاهی مشکلات یکسان، ولی علل وجودی آنها متفاوت است. دو کودک که دزدی می کنند، ممکن است علت دزدی یکی، کمبود محبت و علت دزدی دیگری مشکلات مالی باشد؛ که درمان دو مورد متفاوت است. بنابراین چون "معلول مشابه" دارای "علل متفاوت" است؛ طرح های درمانی آنها نیز متفاوت خواهد بود.

- مشاور باید در روان درمانی خانواده، هدف ها را مشخص سازد. نامشخص ماندن آنها، راه رسیدن به مقصود را طولانی و گاه دشوار می سازد. بنابراین مشاور باید از ابهام و نامشخص ماندن هدف های درمانی پرهیز کند.

- مشاور جوانی که خود ازدواج  نکرده ، نباید در مقابل زن و شوهری که مدت ها با هم زندگی کرده اند و در زناشویی تجربه های زیادی دارند با تکیه بر تخصص خود اظهارات خردمندانه غیر واقعی کند. او باید خود را در مقابل آنان "فردی که اطلاعات تخصصی دارد"، معرفی کند و اظهار دارد که به عنوان یک مشاور در حد امکان به آنان کمک خواهد نمود.

ادامه دارد...

در قسمت بعد به مشاوره در ارتباط با حوادث خانوادگی می پردازیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:38  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

مشاوره در ارتباط با حوادث خانوادگی

مشاوره در ارتباط با حوادث خانوادگی

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت بیست و ششم )


در قسمت قبل به فرایند نخستین مصاحبه  پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم...

خانواده ها معمولاً با حوادثی مواجه می شوند که آنان را آشفته و پریشان می کند. در پاره ای موارد چنانچه مورد حمایت و کمک قرار نگیرند، ممکن است بعضی از افراد خانواده را تا سر حد جنون سوق دهد.حوادث و بحران هایی که احتمال دارد در خانواده پیش بیاید عبارت اند از:

مرگ  پدر و مادر ؛

- مرگ پدربزرگ و مادربزرگ و سایر بزرگسالان فامیل ؛

- ازدواج فرزندان و رفتن آنان به شهرها یا کشورهای دیگر؛

- رفتن فرزندان پسر به نظام وظیفه ؛

- بازنشستگی؛

- عروس و داماد شدن فرزندان و تنها شدن زن و شوهر؛

- تغییر در تعداد اعضای خانواده ( افزایش فرزند، برگشت فرزندان بزرگسال مطلقه و بیوه) ؛

- وقوع بیماری حّاد.

در این موارد مشاور باید اعضای خانواده را با این حقیقت مواجه سازد که مشکلات مذکور را نمی توان از زندگی خارج ساخت. باید آنها را پذیرفت و خود را با شرایط جدید، سازگار نمود. معمولاً اعضای خانواده در مواجهه با حوادث فوق به سرعت خود را تطابق می دهند ؟ زندگی عادی خود را ادامه می دهند. در مقابل حوادث بالا حوادثی وجود دارد که قابل پیش بینی نیست و اعضای خانواده برای وقوع آنها آمادگی ندارند، از جمله این حوادث عبارت اند از:

- مرگ فرزندان و جوانان خانواده بر اثر تصادف و رخدادهایی نظیر آن؛

- مبتلا شدن فرزندان و جوانان خانواده به بیماری های صعب العلاج و در نهایت فوت آنان؛

- شهید یا اعدام شدن اعضای خانواده؛

- گرفتاری های مالی نظیر اخراج یا بیکار شدن نان آور خانواده؛

- ورشکستگی؛

- خسارات مالی و جانی در اثر حوادث طبیعی  نظیر زلزله، سیل و طوفان و یا خسارات ناشی از جنگ و غیره.

- مبتلا شدن اعضای خانواده به اعتیاد  ، انحراف های رفتاری نظیر دزدی، آدم کشی، خرابکاری و یا وارد شدن به گروهک های سیاسی و غیره.

در مواجهه با مراجعانی در ارتباط با حوادث و موارد بالا ، چنانچه مشاوران ماهرانه و به موقع عمل ننمایند ، گاه مصیبت وارده به اندازه ای شدید است که احتمال دارد عضو یا اعضایی از خانواده را به خودکشی یا جنون بکشاند.

روش و نحوه عمل در هر موردی با مورد دیگر متفاوت است، ولی موردِ قابلِ ذکر آن است که باید اعضای خانواده را برای پذیرش وضعیت جدید آماده ساخت و بعد برای غلبه بر آن برنامه ریزی نمود. یکی از اصول غلبه بر مشکلات  ، پذیرفتن مشکل و تشخیص نوع آن است و اقدام بعدی پیدا کردن راه حل برای رفع آن. از جمله اقداماتی که در این مورد قابل طرح است، اشتغال فرد به کارهای مورد علاقه اش می باشد، تا فرصت برای تفکّر در مورد حوادث پیش آمده نداشته باشد. این که فرد یا افراد خانواده دست از کار بکشند و در گوشه ای فکر خود را به حوادث مشغول کنند، شیوه ای است بسیار خطرناک ، و سرانجام آن اختلال های روانی  و ناهنجاری های رفتاری است. جبران حادثه و ایجاد فرصت برای عقده گشایی نیز از روش های دیگری است که مشاور می تواند از آن برای تخفیف ناراحتی ها استفاده نماید.

چون نحوه عمل در هر مورد وضعیت خاص خود را می طلبد و بحث در این زمینه مستلزم طرح مطالب مفصلی است که حجم آن ، خود می تواند موضوع کتاب جداگانه ای باشد؛ لذا در این مقال به همین اشاره ، اکتفا می شود.


دستورالعمل مشاوران در ارتباط با بهداشت روانی خانواده

مشاوران برای حاکمیت جو مناسب در خانواده و تغییر رفتارهایی که موجب آشفتگی و پریشانی آن می شود ، باید اطلاعات زیر را در اختیار مراجعان خود قرار دهند:

1 – زن و شوهر باید بدانند که اکثر درگیری های آنان به علت سوء تفاهم و نگرش های منفی است ؛ بنابراین خوشبینی  در امور ، حلال بسیاری از مشکلات می باشد.

2- توجه به جنبه های مثبت در ایجاد جو مناسب در خانواده اهمیت خاصی دارد ، بنابراین زن و شوهر باید از رفتارهای منفی یکدیگر به خاطر رفتارهای مثبت صرفنظر نمایند.

3- هر یک از زوجین باید دنیا را از دریچه چشم همسر  خود ببیند ، تا توقعات و انتظارات او قابل توجیه باشد.

4- مصاحبت و معاشرت در ایجاد تفاهم و فضایی صمیمی و لذت بخش نقش مهمی به عهده دارد. بنابراین زن و شوهر باید با همه ی مشغله ای که دارند ، ترتیبی بدهند که بخشی از اوقات خود را در کنار یکدیگر بگذرانند.

5- در بحث و گفتگو ، از قطع کلام همسر خود پرهیز کنند و با دقت و توجه کامل به سخنان او گوش دهند. 

6- به رفتارهای ناخوشایند گذشته و خاطرات بد نباید اشاره یا استناد شود ( چنین رفتارهایی ممکن است در اوایل ازدواج  یا قبل و بعد از آن وجود داشته باشد).

7- در مقابل خواسته ها و اِعمال نظر یکدیگر باید انعطاف پذیری نشان داد. جنگ قدرت و لجاجت ، روابط خانوادگی را آشفته می سازد.

8- جلسات خانوادگی تشکیل دهند و اختلافات  خود را در این جلسات حل نمایند؛ در صورت ضرورت می توانند از یک مشاور  نیز دعوت کنند.

و بالاخره دهها مورد دیگر که می تواند در روابط مطلوب خانواده مؤثر باشد، که ذکر کلیه آنها در این مقال نمی گنجد. رعایت این نکته ها، بهشتی در دنیای چهار دیواری خانه ایجاد خواهد نمود که خود می تواند رهنمودی به بهشت آخرت باشد.


فنون مشاوره خانواده

در مشاوره خانواده از تمام اصول و روش های مشاوره استفاده می گردد ، ولی به علت طبیعت موضوع ،مشاوره خانواده خود دارای ویژگی هایی است که به مواردی از آنها اشاره می شود:

1- مشاور  پس از برقراری رابطه حسنه برای شناخت مشکل، پدر، مادر، و سپس دیگر اعضای خانواده را مورد سؤال قرار می دهد و می پرسد "فکر می کنیدمشکل اصلی خانواده شما چیست؟"

2- مشاور  در جلسه جداگانه ای چگونگی آشنایی و انگیزه ها و علل ازدواج  زن و شوهر را مورد بررسی قرار می دهد و ریشه اختلافات موجود را جستجو می کند.

3- مشاور می تواند ترتیبی بدهد که صحنه های مشاجره و رفتارهای ناهنجار کلامی و غیر کلامی خانواده را ضبط کند و از طریق نوار ویدئو آن را برای مشاهده اعضای خانواده نمایش دهد. این کار اعضای خانواده را متوجه زشتی رفتار و کردار آنان می سازد و پذیرش دستورالعمل های مشاور را تسهیل می نماید.

4- توجه به حال و آینده: با آن که از نظر بررسی حال و آینده ، گذشته مهم است؛ ولی تکیه زیاد بر آن، در مشاوره خانواده، گاه مشکلاتی ایجاد می نماید. در این مورد توجه به نکات زیر ضروری است:

1-4- در اولین مصاحبه یا ابتدای جلسه مصاحبه ، اطلاع و یادآوری مختصری از گذشته لازم است.

2-4- طرح گذشته زمانی مفید است که حاکی از وضعیتی باشد که خانواده مشکلی نداشته؛ و فضای صمیمی و گرمی بر خانواده حاکم بوده است. در این مورد یادآوری آن زمان می تواند انگیزه ای در تغییر وضع موجود باشد.

3-4- در غیر حالت های بالا، حتی الامکان باید از گذشته صرف نظر کرد و توجه را به حال و آینده معطوف ساخت.

5- نزاع بر سر قدرت: چنانچه مشکل زن و شوهر ، موضوع نزاع  بر سر قدرت در خانواده باشد، مشاور نباید خود را درگیر این مسئله کند؛ زیرا موضوع ایجاب می کند که یکی از دو را رد ، و دیگری را حمایت نماید. مشاور باید نسبت به روشن شدن علت یا علل و ریشه یابی آن اقدام کند و نزاع و اختلاف را که معلول علل دیگری است، به طور ریشه ای حل نماید.

6- اتخاذ مواضع غیر قابل انعطاف: چنانچه زن یا شوهری موضعی اتخاذ کند که حاضر به تغییر آن نباشد؛ مشاور باید او را متوجه سازد که شرط زندگی شاد  و صمیمی، گذشت و انعطاف است. او باید امکان مذاکره و شناخت راههای انعطاف پذیر و تغییر رفتار زن و شوهر را در جهت یک زندگی گرم و با نشاط بیابد و برای پذیرش آن از سوی اعضای خانواده تلاش کند. او باید متذکر شود که پافشاری روی موضوع خاص ممکن است منجر به خسارات غیر قابل جبران گردد.

7- اظهار انتظارات زن و شوهر: یکی از اموری که مشاور باید بدان توجه کند ، آن است که زن و شوهر را به اظهار انتظارات صریح از یکدیگر ترغیب نکند. در این مورد بهتر آن است که درخواست، به طور غیرمستقیم انجام گیرد. مثلاً به زن گفته شود که در خواست خود را طوری به شوهر خودتان ارائه کنید که منظور شما را پس از قدری تأمل درک کند؛ یا اظهار کنید چنانچه لوستر هال خانه از نوعA باشد زیبایی خاصی به آنجا می دهد. اظهار انتظارات به طور غیرمستقیم ضمن آن که شوهر  را متوجه موضوع می کند ، به هیچ وجه موجب برانگیختن انگیزه های مقاومت و مخالفت نمی شود و چنانچه در حوزه قدرت وی باشد ، آن کار را انجام خواهد داد و زمینه ای برای ایجاد محیط صفا و صمیمیت ایجاد خواهد کرد.


خدمات مشاور خانواده در زمینه ازدواج

خدماتی که مشاور در زمینه انتخاب همسر  و تشکیل خانواده ارائه می نماید در مقالات گذشته ضمن بحث مطالب مختلف بیان شده است. بحث های مطروحه نشانگر آن است که مشاور خانواده در زمینه ازدواج خدمات متعددی ارائه می نماید.


مهمترین خدماتی که مشاور در این زمینه انجام می دهد عبارت اند از:

1- کمک به شناسایی همسر:مشاور در تمام مراحلی که پسر برای شناخت دختر  و خانواده وی ، و دختر برای شناخت پسر و خویشاوندانش اقدام می کند به هر دو یاری می دهد.

2- کمک به بررسی هماهنگی عوامل مؤثر در ازدواج: مشاور عوامل مؤثر در ازدواج  را در رابطه با دختر و پسر بررسی می کند و میزان هماهنگی و ناهماهنگی آنها را در مورد طرفین مشخص و نتایج حاصله را به آنان منتقل می کند. در بررسی هماهنگی ها نباید هیچ عاملی از قلم بیفتد.

3- راهنمایی جهت انجام تست و تجزیه و تحلیل نتایج آن: دختر و پسر در جریان مشاوره خانواده ممکن است به جایی برسند که برای شناخت خود در زمینه های مختلف از مشاور بخواهند که در مورد آنها آزمون اجرا کند. این تست ها ممکن است تست شخصیت،  رغبت و یا تست هوش  باشد. بنابراین اجرای تست از طرف مشاور زمانی انجام می شود که مراجعان برای این کار آماده باشند. زمانی است که مشاور اجرای آزمون را ضروری می داند. در این موقع باید هدف مشاوره آماده ساختن دختر یا پسر یا هر دوی آنها برای انجام این کار باشد و تا این آمادگی حاصل نشود، اجرای آزمون مفید فایده نخواهد بود. بدیهی است پس از اجرای آزمون نتایج آن باید توسط مشاور، تفسیر و با زبان ساده به مراجع یا مراجعان منتقل شود.

4- ارجاع به متخصصان: یکی از مواردی که مشاور می تواند به مراجع دختر یا پسر در زمینه ازدواج  کمک کند؛ ارجاع آنان به متخصصان مربوط است. مواردی که مشاور، دختر یا پسر را به متخصص ارجاع می دهد عبارتست از:

- دختر یا پسری که در رابطه با شناخت همسر  آینده خود از نظر شرعی محتاط و یا در جریان پیوند زناشویی پرسش هایی از نظر اعتقادی برای وی مطرح است، باید به روحانی واجد شرایط ارجاع داده شود.

- زمانی که دختر و پسر خویشاوند بخواهند ازدواج  کنند و در این مورد مصّر باشند، ارجاع آنان برای مشاوره ژنتیکی  ضروری است.

- در پاره ای موارد نیز برای شناخت عوامل اخلاقی و روانی  یا بررسی های خانوادگی و فامیلی استفاده از روان شناس بالینی و مددکاری می تواند مفید باشد.

5- خدمات اطمینان بخشی: دختر و پسری هستند که مطالعه لازم را انجام داده و پیوند زناشویی را در مورد خود مناسب تشخیص داده اند. معذالک برای آن که نسبت به صحت تصمیم خود مطمئن شوند، به مشاور مراجعه می نمایند. مشاور باید بررسی های لازم را انجام دهد و در صورت تشخیص مناسب بودن امر، آنها را در تصمیمشان اطمینان بخشد. بعضی از خانواده  ها با وجود شادی و نشاط و حاکمیت روابط صمیمی در خانواده ، برای آن که از سلامت کامل روانی و روابط حسنه در خانواده خود مطمئن شوند، سالی یک یا دو نوبت به مشاور مراجعه می کنند. این مراجعان وضعیت خود را با متخصصان در میان می گذارند تا از هرگونه ناراحتی های بعدی پیشگیری نمایند و از سلامت کامل خود مطمئن شوند.

6- خدمات باز دارنده: چنانچه ازدواج از سوی پدر و مادر یا دیگران به دختر یا پسر تحمیل شود، یا ازدواج با هدف های انحرافی  طرح ریزی شده و در شرف انجام است ، در این موارد دختر یا پسر یا افراد وابسته به مشاور مراجعه می نمایند و برای جلوگیری از انجام ازدواج کمک می طلبند. مشاور پس از بررسی های لازم چنانچه پیوند زناشویی بین آنان را مناسب تشخیص ندهد؛ باید با دادن اطلاعات لازم به عواملی که در تصمیم گیری ازدواج دخیل هستند ، آنان را از انجام امر باز دارد. بدیهی است حق تصمیم گیری با مراجع است و چنانچه با وجود دادن آگاهی های کافی باز هم آنان مصّر به انجام ازدواج  باشند، مشاور در این مورد وظیفه ای ندارد ولی چنانچه بعد از وقوع ازدواج با مواجه شدن مشکلات  مجدد از او کمک بخواهند، باید آنان را در هر زمان در رفع مشکلات یاری دهد.

7- خدمات حمایتی: ازدواج هایی که با هدف های انحرافی یا به صورت تحمیلی انجام می شود؛ ممکن است یکی از زوجین  دیر یا زود متوجه نامناسب بودن پیوند زناشویی شود و بخواهد تا دیر نشده نسبت به گسستن و جدایی خود اقدام کند. او برای آن که در چنین امری موفق شود به مشاور مراجعه می نماید؛ مشاور  موضوع را بررسی می کند و چنانچه تصمیم مراجع را مناسب تشخیص دهد با اقدامات حمایتی او را در انجام امر یاری می دهد. در خدمات حمایتی ممکن است در مواردی از طریق وکیل دعاوی و یا از قوانین حمایتی نیز استفاده شود.

خدمات حمایتی در باره سایر اعضای خانواده که چنین مشکلاتی داشته باشند و یا در مواردی که بدون جهت به فروپاشی خانواده  منجر می شود نیز اعمال می گردد.

گاه پدر و مادر و یا خویشاوندان در انجام ازدواج سختگیری می نمایند مشاور خانواده می تواند با تشکیل جلساتی آنان را برای قبول پیوند زناشویی و برگزاری مراسم آن در حد ضرورت آماده نماید و در برابر پدر و مادر و خویشاوندان از زوجین حمایت کند.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به لزوم شور و مشورت در خانواده می پردازیم.

منبع : « لزوم مشاوره در آستانه ی ازدواج »

تألیف : سید مهدی حسینی بیرجندی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:37  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

شور و مشورت در خانواده برای امر ازدواج

شور و مشورت در خانواده

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت بیست و هفتم )


در قسمت قبل به مشاوره در رابطه با حوادث خانوادگی  پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم ...

در فرایند پیوند زناشویی قول و قرارهایی که قسمتی کتبی و رسمی ، و بخشی ضمنی و اخلاقی  است، گذاشته می شود. مواردی که برای دختر و پسر در زمان عقد  مطرح است و براساس آن زندگی مشترک آغاز می گردد؛ عبارت اند از :

- زن و مرد در زمان عقد به هم دست بیعت داده و تعهد نموده اند که با وحدت و یگانگی زندگی شادی را تا پایان حیات بگذرانند و در این راه بکوشند.

- آنها تعهد کرده اند برای مصالح مشترک تلاش کنند، در جهت تأمین منافع خانواده بکوشند و در غم و شادی یکدیگر شریک باشند.

- احترام و حقوق یکدیگر را رعایت کنند و از هرگونه رفتار و کرداری که به محبت و الفت آنان لطمه بزند خودداری نمایند.

- در سلامتی و بیماری و گرفتاری ها به یکدیگر کمک کنند و یار و یاور یکدیگر باشند.

- فرزندان خود را در کمال دقت و سعی و کوشش بپرورانند و در تعلیم و تربیت  آنان حداکثر اهتمام را مبذول دارند.

- در تمام امور با یکدیگر صادق و صمیمی  باشند.

از آنجا که در هر مؤسسه یا نهادی یک نفر باید مسئولیت را به عهده بگیرد ، بنابراین فردی به عنوان رئیس خانواده انتخاب می شود. در جامعه ایرانی این سِمـَت به مرد واگذار شده است. رئیس خانواده باید طوری عمل کند که محیط خانواده به محیط تفاهم  ، تعاون و همکاری تبدیل شود؛ رفتارها، اندیشه ها و موضع گیری ها براساس صفا و اخلاص باشد.

و نیز شرایطی فراهم گردد که فرزندان از نظر جسمی و فکری رشد کنند و افرادی مفید و مؤثر بار آیند. از جمله موضوعی که می تواند محیط خانواده را از نظر رشد و تکامل و شرایط انسانی محیطی مناسب سازد، مسئله شور و مشورت و صلاحدید از افراد خانه در امور مختلف زندگی است.

ضرورت مشورت در خانواده

از آنجا که شوهر به عنوان رئیس خانواده برگزیده شده، بر سایر اعضای خانواده ولایت دارد. ممکن است او چنین احساس کند که می تواند هر کاری بخواهد بدون نظر دیگران در خانه انجام دهد. گاه ممکن است زن برای قدرت نمایی مرد را کنار بزند و زمام زندگی را به دست بگیرد و هر طور بخواهد عمل کند. در هر دو حالت ، خط مشی نامناسب است و اعضای خانواده احساس تعلق و مشارکت در زندگی نمی کنند. مشی صحیح آن است که چون اعضای خانواده سرنوشت مشترک دارند، کلاً باید در امور زندگی دخالت داده شوند؛ و کارها با شور و مشورت، صلاحدید و توافق انجام گیرد. در این صورت همه اعضای خانواده همکاری خواهند نمود و کلیه امور از روی نظم و دلسوزی انجام خواهد گرفت. عدم توجه به نظر افراد خانواده، آنان را در انجام کارها بی اراده و متکی بار می آورد و این نوع رفتار سبب اهانت و جریحه دار شدن احساس، ادراک و عواطف آنان خواهد شد. در نتیجه شرایط لازم برای رشد و پرورش فرزندان  فراهم نمی آید و زندگی شاد و پرتفاهمی به وجود نخواهد آمد.

برای آن که ابعاد شور در خانواده مشخص شود؛ می توان مشورت اعضا را در ارتباط با یکدیگر به چهار دسته تقسیم نمود:

1- مشورت زوجین: اداره امور خانه در حوزه وظایف پدر و مادر است. چنانچه آنها در امور خانه با یکدیگر مشورت نکنند، علاوه بر آن که کارها به خوبی انجام نمی گیرد، همکاری نیز انجام نخواهد شد و زندگی نشاط خود را از دست خواهد داد. در مواردی زن بیشتر می تواند صاحب نظر و کارآمد باشد ، در برخی موارد مرد در رفع مشکل مؤثرتر است. در امور مربوط به خانه داری ، "زن" و در رفع معضلات و پیچیدگی های زندگی "مرد" بهتر عمل می نماید؛ ولی شور و همفکری در همه امور ضروری است و علاوه بر آن که راه حل های مناسب تری به دست می دهد ، به علت دخالت در تصمیم گیری همکاری بیشتری را موجب می گردد.

پاره ای از اموری که در خانه باید با مشورت زوجین انجام گیرد به شرح زیر است:

- آموزش و پرورش فرزندان و نحوه برخورد با آنان در انجام تکالیف مدرسه ، نابهنجاری های رفتاری و غیره؛

- تزئین و آراستن خانه ؛

- سفرهای خانوادگی و برنامه های تفریحی ؛

- تهیه غذا و برگزاری میهمانی ها و معاشرت ها ؛

- خرید مایحتاج و وسایل خانه ؛

- تهیه لباس و نحوه پوشش و آرایش؛

- و بالاخره برنامه ریزی در کلیه امور زندگی.

مشورت در امور خانه بین زن و مرد به اندازه ای در زندگی اهمیت دارد که خداوند در قرآن مجید مسئله زمان از شیرگرفتن بچه را موکول به مشورت و رضایت والدین فرموده است:

فان اَرادَا فـَصالاً عـَن تـَراض مـِنـُهما و تـَشاور فـَلا جـُناح عـَلیهما

اگر آن دو( پدر و مادر) با رضایت و مشورت یکدیگر تصمیم گرفتند؛ کودک را از شیر بگیرند اشکالی به رأی آنان نیست. (بقره / 233)

2- مشورت مادر با دختر:در فرایند تربیت ، مسائلی مشترکی بین دختر و پسر وجود دارند که پدر و مادر باید با توافق هم نسبت به حل آنها اقدام کنند، ولی برخی امور اختصاص به دختران دارد. در این موارد نزدیکترین فرد به دختر مادر است ، که باید با استفاده از روش های تعلیم و تربیت و با همفکری و ایجاد رابطه حسنه با دختر او را برای زن و مادر شدن آماده نماید. بعضی از این موارد عبارت اند از:

- مسائل مربوط به بلوغ و قاعدگی؛

- مسائل شرعی ویژه دختران و زنان؛

- مسائل مربوط به غسل و طهارت و غیره؛

- رفتار و کردار با افراد محرم و نامحرم

- نحوه برخورد، معاشرت و انجام مراسم و حضور در مجامع مختلف؛

- مسئله خواستگاری و انتخاب همسر ؛

- وارد شدن به دنیای زنان و حیات خاص آنان؛

- نحوه پوشش، آرایش و استفاده از زیور آلات و رعایت موازین شرعی در این موارد؛

- و بالاخره دختر همیشه همراه و همکار مادر است و باید از او زندگی خانوادگی ، مادری و همسری را فرا گیرد. بنابراین لازم است مادر در نقش یک مشاور و محرم راز و نزدیکترین فرد به دختر، او را از کلیه ریزه کاری ها و حیات زنان و بانوان مطلع و در این زمینه او را بصیر گرداند.

3- مشورت پدر با پسر:مداخله پدر در مورد مسائل مربوط به پسران باید به نحوی اعمال گردد که پسر کلیه مشکلات خود را بدون هیچ گونه رودربایستی با او در میان بگذارد. پسران در سن بلوغ کمتر با دختران محشورند، و بایستی از حضور در مجامع مختلط پرهیز کنند. مواردی که پدر باید از طریق شور و به صورت همفکری و محرم راز، پسر را در جریان قرار دهد عبارت اند از:

- مسائل مربوط به بلوغ و نوجوانی ؛

- مرحله رشد جنسی و احتلام و بهداشت روانی در این زمینه ؛

- مسائل شرعی مربوط به غسل و طهارت و غیره؛

- رعایت موارد شرعی در ارتباط با دختران ؛

- چگونگی حضور در جلسات ویژه مردان و زنان یا جلسات مختلط و نحوه برخوردها؛

- راهنمایی در مورد مسائل مربوط به ازدواج  و کلیه مراحل آن و رعایت معیارهای شرعی؛

- نحوه رفت و آمد در خیابان ها و معاشرت ها و حوادثی که احتمالاً ممکن است پیش پای او قرار گیرد.

رابطه پدر و پسر باید طوری باشد که آن دو به عنوان دوست و طرف مشورت و محرم راز، یکدیگر را بپذیرند و پسر در تعامل با پدر، شیوه های زندگی ویژه مردان را بیاموزد و ادامه حیات سالم و صالح را فراگیرد.

لازم به یادآوری است که مادر از طریق پدر به مسائل خاص آنان مطلع خواهد شد و با مشورت یکدیگر موجبات رشد و تکامل فرزندان را در زندگی فراهم خواهند ساخت.

4- مشورت کلیه اعضای خانواده: پدر به عنوان رئیس خانواده باید مسائل را با حضور همه اعضای خانواده و در محیطی گرم و صمیمی مطرح نماید، و نظر همه اعضا را بخواهد، و شیوه ای اتخاذ کند تا هر موضوعی پس از بحث و کنکاش، منجر به تصمیم گیری شود.

مشورت و توجه به نظرات کلیه اعضای خانواده موجب می شود:

- به شخصیت فرزندان توجه شود و آنان به تفکر در مسائل وادار گردند و از نظر ذهنی رشد کنند.

- فرزندان دریابند در همه اعمال و رفتار آزاد نیستند ؛ بلکه باید در روابط و عملکردها، دیگران را هم به حساب آورند و تن به سازگاری اجتماعی دهند.

- شور و مشورت ، جو خانواده را به صورت محیطی دوستانه در می آورد، و انس و الفت و نشاط بر آن حاکم می شود.

- چون در تصمیم گیری ها همه سهیمند، بیشتر احساس تعلق به خانواده می کنند و در رعایت منافع آن دلسوزتر خواهند بود؛ و بدون آنکه تحمیلی احساس کنند وظایف و تکالیف خود را انجام خواهند داد.

- چون موضوع از دیدگاه های مختلف بررسی می شود، تصمیمات متخذه بهتر و سنجیده تر خواهد بود.

- بحث و بررسی و شور، اعضای خانواده ، به خصوص فرزندان را از نظر سیاسی  اجتماعی رشد و تکامل خواهد بخشید.

ادامه دارد....

در قسمت بعد به توصیه هایی در تداوم زندگی زناشویی خواهیم پرداخت.

منبع : لزوم مشاوره در آستانه ی ازدواج

تألیف : سید مهدی حسینی بیرجندی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:37  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

توصیه هایی برای تداوم در زندگانی

توصیه هایی در تداوم زندگی زناشویی

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت بیست و هشتم)

در قسمت قبل به لزوم شور و مشورت در خانواده  پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم...

 عشق  و محبت بین زن و شوهر از ارکان اصلی نظام خانواده است؛ اما با گذشت زمان و سپری شدن شور و شوق دوران نخستین ازدواج، گاه این فکر به ذهن همسران می آید که بعد از چند سال زندگی میزان علاقه آنان نسبت به هم چقدر تغییر کرده است. برخی از آنان، هنگامی که در زندگی مشترک خود خدشه ای ببینند چنان از کوره در می روند و پل های پشت سر خود را خراب می کنند که دیگر نمی توانند روابطشان را نسبت به دیگری ترمیم کنند.

هدف از ارائه توصیه های زیر، آموزش برای ارتقای سازگاری و توجه کردن به ویژگی های مثبت یکدیگر، افزایش اعتماد به نفس ، کاهش اضطراب  و تنش های موجود در جهت بهداشت و سلامت روانی است که موجب تداوم زندگی و جلوگیری از هم گسیختگی خانواده است.

1. خانواده یک مجموعه است:

مجموعه ای شامل زن ، شوهر و فرزندان و در مرحله بعد اقوام و خویشاوندان. خانواده زمانی موفق خواهد بود  که در آن هماهنگی وجود داشته باشد و همه اعضا در یک محفل انس با کمال صمیمیت و شادی زندگی کنند . چون وجود هر نوع مشکل و ناهماهنگی حتی از سوی یک عضو، کل خانواده را دچار ناراحتی می نماید؛ بنابراین از هر نوع رفتاری نظیر طعنه زدن، تحقیر، مقایسه کردن و... پرهیز کنید.

2. زندگی مشترک، عرصه کمال است، نه صحنه پیکار؛

بنابراین در رفع بحران ها مانند یک تن واحد عمل کنید؛ یار و یاور هم باشید. کوشش نکنید بر دیگری تسلط یابید؛ با هم و در کنار هم باشید نه رو در روی هم! سعی کنید به قول «ابراهام مزلو» از «من واقعی» بگذرید تا به « مای واقعی» برسید.

3. از ابراز محبت نسبت به یکدیگر دریغ نکنید؛

ابراز محبتِ به موقع در زندگی مشترک ، علاقه ، نشاط و طراوت به وجود می آورد. این امر فقط لازمه روزهای نخستین ازدواج نیست؛ بلکه با گذشت زمان نهال نوپای زندگی به درختی تناور تبدیل می شود که نیاز بیشتری به آبیاری دارد؛ با ابراز محبت و نشان دادن عشق و علاقه به هم، می توان این درخت تناور را برای همیشه با نشاط ، بارور و با طراوت نگه داشت.

4. عاشقانه به هم نگاه کنید .

نحوه نگریستن هر یک از ما به دیگری به « چگونه بودن ما» بستگی دارد؛ نه به" چگونه بودن او". همسران ، تماشاچی زندگی یکدیگر نیستند؛ بلکه شریک مشاهده شده زندگی یکدیگرند.

زنی می گفت:" از زمانی که ازدواج کرده ام ، شوهرم بیشتر ترجیح می دهد که به جای مصاحبت با من ، برنامه ورزشی تلویزیون را تماشا کند؛ یک بار وقتی به او اعتراض کردم که «چقدر ژولیده ای» ، پاسخ داد: تو «هم شلخته ای».

این بحث بیهوده و زیان آور نشانگر آن است که چگونه همسران به جای عشق ورزیدن به هم ، ممکن است در جستجوی برشمردن عیب های یکدیگر باشند. این یک طریق نگاه کردن به زندگی است؛ اما شیفتگی شما وقتی حاصل می شود که فکر کنید همسر شما فردی باشکوه ، ناب، صمیمی ، خوش خلق و باهوش است. این شیوه نگرش به زندگی به ما می آموزد به جای این که عشق را جستجو کنیم ، با عشق و محبت به زندگی نگاه کنیم. «زبانِ نگاه» زبان مؤثری است. شما با نگاه کردن به طرف مقابل، به او می فهمانید که به صحبت کردن با او علاقه مند هستید. اگر او سخن می گوید، شما با تبسم ، به صورت و چشم او نگاه کنید. این حالات شما، اثر معجزه آسایی در ایجاد صمیمیت و عشق شما دارد.

میل به صمیمیت نه فقط جنبه جسمی ، که جنبه روانی نیز دارد. این میل مکرراً به عنوان اشتیاق خاصی به خلوت و تنهایی در نظر زوج ها جلوه گر می شود. علاوه بر این، اغلب در یک زوج عاشق شاهد به وجود آمدن زبانی رمزی و عبارت های محرمانه ای هستیم که افراد دیگر قادر به درک آن نیستند؛ و نیز شیطنت ها، اشاره ها و کنایه هایی که تنها عشاق آن را می فهمند.

5. بر اشتباه خود پافشاری نکنید؛

وقتی یکی از شما اشتباه کردید؛ صادقانه و صمیمی به آن اعتراف کنید ؛ مراقب باشید که احساسات دیگری را جریحه دار نسازید. صداقت  و اظهار پشیمانی و ندامت تنها علاج واقعه است؛ زیرا قبول نکردن اشتباه و نپذیرفتن خطا، اختلاف را دامن می زند؛ تا زمانی که به اشتباه خود معترف نشوید و صمیمانه از همسرتان پوزش نخواهید، رابطه زناشویی تان ترمیم نمی شود.

6. نخست باید بدانید هر موضوعی را به نوعی خاص با همسر خود در میان بگذارید.

اگر فکر می کنید گفتن اسرارتان ضرورتی ندارد و نگفتن آن آینده شما را تهدید نمی کند؛ در برملا کردن آن اصرار نکنید. هنگام گفتن مسئله ای که در گذشته داشته اید ، ابتدا بخشی از آن را فاش نمایید؛ بدین معنی که از مسائل کوچکتر شروع کنید و اگر دیدید همسرتان ظرفیت پذیرش آن را دارد، به تدریج مسائل مهمتر را پیش بکشید.

7. در مطرح کردن مسائل ناخوشایند، سعی کنید خود را هم دخالت دهید؛

مثلاً به جای این که بگویید، چرا با فلانی این طور برخورد کردی؟ بهتر است بگویید:" کاش با فلانی این طور برخورد نمی کردیم."

8. هنگام طرح مسئله با همسر خود، هرگز جمله" تو با هیچ کس نمی توانی کنار بیایی" را به کار نبرید؛

چون تنها همین جمله باعث می شود، او دیگر هیچ وقت مسئله خود را با شما در میان نگذارد.

9. به جای جستجو در اعمال و رفتار همسرتان و یا تجسس در اوراق شخصی وی، سعی کنید از خود او سؤال کنید ؛

شاید شما در اشتباه باشید. گفتگو با همسرتان در مورد مسئله ای که شما را به شک و تردید می اندازد، موجب می شود مشکل آسان تر حل شود.

10. اشتباهات یکدیگر را به رخ هم نکشید؛

زیرا پایه های زندگی مشترک را سست می کند و سپس ویران می سازد.

از اشتباهات خود پند بگیرید: هنگامی که جراحت اختلاف التیام یافت سعی کنید صمیمی باشید؛ اعتراف به گناه و عذرخواهی دلیل سعه صدر و پیشگیری از اشتباه مکرر است.

11. اگر خطایی از همسر خود دیدید، زود از کوره در نروید و سفره دلتان را نزد هر کس باز نکنید.

به خصوص پیش پدر و مادر خود درد دل نکنید. زیرا این کار موجب سرافکندگی همسرتان می شود و امکان آشتی را بسیار ضعیف می کند.

اگر رابطه شما با همسرتان تیره شد، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید؛ متین و خونسرد باشید و گرنه رفتارتان غیرمنطقی می شود؛ و ممکن است دست به کاری بزنید که موجب پشیمانی شما شود؛ سعی کنید بر عصبانیت خود غالب شوید .

12. اگر می خواهید عشق و علاقه خود را به همسرتان تداوم ببخشید؛

نخست باید یاد بگیرید که زمان کافی را برای با هم بودن و ابراز محبت اختصاص دهید. رابطه صمیمانه گذشته را تجدید کنید؛ به انگیزه عشق و ازدواجتان بیندیشید؛ با همسرتان درباره نخستین روزهای آشنایی و دوران خوش زندگی گفتگو کنید؛ زیرا یادآوری شادی ها و رویدادهای شیرین آن روزها، هم وجودتان را گرم می کند و هم تازگی و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد کرد.

13. سعی کنید تلافی جو نباشید ؛

این نکته مهمی است؛ اگر بخواهید به تلافی اشتباه همسر خود ، لجبازی کنید ، همه پل های رابطه با همسرتان را خراب کرده اید ؛ حسادت چشم عقل را کور می کند. کینه جویی انگیزه اشتباه های خطرناکی می شود که جبران ناپذیر است. در عوض ، گذشت و فداکاری ، فردی را که مرتکب اشتباه شده است ، برای همیشه نسبت به همسرش مدیون می کند.

14. انعطاف پذیر باشید؛

انعطاف پذیری یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد سازگاری بیشتر و سلامت روانی است. با چشم پوشی و نرمش نسبت به برخی رفتارهای کودکانه و لجبازی  ها ، نه تنها می توان از تنش های بی دلیل پیشگیری کرد؛ بلکه می توان بنیان خانواده را بیش از پیش مستحکم تر کرد. مسائل و موارد اختلاف را صرفاً به نیت رسیدن به دیدگاه مشترک طرح کنید، نه به تکرار و تثبیت کدورت و دشمنی.

15. صبر و بردباری همسر خود را به عنوان وظیفه او قلمداد نکنید؛

بلکه متقابلاً در موارد مشابه ؛ با گذشت، متانت و نکته سنجی، قدردانی خود را نسبت به او ثابت کنید.

16. همسر آزرده، شریک خوبی برای زندگی نیست؛ یکدیگر را نیازارید؛

و نیز اجازه ندهید یکنواختی و کسالت، غبار غم بر زندگی شما بیافشاند. برای پیشبرد و تنوع و رونق زندگی هر روز قدمی هر چند کوچک بردارید.

17. نسبت به همسرتان احساس مسئولیت  کنید.

احساس مسئولیت چیزی نیست که از خارج به فرد تحمیل شود. احساس مسئولیت، به معنای واقعی آن، امری کاملاً ارادی است؛ پاسخ آدمی است به نیازهای یک انسان دیگر، خواه این نیازها بیان شده باشد یا بیان نشده باشد." احساس مسئولیت کردن" یعنی توانایی و آمادگی برای " پاسخ دادن". پاسخ به عشق دیگری و توجه به نیازهای روانی او.

18. به همسرتان احترام بگذارید  و احساسات او را درک کنید.

منظور از درک احساسات آن است که همسر خود را آن طور که هست بشناسید : از نظر خصوصیات اخلاقی، عقلی، ایمانی، ایده ها، آرزوها و بالاخره احساسات و عواطف. احترام گذاشتن به همسر عبارت است از پذیرش وی آن طور که هست و ارزش گذاشتن به شخصیت  و کمالات او که مظاهر آن در گفتار و کردار در فرهنگ  های مختلف متفاوت است. بنابراین همسران باید ضمن وحدت فرهنگی از مصادیق احترام در زمینه های مختلف تبعیت کنند و آنها را در مورد همسر خود به کار بندند.

منبع : مشاوره در آستانه ازدواج

تألیف : سید مهدی حسینی بیرجندی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:36  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

دوران شیرین (. . .) نامزدی

دوران نامزدی

یکی از اموری که در زندگی مشترک نقش حساسی دارد، « دوران نامزدی» است . اگر با این دوران ، با ظرافت و ماهرانه برخورد شود و به وظایف مخصوص آن عمل شود، می تواند در بالندگی و پرباری و استحکام دوران های بعدی ، تأثیرعمیقی داشته باشد.

سخن عامیانه ای بین مردم هست که می گوید : «یک روز دوران نامزدی ، بهتر از یک سال دوران بعد از عروسی است !» این سخن ، هر چند مبالغه آمیز است، اما حقیقت مهمی را بیان می کند ؛ واقعاً دوران نامزدی از جهاتی مهم تر و شیرین تر و پُر بارتر و لذت بخش تر و سازنده تر از دوران پس از عروسی است و می توان در این دوران ، شالوده و پایه های زندگی آینده را بنا نهاد .

منظور ما از « دوران نامزدی » ، فاصله ی بین عقد و عروسی است . یعنی عقد صورت گرفته باشد و یا اگر طرفین برای عقد دائم آمادگی ندارند و می خواهند در فرصت و مناسبتی خاص و با برپایی جشن،  عقد  کنند ، می توانند عقد موقت بخوانند تا زمان عقد دائم فرا رسد . عقد موقت ، قانون و شرایط مخصوصی دارد که باید رعایت شود و یکی از شرایط آن این است که : حتماً باید با اجازه ی پدر دختر باشد ( مانند عقد دائم ).


وظایف دختر و پسر در این دوران

1- افزایش شناخت نسبت به یکدیگر، برای  تفاهم  بیشتر

هر چند دختر و پسر، در مرحله ی گزینش ، باید شناخت کافی نسبت به هم پیدا کرده باشند اما علاوه بر آن شناخت ، باید در دوران نامزدی ، آشنایی ملموس تر و محسوس تر و بیشتری از یکدیگر پیدا کنند و با روحیات و اخلاق و دیدگاه های هم بیشتر آشنا شوند. در حقیقت ، این آشنایی و شناخت در دوران نامزدی ، تکمیل کننده ی شناخت مرحله ی گزینشی است، آن گاه در پرتو این آشنایی نزدیک و کامل ، خود را برای تفاهم و سازگاری در زندگی مشترک ، آماده می کنند. آن شناخت ، برای«انتخاب » بود و این شناخت ، برای « تفاهم  و سازگاری».


2- اصلاح و تربیت

اگر کسی صفت و خصوصیتی را در نامزدش مشاهده کند که مورد پسندش نباشد و بخواهد آن را برطرف و یا اصلاح کند ، یا صفت و حالتی را در او ایجاد کند، بهترین دوران برای این « اصلاح و تغییر و تربیت »، دوران نامزدی است. چون هنوز روابطشان عادی نشده و نسبت به هم احترام و محبت خاصی قائلند . در نتیجه پذیرششان از همدیگر بیشتر است و زمینه ی تحول و تغییر و اصلاح ، مساعدتر. ( اما نباید از یاد برد که نمی توان فردی را که سال ها به شیوه و عادت خاصی خو گرفته ، اساساً و به طور کلی تغییر داد و متحول کرد؛ بنابراین ، منظور اصلاح و تغییر در اصول بنیادین فرد نیست)


3- افزایش محبت

از شرط های اصلی سعادت در زندگی زناشویی  ،« محبت » است و زمینه ی آن باید قبل از عقد  فراهم شده باشد. اما دوران نامزدی ، بهترین فرصت برای افزایش و تحکیم محبت است. رفتار و گفتار و تمام اعمال نامزدها، در افزایش محبت و یا کاهش آن ، مؤثر است.

بنابراین ، دختر و پسر  باید کاملاً مواظب اعمال خود باشند و از هر عمل پسندیده ای که باعث افزایش محبت می شود، کوتاهی نکنند و از کارهایی که موجب دلسردی و کاهش محبت می شود، اجتناب کنند.


4- بها دادن به احساسات و عواطف یکدیگر

نامزدها باید مواظب عواطف و احساسات یکدیگرباشند و به آن بها و جواب مناسب دهند. بعضی از نامزدها، به عواطف و احساسات لطیف نامزدشان ، بهای لازم را نمی دهند و به او «بی اعتنایی» می کنند و خیال می کنند این کارشان باعث عزیزتر شدنشان می شود! حال آنکه کاملاً برعکس است و چنین رفتاری باعث جریحه دار شدن عواطف نامزدشان می شود و در نتیجه کینه ی او را به دل می گیرد و ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی شان بزند.

خاطرات دوران نامزدی – معمولاً – تا آخر عمر در ذهن می ماند و در زندگی آینده تأثیر دارد ( چه خاطرات شیرین و چه تلخ ).

بنابراین ، رفتار نامزدها باید کاملاً حساب شده باشد و از اعمالی که به غرور و شخصیت یکدیگر لطمه می زند، اجتناب گردد. بی اعتنایی و سرسنگینی و تکبر در مقابل نامزد، لطمه های سنگینی به عواطف و شخصیت  او می زند.

متأسفانه فراوان مشاهده می شود که پسران جوان از بی اعتنایی و سرسنگینی نامزدشان گله و درد دل دارند و – مثلاً – می گویند :« هدیه ای برای نامزدم گرفتم و با هزار امید و آرزو به دیدارش رفتم ، اما او بی اعتنایی و بی احترامی کرد و مرا تحویل نگرفت و با دلی شکسته و پر خون از منزلشان بیرون آمدم...»

دختران متدین و با عفت بدانند که این کارها، لازمه ی تدین و عفت نیست ، بلکه حرام است.

معنا ندارد که دختر، در مقابل نامزدش که به او محرم است و در حقیقت شوهر اوست ، خود را مخفی کند و به او بی اعتنایی نماید ! بله، این را قبول داریم که : دختران عفیف و با حیا در اوایل دوران نامزدی ، خجالت می کشند و نمی توانند با نامزدشان رفتاری خیلی صمیمی و محبت آمیز داشته باشند؛ پسران هم باید رعایت حال آنان را بکنند؛ اما این حالت و خجالت باید به زودی برطرف گردد و رابطه شان صمیمی و پر محبت ، و در عین حال همراه با احترام متقابل باشد .


5- هدیه دادن

« هدیه » در جلب دل ها و افزایش محبت ها ، نقش عجیبی دارد. بر نامزدها لازم است که از این نکته ی زیبا و مهم غفلت نکنند.

لازم نیست که هدیه ، گران قیمت باشد، بلکه لازم است زیبا و مورد علاقه ی طرف باشد و مهمتر آن که : « با ظرافت داده شود!». هدیه دادن ، ظرافت و سلیقه ی خاصی را می طلبد!

این هم فراموش نشود که : هدیه دادن باید از دو طرف باشد، نه این که فقط پسر به دختر هدیه بدهد . البته پسر باید بیشتربدهد!


6- نامه نگاری های محبت آمیز

نوشتن نامه های پر محبت و با صفا ، تأثیر نکویی در افزایش محبت و استحکام رابطه ی بین نامزدها دارد. حتی اگر دو نامزد به هم نزدیک باشند و همیشه یکدیگر را ببینند، باز هم نوشتن نامه تأثیر خود را دارد. نامزدها می توانند نامه ها را بنویسند و پس از ملاقات و هنگام جدا شدن از هم ، نامه ها را به یکدیگر بدهند. البته هرگاه مسافرتی پیش آمد و از هم دور شدند ، نامه ها باید بیشتر و مفصل تر شود.

همسرانی را می شناسم که پس از گذشت سال ها از زمان ازدواجشان ، هنوز نامه های دوران نامزدی را نگه داشته و مطالعه می کنند و برایشان خاطره انگیز و لذت بخش است !


7- ملاقات های صمیمانه

دو نامزد باید در این دوران شیرین و به یاد ماندنی ، دیدارهای دوستانه داشته باشند. این ملاقات ها ، امید و شور و علاقه را درهر دو تقویت می کند. این کار نه تنها خلاف عفت نیست ، بلکه باعث تقویت عفت در هر دو می شود. در این ملاقات ها ، با یکدیگر صحبت های محبت آمیز داشته باشند و به هم عشق و علاقه و محبت نشان دهند و درباره ی زندگی آینده شان گفت و گو کنند ؛ به هم دل گرمی و امید بدهند و باهم به گردش و تفریح و مسافرت بروند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:35  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

علت بالا رفتن سن ازدواج در میان جوانان

تأخیر سنی ازدواج در میان جوانان

از موضوعات مهمی كه می توان در حوزه جامعه شناسی خانواده آن را به عنوان مسئله ای اجتماعی تلقی نمود پدیده تأخیر سنی ازدواج در بین جوانان است . این موضوع صرف نظر از این كه یك معضل اجتماعی است می تواند به عنوان آسیب اجتماعی طرح گردد.

واقعیت این است كه خانواده  در مفهوم كلی خود پدیده ای تاریخی و جهانی است و در همه جا وجود دارد چرا كه به نیازهای افراد پاسخ می دهد و كمتر جامعه ای را می توان سراغ داشت كه دارای نهاد خانواده نبوده باشد، گرچه باید اذعان نمود این نهاد در مسیر شكل گیری خود تحولات متفاوتی را پشت سر گذاشته است. بنابراین می توان بیان نمود كه خانواده به عنوان نهادی اجتماعی دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری است كه به منظور برآورده ساختن نیازهای انسانی به وجود می آید. این نهاد به منظور برطرف نمودن بعضی از نیازهای انسانی دارای یك سری كاركردها است كه از جمله آنها موضوع ازدواج  و فراهم نمودن زمینه های وابسته بدان در بین اعضای خانواده است.

تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نكته ای است كه تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای كه از الزام و اجبار هنجاری كه از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید كه فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد كاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است. به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است.

در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران  كه امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت كه خانواده های امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و كاركردی در این زمینه درگیر شده اند.تحول ساختاری بر این مبنا كه حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین می كند وحوزه كاركردی به وظایفی كه خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می كند. در راستای این تحولات است كه جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده های «گسترده» به «هسته ای» شناسایی كرده اند. به گونه ای كه خانواده ی گسترده متشكل از اشخاصی است كه به علت بستگی های نسبی و خونی با یكدیگر مرتبط هستند و فرزندان همراه خانواده هایشان با پرداختن به حرفه و كار پدر در كنار هم به طور دسته جمعی زندگی می كنند؛ در حالی كه خانواده هسته ای ( كه فقط از شوهر، زن و فرزندان تشكیل شده ) دیگر توان نگهداری از فرزندان ازدواج كرده را ندارد و از طرفی فرزندان نیز تمایلی به سكونت در خانواده های پدری ندارند و زندگی مستقل و دور از خانواده را ترجیح می دهند. با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا كه آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق  و ... را می توان در نوع ساختار و كاركرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود. چرا كه نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است كه زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تكیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی ازدواج، تكرار و افزایش طلاق و تكیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. در واقع حركت از این مرحله ما را به سوی تطور در همسر گزینی در خانواده ها رهنمون می سازد و بر این اساس می توان محورهای عمده ای را كه اقدام به ازدواج را در جامعه ممكن و مسئله ساز می نماید تشریح نمود.

این محورها عبارت اند از:

1 - الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج

تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نكته ای است كه تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای كه از الزام و اجبار هنجاری كه از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید كه فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد كاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است.

 مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یك پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند كه این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می كنند. هم از این حیث كه دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یكدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی كند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند.

به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است. این وضعیت موجب می گردد كه براساس آن زوجین در آنچه به عنوان بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشت شان تلقی می شود حق تصمیم گیری و انتخاب به خودشان واگذار می شود و(نقش والدین را) تا حد تأیید نهایی تقلیل می دهند. در حالی كه در گذشته عمدتاً خانواده ها مبادرت بدین كار می كردند. در واقع در حال حاضر روی آوردن جوانان به ازدواج با فشار اجتماعی كمتر از سوی خانواده ها و نیز اختیار بیشتر خود آنها همراه است.

این كاسته شدن در الزام موجب به تأخیر افتادن سن ازدواج  می شود. از طرفی دور ماندن جوانان از خانواده ، زندگی در شهر و یا كشورهای خارجی و تحصیلات، به این تأخیر دامن می زند و بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می گردد.

2 - تأیید یا عدم تأیید اجتماعی در ازدواج

نكته دیگر این كه مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یك پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند كه این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می كنند. هم از این حیث كه دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یكدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی كند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند. بنابراین در واقع شاید در وهله اول، ازدواج را بتوان موضوعی فردی دانست ولی واقعیت ازدواج در عین این كه بین دو فرد صورت می گیرد می بایست مورد تصویب و تأیید جامعه قرار گیرد. در این باره «كلود لوی اشتروس» معتقد است كه «ازدواج برخورد دراماتیك طبیعت با فرهنگ است» به عبارتی جامعه می كوشد تا نیاز زیستی انسان را مهار كند و بدان برچسب فرهنگ بزند و از طریق مراسم مختلف آن را تنظیم نماید. در این راستا تأیید اجتماعی جامعه به همراه مراسم ازدواج هنجارهایی را برای فرد در نظر می گیرد تا از این طریق زمینه پذیرش زندگی آنها را فراهم كند.

نكته مهم آن است كه جوانان در رعایت هنجارهای مرتبط با مراسم و جشن های ازدواج با تفریط و ابهام روبه رو شده اند و یا برای گریز از آن به هنجارگرایی فردی دست می زنند. تغییر در معیارها و ارزش های خانواده موجب گردیده است افراد در طیف وسیعی از مراسم و جشن های ازدواج روستایی، شهری و مدرن گرفتار آیند كه خود انتظارات متفاوتی را از سوی طرفین طلب می كند. بنابراین وجود جشن های اجتماعی زیاد، متفاوت و در برخی موارد متناقض و رعایت آنها از سوی جوانان، ازدواج را با تأخیر روبه رو می سازد كه در قالب ایرادات و اشكالات خانواده ها خود را نشان می دهد كه رعایت هر یك از آنها زوجین را متحمل هزینه های فراوانی می نماید.

3 - حمایت یا عدم حمایت اجتماعی در ازدواج

در زمینه انجام ازدواج اگر پشتیبانی و حمایت خانواده از لحاظ فكری و اقتصادی  صورت نگیرد بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می شود. به عبارتی هر چه هزینه های حمایت اجتماعی خانواده در قالب كمك هایی چون : فراهم آوردن زمینه های ازدواج، همسریابی، رفتن به مراسم خواستگاری و پا پیش نهادن و ... از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده، بیشتر باشد فرآیند همسر گزینی زودتر و راحت تر صورت می گیرد؛ در حالی كه به نظر می رسد در برخی موارد هر چه اقدام به ازدواج به صورت فردی و برخلاف نظر خانواده ها صورت گیرد، شخص می بایست هزینه اقتصادی بیشتری را از قبیل دادن مهریه بالا، گرفتن مراسم و جشن های فراوان در جهت جبران حمایت های خانوادگی قبول كند. در بعضی از موارد می توان گفت واگذاری بعضی از چنین حمایت هایی به سایر مؤسسات آموزشی و اقتصادی ،عقب نشینی خانواده را در انجام این وظایف میسر نموده است. مانند جشن های  ازدواج دانشجویی  كه به شیوه های حمایت های تشویقی، ترغیبی، مالی و حتی مشاوره ی همسریابی توسط برخی مؤسسات آموزشی و دانشگاهی به خاطر فقدان یا غیبت چنین كاركردی از خانواده است كه پذیرای چنین غرامتی شده اند. پس در این باره می توان نتیجه گرفت هر چه خانواده فرزندان خود را از حمایت های اجتماعی محروم سازد می بایست منتظر به عقب افتادن ازدواج آنها باشد و فرزندشان از لحاظ اقتصادی با مشكل روبه رو شود.

در پایان می توان نتیجه گرفت تغییرات در ساختار و كاركرد خانواده ها در جامعه ما موجب گردید كه در طول مرحله گذار یك سری از كاركردهای خود را از دست بدهد و به نهادهای دیگر بسپارد. در اینجاست كه نباید دیگر انتظار داستان هایی را داشت كه عقد دختر و پسرعموها را در آسمان می بندند، دیگر «خون بس» كارآمد نیست، مراسم خواستگاری  مبتنی بر طایفه و اقوام نمی باشد؛ بلكه عواملی چون تحصیلات، استقلال مالی و فكری و باز شدن فضاهای اجتماعی و خانوادگی موجب شده است كه اكثر ازدواج ها با تأخیر فراوان و به صورت مستقل باشد، دختران در زمان ازدواج بیشتر از پسران تحصیلات داشته باشند، پسرانی با پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین با دخترانی در طبقه اجتماعی بالا ازدواج كنند و ... اینها همه مؤید به هم ریختگی در نوعی از معیارهای همسر گزینی  در جامعه است كه نه راه بازگشت به معیارهای سنتی وجود دارد و نه معیارهای مناسبی با توجه به این وضعیت جدید قابل شناسایی هستند. ولی امید است در این به هم ریختگی و ابهام در معیارهای همسرگزینی، راهی برای خروج از این بحران پیدا شود تا در آینده سامان هنجاری ازدواج شكل نوینی به خود گیرد و از شدت  آسیب های اجتماعی  ناشی از تأخیر سنی ازدواج در جامعه بكاهد.

منابع:

1- ساروخانی، باقر، جامعه شناسی خانواده، انتشارات سروش، 1375

2- غیاثوند، احمد، معیارهای همسرگزینی و ازدواج در بین دانشجویان ، پایان نامه دوره كارشناسی، دانشگاه مازندران 1377.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:34  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

ازدواجی در شان هر کس

ازدواجی در شأن تو

در یک ازدواج سالم ، زن و مرد  مؤمن ، با عقدی آگاهانه ، و اعتقادی مستدل ، و مذهبی واحد ، و معشوقی مشترک برای تقرب به آن مقصد و معشوق واحد، سعی می کنند با هم همدل، همسفر، همسو و هماهنگ در یک مأموریت مشترک و در یک کار، شریک و مکمل و حریف یکدیگر باشند. در این پیمان عقلانی و شراکت اسلامی، زوج با تمرین عشق ورزی به حق، هر کدام بخشی از یک کار را انجام می دهند.

زن علاوه بر این که برآورنده نیازهای عاطفی و معنوی و درونی خانواده است، با نگاه و کلام و رفتار جذاب و نافذش، انواع تنبلی ، افسردگی ، بی توجهی و غفلت را از همسرش به زیبایی می زداید و او را با تشویق خود در انجام وظایف اجتماعی و پرهیز از انواع انحراف و اطاعت از رهبری الهی و بندگی خدا به وجد می آورد.

تلاش خردمندانه و بیرونی مرد، تأمین کننده هزینه ها و نیازهای مادی و بیرونی خانواده است و نشاط هنرمندانه و نـَفـَس مسیحایی زن، انگیزه مرد را برای سازندگی اجتماعی و صبر  در ناملایمات و امید  و نشاط در عبادات تقویت می کند و جهت گیری مخلصانه او را در زندگی، مراقبت می نماید.

در یک ازدواج طبیعی، زن علاوه بر این که برآورنده نیازهای عاطفی و معنوی و درونی خانواده است، با نگاه و کلام و رفتار جذاب و نافذش، انواع تنبلی ، افسردگی  ، بی توجهی و غفلت را از همسرش به زیبایی می زداید و او را با تشویق خود در انجام وظایف اجتماعی و پرهیز از انواع انحراف و اطاعت از رهبری الهی و بندگی خدا به وجد می آورد.

برای این زوج عاشق «خانه» جلوه ای از بیت خدا و مدرسه عشق ورزی ، و « خانواده » محل بازسازی روح و روان و نشاط جسمی برای مبارزه در جهاد اصغر و اکبر در هر روز زندگی و محل ذکر، عبادت و بیتوته است.

چنین ازدواجی می تواند بیشترین نیازهای خانواده  و جامعه را برآورد و بیشترین استعداد آنها را شکوفا سازد و سلامت و نشاط دنیایی و سعادت  و لذت جاودانه آخرتی هر یک از آن دو و خانواده  و جامعه را تأمین نماید.

زنان بیدار و مردان خردمند، امروز به روشنی می فهمند که «خانواده» ، تنها نهاد شایسته برای انسان سازی و انسان پروری است. بنابراین هر قدر خانواده بنیان محکم تری داشته باشد، به خاطر انگیزه و تعهد و نشاط افرادش، نقش اقتصادی و تولیدی و اجتماعی بیشتری دارد.

فراموش نکنیم موفقیت خانواده  در گرو سازمان پذیری و تقسیم نقش و تکلیف و کار زن و شوهر است.

منبع: کیهان

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:33  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

معیارهای انتخاب همسر (مهم)

معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت

از زمان های خیلی دور همواره این سؤال بین روان شناسان خانواده مطرح بوده است که آیا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق  می شود یا تفاوت ها؟

پژوهش های به عمل آمده نشان می هد که با ثبات ترین ازدواج ها آنهایی هستند که زن و شوهر بیشترین شباهت ها را با هم داشته اند. استفن وایت معتقد است:« با توجه به بررسی های بالینی، شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین کننده ای دارد،» میزان بی ثباتی و طلاق در زوج های به هم شبیه، کمتر مشاهده می شود. با توجه به نتایج به دست آمده، نداشتن شباهت با بی ثباتی و طلاق همراه است. بعضی از روان شناسان شباهت های موجود بین زوجین را در حکم سپرده بانکی تلقی می کنند و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما رقم بزرگی باشد و میزان بدهی بانکی شما کم باشد در آن صورت در مقابل بحران های اقتصادی بهتر می توانید مقاومت کنید و به نحو احسن می توانید احساس امنیت نمایید، ولی اگر میزان بدهی های شما نسبت به سپرده بانکی کم باشد به همان نسبت احتمال این که دچار مشکل شوید زیاد خواهد بود.

این تشبیه نشان می دهد که هر قدر تشابه بین زوجین بیشتر باشد به همان نسبت احتمال این که دچار بحران شوند زیاد خواهد شد، سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که وجود کدام یک از تشابهات مطلقاً برای ازدواج لازم هستند؟

 هوش:  اگر هوش زن و شوهر  به یک اندازه باشد رابطه زناشویی  با گرفتاری کمتری روبه رو می شود. توجه داشته باشید که «تحصیلات» ملاک نظر نیست چرا که بعضی از اشخاص بسیار باهوش به هر دلیل ممکن است به کالج و دانشگاه راه پیدا نکنند. منظور این است که زن و شوهر به لحاظ بهره هوشی  باید در یک ردیف قرار داشته باشند، باید بتوانند اشیاء و امور را به یک شکل ببینند و درباره آنها به یک شکل صحبت کنند. اگر یکی از طرفین ازدواج اغلب گمان می کند که همسرش متوجه منظور او نشده است، شرایط خوشایندی بین آنها برقرار نمی شود.

بررسی های به عمل آمده نیز نشان می دهند، اگر بهره هوشی زن و شوهر در یک ردیف یا نزدیک به هم باشد ثبات ازدواج بیشتر می شود.

 تست هوش 30 دقیقه ای 

ارزش ها:

لازم است که زن و شوهر درباره بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است که زن و شوهر درباره معنویات و یا زندگی خانوادگی اختلاف نداشته باشند. اگر در این زمینه ها وحدت نظری وجود نداشته باشد، بروز اصطکاک میان آنها حتمی است.

علایق:

اگر زن و شوهر در بسیاری از زمینه ها علایق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین می شود. در این میان هر چه تنوع علایق مشترک بیشتر باشد بهتر است.

توقع از نظامات خانوادگی:

زن و شوهر بایستی درباره وظایف و مسئولیت های یکدیگر در رابطه زناشویی وحدت نظر داشته باشند. طرز فکر افراد در این زمینه کلاً به دو نوع تقسیم می شود. بعضی از افراد در مورد وظایف و مسئولیت های زن و شوهر به طور سنتی فکر می کنند بدین معنا که مدیریت داخلی منزل به عهده زن است و مرد نیز به عنوان مدیر بیرونی منزل ، یا نان آور خانواده تلقی می شود. فردی که در این زمینه به طور سنتی فکر می کند باید با فردی ازدواج کند که با او همفکر است. اما اکنون که نقش های زن و مرد  دستخوش تغییرات زیادی شده است، عده ای معتقد به تساوی حقوق بین زن و مرد هستند و وظایف و مسئولیت های مشابهی نیز برای آنان قائل می شوند. افرادی که این اعتقاد را دارند باید با همفکران خود ازدواج کند. سؤال دیگری که مطرح می شود این است، تفاوت های مسئله ساز کدام ها هستند؟ یا به عبارت دیگر، چه تفاوت هایی می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی آسیب برسانند.

در پاسخ به این سؤال باید گفت وجود اختلافاتی که می توانند به خوشبختی  زندگی زناشویی لطمه بزنند عبارت اند از:

1 - میزان انرژی:

وقتی یکی از طرفین ازدواج پر انرژی باشد و در مقابل همسر او کم انرژی این افراد با مشکلات عدیده ای برخورد می کنند. اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلف خود نمایان می شود که از جمله می توان به معاشرت های اجتماعی، فعالیت های مذهبی و غیره اشاره کرد. در انجام فعالیت های مربوط به خانه نیز سطح انرژی میان زن و شوهر اغلب مسئله ساز می شود، مثلاً ممکن است زن بخواهد کارهایی را در روزهای تعطیل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهرعلاقه مند باشد که پای تلویزیون بنشیند یا روزنامه بخواند.

2 - عادات شخصی:

وقتی زن و شوهر عادت های شخصی متفاوتی داشته باشند، به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود. از جمله عادت های مسئله ساز می توان به این موارد اشاره کرد:وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی ، احساس مسئولیت ، ... می توان به عادات شخصی متعددی اشاره کرد که زن و مرد باید قبل از ازدواج  به آن توجه داشته باشند. مثلاً اگر یکی از آنها سیگاری باشد و دیگری نه ، این اختلاف می تواند در رابطه زناشویی آنها دردسر ساز شود. اگر یکی از آنها به خوردن غذاهای مقوی و مغذی علاقه مند باشد و دیگری به این که چه می خورد بها ندهد، مشکلاتی در زندگی زناشویی ایجاد می کند.

3 - استفاده از پول:

بسیاری از زوج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی  ، دچار مشکل می شوند. یکی به فکر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است. یکی معتقد به ریسک کردن است و دیگری فکر می کند که باید به تدریج و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید. یکی می گوید درآمد را باید خرج فرزندان کرد و دیگری می خواهد پول را نگه دارد. اختلافاتی از این قبیل می تواند شیرازه زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد، به همین دلیل لازم است که قبل از ازدواج در این موارد بیشتر موشکافی شود.

4 - علایق و مهارت های کلامی:

اگر یکی از طرفین ازدواج زیاد حرف بزند و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر زن یا مرد علاقمند به گفت و گو و دیگری خواهان سکوت باشد، استرس  فراوانی ایجاد می شود.

اگر کسی به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد به هنگام صرف غذا سکوت کند و یا اگر یکی از طرفین ازدواج به صحبت تلفنی طولانی علاقه مند باشد زمینه های اختلاف را پایه ریزی کرده اند.

سؤالی که با توجه به مسائل فوق مطرح می شود این است اگر افرادی با هم ازدواج کنند که در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ویژگی را باید در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگی زناشویی ادامه دهند؟

در پاسخ باید اشاره کرد، اگر زوجین دارای ویژگی انعطاف پذیری باشند می توانند به جای این که تحت تأثیر اختلافات قرار بگیرند با تفاوت ها کنار بیایند و برای حل مشکلات راه حل مناسب پیدا کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:32  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

سوالات زمان خواستگاری

سین جیمهای خواستگاری

مراسم خواستگاری یکی از زیباترین مراسم در زندگی هر جوانی است. این نکته در مورد والدین نیز صدق می کند. بدین خاطر که با خواستگاری  رفتن برای فرزندانشان، به یاد خاطرات خوب دوران جوانی خودشان می افتند. والدین گاهی از به یاد آوردن گذشته احساس لذت و شادکامی می کنند و گاهی هم با آه و اندوه از آن زمان یاد می کنند و در دل می گویند ای کاش قلم پایم می شکست و چنان روزی در زندگیم پیش نمی آمد.

 به والدین توصیه می شود که راه را برای فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بیرون از منزل برایشان اتفاق می افتد، با خیال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک دیگر اعضای خانواده تجزیه و تحلیل کنند. در آن صورت می توانند مطمئن باشند که به نتایج ایده آل هر خانواده ایرانی می رسند.

طبیعی است که در مراسم خواستگاری، نوعی اضطراب  و دلشوره در ذهن اعضای خانواده وجود دارد، به خصوص اگر دو خانواده نسبت به هم شناختی نداشته باشند، این اضطراب  بیشتر خودنمایی خواهد کرد.

در هر مراسم خواستگاری، احتمالاً یکی از دو حالت زیر وجود دارد:

1- مراسم خواستگاری بدون شناخت قبلی از خانواده های طرفین .

2- مراسم خواستگاری با شناخت قبلی از خانواده طرفین.

درحالت اول، خانواده های دو طرف نسبت به هم هیچگونه شناختی ندارند، بنابراین لازم است در صورتی که خانواده دختر کاملاً بی خبر هستند، توسط خانواده پسر به هر وسیله ای که امکان داشته باشد، از جریان خواستگاری مطلع شوند و با تعیین وقت قبلی به خانه آنان بروند؛ به دلیل آنکه ممکن است، خانواده دختر در شرایط نامطلوبی باشند و آمادگی پذیرایی از خانواده پسر را نداشته باشد. در چنین شرایطی ارزیابی دو خانواده از همدیگر نابجا خواهد بود و خانواده دختر خیلی عصبانی خواهند بود که همین وضعیت ممکن است در زندگی بعدی آنان تأثیر ناخوشایندی داشته باشد و به عنوان یک خاطره بد در ذهن ها بماند، پس بهتر است به خاطر حفظ حرمت خود و احترام به خانواده دختر، قبلاً در مورد رفتن به خواستگاری به خانواده دختر اطلاع داد. دلیل دیگر آنکه اصلاً ممکن است خانواده دختر به خانواده پسر اجازه ورود ندهند، و شاید بتوان گفت که حق هم دارند، چون شناختی نسبت به آن خانواده در دست ندارند.

گاهی هم ممکن است برای مرتب کردن خانه، از خانواده پسر بخواهند که مدتی پشت در و یا در سالن پذیرایی منتظر باشند. خلاصه این که در یک کار از قبل تدارک دیده نشده ، اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و تأثیرات خوب و یا بد آن، که در هر صورت چندان مطلوب نخواهند بود.

زمان خواستگاری بهتر است بعدازظهر و یا این که در ساعات اولیه شب باشد تا همه ی اعضای خانواده در منزل حضور داشته باشند ( البته در فصل های مختلف وضعیت متفاوت است.) در اولین جلسه خواستگاری، بهتر است که برای همراهی پسر، فقط از والدین او و کسی که معرف آنان است و احتمالاً با طرفین آشنایی دارد، استفاده شود و از همراه کردن اعضای دیگر فامیل ، مانند: عمو، دایی، عمه، خاله، خواهران و شوهران آنان و یا برادران و همسران آنان خودداری کرد، زیرا خانواده ها نسبت به هم شناختی ندارند و نمی دانند با چه کسی باید حرف بزنند و تصمیم گیرنده کیست. به هنگام پذیرایی نیز، ممکن است زیر نگاه های تیز لشگری از طایفه داماد، اتفاقاتی بیفتد. ضمن آنکه خانواده دختر نمی دانند پذیرایی را از کجا باید شروع کنند. گاهی هم در خانواده دختر بیش از یک دختر وجود دارد و هیچ یک از دو طرف هم نمی داند که دختر مورد نظر کدام است. البته در خانواده های چند دختری، ابتدا از دختر بزرگتر شروع می کنند که گاهی مورد پسند واقع نمی شود و بیشتر متوجه دختر بعدی می شوند که وضعیت او نیز وابسته به دختر بزرگتر خواهد بود.

پیشنهاد می شود که از واسطه جهت خواستگاری کمتر استفاده گردد. همچنین در صورتی که قبلاً به خانواده اطلاع داده شده و تعیین وقت گردیده است، بهتر است که از خانواده پسر در یک اطاق کوچک پذیرایی شود. اتفاقات بزرگ دنیا در اطاق های کوچک و دربسته ، طرح ریزی می گردد. بهتر است که در روز خواستگاری از چراغ های رنگین، نورافکن ها و لوسترهای بزرگ استفاده نشود و از چراغ های ساده استفاده شود.

 اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید.

بهتر است وسایل و مواد خوراکی مورد استفاده برای پذیرایی، خیلی ساده باشند. مثلاً از چای و نان شیرینی یا بیسکوئیت ساده استفاده شود که به راحتی در دهان جای بگیرد. ( از نان نخودچی یا شیرینی هایی که ممکن است در داخل گلو بپرد و ایجاد اشکال نماید استفاده نکنید.) برای پذیرایی از میوه های آبدار مثل انار و نیز شیرینی های بزرگ استفاده نشود که باعث زحمت می گردند، چون کلیه حرکات خانواده های طرفین زیر ذره بین قرار دارد و ثبت و ضبط می گردند.

ابتدا بهتر است که فردی از خانواده پسر که می تواند خوب حرف بزند، شروع به صحبت کند، چون معمولاً در این لحظه حواس همه حاضرین متوجه این شخص می شود. و اگر کسی باشد که نتواند خوب سخنرانی کند، ممکن است سبب لبخندهای تمسخرآمیز میزبانان گردد. بهتر است در مورد پسر ( داماد) هر آنچه واقعیت دارد بیان گردد. فقط واقعیت ها، زیرا مطالبی که برخلاف واقعیت باشد، به صورت پدیده ذهنی بدی در نظر خانواده دختر جلوه گر خواهد شد و به طور یقین در آینده ، زوج جوان با مشکل رو به رو خواهند شد و حتی ممکن است کارشان به طلاق  بکشد. از طرف خانواده دختر هم باید شرح حال مختصری از وضعیت دختر از نظر سن، تحصیلات و بعضی خصوصیات خاص ارائه گردد.

رسم ادب این است که اگر طرف مقابل مورد قبول واقع نشد ، خانواده ها به هم اخم نکنند و قیافه عبوس به خود نگیرند، بلکه با لبخند و با رعایت احترام کامل و گفتن این جملات که «فعلاً رفع مزاحمت می کنیم و ان شاء ا... به زودی همدیگر را خواهیم دید» و یا «به شما خبر خواهیم داد» و با روبوسی از یکدیگر و با این فرض که دوستی بر دوستانشان اضافه شده است، یکدیگر را ترک نمایند.

البته این گونه خواستگاری به هیچ عنوان را توصیه نمی شود و بیشتر شبیه به خرید کالاست. وقتی شناختی در بین نباشد، طرفین نمی دانند که طرف مقابلشان چه کسی است، چطور زندگی می کند، چه تحصیلاتی دارد، در چه محیط اقتصادی  و فرهنگی  رشد کرده است، چه عقایدی دارد و بسیاری از مجهولات دیگری که پاسخ به هر کدام احتیاج به زمان طولانی دارد.

حالت دوم، خواستگاری با شناخت قبلی طرفین از یکدیگر است و در این نوع خواستگاری که خانواده های پسر و دختر از قبل با یکدیگر آشنا شده اند و نسبت به هم اطلاعاتی دارند، بهتر است نکات زیر رعایت گردد.

تاریخ آن از قبل تعیین شود و بهتراست که در ساعت های عصر یا اوایل شب صورت پذیرد. افراد کمتری خانواده پسر را همراهی نمایند و بهتر است از وابستگانی برای این کار استفاده شود که بتوانند خوب و منطقی صحبت کنند و تصمیم بگیرند. از نظر پوشش بهتر است که داماد یک لباس ساده و راحت بپوشد و احیاناً لباسی تهیه نکنند که نتواند در آن آرام بگیرد و در نتیجه مورد تمسخر واقع شود.

پوشش دختر خانم بهتر است مطابق با فرهنگ اسلامی و ایرانی، لباسی بلند و پوشیده باشد، به طوری که به راحتی بتواند در آن حرکت کند. خانم ها لازم است به این نکته توجه کافی داشته باشند که مردان ایرانی پوشیده ترین لباس را می پسندند. لباس نباید طوری باشد که از شدت تنگی رو به پاره شدن برود! نوع آرایش بهتر است که بسیار ساده و متناسب با چهره ای شاخص فرهنگ و مذهب ایرانی باشد. اگر آرایش تند و غلیظ باشد، قضاوت خانواده پسر( داماد) چندان مناسب نخواهد بود.

در مراسم خواستگاری بهتر است که پسر چند شاخه گل کوچک، زیبا و با رنگ های شاد تهیه نماید و به هنگام ورود به خانه دختر روی میز بگذارد. به همه دختران توصیه می گردد که به هنگام خواستگاری، چای یا شیرینی را به اولین سرنوشت ساز زندگی، یعنی مادر داماد تعارف کنند، در کنار او بنشینند ، با او صحبت کنند، به سؤالات او پاسخ دهند و خلاصه آن که به او توجه کنند و چندان به پدر داماد نزدیک نشوند که ممکن است از همان اوایل باعث دردسر شوند.

لازم است که در جلسه اول خواستگاری فقط روی مسائل ازدواج  صحبت شود و از بحث هایی که باعث اتلاف وقت می گردند و مسئله اصلی را به تعویق می اندازند، خودداردی نمایند.

به خانواده داماد توصیه می گردد که در همان اولین جلسه ، بعد از توافق ، هدایایی به عروس بدهند. میزان مهریه  بستگی به وضعیت فکری ، اقتصادی و اجتماعی طرفین دارد.بسیار دیده شده که ایراداتی در رفتار و شخصیت دختر وجود داشته است که باید به طرف مقابل، مبلغی هم دستی داده شود تا با او ازدواج کند؛ یک دختر وسواسی که شب و روز فقط مشغول تمیز کردن دستهایش است، ولی از خانه داری هیچ گونه اطلاعی ندارد و حتی طرز تهیه نیمرو را بلد نیست، آیا می توان با او زندگی کرد؟ و یا پسری که شخصیتی متکی به والدینش دارد و اصلاً رشد فکری و اجتماعی او در حد بسیار پایینی می باشد تا اخلاقش ناپسند است و فحاشی می کند، حتی اگر میلیاردها مهریه دختر کند آیا ارزش ازدواج کردن دارد؟ در مقابل دخترانی هم هستند که ارزششان اصلاً در عدد و رقم نمی گنجد با معیارهای عادی نمی توان گوشه ای از شخصیت و رفتار و صفات خوب آنان را که مطبوع طبع هر ایرانی مشکل پسندی باشد بیان کرد.

خلاصه آنکه در زمینه مهریه می توان گفت که این سنتی لازم است و باید اجرا گردد. پس باید آنچه را عقل حکم می کند، انجام داد و نیز ارزش مادی و معنوی طرفین در نظر گرفته شود و در نهایت تصمیم با طرفین و توافق آنان است.

به طور کلی اجرای مراسم خواستگاری را که از مراسم لازم برای شروع زندگی است نباید سرسری گرفت و اگر می خواهید در خانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید، زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید. همچنین مجدداً به والدین ارجمند توصیه می شود که راه را برای فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بیرون از منزل برایشان اتفاق می افتد، با خیال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک دیگر اعضای خانواده تجزیه و تحلیل کنند. در آن صورت می توانند مطمئن باشند که به نتایج ایده آل هر خانواده ایرانی می رسند.

در طی مراسم خواستگاری نیز به نظرات و عقاید والدین دو طرف احترام گذاشته شود. با رعایت نکات بالا زوجی با سعادت در کنار یکدیگر خواهید بود که هر لحظه از زندگی مشترک برایتان ارزشمند، شیرین و فراموش نشدنی خواهد بود.

منبع : زن روز

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:31  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

معیارهای انتخاب همسر

همسر ایده ال من

معیارهای انتخاب همسر ( قسمت اول )


یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج  در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر  است . به جرئت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک  به وجود می آید به خاطر این است که  دختر و پسر  ، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند. پس جا دارد برای این انتخاب وقت بگذاریم و مطالعه کنیم.


معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است:

الف – آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند.

ب – آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی لازم اند و بیشتر به سلیقه افراد و موقعیت آنها بستگی دارند.

 اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست.

یکی از معیارهایی که باید حتماً در ازدواج در نظر گرفته شود،عامل مذهب و نگرش فرد مقابل نسبت به مذهب است. اگر شما فردی هستید که به اصول و فرامین مذهبی معتقدید، ولی شخص مورد نظرتان ، نسبت به مذهب بی اعتماد یا بی تفاوت باشد، شما با هم زندگی خوبی نخواهید داشت.انسان متدین، همسری متدین می خواهد، اگر یکی متدین و دیگری بی دین و بی قید باشد، خوشبخت نخواهند شد. بنابراین از این لحاظ باید فردی را انتخاب کنید که همانند شما فکر کند.

یکی دیگر ازمسائل تناسب خانوادگی  است. ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده، فامیل و یک نسل؛ خانواده دختر و پسر  باید با یکدیگر سنخیت و تناسب داشته باشند. در  انتخاب همسر  معقول نیست شما بگویید «من می خواهم با این فرد زندگی کنم و کاری با خانواده اش ندارم» چرا که این فرد جزیی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است. این شاخه، از ریشه همان درخت تغذیه کرده؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد منتقل شده است، این فرد در دامن همان خانواده بزرگ شده است. باید موقع ازدواج ارزش های درون خانواده فرد را بررسی کنید و با ارزش های درون خانواده خودتان مقایسه نمایید. اگر این ارزش ها با یکدیگر تناسب داشته باشند، شما زندگی آرامی خواهید داشت. در مقایسه ارزش ها دقت داشته باشید. برای مثال اگر در خانواده شما تحصیل یک ارزش است، در خانواده فرد مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد، اگر در خانواده شما حجاب یک ارزش است، در خانواده طرف مقابل حجاب ضد ارزش نباشد.

آنچه در تناسب اجتماعی باید در نظر داشت،ارتباطات و رفت و آمدهای خانوادگیاست. این که خانواده با چه افرادی رفت و آمد می کنند و دارای چه جایگاهی هستند، آیا شهرت اجتماعی دارند یا خیر، مهم است. همه اینها در جایی جمع می شود که به آن تناسب اجتماعی می گوییم. در حقیقت مردم دوست دارند با افرادی رفت و آمد کنند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. دو خانواده باید از این حیث با یکدیگر تناسب داشته باشند. مسئله دومتناسب رفتار اجتماعی دختر و پسر است. مثلاً اگر یک دختر لوس و جلف با مرد متین و موقری ازدواج کند، تحمل رفتار اجتماعی زن برای مرد مشکل است.

بنابراین از مسائل مهم انتخاب همسردر نظر گرفتن تناسب اجتماعی دو خانواده است و چقدر خوب است که پسر و دختر در یک ردیف اجتماعی با هم ازدواج کنند.

یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی  است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی  در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید. برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه بالای اجتماعی است در ناز و نعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچوقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است. فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیازهایش متفاوت. فرضاً قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست ، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است. این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی بعد از میهمانی ها شروع می شود.

یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود،

 تناسب تحصیلی  است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگی شان به وجود آید. مهم است که زن و شوهر سطح دانششان به هم نزدیک باشد، زنی که تحصیل کرده و دانشگاهی است نمی تواند همسر یک مرد بی سواد یا کم سواد باشد. اگر هم توانست مدت کوتاهی می تواند ولی در درازمدت خیر. ممکن است یک آدم بی سواد بسیار فرهیخته باشد، مهربان و سطح آگاهیش هم بالا، کلاً شخصیت خوبی داشته باشد ولی در اینجا تشابهاتی وجود ندارد. بالاخص این که تفاوت یک زن تحصیل کرده با یک مرد تحصیل کرده بسیار زیاد است. غالباً خانم تحصیل کرده از تحصیلاتش در طول زندگی استفاده می کند ولی مرد تحصیل کرده کمتر. برای مثال خانمی که در رشته هنر تحصیلات دانشگاهی دارد، می توانید آثار هنری را در تمامی خانه ملاحظه کنید اما ممکن است آقای مهندس برق در سیستم برق خانه اش کلی اشکال داشته باشد! به نظر می رسد زندگی با زن تحصیل کرده راحت تر است. او خیلی زودتر مسائل را می فهمد و نیاز نیست که خیلی تکرار کنید. متقابلاً مردی که دارای تحصیلات عالی است نمی تواند با زنی که دارای تحصیلات پایینی است ازدواج کند. حتی بهتر است مردان یا زنان پزشک با هم ردیفان خود ازدواج بکنند. یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود

فاکتورهای حرفه ای است. بنابراین سطح تحصیلات و سطح حرفه در زندگی زناشویی  بسیار مهم است.

حالا که به مسئله تحصیل اشاره کردیم خوب است که به مسئله تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مردان ما بسیار مقیدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت فقط 25 نمره دارد در حالی که به تفکر 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد، ولی ما نمی توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مردم ما در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند.

اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود،عامل هوش  است. زندگی با یک آدم کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پائین دارند کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی  یعنیتوانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی. این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بعد دیگرش، تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند دائم دور خودشان می چرخند، گیج اند، دائم می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود…. کسی که این نوع تفکر را ندارد به همسری برنگزینید. گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش بسیار مشکل است.کسی که تفکر و هوش خوبی دارد کیفیت فراوان در مدیریت دارد. یکی از ارکان اصلی مدیریت ، تفکر خوب است.

یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفت گذشته افراد است. یعنی، باید تشابهاتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، شما کسی را درک می کنید که در زندگی تان باشد، یک غریبه را نمی شود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمی تواند شما را درک کند. نمی تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده اید؛ برایش اهمیتی ندارد. تمام آنچه با زحمت به دست آورده اید را جزء بدیهیات و لوازمات زندگی می داند، حتی گاهی اوقات اصرار می کند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته ای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند.

یکی از مسائلی که در گذشته ماست، عشق  و عاطفه در زندگی است. بعضی ها در گذشته ، بسیار دوست داشته شده اند، مثل این که هیچکس به اندازه اینها مهم نبوده است، مانند عروسک در دست این و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته اند. عده ای دیگر اصلاً مورد توجه نبوده اند و کسی به اینها اهمیتی نداده است مثل این که اصلاً شناسنامه ای ندارند . حالا اگر این دو نفر با هم ازدواج کنند ، نمی دانند چه اتفاقی می افتد . گاهی می گویند این شخصیت خلاء عاطفی مرا پر خواهد کرد. در صورتی که چنین نیست. کسی که هیچوقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، هرچه محبت کنید سیراب نمی شود. همیشه می پرسد مرا دوست داری، می گویید بله، باز می پرسد، قسم می خورید، ولی باور نمی کند. برعکس، شخصی که برایش همه چیز مهیا بوده سیراب است هیچ چیز چشمش را نمی گیرد، به زحمت هدیه ای را برایش فراهم می کنید اما جلب توجهش را نمی کند. گاهی اصلاً شما را تحویل نمی گیرد، آنها آدم های سردی اند، هر کاری کنید فایده ای ندارد، در مقابل آنها وضعیت شما مثل فردی است که می گوید نمی دانم چرا دستم نمک ندارد. می گوییم دست شما نمک دارد اما این شخص سیراب است. پس بهترین حالت، تعادل است. باید دنبال کسی بگردید که گذشته معتدل داشته استگذشته ما سرنوشت ما را تعیین می کند. خب حالا چطور می توانید به این مسئله پی ببرید؟ کافی است از او سؤال کنید شما را چقدر دوست داشته اند. اگر گفت «تا حالا هیچکس را به اندازه من دوست نداشته اند و از ابتدای امر هر چه خواسته ام برایم فراهم بوده است.» قدری دست نگه دارید. یا مثلاً چنانچه مادر دختر خانم می گوید «اگر قسمت شد و داماد ما شدید این را بدانید که ما تا حالا بالاتر از گل به این دختر نگفته ایم.» بگویید «خداحافظ!» این دختر خیلی به درد شما نمی خورد. پدر و مادرها در محبت کردن به بچه ها، باید حد تعادل را رعایت کنند.

از دیدگاه دکتر مجد، یکی از مسائل بسیار مهم که باید در ازدواج  مورد توجه قرار گیرد ردیف فرزندان خانه است. فرزند چندم خانواده باشد خوب است و یا چرا خوب نیست. به اعتقاد ایشان بچه های ردیف اول غالباً دارای وضعیتی هستند که عمدتاً معاون اند، دختر معاون مادر، پسر معاون پدر، بچه های ارشد خانواده غالباً مسئولیت های زیادی را قبول می کنند و مثلاً از دیگر فرزندان مراقبت می کنند، تکالیف اقتصادی و خرید به آنها واگذار می شود بسیاری از کارهای خانه را انجام می دهند. بچه های اول سنگ های زیرین آسیاب هستند. علاوه بر کارهای منزل و خرید و مواظبت از بچه های دیگر باید به عنوان قاضی، مجادلات بین پدر و مادر را نیز حل کنند. بچه های اول عمدتاً زندگی سختی دارند. این زندگی سخت ، مزایا و معایبی دارد. از این جهت خوب است؛ افرادی که زندگی سختی تجربه کرده اند مسئولیت پذیرند، اتفاقاتی را تجربه می کنند که سبب می شود برای زندگی بعدی پخته شوند، غالباً نظرشان شرط است. اینها رأی شان نافذ است اگر پدر و مادر بخواهند با کسی مشورت کنند معمولاً با فرزندان ارشد است. روی دیگر فرزندان نفوذ دارند، اصلاً گاهی به جای پدر و مادر مهار زندگی را اینها به دست می گیرند. از بعضی جهات هم خوب نیست. اینها معمولاً مظلوم واقع می شوند، حقشان خورده می شود. همیشه زمانی که دو بچه با یکدیگر دعوا می کنند به بچه بزرگتر می گویند تو بزرگتری تو ببخش، و غافل از این که اینها هر دو کودک اند و هر دو احساسات کودکانه دارند.

بچه های آخری چه وضعیتی دارند؟ بچه آخر معمولاًً هیچ مسئولیتی ندارد. ریلکس است خیلی راحت است. بعد از او دیگر بچه ای به دنیا نیامده و تاج پادشاهی همچنان بر سرش باقی مانده است. اگر در خانه مشکلاتی به وجود بیاید این قدر افراد هستند که مشکلات را حل بکنند بنابراین کاری به این فرد ندارند. به اینها سرویس زیاد داده شده و خیلی به آنها خوش گذشته است به کسی هم که زیاد خوش بگذرد خیلی بد عاقبت خواهد بود. تمام افرادی که به این ترتیب بزرگ می شوند تحمل اتفاقات عادی زندگی را ندارند. هیچ استرسی را نمی توانند تحمل بکنند.

حالا اگر بچه اول خانواده ( پسر) با دختری ازدواج کند که فرزند آخر خانواده است چه اتفاقی می افتد؟ بیچاره پسر، عمری حقش ضایع شده بود و در خانه بچه داری کرده بود حالا هم بایستی از خانمش به عنوان یک بچه نگهداری کند! این دختر خانم هم به کوچکترین مطلبی قهر می کند. اینها همان افرادی هستند که دو ماه بعد از ازدواج چمدانهایشان را بسته اند و راهی خانه پدرشان می شوند.

اگر دختر فرزند اول باشد و پسر فرزند آخر، چه خواهد شد؟ خانم ها معمولاً تحملشان خیلی زیاد است معمولاً دندان روی جگر می گذارند، گاهی نقش مادر را برای همسر بازی می کنند و بعضی مردها نیز از این حالت استقبال می کنند. بچه های اول عادت کرده اند بگویند خب حالا مهم نیست و بعد می بینند که به دردهای روان تنی دچار شده اند.

مسلم است که تربیت خانوادگی بر شخصیت و نحوه رشد افراد اثر می گذارد. به نظر می رسد آنچه بیشتر از ردیف و جایگاه فرزندان خانه اهمیت دارد نحوه تربیت آنهاست. اگر در خانواده راه و رسم زندگی مشترک به افراد آموخته شود و آنها را برای پذیرش یک سری از مسائل و واقعیات زندگی آماده نمایند آخر یا اول بودن آنها چندان اهمیتی ندارند. نکته دیگر این که همیشه برای فرزندان آخر همه چیز مهیا نبوده است. گاهی فرزندان آخر بیشتر از دیگر فرزندان دچار استرس می شوند برای این که پدر و مادر در جوانی بیمار نبوده اند و حالا بیمار شده اند و این در حالی است که دیگر فرزندان خانواده ازدواج کرده اند و مسئولیت پدر و مادر بیمار بر عهده فرزند آخر است. گاهی نیز فرزند آخر خانواده نقش مربی مهدکودک  را بازی می کند و خواهران و برادران جهت نگهداری فرزندانشان از بچه آخر کمک می گیرند. از همه اینها گذشته اگر در یک خانواده دو فرزند بیشتر وجود نداشت، یکی اولی بود و دیگری آخری، تکلیف چیست؟ در اینجاست که می گوییم نوع تربیت، نحوه برخورد و گذشته افراد مهمتر از جایگاه آنها در خانواده است.


تناسب سنی

در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد. پس خوب است که تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز به همین مقدار باشد ( پسر بزرگتر باشد)بهتر است چنین باشد ولی الزامی نیست. اگر در بقیه موارد گفته شده یعنی زمینه های اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی، عاطفی، تناسب وجود داشته باشد ولی تناسب سنی وجود نداشته باشد مثلاً زن و شوهر هم سن باشند و یا حتی زن یک سال نیز بزرگتر باشد به شرط این که مرد وقوف و آگاهی کامل به این موضوع داشته باشد مشکل خاصی ایجاد نمی شود. اما ازدواج هایی که اختلاف سنی زیاد  وجود دارد مثلاً یک نفر بیست سال از دیگری بزرگتر است اصلاً صلاح نیست.


اخلاق نیک

یکی از ویژگی های اساسی و لازم برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق  نیک تنها خنده رویی وخوش خلقی اصطلاحی نیست، زیرا خندیدن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست بلکه ضداخلاق نیز هست. منظور از اخلاق نیک ، داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده از نظر عقل و شرع است.


سلامت جسمانی و روانی

سلامت جسمانی و روانی در موفقیت و سعادت زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارد. بعضی از بیماریهای جسمانی و روانی اهمیت چندانی ندارند و مانع زندگی نیستند و لطمه ای به آن وارد نمی کنند و با معالجه و مراقبت، درمان می شوند. آنچه باید در زمینه انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد بیماری ها و نقص ها و معلولیت های جسمی و روحی عمیق و غیرقابل درمان است که در طول عمر همراه انسان است و تحملش برای همسر سخت است. توجه نکردن به این امر و برخورد «احساساتی و غیرمنطقی» با آن ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی بزند.


همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری

تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک، نقش اساسی دارد. برای ایجاد یک زندگی پربار و سعادتمند، باید معماران این کانون بتوانند یکدیگر را درک کنند و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم کنند و در بسیاری از مسائل، تصمیم مشترک و یکسان بگیرند و بر مبنای آن عمل کنند و در نشیب و فرازهای زندگی، یاور هم باشند و فرزندانشان را براساس یک طرح هماهنگ تربیت کنند.

چنانچه امام صادق (ع) می فرمایند:

«العارفة لا توضع الا عند العارف».

زن عارفه ( فهمیده فرزانه ) باید در کنار مرد عارف ( اهل معرفت ) قرار گیرد نه غیر آن.


تناسب سیاسی

دختر و پسر باید از لحاظ گرایش نسبت به مسائل سیاسی  شبیه به هم باشند. اگر یک نفر علاقه شدیدی به مسائل سیاسی و شرکت در آن دارد و برای دیگری سیاست هیچ جایی در زندگیش ندارد، در زندگی مشترک دچار مشکلاتی خواهند شد و آرامش لازم را از دست می دهند.


تناسب شخصیتی

 دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، بهتر است تناسب شخصیتی داشته باشند  و از نظر صفات شخصیتی  با یکدیگر همسان باشند.

ادامه دارد ...

در قسمت بعد به مطلب نکات مهم در جلسه خواستگاری خواهیم پرداخت.

منابع

- مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج – تألیف : زهره رئیسی

- خانواده در اسلام – تالیف حسین مظاهری

- مشاوره ازدواج – تألیف علی اسلامی بجنوردی نسب

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:31  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

جلسه خواستگاری

نکات مهم در جلسه خواستگاری

معیارهای انتخاب همسر ( قسمت دوم )


در قسمت قبل به مطلب همسر ایده ال من  پرداختیم . اینک در ادامه می خوانیم ...

پس از مطرح کردن معیارهای انتخاب همسر ، سؤالی که در ذهن همه افراد مطرح می شود این است که چگونه می توان قبل از ازدواج به خصوصیات روحی و روانی  همسر پی برد؟ و آیا می شود با رعایت موازین شرعی و عرفی، شخصی را قبل از ازدواج شناخت؟

 خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است.

جواب این سؤال تا حدودی مثبت است به شرطی که عاقلانه با موضوع برخورد شود. به پسران جوان توصیه می کنیم، دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟ اگر همخوانی وجود داشت تحقیقات جزیی در مورد خانواده اش به عمل آورید و خانواده او را با خانواده خود از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی مقایسه کنید، اگر در یک ردیف بودید به خواستگاری  بروید.

دختر خانم های جوان  باید ابتدا تحقیقات جزیی در مورد خواستگارشان به عمل آورند اگر در کلیات مانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی، موقعیت شغلی و تحصیلی، فرد مورد نظرشان با آنها همخوان است، اجازه دهند خواستگار به خانه آنها بیاید.

تاریخچه خواستگاری به قبل از میلاد مسیح برمی گردد. خواستگاری از طرف مردان انجام می شده. به عبارت دیگر مرد به خواستگاری زن می رود، و این امر به خاطر تفاوت های روان شناختی زن و مرد  است، خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است.

زمانی که به خواستگاری می روید و یا از شما خواستگاری می شود، زیباترین لباسهایتان را به تن کنید و پوششی شیک و مناسب داشته باشید. اولین دیدارها همیشه در اذهان باقی می مانند. عده ای با لباس های نامناسب و نه چندان تمیز به خواستگاری می روند و تصورشان این است که این شخص باید وضعیت زندگی مرا بداند در صورتی که این وضعیت خاطره خوشی به جا نمی گذارد. در تمام طول مراسم خواستگاری متانت و وقار باید از ناحیه هر دو خانواده مراعات شود و رفتارهای نامناسب و جلف ، ذهنیت های بدی را رقم می زنند.

 هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانید دیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید.

در هنگام صحبت کردن با فرد مورد نظر در اولین جلسه بنا را بر صداقت  و یکرنگی بگذارید و متعهد شوید که آنچه می گوئید کاملاً از سر صدق و صفا باشد و به این تعهد خود نیز پای بند شوید. بهتر است به عنوان اولین سؤال از فرد مقابل بخواهید خودش را کامل معرفی کند؛ به عبارت دیگر از او بخواهید خلاصه ای از گذشته زندگیش برای شما بگوید خودتان نیز متقابلاً خلاصه ای از سرگذشت خود را مطرح نمایید.سرگذشت و بیوگرافی شامل این موارد می شود: معرفی کامل نام و نام خانوادگی، شغل، سن، شغل پدر و مادر، میزان تحصیلات هر یک از آنها، وضعیت شغلی و تحصیلی و سنی دیگر افراد خانواده، و این که شما در چه خانواده ای و با چه شرایطی بزرگ شدید و مسائل خاص زندگی شما در گذشته چگونه بوده است. در هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانیددیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید. بپرسید نگرش شما راجع به مذهب چیست؟ مذهب چقدر در زندگی شما نقش دارد و تا چه اندازه به آن اهمیت می دهید؟ و بعد متقابلاً دیدگاه خودتان را راجع به مذهب مطرح نمایید و دقیقاً نگرش خود را در این مورد تشریح نمایید؛ اگر برای مثال در مورد احکام مقید هستید و علاوه بر واجبات، مستحبات را نیز رعایت می کنید، این مورد را حتماً تذکر دهید و با نگرش ها و احساسات فرد مقابل مقایسه نمایید.

مطلب دیگری که می توانید سؤال کنید نگرش مخاطب شما راجع به مسائل اقتصادی  و نحوه درآمد است، در اینجا شغل خود و میزان درآمد ماهیانه خود را مطرح کنید؛ بلوف نزنید، آنچه واقعاً هست را بگویید.

خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست.

امکانات مالی خود را توضیح دهید، اگر توان مالی شما در شرایط فعلی بیشتر از امکانات موجود نیست این مورد را نیز تذکر دهید و سپس نظر دختر خانم را در این مورد بخواهید، ببینید ایشان چه مقدار پول  را برای داشتن یک رفاه نسبی لازم می دانند، و اگر خواسته های ایشان با درآمد شما همخوان نیست موضوع را مطرح و روی آن تأکید نمایید،

وعده ها و قول هایی که با امکانات شما نمی خواند و امکان برآورده شدنش نیست ندهید.

همیشه برای بهتر شدن زندگی تلاش کنید ولی قول های نابه جا ندهید. علاوه بر نگرش خود و فرد مورد نظر، در مورد مسائل مادی و اقتصادی باید موقعیت اقتصادی هر دو خانواده را با یکدیگر مقایسه کنید. فراموش نکنید بسیار مهم است که دختر و پسر  از یک ردیف اقتصادی با یکدیگر ازدواج کنند و ازدواج  طبقات متضاد اجتماعی اصلاً صلاح نیست.

یکی دیگر از مطالبی که حتماً باید در جلسه خواستگاری پرسیده شود،ارزش های خانوادگی است. باید بفهمید در خانواده فرد مقابل چه چیزهایی ارزش است. اگر در خانواده شما تحصیل جایگاه مهمی دارد و خانواده برای تحصیلات و فرد تحصیل کرده ارزش زیادی قائل هستند، ولی در خانواده شخص مورد نظر شما هیچ بهایی به تحصیل و تحصیل کرده داده نمی شود، جای تأمل دارد؛ باید اندکی دست نگه دارید. یا چنانچه در خانواده شما حجاب و رعایت کردن آن بسیار مهم است و یکی از ارزش های حساس در خانواده به شمار می رود ولی در خانواده طرف مقابل حجاب کم رنگ است و یا اصلاً جایگاهی ندارد و در عوض پول مهمترین ارزش است، در اینجا شما با یکدیگر همخوانی ندارید.

بعد از بررسی نگرش های فرد مقابل راجع به مذهب و مسائل اقتصادی و ارزش های خانوادگی، نوبت به بررسیارزش های درون فردی می رسد. در اینجا افکار، عقاید، ایده آل ها و علائق را به طور کاملاً جزیی مطرح کنید. آقایان حتماً از خانم ها بپرسند، به نظر آنها یک مرد ایده آل چگونه فردی است، و چه شرایطی باید داشته باشد؟ اگر خصوصیاتی را که خانم مطرح می کند در وجود شما نیست سریعاً اعلام نمایید این خصوصیات فردی مورد نظر شما، در ما نیست و یا اصلاً نمی توانیم اینگونه باشیم. خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست. اگر خانم ها در شرایط فعلی شاغلند و به شغلشان نیز علاقه مند هستند و کار کردن برایشان اهمیت دارد، ولی احساس می کنند خواستگارشان نظر چندان مساعدی نسبت به شاغل بودن زن ندارد باید به این نکته تأکید شدید کنند، حتی در صورت لزوم آن را شرط ضمن عقد قرار دهند.

 فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید.

مسئله دیگری که باید در خواستگاری مطرح شودبرنامه های فعلی و برنامه های آینده است. وضعیت فعلی تان را کاملاً مشخص نمایید، برنامه های آینده را نیز حتماً مطرح کنید. اگر قصد ادامه تحصیل دارید این نکته را تذکر دهید. اگر قصد جا به جایی و مسافرت خارج از کشور دارید، باید قبل از ازدواج مطرح نمایید. اگر بیماری های جسمانی خاص دارید، و یا قبلاً در زندگی شما اتفاقی افتاده است (احتمالاً نامزدی  یا عقد داشته اید و ناموفق بوده است و یا مسائل مشابهی داشته اید) آنها را پنهان نکنید قبل از این که همسرتان از دیگران بشنود و نسبت به شما بی اعتماد گردد خودتان مطرح نمایید؛ در این صورت وجدان راحتی نیز خواهید داشت.

شاید همه این مطالب را در جلسه خواستگاری نتوان مطرح کرد، هیچ اشکالی ندارد تعداد جلسات خواستگاری را اضافه نمایید، مشروط به این که حسن نیت داشته باشید. بعد از این که طی جلسات خواستگاری اطلاعات لازم را دریافت کردید و نکته ای بر شما مبهم نماند، زمان ارزشیابی و تجزیه و تحلیل فرا می رسد. در اینجا فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید. گاهی اوقات یک مورد منفی به تمام موارد مثبت می چربد مثلاً فرد مورد نظر تحصیلات و شغل خوب دارد از خانواده خوب و نجیب و موقعیت اقتصادی اش نیز مناسب است، اخلاق خوبی هم دارد ولی معتاد است. در این شرایط باید دست نگه داشت و برای ازدواج عجله نکرد و یا این که شرایط زندگی خوب است ولی شغل غیرقانونی دارد. مسلماً زندگی با چنین شخصی سراسر اضطراب  خواهد بود.

پس از آنکه ارزشیابی انجام شد و وجوه اشتراک و تفاهم  زیاد بود باید تحقیقات کامل، در محل زندگی و محیط کار در مورد چگونگی رفت و آمد با دوستانش و دیگر موارد به عمل آید عده ای معتقد به انجام تحقیق قبل از ازدواج  نیستند و می پندارند افرادی که از آنها تحقیق می شود اگر گرایش و نظر خوب به فرد داشته باشند همه چیز را مثبت جلوه می دهند و اگر با فرد مورد نظر مشکل داشته باشند وی را آدمی منفی ارزیابی می نمایند و واقعیات را مطرح نمی کنند. در صورتی که در واقع چنین نیست. اگر از تعداد زیادی تحقیق به عمل آید حداقل نتیجه اش این خواهد بود که به شما می گویند آیا این فرد قبلاً ازدواج کرده است یا خیر؟ و آیا اینها خانواده جار و جنجالی هستند یا خیر؟ آیا برخورد اجتماعی خوبی با مردم دارند یا نه؟ بنابراین تحقیق بدون منفعت هم نیست؛ شناخت شما را نسبت به همسر آینده و فرد مورد نظر افزایش می دهد.

پشتوانه تمامی مسائل گفته شده، توکل به خدای متعال و قادر مطلق است. در صورتی که تشابهات زیاد و تحقیقات انجام شده، مثبت بود با توکل بر خدا ازدواج کنید. ان شاءا... زندگی خوب و سرنوشت خوبی در انتظار شما خواهد بود.

در اینجا نکته ای قابل ذکر است و آن این که، هر ازدواجی علیرغم تمامی دقت هایی که برای آن به عمل آید و با رعایت کلیه ملاک ها و معیارهای گفته شده، باز هم حدود بیست درصد ریسک دارد. و این ریسک به خاطر جنبه های ناشناخته آن است یا پیش بینی هایی که به وقوع پیوسته است یا خلاف تصور بوده است و به خاطر مسائلی بوده که قبل از ازدواج سؤال و مطرح نشده اند و یا اگر پرسیده شده اند جواب صحیحی برای آنها دریافت نکرده اند. بنابراین رعایت کردن معیارهای ازدواج ، تضمین صد در صد برای  ازدواج موفق  را همراه ندارد ولی در بسیاری از مواقع از به وجود آمدن مشکلات پس از ازدواج جلوگیری می کند و از تنش ها و ناراحتی های درون خانوادگی پس از ازدواج می کاهد.


سخنی با خانواده ها

بعضی از خانواده ها مقیدند بلافاصله پس از یک جلسه خواستگاری، تکلیف دختر و پسر مورد نظرشان مشخص شود و موافق نیستند خواستگاری به چندین جلسه موکول شود. به این دسته خانواده ها متذکر می شویم انتخاب همسر  و ازدواج نیاز به مطالعه و شناخت دارد و این شناخت در یک جلسه خواستگاری مثلاً یک ساعته مقدور نیست. بنابراین اگر دختر و پسر به قصد ازدواج می خواهند با یکدیگر صحبت بیشتری داشته باشند ، خانواده ها باید در این مورد قدری انعطاف به خرج دهند:شناخت لازمه زندگی است. نگرانی این نوع خانواده ها به خاطر قضاوت مردم و آشنایان است در صورتی که مردم، آشنایان و همسایگان هم نظر منفی راجع به خواستگاری کردن از دختران ندارند. پسری هم که به قصد خواستگاری وارد خانه شما می شود حریم خانه برایش اخلاق ایجاد می کند و این امر بسیار بهتر از آن است که دختر و پسر در خارج از محیط خانه و دور از اطلاع خانواده ها رفت و آمد داشته باشند و تصمیمات نسنجیده بگیرند و یا معضلات اخلاقی به وجود آورند.

منابع

- مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج – تألیف : زهره رئیسی

- خانواده در اسلام – تألیف حسین مظاهری

- مشاوره ازدواج – تألیف علی اسلامی بجنوردی نسب

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:29  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  | 

ازدواج

ازدواج ترس ها و انتظارات

تصمیم گیری برای آغاز یک زندگی مشترک  معمولاً با ترس و تردیدهای خاص خود همراه است که آرامش  را از زوجین سلب می کند. تمرین زیر به شما و همسر آینده تان کمک می کند تا انتظارات خود را از زندگی مشترک  بیابید.

همچنین این فرصت را به شما می دهد تا درباره بعضی از ترس ها و تردیدهای احتمالی تان با یکدیگر صحبت کنید. شما می توانید این تمرین را با هم ، یا جداگانه انجام دهید و سپس در مورد آن با یکدیگر صحبت کنید.

چه باید کرد؟ ابتدا هر یک از شما شش برگ کاغذ تهیه کنید و موضوع اصلی را بالای هر صفحه بنویسید (اهداف واقعگرایانه که هم اکنون به دنبال آن هستید و چیزهایی که در آینده نسبت به آن اشتیاق دارید: امکانات زندگی، انتظارات، مراسم ازدواج ، نگهداری از کودک و...)

شما فرصت کافی دارید تا هر عنوانی که به ذهنتان می رسد و به آن اهمیت می دهید در بالای صفحه بگنجانید. هر دو نفر باید هر چیزی را که به آن امید ، یا شک و بیم دارید صراحتاً با یکدیگر در میان بگذارید.

ازدواج یکی از بزرگترین تصمیم هایی است که در طول عمر خود می گیرید، بنابراین ارزش آن را دارد که در مورد زندگی با همسر آینده خود کمی بیشتر تفکر کنید.

از سؤالات زیر می توانید برای کمک به خود استفاده کنید:

داشتن و نگهداری کردن: «زوج» بودن به چه معنی است؟ از نظر «وفاداری» شما در کجا قرار دارید؟ چه مدت زمان برای در کنار هم یا جدا بودن از یکدیگر در نظر می گیرید؟ چه چیزهایی را با هم در میان می گذارید و چه چیزهایی را باید مخفی نگه دارید؟

از امروز به بعد: در مورد «تعهد داشتن» چه احساسی دارید؟ نظرتان در مورد « طلاق » چیست؟ طی سال ها زندگی ، روابط تان چگونه باید دستخوش تغییر شود؟ کودکان چه بخشی از زندگی شما را پر می کنند؟

برای بهتر یا بدتر بودن:«صمیمیت» در روابط شما چه معنایی دارد؟ اختلافات را چگونه حل می کنید؟ در صورتی که مشکل عمده ای بین شما و همسرتان پیش بیاید چه راه حلی را در نظر می گیرید؟

برای پولداری و یا بی پولی: از نظر اقتصادی ازدواج  برای شما چه معنایی دارد؟ بعد از ازدواج شغل شما تغییر خواهد کرد؟ یک شغل  در همه زندگی ، یا تغییر شغل؟ محل کار، درآمد و ساعات کار؟

در هنگام بروز بیماری: وقتی مشکل، بیماری و غم وارد زندگی تان می شود چگونه از یکدیگر حمایت می کنید؟

محبت ورزیدن:محبت کردن به یکدیگر در ازدواج شما چگونه نمایان می شود؟

خانه:می خواهید در کجا خانه اجاره و یا خریداری کنید؟

وقتی این مطالب را کامل کردید، زمانی را برای علت دوست داشتن چیزهایی که فکر می کنید به آنها علاقه دارید، بگذارید. در درون خود چه چیزی حس می کنید که درصدد دستیابی  به اهداف خود هستید. مثلاً: آیا برای امنیت، محبوبیت و یا رضایت شخصی است و یا جهت دستیابی به اهدافی در زندگی شما مانند مواظبت از خانواده و یا اجتماع. در میان گذاشتن این اطلاعات با همسرتان به شما کمک می کند تا احساس صمیمیت و نزدیکی در شما به وجود آید.

اگر انجام این تمرین باعث بروز ناراحتی و نگرانی در مورد روابط فیمابین شما می شود، سعی کنید با همسر خود در این مورد صحبت کنید ، یا دوست مورد اعتماد خود را در جریان قرار دهید. همچنین می توانید با یک مشاور خانواده نیز صحبت کنید.

هفت سؤال پرسیدنی قبل از ازدواج 

 ازدواج  یکی از بزرگترین تصمیم هایی است که در طول عمر خود می گیرید، بنابراین ارزش آن را دارد که در مورد زندگی با همسر آینده خود کمی بیشتر تفکر کنید.از خود این سؤالات را بپرسید:

- آیا ما یکدیگر را دوست داشته و به هم اعتماد و احترام متقابل داریم؟

- آیا انتظارات هر دوی ما از ازدواج ، یکسان است؟

- آیا دارای سلیقه یکسانی هستیم که باعث سکوت، گریه کردن و یا خندیدن شود؟

- در مورد مسائل عمده زندگی مانند بچه، خانواده ، دوستان ، این که در کجا و چگونه زندگی کنیم توافق داریم؟

- آیا همانطور که امروز به یکدیگر علاقه داریم، بدون این که بخواهیم چیزی را از همسرمان مخفی کنیم در آینده نزدیک نیز زندگی توأم با عشق  و محبت خواهیم داشت؟

شما لزوماً نباید با همه این سؤال ها موافق باشید.مهم این است که شما و همسرتان این موضوعات را با هم در میان بگذارید و صحبت کنید و اطمینان داشته باشید که می توانید در کنار هم زندگی و کار کنید در حالی که از اعتقادات طرف مقابل خود آگاهی دارید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 0:27  توسط رمان نوعي هنر ادبي است كه دين را به ندرت  |