آمار تکان دهنده ای از روابط جنسی نوجوانان در ایران

بر اساس یک گزارش رسمی 15.9 درصد از مردان مجرد و 4.4 درصد از رنان مجرد قبل از سن 19 سالگی رابطه جنسی داشته اند.
به گزارش جهان نیوز بر اساس گزارش رسمی وزارت بهداشت در سال 86 که نسخه ای از آن به اجلاس ویژه مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز ارسال شده است 15.9 درصد مردان مجرد بین سنین 15 تا 19 سال و 20.7 درصد بین سنین 20 تا 24 سال ارتباط جنسی داشته اند.

همچنین 4.4 درصد از زنان مجرد در سنین 15 تا 19 سال و همین میزان نیز در سنین 20 تا 24 سال دارای روابط جنسی بوده اند.
در این گزارش برخی چالش های موجود در این رابطه بدین شرح است:

1- مقاومت مسئولین در موضوع آموزش رفتارهای جنسی سالم
2- پائین بودن پوشش آموزش مهارت های زندگی
3- وجود روحیه انکار در برابر معضلات جوانان
4- جوان بودن جمعیت جوانان و گستردگی سیستم های ارتباطی

http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=24174

تعداد مراكز مشاوره آموزش به جوانان کافی نیست

گرفتاريهاي خانوادگي تاثير بيشتري در سركوب تمايلات جنسي زنان دارد


تعداد مراكز مشاوره آموزش به جوانان به منظور كاهش بيماريهاي مقاربتي در سطح كشور كافي نيست.



دكتر اكرم خمسه‌اي روانشناس، در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران، اظهارداشت: گسترش مراكز آموزش و مشاوره‌اي در سطح كشور همانند بذري است كه در صورت پاشيده شدن، جوانان خوبي را به بار خواهد آورد.



وي ادامه داد: مراكز مشاوره، آموزشي و خانه‌هاي فرهنگي مي‌توانند با شركت فعال روانشناسان، اساتيد مشاوره و افراد متخصص كمك بسزايي در كاهش آسيب‌پذيري اين قشر داشته باشند.



وي با تاكيد بر اين كه آموزش بهداشت جنسي از دوران مدرسه بايد آغاز شود، افزود: زوجين بايد از نيازهاي بيولوژيك و جسمي و رواني خود آگاهي داشته باشند؛ به عنوان مثال اگر يكي از زوجين تمايل جنسي همسر خود را نشناخته و قادر به برآورده كردن نياز وي نباشد، احتمال بروز بيماريهاي مقاربتي و جنسي بويژه در ميان افرادي كه به اعتقادات شرعي كاملا پايبند نباشند، افزايش مي‌يابد.



دكتر خمسه‌اي يادآور شد: خانواده به عنوان يك نهاد اجتماعي نقش مهمي در ايجاد و يا كاهش اختلالات رواني و در نتيجه پيشگيري از بيماريهاي جنسي دارد، بنابراين آموزش و افزايش آگاهي و شناخت خانواده، افراد را نسبت به معضلات اجتماعي و متعاقب آن ابتلاء به انواع بيماريهاي عفوني و مقاربتي مقاومتر مي‌كند.



به گفته وي، افزايش آگاهي خانواده‌ها نسبت به مسايل جنسي ميزان آسيب‌پذيري اعضا را كاهش مي‌دهد.



وي خاطرنشان كرد: 99 درصد زنان پس از مشاجره و اختلاف با همسران خود تمايلي به برقراري ارتباط جنسي با همسران خود ندارند، اين در حاليست كه اين امر در مردان متفاوت است و آنها مي‌توانند روابط جنسي خود را داشته باشند.



اين روانشناس تاكيد كرد: عدم آشنايي زوجين از تمايلات جنسي يكديگر مي‌تواند، خانواده‌ها را در معرض انواع بيماريهاي جنسي قرار دهد؛ به عنوان مثال برخي از مردان از لحاظ جنسي پيش‌فعال و برعكس تمايلات برخي از زنان به لحاظ گرفتاريهاي خانوادگي و وظايف منزل و يا حتي فرهنگ سركوب شده است.



دكتر خمسه‌اي در پايان يادآور شد: خانواده و تشكيل آن يك تعامل اجتماعي بوده كه زن و مرد بايد با يكديگر تعامل عاطفي و مشاركت فعال داشته باشند.

آموزش‌هاي پيشگيرانه ايدز بايد به مدارس و دانشگاه‌ها راه يابد

براي جلوگيري از ورود به موج سوم؛
رييس انجمن ايدز: آموزش‌هاي پيشگيرانه ايدز بايد به مدارس و دانشگاه‌ها راه يابد
آموزش‌ها مهارت محور نيستند

رييس انجمن ايدز ايران گفت: براي جلوگيري از ورود به موج سوم اين بيماري، نهادهاي آموزشي مربوط به جوانان مانند دانشگاه‌ها و مدارس بايد به ايدز بپردازند، ولي متاسفانه جمعيت هدف (جوانان)، آموزش نمي‌بينند و اقدامات انجام شده در اين زمينه، هرز مي‌رود.

دكتر حميدرضا شاعري در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: افراد اطلاعات تئوري خوبي در زمينه ايدز دارند اما به علت نبود امكان پرداختن به مصاديق اين بيماري، هنوز در زمينه آموزش‌هاي موثر به منظور پيشگيري ضعف داريم.

وي درباره پيشگيري از ابتلا به ايدز اظهار كرد: در جهان روشهاي مطمئن و معتبري بر پايه تجربه‌ها و نتايج مهم وجود دارد اما استفاده از آنها در ايران مستلزم تعامل موثر آموزش دهندگان و آموزش گيرندگان است كه به عزم ملي و بسيج عمومي نياز دارد اما متاسفانه هنوز اين اتفاق نيفتاده و اقدامات انجام شده در اين زمينه مقطعي و مناسبتي بوده است.

شاعري درباره وضعيت آموزش در زمينه ايدز در ايران گفت: منابع مكتوبي كه مردم با مراجعه به آنها بتوانند خود را از ابتلا به اين بيماري مصون نگه دارند، كافي و قابل دسترس است اما رسانه‌هاي ديداري و شنيداري در اين زمينه مقطعي عمل مي‌كنند و در دو سه مناسبت سالانه خاص مانند هفته ايدز و هفته سلامت به اين بيماري مي‌پردازند.

وي با بيان اينكه آموزش‌هاي داده شده در زمينه ايدز مهارت محور نيست،‌ تاكيد كرد: اين آموزشها كاربردي نيست و به تغيير رفتار منجر نمي‌شود.

رييس انجمن ايدز ايران درباره محدوديت‌هاي موجود براي كاربردي كردن آموزشهاي مربوط به اين بيماري اظهار كرد: معذوريت‌ها و محدوديت‌هاي مختلف رسانه‌اي،‌ اخلاقي وعرفي باعث نپرداختن به جزييات اين بيماري مي‌شود البته اين دغدغه‌ها تا حدودي جدي و قابل تامل است. با اين حال ابتلا به ويروس hiv‌ خطري است كه قشر جوان را تهديد مي‌كند. بنابراين به طور متمركز بايد به اين گروه آموزش داده شود.

شاعري خاطرنشان كرد: اگر اين عفونت در بين جمعيت معتادان تزريقي كنترل شود، بيم آن مي‌رود كه مانند ساير كشورها سرايت جنسي، راه غالب انتقال اين ويروس شود بنابراين انجام پيشگيري به منظور وارد نشدن به موج سوم اين بيماري لازم است.

رييس انجمن ايدز ايران درباره وضعيت دارويي مبتلايان به ايدز اظهار كرد: داروهاي اين گروه از بيماران به صورت رايگان از سوي دولت در اختيار آنها قرار مي‌گيرد البته كاستيهايي در اين زمينه وجود دارد. به عنوان مثال بيماران از داروهاي ايراني چندان رضايت ندارند ولي با اين حال تامين رايگان داروهاي آنان جاي تقدير دارد.

وي ادامه داد: ايدز بيماريهايي را به همراه دارد كه اين بيماري‌ها مانند سل به مداوا نياز دارند، هزينه‌بر هستند و بسياري از آنها زير پوشش بيمه قرار ندارند. اگرچه تلاشهايي براي ارائه دفترچه بيمه به مبتلايان به ايدز شده است اما چون اين اقدام فراگير نبوده به نتايج مطلوب نينجاميده است. از سوي ديگر، متاسفانه چون همه امور مربوط به ايدز در ايران از طريق دولت انجام مي‌شود، بسياري از مبتلايان به ايدز تمايلي به ثبت شدن نام و وضعيت خود ندارند. بنابراين به مراكز دولتي مراجعه نمي‌كنند در نتيجه از اين خدمات محروم مي‌مانند.

شاعري در پايان درباره اقدامات انجمن ايدز ايران گفت: هم اكنون بر پيشگيري از راه‌هاي سرايت جنسي متمركز شده‌ايم و اين كار را با توانمندسازي بيماران انجام مي‌دهيم البته عملي شدن اين تصميم مستلزم مساعدتهاي دولت، افراد خير و ساير نهادهاي ذيربط است.

مفهوم رابطه جنسی در شریعت شیعی

در این مقاله در پی آنیم که نشان دهیم مفهوم شرعی رابطه جنسی در شریعت شیعی و سلامت جنسی در دانش نوین جنسی (هرچند با هم یکی نیستند) نه در تنافر و نه در تعارض با یکدیگرند. از طرف دیگر قوانین قضایی متعارض و گنگ و مبهم فعلی (و مهمتر نحوه اجرای قوانین) یکی از منابع مهم تنش و تشدید اختلافات خانوادگی و بروز تنشهای عاطفی- جنسی در کل جامعه است .
یکی از مشکلاتی که تأثیر مهمی در نوع و ماهیت روابط جنسی افراد در ایران داشته است نبود مفهوم قابل درک و قابل استنادی از تعریف رابطه جنسی است. نقدها و اعتراضات زیادی در مورد چگونگی تعریف و (نحوه اجرای تعریف) رابطه جنسی در جامعه ارائه شده است که گاه حتی منجر به اعتراضات علنی و خشونت متقابل دولتی در برخورد با معترضین شده است. علاوه براین، نبود توافقی در تعریف این مفاهیم منجر به افزایش فشار و تنش های روزافزون در روابط بین افراد در کل جامعه شده است که عموماً بصورت خشونت های پنهان در بستر خانواده یا دعواهای آشکار در بستر قوانین فعلی دستگاه قضایی خودنمایی میکند. گروه های مختلف حمایت از زنان و حامیان حقوق بشر در پی اصلاح این مفاهیم هستند اما بنظر میرسد که اکثر این افراد درک درستی از این تعاریف و علل بروز سوءتفاهمات موجود در جامعه (لااقل از این بابت) ندارند. در اینجا به اختصار موضوعات ذیل را مورد بحث وبررسی قرار میدهیم:
۱) تعریف شریعت (اسلام شیعی) از مفهوم رابطه جنسی چیست؟
۲) بین شرع و دانش نوین در مفهوم رابطه جنسی و سلامت جنسی چه نسبتی وجود دارد؟
۳) بین قوانین فعلی (و مهمتر از آن نحوه اجرای قوانین) و مفاهیم اسلام شیعی در مورد رابطه جنسی تا چه حد تعامل یا تعارض وجود دارد؟
۴) معترضین (گروه های حمایت از زنان- فمینیست ها و...) به چه چیز اعتراض دارند؟ تعریف اسلام شیعی از مفهوم رابطه جنسی در اینجا در پی آنیم که نشان دهیم محور اصلی مفهوم رابطه جنسی در اسلام شیعی یک رابطه حقوقی بین زن و مرد است. از نظر اسلام شیعی (تا آن حد که خود من از طریق قرآن و یا مطالعه نویسندگان و علماء شیعی با آن آشنا شده ام) محور اصلی رابطه جنسی بین زن و مرد یک نوع قرارداد اجاره خدمات جنسی است که طی آن زن با دریافت مبلغی (تحت عنوان صداق یا مهریه) متعهد به ارائه خدمات جنسی به مرد میشود. در کنار این محور، دستورات اسلام شیعی سعی در تلطیف و توجه به ابعاد عاطفی تر آن داشته است، بدون اینکه این امر اصل رابطه حقوقی آن دو را تحت تأثیر قرار دهد. در واقع توصیه به تشدید روابط عاطفی و رعایت یکدیگر، باعث نادیده گرفتن مفهوم اصلی "اجاره خدمات جنسی زن توسط مرد" نشده است. به این ترتیب عدم درک و پذیرش این مفهوم، منجر به تعارض شدید درکنش ها و واکنشها، و در کل روابط آتی زن و مرد خواهد شد. این قرارداد یا به اصطلاح "عقد" در شریعت دارای دو شکل است که طی قرائت کلماتی به نام "صیغه" رسمیت خواهد داشت:
۱) عقد نامعین (معروف به عقد دائم): در این نوع قرار داد زن بدون تعیین زمان مشخص و بطور دائم (بدون انقطاع) برای ارائه خدمات جنسی در اختیار مرد است (بطوریکه حتی حق خروج از خانه یا اتاق خواب را نخواهد داشت مگر با کسب اجازه قبلی از مرد). مرد علاوه بر حق کسب لذت جنسی به اشکال گوناگون از بدن زن، دارای حق نطفه دار کردن رحم زن و بچه دار شدن از وی است. در اینصورت علاوه بر تعهد مهریه، تعهد معاش روزانه زن (تحت عنوان نفقه) نیز بر عهده مرد خواهد بود.
۲) عقد معین یا مدت دار (معروف به عقد موقت): در این نوع قرارداد از یکطرف برای ارائه خدمات جنسی زن یک دوره زمانی مشخصی تعیین شده است و از طرف دیگر زن در قسمتی از شبانه روز بنا به توافق فیمابین برای ارائه خدمات جنسی در اختیار مرد است. زن حق دارد در تعیین نوع و شکل خدمات جنسی حق انتخاب داشته باشد (برای مثال میتواند از نزدیکی مهبلی خودداری کند) و بچه دار شدن هم بنا به توافق دو طرف صورت میگیرد. زن برای خروج و رفت و آمد به خانه آزاد است و مرد هم تعهدی در تأمین معاش وی را ندارد. در اینجا توجه خوانندگان عزیز را به چند نکته خیلی مهم در درک این مفاهیم جلب میکنم:
۱) در مفاهیم اسلامی چیزی بعنوان عقد دائم وجود نداشته است و من واقعاً نمیدانم که این مفهوم "به معنای دائمی بودن ازدواج زن و مرد" که از مفاهیم مسیحیت کاتولیک (قرون وسطایی) است از کجا و کی وارد فرهنگ اسلامی جامعه ما شده است. از نظر اسلام تمام عقدها موقت محسوب میشود که یا زمان آن تعیین شده است و یا نشده است. دقت کنید که تعیین نکردن زمان قرارداد تنها به معنی این است که این زمان به دلخواه مرد بوده و زن تا زمانی که وی بخواهد در اختیار او خواهد بود.
۲) از شروط مهم درستی این قرارداد دو چیز است: اول تعیین مهریه بصورت مالی که حضور و به اصطلاح مالیت داشته باشد (مهریه نمیتواند امر موهومی باشد) و دوم قصد انشاء. قصد انشاء به معنی اعم و اخص، آن است که زن بداند در حال اجاره خدمات جنسی خود به مرد است و‌ آن را قبول داشته باشد و مرد هم بداند که درحال اجاره خدمات جنسی زن در قبال دادن مال و وجه به اوست و این را قبول داشته باشد. بنابراین اگر زن و مرد واقعاً چنین قصدی نداشته باشند یا واقعاً مالی برای انتقال به زن وجود نداشته باشد این قرارداد محل ایراد و اشکال است.
۳) توصیه های اکید مذهبی بر این بوده است که این قراردادها جنبه ظاهری نداشته باشد و ماهیت "خرید و فروش خدمات جنسی" با درنظر گرفتن شأن و شخصیت طرفین در آن لحاظ شود. تأکید قرآن به مردان بر این بوده است که زنان را یا به خوشی نگاه دارند و یا به خوشی رها کنند و درنهایت وجوه مورد تعهد را به ایشان پرداخت کنند.
۴) طبق مفاهیم شیعی مرد میتواند با رعایت اصل عدم تبعیض (تا حد ممکن و معمول) چهار زن بصورت در اختیار (با مدت نامعلوم)، و بسته به توان مالی خود به تعداد دلخواه زنان با قرارداد نوع دوم (عقد معین یا مدت دار) جهت لذت و تمتع جنسی خود داشته باشد. ارتباط بین شرع و دانش نوین در مفهوم رابطه جنسی و سلامت جنسی اینک در پی آنیم تا نشان دهیم بین مفهوم شرعی رابطه جنسی و مفهوم علمی سلامت و بهداشت جنسی نه (آنچنان که بعضی می پندارند) تشابه و نه (آنچنان که بعضی پنداشته اند) تعارضی وجود دارد. دو حرکتی که میتواند همزمان در جهت هم حرکت کند: سالم سازی روابط جنسی شرعی و شرعی کردن روابط جنسی سالم است. منظور ما رسیدن به شرایط ایده ال همزمانی این دو مفهوم است (که لزوماً ممکن است با هم همزمان نباشند). در اینجا سعی در روشن شدن دو موضوع کلی را داریم:
۱) چه نسبتی بین مفاهیم مذهبی و دانش بشری بطور کلی وجود دارد؟
۲) چه نسبتی بین مفهوم رابطه جنسی از دیدگاه شرعی و سلامت جنسی از دید دانش نوین جنسی وجود دارد؟
۱) بین مفاهیم شرعی و دانش بشری بطور کلی چه نسبتی وجود دارد؟ از مرحوم مهندس بازرگان و مرحوم محمد تقی شریعتی (پدر مرحوم دکتر شریعتی معروف) بعنوان اولین افرادی نام می برند که سعی کردند بین مفاهیم جدید دانش بشری که عمدتاً از زبان دانش پژوهان غربی بیان میشد و مفاهیم مذهبی اسلام و قرآن رابطه مستقیمی برقرار کنند. در واقع با تأسیس دانشگاه تهران که (در کنار دبستان ها و دبیرستانهای جدید) به سبک و سیاق غربی و در مقابل سیستم سنتی آموزشی در حوزه های علمیه اداره میشد، و با افزایش دامنه اختلافات بین تحصیلکردگان حوزه و دانشگاه، نگرانی از تشدید تفرقه بین طبقات مختلف مردم و سوء استفاده های احتمالی قدرت های استعمارگر یکی از انگیزه های بسیار مهم در روندی بوده است که بعدها به نام معروف "وحدت حوزه و دانشگاه" مورد استقبال قرار گرفت و ادامه پیدا کرد. در این تلاش جدید سعی شد برای هر یک از مفاهیم مذهبی که بخصوص در آیات قرآن با آن برخورد میکنیم یک معادل در دانش جدید بشری – عمدتاً دانش تجربی- یافت شود، و برعکس هرچه آن را که مسلمانان در پیشرفت های جدید دانش بشر می یابند در آیات قرآن یا احادیث مذهبی ریشه یابی کنند. در ادامه این روند- که با استقبال خوبی از سوی عامه مسلمانان روبرو شد- بتدریج این اصل در ذهن اکثر مردم شکل گرفت که هر مفهوم مذهبی قطعاً دارای ریشه های علمی مورد تأیید دانش بشری است و از طرف دیگر بین "سلامت علمی" و "حلالیت شرعی" مفهوم متناظر و متشابهی برقرار شد.
بدین ترتیب برای مثال برای همگان کوچکترین شکی باقی نمانده بود که با توجه به حرام بودن مصرف گوشت خوک تمام بررسی و پژوهش های علم جدید حاکی از ناسالم بودن و بهداشتی نبودن مصرف گوشت خوک هم هست، و اصولاً (به تصور من) تمام نتایج پژوهش های احتمالی که دال بر سلامت و خالی از اشکال بودن مصرف گوشت خوک بود بعنوان مطالب جعلی و غیرعلمی در همان برخورد اول از صافی ذهن دانش پژوه مسلمان رد نشده و به کتابها یا مجلات و روزنامه ها هم وارد نمیشد. به همین ترتیب از نظر مسلمانان تمام پژوهش های علمی دال بر مضرات مصرف الکل بوده است و اصولاً اگر بررسی حاکی از اثرات مثبت مصرف الکل هم باشد به دیده تردید به آن باید نگریست. بعنوان یک اصل کلی هر چیزی که حرام مذهبی است از نظر علمی ناسالم و غیربهداشتی است، یا هر چیز که از نظر شرعی حلال است، از لحاظ علمی سالم، بهداشتی و مورد تأیید هم هست. به همین ترتیب آنچنان مفهوم "پاکی مذهبی" و "سلامت بهداشتی" به هم آمیخته شد که شنونده اصلاً نمیتوانست درک کند که چگونه آب جاری رودخانه (حاوی میکرب تب تیفوئید) با وجودی که از لحاظ شرعی پاک است (و با آن میتوان وضو گرفت)، از لحاظ بهداشتی ناپاک است و نباید با آن تماس گرفت. آیا مگر ممکن است چیزی پاک باشد اما سالم نباشد؟ یا برعکس چگونه ممکن است تماس با ادرار که از لحاظ شرعی ناپاک است از لحاظ علمی و بهداشتی سالم و بی ضرر باشد؟ (یک بار از معلم دینی خود پرسیدم که آیا اگر بعد از دفع، آب آفتابه را در سه قسمت مجزا بر پشتمان بریزیم پاک میشود؟ جواب مثبت بود.
بعد پرسیدم اگر همین مقدار آب را در یک نوبت بریزیم چرا پاک نمیشود؟ واقعاً هیچ کدام از ما – آن موقع من جزو بچه های پرشور انجمن اسلامی بودم- نمیدانستیم چرا؟) کم کم بسیاری از مفاهیم مذهبی در جامعه بجای اینکه با قال الباقر و قال الصادق شروع شود با منبع موهوم و یافت نشدنی " دانشمندان نشان داده اند.." یا " علم ثابت کرده است ..." شروع میشد. این موضوع بخصوص زمانی وجهه غم انگیزتری پیدا میکرد که تمام مفاهیم مذهبی که قبلاً بر پایه یک فرضیه یا نظریه تجربی توجیه میشد (یا شاید هم اصلاً لازم نبود توجیه شود)، با پیدایش شواهد جدید در نقض فرضیات قدیمی دچار مشکل اساسی میشد. (یک بار در کتاب قضاوتهای امیرالمومنین خوانده بودم که زن و مرد سفیدی با فرزند سیاهی به نزد امیرالمومنین آمدند و مرد زن را متهم به زنا میکرد. حضرت از مرد پرسید آیا تاکنون در ایام حیض با زنت نزدیکی کرده ای؟ مرد پاسخ داد: آری. حضرت فرمودند که برو فرزند از آن خود توست چرا که خون بر نطفه غلبه کرده است.
این گذشت تا اولین بار در کلاس جنین شناسی متوجه شدم اصولاً در ایام عادت ماهانه تخمک گذاری انجام نمیشود که جنینی بخواهد شکل بگیرد و فرزندی بخواهد متولد شود. ضربه سنگین و گیج کننده تعارض بین آن داستان و این اصل علمی تا مدتها ذهن مرا بخود مشغول کرده بود. واقعاً نمی فهمیدم یعنی چه؟) شاید آن زمان که مرحوم بازرگان و مرحوم شریعتی به طرح چنین دیدگاهی برای نزدیک کردن علماء حوزه و تحصیلکردگان دانشگاه می اندیشیدند، نمیتوانستند پایان هولناک این روند را حدس بزنند: کم کم دانش پژوه مسلمان ما در برخورد با نتایج بررسی های جدید علمی دو راه بیشتر در پیش نداشت. تردید بی دلیل و مدرک در نتایج بررسی های علمی، یا رو در رو شدن با مفاهیم مذهبی و به تبع آن عامه مذهبی مردم. آیا راهی برای گذر از این تعارض وجود داشت؟ برای خود من زمان زیادی طول کشید تا راهی برای حل این تعارض پیدا شود، هرچند جواب مثل همیشه ساده و بسیار در دسترس بود.
۱) حقایق قرآنی و مذهبی (گذشته از تردید داشتن یا نداشتن در درستی آن و استنادش به ذات خداوند و دانش الهی) از منبع فرازمینی سرچشمه میگرفتند، درحالیکه حقایق علمی از منبع بشری و زمینی سرچشمه میگرفتند. وقتی خداوند به چیزی امر یا از چیزی نهی کرده است، مشروعیت آن بی نیاز از سوال و جوابهای معمول بشری است. بنابراین گوشت خوک حرام است فقط و فقط به همین دلیل ساده که خداوند مصرف آن را منع کرده است (احتیاج به دلیل علمی هم ندارد). رویکرد تعابیر و داستانهای قرآن هم اکثراً در جهت تمسخر مقایسه بین دانش و سوال و جواب بشری در مقایسه با مشیت و دانش الهی است (فقط برای نمونه مقایسه کنید ذهنیت و تصوری که قرآن از موسی- بعنوان مظهر دانش بشری- در مقابل خضر – بعنوان مظهر دانش الهی- در داستان همراهی آن دو ساخته است: خضر در مقابل موسی جان کودکی را که با همسالانش مشغول بازی است میگیرد). بنابراین آیا واقعاً لزومی دارد که تمام دستورات الهی ابتدا بر پایه دانش بشری توجیه و توضیح داده شود؟ گمان من غیر از این است.
▪ مسئله بسیار مهمی که اغلب به آن توجه نشده است این است که رویکرد اسلام شیعی به مفاهیم حلال و حرام عمدتاً یک رویکرد چند وجهی و چند بعدی است. برای مثال ممکن است امری از جهتی حلال اما به جهت دیگری حرام باشد یا برعکس. در اینصورت توجه به الویت هایی نتیجه نهایی را تعیین خواهد کرد. برای مثال هرچند گوشت گوسفندی که با در نظر گرفتن شرایط خاص به اصطلاح ذبح اسلامی شده است از این نظر حلال است، اما اگر گوشت آلوده به میکرب بیماریزا باشد بنا به قاعده دیگری حرام میشود. بدین ترتیب رو به قبله شدن قربانی تنها شرط حلال بودن مصرف آن نخواهد بود. برعکس با وجود حرام بودن مصرف گوشت خوک، در شرایط اضطراری که دسترسی به ماده غذایی دیگر نیست از آنجا که مصرف این گوشت برای ادامه حیات انسان ضروری است مصرف آن با دستور صریح شریعت، برای انسان کاملاً حلال است. توجه بفرمایید در واقع قاعده کلی "الویت سلامت جسمی و روحی انسان" (کلمه "و روحی" را با اجازه خود من اضافه کرده ام. امیدوارم کسی اعتراضی نداشته باشد) در اسلام شیعی، تعیین کننده حکم نهایی در هر موردی است که به نظر، سلامت جسمی انسان در تعارض با دستور مذهبی دیگری قرار گرفته است. منبع تعریف این "سلامت بشری" هم نظر دانشمندان (بطور اخص پزشکان) و دانش بشری در همان زمان است. بدین لحاظ شریعت شیعی با این ترفند هیچ گاه اجازه بروز تعارض بین مفاهیم فقهی و مذهبی با دانش بشری را نداده است (که با ترفند دیگری نیاز به رفع تعارض باشد). در این مورد بطور مفصل در مقاله "آیا اسلام با دانش نوین جنسی در تعارض است؟" صحبت کرده ام.
▪ به نظر می آید هیچ لزومی برای التقاط و آمیختگی مفاهیم حلال و حرام (شرعی) و سالم و ناسالم (علمی) وجود نداشته باشد. در واقع هیچ لزومی ندارد فکر کنیم بین این دو تعارضی وجود دارد. گوشت گوسفندی که به طریقه بهداشتی پرورش یافته اما به طریقه شرعی ذبح نشده است، ضمن اینکه از لحاظ بهداشتی سالم است، از لحاظ شرعی ناپاک است. برای توضیح ناپاک بودن شرعی آن هیچ لازم نیست که بدنبال ناسالم نشان دادن آن باشیم. سوال این است: آیا بعنوان یک مسلمان، با وجود گوشت سالم و شرعی لازم است که از گوشت سالم اما غیرشرعی استفاده کنیم؟ آیا رو به قبله کردن قربانی و بر زبان راندن نام خدا هنگام ذبح واقعاً کار مشکلی بنظر میرسد؟ در مورد نیازهای دیگر روازنه چطور؟ آیا در همه آنها نیز میتوانیم از چنین منطقی پیروی کنیم؟ در مجموع کوشش من بر این بود که نشان دهم هر تلاشی برای توجیه و توضیح مفاهیم مذهبی بر پایه دانش درحال تحول بشری و علوم تجربی امری غیرلازم است، که با توجه به آبشخور متفاوت این مفاهیم ممکن است به تعارضات لاینحل منجر شود. بدین ترتیب از این لحاظ هیچ نیازی به مقایسه مفاهیم "حلالیت شرعی" با "سلامت علمی" وجود ندارد.
۲) چه نسبتی بین مفهوم رابطه جنسی از دیدگاه شرعی و سلامت جنسی از دید دانش نوین جنسی وجود دارد؟ همانطور که پیش از این اشاره کردیم محور اصلی نگرش شرع نسبت به رابطه جنسی رعایت و توجه به مبانی حقوقی و مالی آن است. اما در مورد تعریف سلامت جنسی از دید دانش نوین جنسی، باید گفت که با وجود تب و تاب و تلاش گسترده ای که در جهت شناخت و درمان اختلالات جنسی صورت گرفته است، توجه یا تلاش در خوری برای تعریف سلامت جنسی انجام نشده است که شاید بتوان این را ناشی از دشوار بودن ارائه یک تعریف همگانی و "جامع و مانع" در مورد سلامت جنسی دانست. شاید بتوان در اولین تلاش سلامت جنسی را بصورت "یک رابطه جنسی ارضاء کننده و خالی از تنش" تعریف کرد.
به عبارت دیگر یک رابطه جنسی سالم رابطه ای است که برای هر دو نفر ارضاء کننده و بدون ترس و اضطراب باشد. در این رابطه دوطرف سعی میکنند به نیازهای عاطفی- جنسی یکدیگر پاسخ مناسب دهند. معمولاً گسترش یک رابطه عاطفی- جنسی در ابعاد مختلف حسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و حتی ورزشی (دوطرفه) منجر به استحکام بیشتر آن میشود (که در جایی دیگر به تفصیل از آن صحبت کرده ام). هرچند ممکن است همین تعریف را نیز خالی از اما و اگر و سوال و خدشه ندانیم اما بیایید فعلاً و موقتاً آن را بعنوان تعریف یک رابطه عاطفی- جنسی سالم بپذیریم. در اینصورت میخواهیم بدانیم چه نسبتی بین مفهوم شرعی رابطه جنسی و مفهوم سلامت جنسی از دید دانش نوین جنسی وجود دارد؟ برای راحتی کار اجازه بدهید سوال فلسفی خود را در غالب پرسش و پاسخ های ساده تری بررسی کنیم:
۱) آیا هر رابطه جنسی شرعی (که با قرائت کلمات مخصوص صیغه رسمی شده است) لزوماً از دید دانش نوین جنسی هم سالم است؟
۲) آیا هر رابطه ای که (بنا به فرض) از دید دانش نوین جنسی رابطه سالمی تلقی میشود لزوماً شرعی است (یا قبلاً باید شرعی شده باشد)؟
۳) آیا شرعی کردن یک رابطه جنسی سالم آن قدر مشکل است که به ناچار باید بین رابطه جنسی سالم و رابطه جنسی شرعی یکی از آنها را انتخاب کرد؟
۴) آیا شرعی بودن یک رابطه جنسی لزوماً در تعارض با سالم بودن آن رابطه است؟ پاسخ به سوالات بالا با توجه به مقدمات گفته شده شاید کار چندان مشکلی بنظر نیاید. به ترتیب:
۱) خیر. قرائت کلمات مخصوص صیغه (و از این لحاظ شرعی شدن آن) لزوماً به معنی سالم بودن رابطه نیست. هرچند با توجه به توضیحات پیش از این شاید بتوان گفت اگر رابطه ای برای جسم و روان هریک از طرفین ناسالم باشد، با توجه به دیدگاه ها و اولویت های دیگر فقه و اسلام شیعی، در شرعی بودن آن نیز جای اگر و امای بسیار است. آیا تأکید قرآن بر "به خوشی نگه شان دارید یا به خوشی رهایشان کنید" اشاره روشنی بر اهمیت سلامت رابطه بعنوان معیاری در مورد تأیید آن از دیدگاه خداوند نیست؟
۲) خیر. هر رابطه جنسی سالم لزوماً ممکن است شرعی نباشد. شرعی شدن رابطه تنها پس از در نظر گرفتن مسائل حقوقی و مالی و جاری شدن صیغه عقد، صورت میگیرد.
۳) خیر. با توجه به راحتی و سهولت بسیاری که برای شرعی کردن یک رابطه جنسی (از دیدگاه شریعت اسلام شیعی) وجود دارد هیچ لزومی ندارد که فکر کنیم شرعی کردن یک رابطه سالم کار سختی است.
۴) خیر. با توجه به توضیح قبلی چنین پیش فرضی که بر اساس آن شرعی بودن یک رابطه جنسی در تعارض با سالم بودن آن است وجود ندارد. بدین ترتیب- هرچند بطور مختصر- سعی کردم نسبت بین رابطه جنسی شرعی و رابطه جنسی سالم را نشان دهم. بطور خلاصه از یک طرف نباید فکر کرد این دو یک چیز هستند و از طرف دیگر بنظر میرسد بین این دو مفهوم تعارضی هم وجود ندارد. بین قوانین فعلی (و مهمتر از آن نحوه اجرای قوانین) و مفاهیم اسلام شیعی در مورد رابطه جنسی تا چه حد تعامل یا تعارض وجود دارد؟ در اینجا در پی آنیم تا نشان دهیم اولا قوانین و نحوه اجرای قوانین (در ایران) در تعارض کامل با فقه شیعی و نص صریح قرآن است و دوم اینکه این امر بستر ساز حضور تعارضات و اختلافات و سوء تفاهمات و سوءظن های درازمدتی است که قطعاً امکان تداوم روابط عاطفی- جنسی سالم در جامعه را با موانع خطیر مواجه خواهد کرد. پس در این قسمت در پی روشن کردن نسبت بین قوانین و نحوه اجرای قوانین فعلی ایران با مفهوم اسلامی رابطه جنسی هستیم، و پس از آن به نقش صحیح قانون در روابط جنسی افراد اشاره خواهیم داشت. هرچند بنا به بیان صریح خود قوانین مدنی، آبشخور قوانین فعلی مدنی ایران در باره رابطه جنسی همان فقه و مفاهیم اسلام شیعی بوده است، اما با نگاه اجمالی به این قوانین متوجه میشویم که امروزه سیر و سیاق تصور و تلقی قانون و برخورد مجریان آن کمتر شباهتی به اصل مفاهیم فقهی و شیعی آن داشته است.
ظاهراً از زمان سلطنت پهلوی به این سو، تلقی قانونگذاران حکومتی بر این بوده است که این مفاهیم و قوانین به صورت اصیل، برآورنده نیازهای روز مردم نیست و بدین ترتیب همواره سعی شده است که- نه با اصلاح و تغییر زیربنایی این مفاهیم بلکه- با انجام تغییرات غیراصولی، این قوانین قدیمی را به نحوی با نیازهای روز جامعه- به زعم خود- همگام سازند. روندی که به تعارضات جدی در زندگی روزمره جامعه ما انجامیده و حتی وقوع انقلاب اسلامی نیز نتوانسته از در غلطیدن آن به دامن این تعارضات بنیادی جلوگیری کند. اکنون به ظاهر قوانین مدنی ایران ترکیبی است از مفاهیم اسلامی و قوانین پیشرفته ملل مترقی چون فرانسه! التقاطی که به سختی به آرمان ابتدایی خود راه برده است. در واقع اندازه و شدت این تعارضات به حدی است که برای بیان آن زمان کوتاه ما در این مجال کفایت نمیکند و ما تنها به پاره ای از آنها اشاره خواهیم کرد:
حق طلاق که بر پایه مفهوم ابتدایی عقد، در اختیار مرد است (و قوانین مدنی در ابتدا هم بر آن تصریح داشته است) بتدریج از مرد گرفته شده و در حال حاضر بصورت نظری در اختیار قاضی و حاکم شرع و بصورت عملی در اختیار هیچ شخص خاصی نیست.
ظاهراً تلاش قانونگذاران، تعمیم نگاه امروزی قوانین اروپایی کار و کارگر (کارفرما هر وقت که بخواهد نمیتواند کارگرش را اخراج کند) به روابط زن و شوهر است. بدین ترتیب در قوانین فعلی بین جدایی عاطفی- جنسی زن و مرد، و جدایی قانونی آنها زمان زیادی (گاهی بیش از یک دهه و بعضاً نزدیک به دو دهه) فاصله می افتد. در واقع آنها مدتها پیش روابط جنسی جدید با جفتهای جدید خود را شروع کرده اند در حالیکه عملاً قانون قادر به فهم این موضوع نیست. یعنی درست همان وضعی که در اروپا بخصوص بلافاصله پس از رنسانس حکمفرما شد و بارها مورد انتقاد روحانیون اسلامی واقع شد: روابط جنسی طبیعی اما غیرقانونی.
▪ حق داشتن همسر دوم یا بیشتر: بر طبق قوانین اسلامی و با توجه به ماهیت بشدت اقتصادی روابط جنسی، مرد به شرط توانایی مالی حق برخورداری جنسی از هر تعداد زن که بخواهد داراست. در زمان پهلوی دوم قانون گذاران تحت عنوان "حمایت از کیان خانواده" سعی در محدود کردن این حق را داشتند بطوریکه ثبت ازدواج منوط به رضایت همسر اول یا تحت شرایط خاص و اجازه دادگاه بود. در همان زمان روحانیون با مقایسه قانونی بودن روابط جنسی در محدوده مجموعه شهر نو و غیرقانونی بودن روابطی که برپایه شرع و در حضور روحانیون ثبت میشود این قوانین را به تمسخر کشیدند. بعد از انقلاب طی تفسریه شورای نگهبان در سال ۶۳، پاره ای از این قوانین از جمله محدودیت حق داشتن همس دوم خلاف شرع اعلام شد، هرچند ظاهراً بنا به پاره ای ملاحظات این تفسریه کاملاً علنی نشد و در حال حاضر در یک اقدام متناقض پاره ای از دفاتر عقد- بر خلاف پاره ای دیگر از دفاتر، و در قبال اخذ مبالغ بیش از معمول- بر پایه همین تفسریه اقدام به ثبت ازدواج دوم یا بیشتر مرد میکنند. در قران کریم – در آیه اول سوره تحریم- به صراحت ذکر شده است که دلیلی ندارد پیامبر بخاطر کسب رضایت بعضی از همسران خود حلال خداوند را بر خود حرام کند (تفسیر و شأن نزول این آیه کمی طولانی است که به مجال دیگری نیاز است). بدین ترتیب نص صریح قرآن مجید بر این دلالت دارد که عدم رضایت همسر دلیل کافی برای حرام کردن چیزی که خداوند حلال کرده است نمی باشد.
▪ نحوه دخالت حکومت اسلامی در اختلافات زن و شوهر: بنا به نص قرآن مجید اگر اختلافی بین زن و مرد رخ داد حکومت در ابتدا نباید در این امر دخالت کند، بلکه ابتدا با تعیین دو داور یا حکم از سوی دو طرف به این اختلاف رسیدگی میشود. پس از آن (با نظر داوران) درصورتیکه یکی از طرفین از قبول سخن حق و عمل به تعهدات خود سرباز زد آنگاه باید حتی به زور این فرد (زن یا مرد) را وادار به قبول تعهدات خود کرد. در قوانین فعلی درست بر خلاف این عمل میشود. بطوریکه به مجرد شکایت زن، در امری که در بسیاری از موارد نزدیکان فرد خود را محق به دخالت نمیدانند بلافاصله حکومت با تمام شعبات و قاضیان و ضابطان و مأموران حکومتی و دست بند و پاسگاه و دادگاه و بازداشتگاه و زندان محق به دخالت و گسترش دعوا میشوند. خنده دار این است که طبق قوانین فعلی پس از سالها کشمکش و قبول صدمات ناشی از اختلافات درازمدت، وقتی طرفین راضی به توافق برای جدایی میشوند، قانون طرفین را موظف میکند که برای رفع اختلاف "حکمین" خود را معرفی کنند. تصور کنید اگر این امر در هر کشور دیگر اتفاق می افتاد احتمال این می بود که مجریان قانون از سوی روحانیون ما به جرم تمسخر دستورات قران به مجازات کفر و ارتداد محکوم شوند!
▪ مهریه: همانطور که گفتیم از جمله شروط درستی عقد، مالیت داشتن یا موهوم نبودن مهریه است. منظور این است که در هنگام عقد به درستی مال قابل انتقال (بطور سنتی زمین، خانه، گاو یا گوسفند و اصولاً مال موجود) وجود داشته باشد. معلوم نیست رسم فعلی معامله نسیه بصورت تعداد سکه های ناموجود اما عندالمطالبه از چه زمانی در دفاتر ثبت نمایندگان قوه قضاییه باب شده است. اصولاً معلوم نیست برای نمایندگان قوه قضائیه ثبت مهریه هزار و سیصد و هفتاد سکه طلا چه مقدار واقعی تر از ثبت طلاهای موجود در خزانه بانک مرکزی یا معادن طلای کوه قاف بعنوان مهریه و صداق عروسی بنظر می آید؟! خوشمزه این است که طی احکام صادره قضات عموماً مرد را – با توجه به عقدنامه ثبت شده- ملزم به پرداخت طلاهای عندالمطالبه بانک مرکزی به عروس خانوم می نمایند!
▪ الزام به تمکین: از جمله قوانین بدون ضمانت اجرایی در حکومت فعلی ایران حکم الزام به تمکین دادگاه است. طبق قوانین فعلی و شریعت اسلامی، زن در قبال مهریه و نفقه ای که حق گرفتن آن را دارد، ملزم به ارائه خدمات جنسی (تمکین) به مرد است اما در حال حاضر پیش بینی نشده که اجرای احکام چگونه زنی که از این امر تمکین نمیکند (زن ناشزه) را ملزم به اجرای حکم میکند. این در حالی است که بسیاری از قاضیان در حالیکه همسر فرد حکم جلب شوهرش (بخاطر عدم پرداخت مهریه) را در دست دارد، کاملاً ادعای راسخ درتمکین زن داشته و با توجه به ادعای شفاهی وی، تمکین زن از مرد را در رأی صادره گواهی میکنند. جالب این است که ظاهراً در قوانین ابتدایی شرایط تعقیب و بازداشت زن متمرد از اجرای قانون نیز پیش بینی شده بوده که عملاً مدتهاست به فراموشی سپرده شده است.
▪ گروگان گیری مهریه در مقابل طلاق: با وجود تأکید نص صریح قرآن به اینکه "درصورت عدم تمایل به همسرانتان، مالی را که به انان وعده کرده اید پرداخت کنید و آنان را برای گذشت از این مال تحت فشار مگذارید" (این کار از عادات مردان از زمان جاهلیت بوده است) روال معمول در قوانین فعلی این است که در بسیاری از موارد زن در قبال پذیرش طلاق قانونی باید از مهریه خود (یا قسمتی از آن) بگذرد.
▪ حضانت کودکان: با توجه به قول مشهور فقهای امامیه در این که پسر پس از دوسالگی (اتمام زمان شیرخوارگی طفل از مادر) باید به پدر باز گردانده شود، از عجایب روزگار اینکه مجمع تشخیص مصلحت نظام بر خلاف این قول مشهور (که به تصریح فقهای شورای نگهبان هم رسید)، سن حضانت کودکان پسر نزد مادرانشان را از دو سال به هفت سال افزایش میدهد. بنا به عبارت دیگر در حال حاضر بنا به نظر حکومت اسلامی حداقل پاره ای از قوانین فقه شیعی در تعارض صریح با مصلحت فعلی نظام اسلامی قرار دارد! جالب این است که مجمع تشخیص مصلحت توضیح نمیدهد که ملاک چنین تغییر و تصمیمی کدامیک از تحقیقات و بررسی ها و پژوهش های امروزی دانش بشری در مورد مضرات آن قول مشهور فقهای امامیه است (برعکس. بعضی از فرضیات، بروز بعضی اختلالات مانند اسکیزوفرنیا یا اختلال هویت جنسی را به حضور مادری غالب و نبود پدری خون گرم برای همانندسازی شخصیتی کودک پسر با او نسبت میدهند).
▪ ...... کوتاه سخن اینکه در حال حاضر مفهوم و نگرش قانونی به رابطه جنسی به آن چنان کلاف سر در گمی تبدیل شده است که کمتر با مفهوم شرعی و ابتدایی رابطه جنسی در اسلام شیعی تفاهم و تناظر دارد. در این بازی، قاعده این است که آنچه میگویی خلاف آنچه به واقع میخواهی است. اینجا مردی که از زنش متنفر است و خواستار جدایی از اوست تقاضای الزام به تمکین به دادگاه می برد (و اگر تقاضای طلاق کند او را دیوانه پنداشته به خواسته اش توجه نکنند). یا زنی که خواهان جدایی از شوهرش است در دادگاه اقرار به تمکین خود کرده و تقاضای نفقه در ازای ارائه خدمات جنسی (برای امرار معاش) می نماید. براستی ریشه این دخالت طولانی مدت حکومت در تداوم اختلافات و کشمکش های قانونی زن و مرد در چیست؟ عدم درک ابتدایی زن و مرد از ماهیت اقتصادی این خرید و فروش؟ عدم مسئولیت پذیری نمایندگان قانون برای رعایت چهارچوب صحیح و شرعی عقد؟ عدم درک درست قانون و حکومت از اصول ابتدایی مفهوم رابطه جنسی در شرع؟ التقاط نادرست و تعارض آمیز مفهوم اسلامی ازدواج با پاره ای قوانین و مفاهیم غربی؟ ترویج تصور و مفهوم مسیحی ازدواج دائم در بستر قوانین اسلامی یک جامعه مسلمان؟ تصور این که قانون توان تعیین تکلیف کردن برای روابط جنسی زن و مرد خارج از چهارچوب حقیقی آن را داراست؟ همه یا هیچکدام؟ اما نتیجه همه این تعارضات چیزی نیست جز تشدید و تمدید درازمدت اختلافات زمان بر و هزینه ساز زناشویی. و نتیجه چیزی نیست جز ادامه دور باطل سوءتفاهم و سوءظن و پس از آن اختلاف و معارضه با ابزارهای قانونی یا غیرقانونی. آیا بنظر شما در این پس زمینه جایی برای رشد و تداوم روابط عاطفی- جنسی سالم باقی می ماند؟ معترضین (گروه های حمایت از زنان- فمینیست ها و...) به چه چیز اعتراض دارند؟ در اینجا در پی آنیم که نشان دهیم بهبود روابط عاطفی- جنسی بین زن و مرد نه با تغییر و کنار گذاشتن مفاهیم قدیمی فقه شیعی، بلکه با گسترش دانش و مهارتهای جنسی بین افراد جامعه امروزی امکان پذیر است. مواجهه با پاره ای از اعتراضات همیشه مرا به این فکر انداخته است که آیا واقعاً معترضین به درستی میدانند به چه چیز اعتراض دارند؟ تعدادی از زنان در میدان هفت تیر تجمع میکنند و درخواست تصویت قوانینی در حمایت از زنان را دارند. این تجمع به خشونت کشیده میشود. روزانه تعداد زیادی از زنان در سایت های مختلف اینترنتی به قوانین تبعیض آمیز زنان اعتراض دارند. نوع بیان مطلب و سوالات و اعتراضات این معترضین در بسیاری از موارد نشان دهنده کم توجهی و عدم درک آنان نسبت به تعاریف علمی، شرعی و قانونی از رابطه جنسی و سلامت جنسی است. برای نمونه پاره ای از سوالات و اعتراضات را طرح و بحث میکنیم. شاید بتوان نام این بخش را "پاسخ به سوالات شایع" هم گذاشت.
▪ ما به وجود قوانین ازدواج موقت/ صیغه اعتراض داریم! چرا مسئولین اجازه میدهند ازدواج موقت/ صیغه در جامعه تبلیغ شود؟ باید به این دوستان تذکر داد اصولاً ما در فرهنگ و شریعت اسلامی (و ظاهراً در فرهنگ غیرمسیحی نوین اروپایی) چیزی به اسم ازدواج دائم نداریم و هرچه هست ازدواج موقت است. در مورد صیغه هم لازم میدانم از طرف همه زنان هموطنم که بارها تحت عنوان "صیغه ای" مورد تمسخر و هتک حرمت افراد "غیرصیغه ای" قرار گرفتند (فقط کافی است ماجرای روایت کیهان از مادر آقای مخملباف و واکنش ایشان در جوابیه را به یاد بیاورید) این مطلب را عنوان کنم که هر زن مسلمان در ایران تنها پس از قرائت کلمات صیغه به عقد شرعی مرد در می آید و از این لحاظ تمام زنان متأهل صیغه ای محسوب میشوند (و به این لحاظ اگر صیغه شدن توهین یا افتخاری محسوب میشود سهم تمام زنان در آن چندان با هم متفاوت نیست). مطلب دیگر توضیح آن است که ازدواج موقت تنها یک نوع قرارداد است که اتفاقاً زنان بر اساس تفکرات جدید امروزی از تقریباً همان حقوقی برخوردار میشوند که سالهاست از فراق آن دم میزنند. در واقع در این نوع قرارداد استقلال شخصی زن از بابت حق کار، آزادی رفت و آمد، حق اظهار نظر در تعیین حدود رابطه جنسی، حق انتخاب برای بچه دار شدن و بسیاری حقوق دیگر رعایت شده است، و این مگر همان چیزی نیست که معترضین حقوق زن بدنبال آن اند؟ نکته مهم این است که تعیین مدت زمان عقد هیچ نقش تعیین کننده ای در انقطاع یا ادامه رابطه زن و مرد ندارد و این امر به عوامل موثر دیگری بستگی دارد، بطوریکه پس از پایان مدت ظاهری عقد، هیچ مانعی برای تمدید آن وجود ندارد. از آن طرف از مزایای خوب این نوع قرار داد میتوان به امکان راحتی طلاق درصورت عدم تفاهم زن و مرد اشاره کرد که نیاز به حکم دادگاه ندارد و با اتمام مدت و یا بذل آن از طرف مرد به راحتی زن و مرد از لحاظ قانونی از هم جدا میشوند و این یکی دیگر از امتیازاتی است که بسیاری از فعالین حقوق زنان از آن دم میزنند. نکته مهم دیگر این است که نوع برخورد ما با یکدیگر به نوع قرارداد موقت و یا دائم (عقد موقت یا دائم) بستگی ندارد، اگر فردی اصول اخلاقی مورد انتظار و مورد تأکید در قرآن (نسبت به همسرش) را رعایت نمیکند نباید آن را ماهیتاً به موقت یا دائمی بودن عقد ربط داد. قراردادهای اینچنین به خودی خودشان خوب و بد نیستند بلکه این نحوه تعامل ما با یکدیگر است که باعث بروز رنجش و کدورت های دوطرفه خواهد بود
▪ ما به قوانین ازدواج در مورد زنان اعتراض داریم. چرا حق طلاق با مرد است؟ چرا زن مجبور به ارائه خدمات جنسی اجباری به مرد است؟ چرا مرد میتواند زن را الزام به تمکین کند؟ و اصولاً چرا مردان نباید با زنان حقوق برابر داشته باشند؟ مسئله ای که این معترضین به آن توجه ندارند ماهیت اقتصادی این گونه روابط جنسی بین زن و مرد است. مرد پول پرداخت میکند و در ازای آن از خدمات جنسی زن بهره مند میشود (من خود کمتر رابطه جنسی را سراغ دارم که در راستای این اصل قدیمی شکل نگرفته باشد، چه در روستاهای سنتی و چه در شهرهای پیشرفته). این قراردادی است که بر اساس آن مرد تا زمان معین (یا نامعین) از خدمات جنسی زن استفاده میکند و درصورت تمایل، او را برای برخورداری از زندگی آزاد رها میکند. میزان این دستمزد و این که آیا درصورت رها شدن تکافوی معاش روزمره او را خواهد کرد یا نه، مسئله دیگری است که به قوانین و شرایط طبیعی عرضه و تقاضا ربط دارد و منحصر به جنس یا طبقه یا ملیت خاصی نیست. اگر زنی مایل به تحول در این وضع است باید بصورت اصولی ماهیت اقتصادی این رابطه را تغییر دهد. قطعاً رابطه ای که در آن لذت عاطفی- جنسی با لذت عاطفی- جنسی مبادله میشود شرایط بس متفاوتی دارد از رابطه ای که در آن لذت جنسی با پول معاوضه میشود. در واقع این عبارات ثبت شده یا شفاهی نیست که ماهیت و شرایط رابطه را تعیین کرده است تا به آن اعتراضی باشد. جالب این است که من تاکنون ندیده ام که این فعالان حقوق زنان به مسئله اخذ مهریه و نفقه توسط زنان اعتراض داشته باشند و در راستای تساوی حقوق زن و مرد خواهان حذف سیستم اخذ مهریه و نفقه از قوانین قضایی مملکت شوند! اصولاً معلوم نیست در سیستم برابری حقوق زن و مرد (ادعایی این افراد)، زن مهریه ۱۳۷۰ سکه طلا و نفقه ماهانه هفتاد هزارتومان را بابت چه چیزی دریافت میکند؟ تازه علاوه بر همه این مقدمات باید عرض کنم که اصلاً این امر به ترتیب گفته شده درست نیست و در حال حاضر در قوانین گنگ و متعارض فعلی مرد حق طلاق زن خود را ندارد و به نحوی جای موجر و مستأجر به کلی در حال عوض شدن است! خنده دار این است که مرد قادر به رها کردن زنی که در اجاره اوست نیست و در واقع اینک اوست که برای ارائه خدمات و تأمین معاش زن در اختیار او قرار گرفته است! باز خنده دار این است که با اینکه طبق قانون مرد ملزم به پرداخت نفقه ماهانه به زن است، هیچ قانونی نمیتواند زن را ملزم به ارائه خدمات جنسی در ازای نفقه ای که دریافت میکند بکند! واقعاً که بعقیده من جا دارد مردان بجای زنان بخاطر پایمال شدن بدیهی ترین حقوق ابتدایی خود در میدان هفتم تیر تهران اجتماع کنند و خواستار اصلاح قوانین مربوط به حقوق زن و مرد شوند!
▪ چرا قوانین جدید و بهتر برای بهبود روابط عاطفی- جنسی زن و مرد وضع نمیشود؟ من توجه تمام خوانندگان را به این نکته جلب میکنم که در حال حاضر قسمت اعظم مصائب و مشکلات و تنشهای موجود در روابط زن و مرد از ناحیه همین قوانین متعارض و گنگی است که بارها – نه بصورت یک پارچه که بصورت موردی- جرح و تعدیل شده است. آنچه که روشن است این است که بهبود روابط زن و مرد تنها با گسترش دانش و مهارت های جنسی زن و مرد و تغییر نگرش آنها به رابطه جنسی بین زن و مرد امکان پذیر است، نه تصویت قوانین ناصواب و ناهمگون گاه بگاه که بدون تکیه بر هیچ پژوهش و بررسی (مورد تأیید دانش امروزی بشر) به تصویب مجلس نمایندگان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام میرسد. آنچه که ما به آن احتیاج داریم لغو همین قوانین وضع شده است. ما از تمام نمایندگان ملت خاضعانه خواهش میکنیم که فعلاً تا اطلاع ثانوی به همان قوانین اصیل فقه شیعی بسنده کرده و از ارائه طرح های کارشناسی نشده من درآوردی برای دخالت در سیستم های خانوادگی زن و مرد بپرهیزند! قبلاً از این بابت از همه نمایندگان محترم سپاسگزاریم! در واقع به عقیده من قانون تعیین کننده ماهیت روابط جنسی بین زن و مرد نیست (و نباید و نمیتواند باشد)، بلکه وظیفه قانون تنها ثبت این روابط است (ثبت هر واقعه ارتباط و ثبت هر واقعه جدایی). تلاش قانون برای تقابل و تعارض با خواست افراد نتیجه ای جز بروز تعارضات و عوارض ناخوشایند غیرقابل جبران در جامعه نخواهد داشت (کمترین عارضه آن نزدیکی های مکرر ثبت نشده و گسترش بی رویه و غیرقابل کنترل بیماری های مسری مقاربتی مانند ایدز است). به گمانم اروپا در قرون وسطی یک بار این نوع نگاه مسیحیت کاتولیک به روابط زن و مرد را تجربه کرده است و شاید نیازی به تکرار آن تجربه دردناک برای نسل امروز ما نباشد. آیا به نظر شما نیازی هست؟
▪ آیا قوانین قدیمی شریعت اسلامی شیعی قادر به پاسخگویی به نیازهای انسان امروزی هست؟ و آیا برای پاسخ به این نیازها احتیاجی به تعریف اشکال جدیدتر رابطه جنسی بین زن و مرد وجود ندارد؟ هرچند با توجه به اصل امکان تدوین احکام ثانوی، به لحاظ نظری فقه شیعی مخالفت اصولی با تعریف و تدوین مفاهیم جدید در مورد رابطه جنسی زن و مرد ندارد (و این موضوعی است که فقها میتوانند در مورد آن بهتر و بیشتر توضیح دهند)، اما بعقیده من همین قوانین شرعی در شکل اصیل (نه در شکل متعارض و گنگ و مبهم فعلی) نیز میتواند برآورنده نیازهای انسان امروزی باشد، به شرط آن که گسترش دانش و مهارتهای جنسی بعنوان شرط اول بهبود روابط عاطفی- جنسی زن و مرد هرچه زودتر در دستور کار جامعه فعلی زخم خورده از فقر فرهنگی و علمی قرار بگیرد.

http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=37975

گزارش اجتماعی: تجاوز به عنف؛ اپیدمی خاموش

گزارش اجتماعی: تجاوز به عنف؛ اپیدمی خاموش

اسکات باب، خبرنگار صدای آمریکا، ژوهانسبورگ

سازمان بین المللی پزشکان بدون مرز اعلام کرده است قربانیان تجاوز به عنف باید حداقل طی سه روز پس از حمله تحت درمان و مشاوره قرار گیرند و برای مبارزه با تابوهای اجتماعی و موانعی که بر سر راه چنین خدماتی وجود دارند، تلاش بیشتری صورت گیرد.

یافته های این سازمان خیریه اخیراً در روز بین المللی زن، در گزارشی پیرامون خشونت جنسی و نسل کشی منتشر شده است.

ماینی نیکولای، مدیر پزشکان بدون مرز می گوید :« خشونت جنسی اپیدمی خاموشی ست که ده ها سال ادامه یافته است. با توجه به اینکه تعداد قربانیان آن به هیچ وجه کاهش نیافته است باید در مورد آن به طور علنی صحبت کرد. ما می خواهیم مردم جهان از پیامدهای پزشکی، روانی و اجتماعی آن و تاثیراتی که بر زندگی روزمره قربانیان برجای می گذارد آگاه شوند.»

پزشکان بدون مرز که غالباً در مناطق جنگی خدمات پزشکی اضطراری ارایه می دهد اعلام کرد کارمندان این سازمان در سال ۲۰۰۷ بیش از ۱۲ هزار قربانی تجاوز به عنف را تحت درمان قرار داده اند. این رقم معادل ۳۵ قربانی در روز است.

این گزارش بنا به فعالیت این سازمان در لیبی، بروندی، جمهوری کنگو، کلمبیا و آفریقای جنوبی تهیه شده است.

نیکولای خاطرنشان می کند که با توجه به ۱۵ سال فعالیت این سازمان در کیپ تاون در آفریقای جنوبی، انتظار می رفت که آمار گزارش تجاوز کاهش یابد ولی چنین امری تحقق نیافته است.

وی می افزاید :« تجربه این سازمان ثابت کرده است که قربانیان خشونت جنسی باید تا سه روز پس از حمله تحت درمان قرار بگیرند و اگر قربانی به ویروس اچ آی وی و یا سایر بیماری های مسری مبتلا شده باشد، چنین امری حیاتی است. اما حتی پیش از آنکه قربانیان مورد آزمایش اچ آی وی قرار بگیرند ویا دارو دریافت کنند، اولین و مهمترین قدم، مشاوره روانی است زیرا قربانیان تجاوز از پیامدهای بلند مدت روحی و روانی آن در عذاب خواهند بود.»

نیکولای می گوید سازمان پزشکان بدون مرز به منظور تسهیل دریافت کمک برای مردم، کارزارهای گسترده آموزشی در مدارس، کلیساها و مراکز اجتماعی بر پا کرده است.

این سازمان در عین حال به مردم کمک می کند تا حمله های جنسی را به پلیس گزارش کنند و گرچه بیشتر اوقات چنین امری بعید به نظر می رسد اما پزشکان بدون مرز در حل و فصل معضلات حقوقی نیز به قربانیان کمک می کند.

نیکولای می افزاید حدود ۶ درصد قربانیان خشونت جنسی مرد و بیشتر پسران نوجوان هستند اما بیشتر مردان بزرگسالی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند به دلیل تعصبات اجتماعی و احساس سرافکندگی از درخواست کمک خودداری می کنند. بنابراین پزشکان بدون مرز معتقد است توجه به چنین مسائلی در کارزارهای آگاهی رسانی پیرامون تجاوز، اهمیت بسیاری دارد.

اختلال عملکرد جنسی خانم ها(مقالات و گزارشات)

اختلال عملكرد جنسي خانم‌ها، از تشخيص تا درمان

اول روان بعد جسم



بسياري از موارد اختلال عملكرد جنسي در زنان اگرچه آزاردهنده اما قابل درمان است.
حدود 40 درصد خانم‌ها به اختلال عملكرد جنسي مبتلا هستند. اين مسئله در خانم‌هاي جوان بيشترين شيوع را دارد و با افزايش سن، ميزان بروز اين مشكل كمتر مي‌شود. معمولا خانم‌ها وقتي به اين موضوع پي مي‌برند كه سطح تمايل يا رضايت جنسي آنها از بين رفته و يا دچار تغيير شده و مشكلي در روابط جنسي آنها به‌وجود آمده است. البته اين مشكل با انجام درمان موثر، برطرف مي‌شود. معمولا در برنامه‌هاي درماني، برقراري ارتباط موثر و كارآمد بين زن و شوهر، حرف اصلي را مي‌زند.
شناخت مشكل، اولين و مهم‌ترين راه با توجه به شيوع زياد اين مشكل در بين خانم‌ها بهتر است شناخت بيشتري از آن داشته باشيم. چهار نوع اصلي اختلال عملكرد جنسي در خانم‌ها شامل اين موارد است: -1 كاهش تمايل جنسي به صورتي كه فرد افكار يا تخيلات جنسي كمتري دارد. -2 عدم توانايي در برانگيختگي و تحريك جنسي و يا حفظ اين تحريك و انگيزش. -3 عدم توانايي رسيدن به اوج لذت جنسي يا ارگاسم -4 دردناك بودن رابطه جنسي
اما چرا اين مشكل پديد مي‌آيد و چه اتفاقي مي‌افتد كه چنين احساسي در فرد ايجاد مي‌شود كه ديگر شرايط و حالات سابق را ندارد؟ براي پاسخ به اين سوِال بهتر است بدانيد كه مسائل جنسي خانم‌ها تركيبي از پيام‌هاي جسمي، عاطفي و رواني است. در نتيجه بروز مشكل در يكي از اين حيطه‌هاي ذكر شده، بر روي ساير حيطه‌ها تاثير مي‌گذارد مثلا مشكل جسمي باعث بروز ترس مي‌شود و ترس به خودي خود منجر به احساس گناه مي‌شود. به اين ترتيب، علل اختلال عملكرد جنسي در خانم‌ها در اغلب موارد بهم مربوط و وابسته است. علل جسمي: درد در طي رابطه جنسي كه ممكن است به دليل آسيب دستگاه تناسلي زنانه باشد، ناهنجاري جسمي، انقباض غيراراداي عضلات مهبل، تبخال تناسلي، عفونت مهبل، بيماري‌هاي مختلف، تغييرات جسمي ناشي از جراحي، پرتودرماني يا ساير روش‌هاي طبي تشخيصي و درماني. علل رواني: علل رواني ممكن است به وجود مشكلاتي از قبل مربوط باشد و يا مشكلي جديداً به وجود آمده باشد. استرس، دعواها يا ناسازگاري‌هاي بين زن وشوهر، آسيب لگن در گذشته كه ممكن است به دنبال آن انقباضات دردناك و غيرارادي در مهبل اتفاق بيفتد، افسردگي، انواع ترس‌ها به‌خصوص اگر به بيماري‌هايي مثل سرطان، اعمال جراحي (مثل برداشتن پستان‌ها يا رحم) مربوط باشد باعث مي‌شود فعاليت جنسي براي زن و شوهر، ناخوشايند شود، افزايش سن و نگراني از مشكلات ناشي از آن. علل دارويي: مثل داروهاي ضدفشارخون و ضدديابت، ضدافسردگي‌ها، آنتي‌هيستامين‌ها، آرام‌بخش‌ها، داروهاي سركوب كننده اشتها، داروهاي شيمي درماني براي سرطان و مخدرها. عوامل فرهنگي و اجتماعي: اين عوامل هم نقش مهمي در سلامت جنسي زنان ايفا مي‌كنند. نبودن سرويس‌هاي مراكز بهداشتي (به‌خصوص بهداشت خانواده) مناسب براي كسب اطلاعات و آگاهي و عدم وجود آموزش مسائل جنسي در برنامه‌هاي آموزشي و بهداشتي يك كشور كه باعث مي‌شود يك خانم، رفتار جنسي سالم و درست را ياد نگرفته باشد. ضمناً ممكن است يك خانم احساس كند، نمي‌تواند با استانداردهاي اجتماعي تطابق داشته باشد و به عبارتي از نظر اجتماعي پذيرفته شده نيست. همين احساس باعث مي‌شود فكر كند جذابيت كافي را نزد همسرش ندارد زيرا اين خانم تصور مي‌‌كند موقعيت او در اجتماع باعث شده از نظر همسرش نيز پذيرفته نشود و يا در شرايطي كه خانم فكر مي‌كند نمي‌تواند انتظارات فرهنگي و خانوادگي را به عنوان يك زن برآورده كند نقش مناسبي در خانواده ايفا نمي‌كند. قطعاً وقتي همسر يك خانم دائم از او ايراد مي‌گيرد و يا او را تحقير مي‌كند، زن احساس كفايت در خانواده نمي‌كند و همين مسئله بر روي روابط جنسي او نيز تاثير مي‌گذارد.
به چه علائمي بايد توجه كرد؟ در خانمي كه به اختلال عملكرد جنسي مبتلاست ميل جنسي كم شده است و معمولا اين افراد مي‌گويند كه تصورات و افكار جنسي در آنها كمتر شده است و يك احساس مقاومت بر سر رابطه جنسي آنها ايجاد شده است. ميزان انگيزه و برانگيختگي اين افراد كم مي‌شود و به عبارتي پذيراي رابطه جنسي نيستند و احساس مي‌كنند نمي‌توانند از نظر جنسي تحريك شده و يا اين تحريك را حفظ كنند. فردي كه مشكل دارد قادر نيست به اوج لذت جنسي يا ارگاسم برسد و ممكن است در طي نزديكي درد احساس كند. معمولا همين علائم موجب مي‌شود فرد احساس كند مشكلي به‌وجود آمده است كه بهتر است در اين رابطه به پزشك مراجعه كند. معمولا پزشك با شرح حال كامل، بررسي سابقه بيمار و معاينه فيزيكي، علت يا علل مشكل را پيدا كرده و سپس درمان مناسبي را آغاز مي‌كند. درمان بسياري از موارد اختلال عملكرد جنسي در زنان قابل درمان است. البته در صورتي كه علت زمينه‌اي آن مشخص شود. درمان در صورتي موثر خواهد بود كه بين خانمي كه مشكل دارد و پزشك معالج و حتي همسر خانم، صداقت و آرامش برقرار باشد زيرا مخفي نگهداشتن مشكل، آن را پيچيده‌تر و بدتر خواهد كرد. به دليل اينكه اختلال عملكرد جنسي اغلب علل مختلف و متعددي دارد نمي‌توان از يك درمان كلي و همه‌گير براي برطرف كردن آن استفاده كرد زيرا يك راه درماني كه براي يك فرد كارساز است ممكن است در فرد ديگر پاسخ‌گو نباشد. يك برنامه درماني خوب و موثر در ابتدا علت اختلال را مدنظر قرار مي‌دهد و سپس بر روي تقويت ساختار ارتباطي همسران متمركز مي‌شود. درمان‌ها شامل اين موارد است: درمان طبي در صورتي كه مشكل زمينه‌اي و يا بيماري خاصي وجود داشته باشد، آموزش در مورد بدن فرد، پيام‌هاي جنسي و گيرنده‌هاي مخصوص آن در بدن و تغييرات ايجاد شده در روابط جنسي با افزايش سن، مشاوره ارتباطي براي خانم و همسرش كه هدف آن بررسي روابط همسران، رفع موانع ارتباطي و تقويت ارتباطات دوطرفه است، روان‌درماني و درمان‌هاي كاهش ميل جنسي. معمولا در صورتي كه انگيزش و برانگيختگي جنسي كاهش پيدا كرده باشد درمان‌هاي خاصي انجام مي‌شود. در اين موارد توصيه مي‌شود ميزان صميميت و روابط عاطفي بين همسران بيشتر شود و قبل از برقراري رابطه جنسي احساس خوشايندي از نظر عاطفي بين همسران ايجاد شده باشد. ممكن است ژل‌هاي نرم‌كننده مهبل تا حدي در اين زمينه كمك كننده باشد. بايد به همسران آموزش داده شود كه عواطف و احساسات نقش مهمي در انگيزش جنسي ايفا مي‌كند. وقتي آنها به هر دليلي از هم ناراحت هستند تا زماني كه عامل ناراحتي و مشكل بين آنها برطرف نشده باشد نمي‌توانند در روابط جنسي، انگيزش و احساس مناسبي داشته باشند. مشاوره در اين زمينه بسيار موثر است زيرا بايد انتظارات و توقعات همسران از روابط جنسي مشخص شود، به‌عنوان مثال اگر خانم جهت داشتن روابط جنسي با همسرش از طرف او تحت فشار روحي زياد قرار بگيرد انگيزش جنسي در او سركوب مي‌شود، زيرا او در شرايط روحي يا جسمي مساعدي نيست و توقع و انتظار همسرش كاملا بي‌مورد است. درمان‌هايي كه براي اين مشكل در نظر گرفته شده شامل انجام ورز‌ش‌هايي براي افزايش كنترل عضلاني انقباض و انبساط عضلات لگن، رفع موانع فكري با استفاده از تصورسازي، انحراف فكر از مسائل ناراحت‌كننده و يا شنيدن موسيقي، تغيير چهارچوب‌‌ها و قالب‌هاي انتظاري به صورتي كه صميميت و گرمي روابط جنسي بر روي رضايت دو طرف متمركز باشد و درمان درد در زمان نزديكي، است.
درد چرا؟ وجود درد در زمان نزديكي در خانم‌ها در اغلب موارد دليل جسمي دارد. بنابراين اولين اقدام درماني در اين مورد، بررسي و رفع مشكل جسمي است. البته دردناك بودن رابطه جنسي مي‌تواند بيش از يك علت داشته باشد و ممكن است علل رواني را شامل شود. ممكن است اين درد به دليل انقباضات غيرارادي مهبل باشد. اين مشكل در زنان جوان و بي‌تجربه شايع‌تر است و بعضي مواقع به‌علت عدم آموزش رفتار صحيح جنسي يا عدم آمادگي جهت نزديكي اتفاق مي‌افتد. در اين مواقع درمان شامل برنامه كامل و هدف‌داري جهت آرامش و شل كردن عضلات و شل شدن تدريجي مهبل است كه ممكن است براي اين كار از روان درماني نيز كمك گرفته شود. البته درد در طي مراحل اوليه نزديكي ممكن است به دليل تحريك مهبل يا خصوصيات آناتوميك آن در خانم باشد كه اين مسئله نيز قابل درمان است. اما دردي كه در حين نزديكي يا بعد از خاتمه نزديكي، تازه شروع مي‌شود احتمالاً به‌دليل فقدان عوامل نرم‌كننده طبيعي است كه در طي نزديكي در مهبل ترشح مي‌شوند. در اين مواقع از ژل‌هاي نرم كننده مي‌توان استفاده كرد. در بعضي موارد بيماري لگن باعث بروز درد مي‌شود كه بايد برطرف شود. در صورت وجود درد در حين مقاربت بايد مشكل را صادقانه براي پزشك بازگو كرد و به تمامي سئوالات مربوطه پاسخ داد. رابطه پزشك و بيمار در اين مواقع بايد به نحوي باشد كه صميميت و اعتماد دو طرفه وجود داشته باشد تا درمان مناسب انتخاب شود. گرفتن دوش آب گرم قبل از مقاربت كار مثبتي است كه باعث كاهش اضطراب و آرامش فرد مي‌شود. معمولا درمان‌گران و مشاوراني كه در زمينه مشكلات جنسي فعاليت مي‌كنند از جنس درماني )sex therapy( استفاده مي‌كنند. اين افراد سعي مي‌كنند زنان مبتلا به اختلال عملكرد جنسي را راهنمايي كنند و درمان‌هايي را در اين زمينه ارائه مي‌دهند. اين درمان‌ها شامل موارد ذيل است: روش‌هاي حل مشكل جهت برقراري ارتباط موثر بين همسران، آموزش روش‌ها و ورز‌ش‌هاي خاص براي تقويت تجربه جنسي در فرد مبتلا (مثلا در مواردي كه خانم به انقباضات غيرارادي مهبل مبتلاست، روش‌هايي جهت شل شدن ورودي مهبل به او آموزش مي‌دهند يا در مواردي كه خانم نمي‌تواند به ارگاسم يا اوج لذت جنسي برسد روش‌هايي را جهت رفع اين مشكل به او آموزش مي‌دهند)، در بعضي مواقع از همسر نيز درخواست مي‌شود در اين جلسات درماني شركت كند و درماني دوگانه صورت مي‌گيرد تا مشكلات هر دو نفر مشخص شده و آموزش‌هاي لازم ارائه شود، روش‌هاي انحراف فكري (مثلا وقتي خانم دائما از نظر فكري بر روي مشكلات زندگي يا مواردي از اين قبيل متمركز است و نمي‌تواند رابطه جنسي درستي داشته باشد روش‌هايي به او آموزش‌ داده مي‌شود تا فكر او از اين مشكلات منحرف شود مثل گوش كردن موسيقي و غيره و...)، روش‌هاي شل كردن و انقباض عضلات لگن، هيپنوتيزم و تلقين براي كنترل علائمي كه باعث بروز اضطراب مي‌شوند (مثلا خانمي كه دچار ترس است يا اعتماد به نفس او ضعيف است اضطراب پيدا مي‌كند) و آموزش رفتاري مثل روش‌هاي حفظ قاطعيت براي كمك به اينكه خانم بتواند احساسات و نيازهاي عاطفي و جنسي خود را بيان كند.
روش‌هاي پيشگيري طبيعي است كه بايد جلوي بروز چنين اختلالاتي را گرفت، زيرا اين مشكل باعث بر هم خوردن روابط همسران و آشفتگي فكر و ذهن ‌آنها مي‌شود و زندگي آنها را در يك حلقه معيوب مي‌اندازد. عواملي جزو فاكتورهاي خطرساز محسوب مي‌شوند كه زنان را مستعد ابتلا به اختلال عملكرد جنسي مي‌كنند. مشكلات عاطفي و استرس مثل تنش‌هايي كه در روابط فردي وجود دارد يا نگراني‌هاي مالي و اقتصادي، مشكلات سلامتي كه باعث درد حين مقاربت مي‌شوند يا در انجام اين عمل مشكل ايجاد مي‌كنند، جراحي‌هاي لگن و ناحيه تناسلي، بيماري‌هاي عصبي مثل حمله مغزي، آسيب نخاعي و بيماري پاركينسون، بيماري‌هاي غدد درون ريز مثل ديابت يا بيماري كبدي، بيماري‌ عروقي محيطي، سابقه آسيب و صدمه جنسي مثل سوء رفتار جنسي در كودكي، عدم وجود تمايل به مسائل جنسي‌(كه بايد ريشه‌يابي و درمان شود) و مصرف بعضي داروها، فرد را در معرض خطر ابتلا به چنين مشكلي قرار مي‌دهد. يك خانم براي اينكه بعد جنسي زندگي خود را از آسيب حفظ كند بايد مواردي را مدنظر قرار دهد تا از بروز مشكل پيشگيري به عمل آورد. بهتر است روش‌ها و مهارت‌هاي برقراري ارتباط موثر با همسر را بياموزيد تا بتوانيد نيازها و تمايلات خود را به راحتي و به ‌صورت موثر با او در ميان بگذاريد. با الگوها و روش‌هايي كه باعث برانگيختگي و ايجاد انگيزش جنسي در خودتان مي‌شود آشنا شويد. نگذاريد استرس‌هاي زندگي مثل مشكلات اقتصادي، شغلي و تنش‌ها بين شما و همسرتان اتفاق بيافتد. بهتر است بدانيد بسياري زنان همواره در طي رابطه جنسي به اوج لذت جنسي يا ارگاسم نمي‌رسند. در صورت لزوم از مقادير كافي ژل نرم كننده مهبلي استفاده كنيد تا درد برطرف شود. انتظارات بيش از اندازه از خود نداشته باشيد و همواره رابطه عاطفي خوب و نزديكي را با همسرتان حفظ كنيد.غ منبع:msn. Com اگر زني جهت داشتن روابط جنسي با همسرش از طرف او تحت فشار روحي زياد قرار بگيرد انگيزش جنسي در او سركوب مي‌شود، زيرا او در شرايط روحي يا جسمي مساعدي نيست و توقع و انتظار همسرش كاملا بي‌مورد است بسياري از موارد اختلال عملكرد جنسي در زنان اگرچه آزاردهنده اما قابل درمان است.

به نقل از هفته نامه سلامت

علل خشکی واژن و کم شدن ترشحات آن

گاهی دیده میشه که مجرای واژن خانمها در جریان مقاربت نمی تونه بخوبی ترشحات طبیعی رو آزاد کنه و باعث بروز مشکلاتی( ایجاد درد و ناراحتی) برای زوجین میشود. این حالت رو مترادف ناتوانی جنسی مردان( اختلال نعوظ) قلمداد کرده اند.این زنان یا نمی توانند دخول رو تحمل کنند و یا مجبورن تا از پماد های روان کننده و نرم کننده استفاده کنند.علت این مسئله یا بعلت مسائل روحی روانی هست و یا بعلت مسائل طبی و یا هر دو.اگر این حالت جنبه مزمن پیدا کنه و اگر خشکی بیش از اندازه ایجاد بشه.. نیاز به مراجعه به پزشک و پیگیری خواهد داشت.این مشکل معمولا در زمان یائسگی اتفاق میفته.. اما ممکنه در زمان تولید مثل خانمها و یا با مصرف قرص های جلوگیری نیز اتفاق بیفتد.طبق آمار تا 80% خانمها گاهی در یکی از مراحل زندگی جنسی خودشون دچار این مشکل می شوند.معمولا خشکی واژن کوتاه مدت است و کمتر جنبه مزمن پیدا میکند.مهمترین دلیل کاهش استروژن است.

علل فیزیکی:
آسیب به کانال نخاع- عوارض داروئی مواد مخدر و دیگر داروها( مثل شیمی درمانی سرطانها)- سطح پائین هورمونی- بدکار کردن غدد مربوطه-حساسیت به صابون-حسایت به رنگ و عطر زنانه-حساسیت به پودر های ماشین لباسشوئی و کاغذ توالت هم
یک علت است-
علل روحی روانی:
خاطرات بد از سکس: مثل تجاوز و یا زنای با محارم- اضطراب زیاد-مشکلات زناشوئی- اضطراب در باره نحوه رفتار جنسی شریک جنسی- افسردگی-بیماریهای روانپزشکی

درمانها داروئی:
تجویز استروژن سیستمیک- استروژن موضعی-پماد پروژسترونی-
درمان غیر داروئی:
مرطوب کننده ها- نرم کننده ها. بعضی از این ترکیبات خاصیت ضد عفونت نیز دارند. و همینطور این خاصیت رو دارند که می توانیم در زمان غیر سکس نیز استفاده کنیم. بعضی از خانمها از ترکیب طبیعی روغن درخت چای استفاده میکنند و ظاهرا راضی
هستند.
اقدامات کمکی:
افزایش مصرف مایعات کلی بدن در حد حد اقل 8 لیوان آب در روز-مسئله دیگر رژیم غذائی زنان است و اینکه حد اقل مواد غذائی لازم به اونها باید برسه. خیلی از زنانی که از رژیم های لاغری ابداعی (چربی کم.. قند بالا) استفاده میکنند.. بدن خودشونو
از مواد غذائی اصلی و ضروری محروم میکنند و یکی از مشکلات ایجاد شده خشکی واژن هست.یکی از مواد اولیه مهم تولید استروژن( هورمون مورد نیاز برای نرم کردن واژن) کلسترول هست. و محرومیت از کلسترول باعث بروز این مشکلات خواهد شد... ضمن اینکه توجه داشته باشید.. ما همیشه باید تحت هر شرایطی از غذاهای با کیفیت بالای غذائی استفاده باید کنیم.سویا در غذا هم گاهی کمک میکند.

اگر احساس میکنید به صابون حسایت دارید.. توصیه شده از این صابون ها استفاده کنید..superfatted hypoallergenic soap
چون حاوی رنگ و عطر و مواد حساسیت زا نیستند... و آلکالینه نیستند و PH مناسب دارند.اگر حساسیت به لباس زیر وجود داره.. بهتره از لباس زیر سفید نخی استفاده بشه.

http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=14025

جرمي به نام تجاوز جنسي

بـه جـرمـي اطلاق ميگردد كه در آن قرباني بر خلاف ميل و اراده اش مجــبور به برقراري رابطه جنسي تحميلي با فرد
متجاوز ميگردد.

 

تصورات غلط در رابطه با اين پديده

 

*  تـجـاوز جـنـسي نـوعي رابـطه جنـسي ميـباشد: خير،
تجاوز جنسي يك جرم و جنايت وحشيانه است.

 

* متجاوزين جنسي متعلق به طبقه پايين اجتماع بوده و اغلب آنان بي سواد و بي خانمان ميباشند: خير، يك متجاوز جنسي ميتواند: مهندس، قهرمان ورزشي، دكتر، مدد كار اجتماعي و يا يك مدير عامل باشد.

 

* تجاوز جنسي يك امر نادر ميباشد: خير، تجاوز جنسي يك امر شايع در سراسر جهان ميباشد. اما به سبب بد نامي مرتبط با آن و عدم گزارش و پنهان سازي آن از سوي قربانيان به ظاهر پديده اي نادر تلقي ميگردد.


 

* تنها زنان بد و نا پاكدامن قربانيان تجاوز جنسي بوده و يا زنان با رفتار و يا نوع پوشش نامناسب و تحريك كننده خود مردان را به اين عمل واميدارند: خير، ثابت گرديده كه نوع پوشش، رفتار و يا تا دير وقت بيرون ماندن از منزل تاثيري در تصميم گيري فرد متجاوز ندارد.

 

* تجاوز جنسي تنها براي دختران و زنان زيبا اتفاق مي افتد: خير، سن، زيبايي، وابستگي نژادي براي متجاوزين حائز اهميت نميباشد. متجاوزين تنها بدنبال افراد آسيب پذير و در دسترس ميباشند.

 

* تجاوز جنسي تنها مختص زنان ميباشد: خير، زنان، مردان و كودكان در هر سن و شرايطي ممكن است قرباني اين پديده شوم گردند.

 

* ضربه روحي ناشي از تجاوز جنسي زود گذر و موقتي ميباشد: خير، تجاوز جنسي يك تجربه تكان دهنده ميباشد كه تاثير ويرانگري بروي سلامت روحي و رواني قرباني بجاي ميگذارد.

 

* تجاوز جنسي يك عمل ناگهاني  و تكانشي ميباشد: خير، اغلب تجاوزات جنسي از پيش برنامه ريزي ميگردند.

 

* تجاوزات جنسي توسط افراد غريبه صورت ميپذيرند: خير، % 70 تجاوزات جنسي توسط نزديكان و آشنايان قرباني (دوست، خويشاوند و يا همكار) به وقوع ميپيوندند.

 

* متجاوزين جنسي فاقد شريك جنسي ميباشند: خير، %60 متجاوزين جنسي داراي همسر هستند.

 

* اكثر تجاوزات جنسي در خارج از منزل روي ميدهند: خير، %50 تجاوزات جنسي در داخل منزل روي ميدهند.

 

* هيچ فردي را نميتوان بدون ميل باطني اش مورد تجاوز جنسي قرار داد: خير، اغلب متجاوزان از اسلحه گرم و يا چاقو براي  تهديد قرباني استفاده ميكنند.

 

*  انگيزه اصلي متجاوزين جنسي لذت جويي ميباشد:خير لذت جويي تنها يكي از اين انگيزه ها ميباشد.

 

انگيزه هاي متجاوزين جنسي

 

1-لذت جويي جنسي.

 

2- اعمال قدرت: اين متجاوزين هوادار خشونت فيزيكي و مرد سالاري ميباشند.

معمولا قصد به قتل رساندن قرباني را نداشته و تنها ميخواهند به قربانيان خود ضربه روحي وارد ساخته و آنان را تحقير كنند.


 

3- اثبات مردانگي: اين گونه متجاوزين از لحاظ اجتماعي ناكارآمد بوده و قادر به برقراري روابط عاشقانه، صميمي و اجتماعي نميباشند. معمولا پيش از تجاوز به قربانين خود به تعقيب آنا ميپردازند. پرخاشگر و خشن نبوده و از بهره هوشي پاييني برخوردار هستند. به سبب عدم باور به توانايي خود به عنوان يك مرد براي اثبات آن به خود دست به اين عمل ميزنند.

 

 


 

4- انتقام جويي: اينگونه افراد معمولا معتاد به مواد مخدر و يا الكلي ميباشند. زن ستيز بوده و داراي رفتار تكانشي و خشونت آميز هستند. معمولا قرباني خاصي را از قبل انتخاب نميكنند. تهاجم و تعرض انان به قربانين خود تكانشي، خود انگيخته، ناگهاني و وحشيانه ميباشد. هرگاه قرباني آنان مقاومت كند ممكن است قرباني را تا حد مرگ مورد ضرب و جرح قرار دهند. اينگونه افراد نيز داراي بهره هوشي پاييني ميباشند.

 

5-آزارگران:  اين گروه خطرناكترين متجاوزين را تشكيل ميدهند. اينگونه افراد جامعه ستيز بوده و رفتار ضد اجتماعي از خود بروز ميدهند. متاسفانه اينگونه افراد ممكن است فريبنده و جذاب بنظر برسند كه شناسايي آنان را دشوار ميسازد. معمولا قربانيان خود را بشدت شكنجه داده و يا به قتل ميرسانند.

 

تجاوز توسط نزديكان

 

بر خلاف تصور عام تجاوزاز سوي  نزديكان و آشنايان بخش عمده اي از  تجاوزات جنسي را به خود اختصاص ميدهد و يكي از پديده هاي  در حال گسترش، پديده  تجاوزات جنسي در دوستيهاي جديد و نوپا ميباشد كه جوانان بايد بسيار مراقب اين معضل باشند. در زير به توصيه هايي براي تامين ايمني شما  در اين خصوص اشاره گشته است:

 

*تمايلات و محدوديتهاي جنسي خود را شناخته و صريحا آنها را بيان داريد.

هنگامي كه پاسختان منفي ميباشد با صراحت و قاطعانه "نه" بگوييد.


 

*براي خود مرزها و حريمهاي شخصي آشكاري معين كنيد. به فرد مقابل خود بگوييد كه تا چه حدي اجازه دارد به شما نزديك گردد.

 

* متاسفانه برخي مردان از آنكه دختري لباسهاي زيبايي به تن كند و يا حاضر گردد در مكاني تنها با فرد باشد را بمنزله تمايل دختر براي برقراري جنسي قلمداد ميكنند. مراقب اينگونه افراد باشيد.


 

* مصرف مواد مواد مخدر، مواد روانگردان و مشروبات الكلي از عاملين بسيار مهمي در ارتكاب اين جرم توسط افراد  متجاوز  محسوب ميگردند. بنابراين از افرادي كه تحت تاثير اينگونه مواد قرار دارند دوري گزيده و مراقب رفتار و حركاتشان باشيد.

 

* همواره هوشياري خود را حفظ كنيد. از مصرف هرگونه مواد مخدر، روانگردان و مشروبات الكلي جدا پرهيز كنيد. (به خصوص در ميهمانيها)

 

* به احساسات دروني خود اطمينان كنيد هرگاه احساس خطر كرديد فورا محلي كه در آن حضور داريد را ترك كنيد. و يا هرگاه تهديد شده و يا مورد آزار و اذيت واقع شديد فرياد بكشيد تا توجه ديگران به شما جلب گردد.

 

* برخي افراد سودجو در نوشيدني قربانيان خود مواد خواب آور و يا مخدري مانند GHB(گاما هيدروكسي بوتيرات) آميخته ميكنند كه فاقد هرگونه بو و يا طعم محسوسي ميباشند. بنابراين بسيار مراقب نوشيدنيهايي كه به شما تعارف ميگردد باشيد.

 

*از مكانهاي متروكه، خلوت و تاريك جدا دوري گزينيد.

 

* هيچگاه در  قرار ملاقاتهاي خود به منزل طرف مقابل خود نرويد (مگر آنكه كاملا با فرد مقابل آشنايي داشته و به وي اعتماد داشته باشيد) و در مكانهاي عمومي قرار ملاقات بگذاريد.

 

* معمولا مردان براي تحت فشار قرار دادن روحي دختران آنان را تهديد به قطع رابطه و يا بدنام ساختن آنان در صورت عدم تن در دادن به رابطه جنسي ميكنند كه دختران بايد هوشيارانه تسليم اينگونه تهديدها نگردند.

 

*  هيچگاه سوار تاكسيهاي مشكوك و غير مجاز و همچنين خودروي افراد غريبه نگرديد

 

به نقل از سایت مردمان

مراحل هيجان جنسي (مقالات)

مراحل هيجان جنسي
ايجاد هيجان جنسي در زن و مرد طبق پژوهش هاي Masters و Johnson به ۴ بخش تقسيم ميشود:
۱ـ مرحله تحريک
۲ـ مرحله اوج
۳ـ مرحله ارضاء
۴ـ مرحله بازگشت

فاز تحريک بر اثر تحريک رواني نيز به وجود مي آيد. مثلا رنگ چشم، مدل مو، کل شکل ظاهــري، بوسه، نوازش و يا دست زدن مستقيم به دستگاه تناسلي، يک صدا، يک حرکت لطيف و رمانتيک تصويري يا جسمي.
در آمريکا پژوهشي صورت گرفته که طبق آن ۵۸ درصد از زنان بر اثــر نگاه مرد تحريک ميشوند. اين رقم براي مردان ۷۲ درصد است. ۱۲ درصد زنان و ۵۴ درصــد مردان بر اثر نگاه کردن به تصـوير لخت جنس مخالف تحريک ميشوند. به همين دليل در تبليغات از زنان برهنه استفاده ميشود.يک چهارم زنان و يک سوم مردان بر اثر ديدن عمل جنسي تحريک ميشوند. اما زنان و مردان به يک اندازه بـه وسيله ديدن فيلم و کتاب تحريک ميشوند. نتيجه اين که عکس العمل زن آهسته، آهستــه است. ديدن يک عکس سکسي، زن را شـوکه ميکند تا تحريک. اما کتاب يا فيلـــم او را آهسته، آهستــه تحريک ميکند.
همان طور که روياهاي جنسي در مورد مردان منجـر به ميل جنسي ميشود در مورد زنان نيز ميل جنســي ايجاد ميکنـد. ميل جنسي احتمالا به همان اندازه تحريک فيزيولوژي به سابقه آموزشي شخص وابستگي دارد.ميل جنسي متناسب باميزان ترشح هورمونهاي جنسي افزايش مي يابد. ميل جنسي در جريان دوره عادت ماهانه تغيير ميکند و در نزديکي زمان تخمک گذاري به حداکثــر خود ميرسد. اين امــر احتمالا ناشـي از زياد بــودن ترشــح استــروژن در جـريان مرحلــــه قبــل از تخمک گذاري است. تحـريک جنســي موضعــي در اندام هاي جنسي و مجراي ادرار موجب بـروز احساس هاي جنسي ميشود. اين علايم از طريق عصب به نخاع و از آن جا به مغزانتقال مي يابد.
وقتي زن از نظر جنسي تحريک ميشود، جريان گردش خون درپوست شدت مي يابد،قسمت هاي مشخصي از پوست قرمز ميشود، پستان ها بزرگ و نوک آنها برجسته ميشوند، غددي که در زيــر لبهاي کوچک آلت تناسلي هستنــد موجـب ترشـح مايـع لزجــي به نام «موکوس» در مدخـل واژن ميگردند. موکوس عامل اصلي عمل لغزنده سازي در جريان عمل جنسي است. اين لغزنده سازي به نوبه خود براي برقراري يک احساس مالش دهنده لذتبخش به جاي يک احساس ناراحت کننده که ممکن است براثر يک واژن خشک به وجود آيد،ضروري است.يک احساس مالش دهنده بهترين احساس را براي توليد رفلکس هاي مناسب که منجر به اوج لذت جنسي ميشوند، ايجاد ميکند. ۱۰ تا ۳۰ ثانيه پس از تحريک، مـاده لزجــي در واژن ترشح ميشود و بر اثــر ترشــح ماده لـزج، واژن مرطوب ميگردد. به اين عمل Lubrication ميگويند.دستگاه تناسلي قرمز و واژن بزرگ ميشود. در مرحله تحريک:
۱) انقباض عضلات شدت ميگيرد. ماهيچه هاي دستگاه تناسلي و لگن خاصره بدون اراده منقبض ميشوند.
2) باعث جمع شدن مقدار زياد خون در لگن خاصره و دستگاه تناسلي ميگردد. فشار خون افزايش مي يابد، ضربان قلب شدت ميگيرد و حرکت تنفسي بالا ميرود. در واقع در تحريک جنسي کل بدن دخالت ميکند.
۲ـ مرحله اوج
تغييرات فوق باقي ميماند. اعصاب پاراسمپاتيک، شريان هاي بافت واژن را گشاد و وريدهاي آن را تنگ ميکند و موجب تجمع سريع خون ميشود به طوري که مدخــل واژن تنگ ميگردد. واژن بـر اثــر ازدياد خون به نصف تقليل مي يابد و به دور پنیس حلقه ميزند. اين امر به برقراري تحريک جنسـي کافي در مرد کمک ميکند و تحريک را افزايش ميدهد. کليتوريس براي ايجاد احساس هاي جنسي حساسيت دارد. کليتوريس بزرگ نميشود بلکه به اطراف استخوان شـرم گاه کشيــده و به عقـب رانـده ميشود، به طوري که لمس مستقيم آن مشکل ميگردد.
اين فاز بسته به تحريک رواني و يا فيزيکي ميتوان کم و بيش طول بکشد و يا به مرحله بالاتــر که ارضاء جنسي است برسد، يا آرام آرام پايين آمده و پايان يابد.
۳ـ مرحله ارضاء
اين مرحله در مقايسه با مراحل ۱ و ۲ بسيار کوتاه است و در چند ثانيه انجام ميگيرد. در يک ارضاء ساده ۳ تا ۵ و در يک ارضاء شديدتر ۸ تا ۱۲ انقباض عضلات ميتواند انجام گيرد. ارضاء تشکيل شده است از انقباض ريتميـک عضلانــي خارج واژن در مقابل بافت هاي وريـدي به دور واژن و بافت هاي جلويي لب هاي کوچک.درواقع انقباض موزوني عضلات مختلف بايکديگرارگاسم رابه وجودمي آورد. به عبارت ديگردرجريان ارگاسم عضلات پرينه زن به طورهماهنگ منقبض ميشود.هماهنگي کشش عضلات باعث فشار و جاري شدن خون در رگ ها و باعث ارضاء ميشود.
در کتاب پزشکي منتشره در ايران چنين آمده است:«هنگامـي که تحريک جنسي موضعـي به اوج شدت ميرسد و بويژه هنگامي که احساس هاي موضعي به وسيله سيگنال هاي شرطي ـ رواني مناسب از مغز تقويت ميشوند، رفلکس هايي بروز ميکننـد که موجب اوج لذت جنسي يا ارگاســم ميشوند.»
زنان در تحريک کامل ميتوانند چند بار پشت سر هم ارضاء شوند. از طريق مقاربت واژني اين عمل ميتواند ۶ بار يا بيشتر باشد. اگر کليتوريس به صورت مستقيم تحريک شود و زن آن را هدايت کند، در مدت يک ساعت زنان ميتوانند تا چند بار ارضاء شوند.
تفاوتي بين ارضاء جنسي از طريق واژن و ارضاء از طريق کليتوريس وجود ندارد. به نظر Masters و Johnson وجود ارضاء جنسي بدون وابستگي به محل تحريک که باعث آن شده باقي ميماند.
فرويد معتقد بود اگر تحريک کليتوريس به روي واژن منتقل شود، زن به تکامل زنانگي خود رسيده است. امروز اين تئوري ها رد شده است، ما امروز از ارضاء واژني، ارضاء از طريق کليتوريس، و يا از طريق رويا صحبت ميکنيم. از نظر فيزيولوژي همه اين ها به هم شبيه هستند.

۴ـ مرحله بازگشت
در مرحله بازگشت، کل تحريک به حالت اوليه برميگردد. فشار خون، ضربان قلب و تنفس به حالت اوليه برميگـردد، عضلات دوبـــاره منبسط ميشــود. کليتـــوريس به حالت قبل باز ميگــردد. سرعت بازگشت بستگــي به ارضاء شدن دارد. اگر زن ارضـاء شود در عرض چند دقيقه همه چيز به حالت اول برميگردد. در غير اين صورت خون مدت طولاني در واژن ميماند و ميتواند احساس نامطبوعـــي ايجاد کند که تا يک ساعت به طول بيانجامد. البته اين حالت،به شکلــي که فرد به طورآگاهانــه در ايجاد آن تلاش کند، نيست.
کل سيستم دريافت در مرحله بازگشت محدود ميشود. زن در برخي دقايق بي حال و بي هوش ميشود.
دو دانشمند مذکور در سال ۱۹۶۶ ثابت کردند که جمع شدن خون پس از اوج جنسي در عرض چند دقيقه به حالت اول برميگردد وگرنه ساعت ها طول ميکشد تا به حالت اول برگردد. يک سوم زنان دست به خودارضائي ميزنند تا اين گرفتگي جنسي را که نتيجه عشق بازي است به حالت اول برگردانند.
مرد در مجموع قدري زودتر به ارضاء ميرسد. ارضاء جنسي زن طولاني تر از مرد است. زن بلافاصله پس از ارضاء ميتواند به يک نقطه اوج ديگر برسد، در حالي که مردان در مجموع پس از سپري شدن مدت زماني، به تحريک تازه پاسخ ميدهند.
توانايي عکس العمل جنسي زن نه به طور کمي و نه کيفي ضعيف تر از مرد نيست. اين که زن در رفتار جنسي خجالتي و کم روست به مسئله فيزيولوژي وي برنميگردد. اين نظر که زن در توانايي، حساسيت جنسي پايين تر از مرد دارد، در واقع به پيشداوري جامعه مردسالار برميگردد.
Masters و Johnson به اين نتيجه رسيدند که در مدت حاملگي و پس از زايمان بعد از بهبود زخم ها دليلي براي عدم روابط جنسي وجود ندارد.
حتي بين ۳ تا ۶ ماهگي بسياري از زنان خواست تمايل جنسي شان افزايش مي يابد و ارضــاء جنسي شديدتري را تجربه ميکننــد. در سه ماه آخــر حاملگي تمايل جنســي کم ميشود. اگــر احتمال سقط جنين وجود نداشته باشد،زن تاچندهفته قبل ازوضع حمل هم ميتواندروابط جنسي داشته باشد.

به نقل از وزارت بهداشت

http://forum.iransalamat.com/showthread.php?t=691

نحوه كار با آرايه دو بعدي در سي شارپ

در اين مثال به شما نشان داده مي شود كه چگونه مي توان در يك آرايه دو بعدي يك عدد را مورد جستجو قرار داد:

using System;
using System.Collections.Generic;
using System.Linq;
using System.Text;

namespace Dima2Array
{
    class Program
    {
        static void Main(string[] args)
        {
            int[,] numbers = new int[5, 4] { { 33, 8 , 20 , 9 }, { 25, 4 , 95 , 63 }, { 33, 6 , 39 , 75}, { 5, 42 , 5 , 9 }, { 7, 9 , 46 , 53} };
            int i = 0, j = 0 , MaxInt = 0 , MinInt = 0;
            MaxInt = numbers[0, 0];
            MinInt = numbers[0, 0];
            for (i = 0; i < 5; i++)
                for (j = 0; j < 4; j++)
                {
                    if (numbers[i, j] < MinInt)
                    {
                        MinInt = numbers[i, j];
                    }
                    else if (numbers[i, j] > MaxInt)
                    {
                        MaxInt = numbers[i, j];
                    }
                }

            Console.WriteLine("Max Number = {0}" , MaxInt);
            Console.WriteLine("Min Number = {0}", MinInt);
            Console.ReadKey();
        }
    }
}

در اين مثاب مقادير اعداد آرايه در متن برنامه وارد شده اند. ولي شما هم مي توانيد در هنگام شروع برنامه اعداد را از ورودي دريافت نمائيد.

 

فيلترينگ و نظارت بر اينترنت در كشورهاي جهان

"با استناد به قانون جرايم رايانه ای دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امكان پذير نمی باشد".

هنگام جستجو در اينترنت،وقتي اين عبارت بر صفحه مانيتور نقش مي‌بندد، نشان از اين دارد كه تارنمای مورد نظر "فيلتر" شده است. آنچه در ذیل خواهد آمد در خصوص فيلترينگ و نظارت بر اينترنت در كشورهاي جهان می باشد.

علل و زمينه پيدايش فيلترينگ
گسترش اينترنت زمينه اي را به وجود آورده که طيف وسيعي از اطلاعات بدون هيچگونه محدوديتي و فراتر از مرزهاي جغرافيايي در سراسر جهان منتشر شود و به نحو چشمگيري به يک رسانه ارتباطي و اطلاعاتي تبديل گردد. ضمن اينکه مخاطبان و کاربران اينترنت هم به همان اندازه افزايش مداومي داشته اند. خصوصيت و ويژگي اينترنت و سهولت انتشار مطالب و اطلاعات وعلاوه بر آن راحتي دستيابي به انواع مختلف اطلاعات در وب اعم از متن، صوت و تصوير و داده هاي گرافيکي متنوع، به اندازه اي شدت يافته است که در برخي موارد اطلاعات حاوي مطالب مخرب و زيانباري نيز در وب منتشر مي شود که زمينه سوء استفاده هاي مختلف را فراهم آورده است.
هرزه نگاري هاي جنسي به خصوص در زمينه سوء استفاده از کودکان، ترويج خشونت و فساد، خريد و فروش مواد مخدر و زيانبار، اشاعه اطلاعات خصوصي افراد و سازمانها، استفاده از اطلاعات وب در جهت اهداف تروريستي وموارد مشابه، ضرورت کنترل محتواي وب را ناگزيرساخته است، ولي اين کنترل و نظارت برانتشار اطلاعات در جوامع مختلف و بر حسب خط مشي هاي سياسي و فرهنگي هر جامعه اي نمودهاي متفاوتي داشته است. در برخي جوامع غربي تاکيد بيشتر بر عدم سوء استفاده از اطلاعات خصوصي افراد و جلوگيري از انتشار تصاوير جنسي کودکان و ممانعت از دسترسي سازمانهاي تروريستي به اطلاعات خاص و مهم است اما کنترل محتواي اينترنت در جوامع شرقي و مذهبي فراتر از موارد فوق است و نظارت شديد بر اشاعه افکار و عقايد سياسي در شبکه جهاني را نيز شامل مي شود.
بطور مثال در کشور چين که مقام اول را در جهان از نظر تعداد کاربران اينترنت داراست، نظارت گسترده اي بر محتواي اطلاعات سياسي صورت مي گيرد و كنترل جدي بر عقايد و انديشه هاي متضاد با حکومت کمونيستي چين در وب حاکم است و به اين منظور "پليس اينترنت" در اين کشور نيز با اين هدف شکل گرفته است.
عمده دلايل فيلتر كردن اينترنت در كشورهاي مختلف را مي‌توان در چهار تقسيم بندي كلي گنجاند: "مسائل سياسي"، "مسائل اجتماعي"، " مسائل امنيتي" و "مسائل اخلاقي".
آنچه باعث تفاوت مبنايي هر كشور براي فيلترينگ مي‌شود، ارزش هاي بنيادين مورد توجه در هر مقوله در آن كشورها است. در مجموع مي‌توان گفت تعداد كشورهايي كه در منطقه و جهان به نحوي با مساله فيلترينگ و سانسور در اينترنت مواجه هستند نسبتاً قابل توجه است.
كشورهايي مانند سوئد، فرانسه وآلمان در قاره اروپا و كشورهايي مانند هند، عربستان، كره جنوبي، مالزي و در مجموع آسيا به عنوان بزرگترين قاره دنيا و نيز كانادا داراي گسترده‌ترين ميزان تنوع فيلترينگ مي‌باشند.
گزارش زير بر تجارب ديگر كشورها در امر فيلترينگ و محدود کردن اینترنت مروري اجمالي دارد.
 

آمريكا
محدودسازی دسترسی کاربران به محتوای اینترنت در ایالات متحده‌ی آمریکا از نظام قانونی ویژه‌یی برخوردار است ولی به روشهای کاملاً حرفه‌یی و نامحسوس صورت می‌گیرد و از دسترسی اقشار مختلف جامعه به برخی تارنماهای خاص جلوگیری می کند. در این میان، سیاستهای کلان ایالات متحده در عرصه‌ی بین‌المللی نیز تاثیرگذار است.
در آغاز دوران رشد چشمگیر اینترنت در ده ی 90 و افزایش تصاعدی محتوا در آن، والدین آمریکایی تحت تاثیر چند مورد منتشر شده از اینترنت در رسانه های بزرگ، از دسترسی فرزندانشان به اینترنت به هراس افتادند و فشاری را آغاز کردند که منجر به تصویب "قانون نزاکت ارتباطات" ( Communications Decencey Act) در کنگره آمریکا شد. این قانون، فيلتر و مسدود ساختن محتویات “غیر اخلاقی” را مجاز دانسته است.
به دنبال تصویب این قانون، شرکت های سازنده نرم افزارهای امنیتی برای رایانه ها و شبکه ها، برنامه های فيلترينگي را عرضه کردند که یا در مبدا خدمات اینترنتی یعنی شرکت های “رسا” ISP و یا بصورت مجزا توسط شرکت ها یا کاربران عادی بر روی رایانه ها نصب می شوند.
بسیاری از شرکت های تولیدکننده برنامه های امنیتی تمایل ندارند برنامه هایشان را تحت عنوان "سانسور افزار"( Censorware) معرفی کنند. با توجه به جنبه منفی این عنوان، آنها عناوینی چون فیلترینگ را ترجیح می دهند. سانسور افزارها می توانند با یافتن کلماتی خاص در یک آدرس اینترنتی دسترسی به آن تارنما را مسدود کنند یا حتی در نمونه های پیشرفته تر، محتوای تارنما ها را نیز برای یافتن کلید واژه ها و تصاوير تعیین شده کاوش نمایند. البته هم اكنون برخي نرم افزار ها با عنوان detection porn در بازار وجود دارد كه ضمن تشخيص محتواي مستهجن به فيلتر نمودن آنها اقدام مي نمايد.
آدرس های اینترنتی وب تارنما های مورد نظر نیز می توانند به این برنامه ها شناسانده شده و مسدود شوند. نمونه های خانگی چنین نرم افزارهایی امکان فعال کردن “قفل والدین” Parental Lock را به پدر و مادران می دهد تا مانع دسترسی کودکان به تارنما های غیر اخلاقی شوند.
پس از حوادث يازدهم سپتامبر 2001 نيز، پاى دولت‌ها و حكومت‌هاى فراوانى به حيطه فيلترينگ باز شد و در اين ميان نقش كشورهاى اروپايى و به ويژه ايالات متحده پر رنگ‌تر از سايرين بود. ايالات متحده به عنوان پيشروترين كشور دنيا هم در زمينه به كارگيرى و توسعه تجهيزات اينترنت و هم در زمينه توليد محتواى اينترنتى، پس از حملات 11 سپتامبر، با چالشی جدى در مواجهه با اينترنت رو به رو شد و دولت اين كشور، قوانين محكمى را در اين مورد وضع كرد تا جايى كه حاميان حريم شخصى و آزادى‌هاى مدنى به اعتراضات گسترده‌اى عليه دولت بوش دست زدند. آمريكا در تاريخ 24 اكتبر 2001، قانونى تحت عنوان "لایحۀ میهن‌پرستی" (Patriot Act) را تصويب كرد كه به موجب آن، كنترل و نظارت بر تبادل داده‌هاى online كاربران، رنگ قانونى به خود مى‌گرفت؛ اين قانون كه در قالب مبارزه با تروريسم به تصويب رسيده بود، موجى از مخالفت‌ و اعتراض را هم در ميان جمهورى خواهان و هم در بين دموكرات‌ها برانگيخت. پياده‌سازى لایحۀ میهن‌پرستی كه به شدت از سوى دادستانى امريكا دنبال مى‌شد، در نوامبر 2003 رئیس جمهور با اعطاى اختيارات بيشتر به پليس امريكا -FBI- از اين نيرو خواست تا كليه اطلاعات مربوط به كاربران اينترنتى را، حتى براى تحقيقات غيررسمى، جمع‌آورى كند. از سوى ديگر، برخى ايالت‌هاى امريكا مثل پنسيلوانيا قوانين مخصوص به خود را براى فيلتر كردن محتواى اينترنتى دارند.
"لایحه‌ی محافظت کودکان از اینترنت" (CIPA) نیز یکی از مجموعه قوانین موضوعه‌یی است که کنگره‌ی آمریکا برای جلوگیری از دسترسی کودکان به محتوای غیراخلاقی تصویب کرده است. بر اساس این قانون که در 21 دسامبر سال 2000 به امضای بیل کلینتون، رییس‌جمهور وقت آمریکا رسید، مدارس و کتابخانه‌های عمومی موظف شدند تا براى انجام فعاليت‌هاى اينترنتى، فيلترهاى مربوط به تارنماهای غیراخلاقی، تارنماهای گپ اینترنتی (chat)، تارنماهای (social networking) و انجمن‌های گفت‌وگو را بر روی
كامپيوترهاى خود نصب كنند. اجراى نامناسب اين قانون با عنوان فيلتر شدن اشتباهى بعضى از تارنماها باعث شد تا برخى گروه‌هاى مدافع حقوق مدنى در سال 2002 به دولت بوش اعتراض كنند.
با تمام این اوصاف این قانون در سال 2003 میلادی توسط دیوان عالی ایالات متحده‌ی آمریکا به تصویب رسید. کنگره‌ی آمریکا، قوانین گوناگون دیگری را نیز برای کنترل دسترسی کودکان و نوجوانان به اینترنت به تصویب رسانده بود که نخستین آنها به سال 1934 میلادی برمی‌گردد.
تغيير رييس جمهور در امريكا نيز باعث تغيير در سياست نقض حريم خصوص افراد نشده و اوباما نيز پس از روي كار آمدن اقدام به تمديد قانون شنود در اين كشور كرد.
در ماه مارس سال 2008 میلادی، روزنامه‌ی نیویورک تایمز گزارشی منتشر کرد که کمپانی میزبانی وب (ENom) آمریکا، نام دامنه‌هایی که در لیست سیاه وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفته‌اند را مسدود می‌کند. در این گزارش، به مسدود شدن تارنما یک آژانس توریستی اروپایی که تبلیغات سفر به کشور کوبا را منتشر کرده بود، اشاره شده است.در آمریکا
هم چنین در پی شکایات فراوان مهمانداران و مسافران خطوط هواپیمایی آمریکا از برخی کاربران در استفاده از تارنماهای غیراخلاقی با محتویات مستهجن، صاحبان شرکت های هواپیمایی به فکر فیلتر کردن این تارنماها افتاده اند."امریکن ایرلاینز " بعنوان نخستین شرکت در میان شرکت های فعال در خطوط هوایی آمریکا اقدام به مسدود کردن چنین تارنما هایی و برخورد با استفاده کنندگان از آنها کرده است. به این ترتیب کاربران اینترنتی از این پس امکان ورود به تارنما های غیراخلاقی را در هواپیما نخواهند داشت. این اقدام در حالی صورت می گیرد که برخی مسافران در مدت پرواز خود با ورود به اینترنت از تارنما های غیراخلاقی استفاده می کردند که این موضوع مورد اعتراض دیگر مسافران و مهمانداران هواپیما قرار گرفته و این رفتار را موجب صدمه دیدن سلامت اجتماع می دانستند. جهان نوشت، هواپیماهای امریکن ایرلاینز درحالی پیشگام فیلترینگ تارنماهای غیراخلاقی شدند که تا کنون شکایتی ازپروازهای این شرکت دراین مورده نشده است. بر این اساس نخستین فیلترینگ در هواپیمای بوئینگ مدل 200-767 به اجرا در آمده است.

جاسوسي دولت امريكا از سرويس جيميل
پس از اینکه وزیر ارتباطات استرالیا، «استفان کانروی» سیاست‌های حریم شخصی گوگل را به چالش کشید و این شرکت را تهدید به فیلتر کردن نمود، تارنما اخبار فناوری اطلاعات استرالیا با نقل پاسخ این شرکت، تأیید کرد که گوگل اجازۀ دسترسی دولت آمریکا به جیمیل را فراهم کرده است.
پس از تصویب لایحۀ میهن‌پرستی (Patriot Act) که توسط دولت بوش ارائه شده بود، دولت آمریکا اجازه یافت که کنترل گسترده و جامعی بر مخابرات و ارتباطات رایانه‌ای از جمله تلفن، فکس، ایمیل و ... داشته باشد. هر چند قبل از آن نیز چنین کنترل‌هائی با قواعد مشخص انجام می‌شد، اما هیچ‌گاه امکان کنترل کامل و گسترده‌ای به مانند این قانون در اختیار دولت قرار داده نشده بود.
در این میان، گوگل زیرساخت عظیمی را برای کنترل ارتباطات اینترنتی کاربران فراهم ساخته که به خوبی توسط دولت آمریکا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. هر چند گوگل ادعا کرده که تجسس در چارچوب قانون انجام می‌شود، اما طبعاً این قانون برای مردم کشورهایی که آمریکا با آن‌ها مشکل دارد، از جمله ایرانیان کاربردی ندارد.

 

تاریخچۀ جیمیل

از ابتدای راه‌اندازی جیمیل، به دلیل نقض حریم شخصی کاربران انتقادات زیادی به آن وارد شد. ایدۀ شاخص کردن ایمیل کاربران و جستجو در آن‌ها، نگهداری دائمی ایمیل‌ها، سیستم ثبت نام دعوت‌نامه‌ای و ایجاد فضای فراوان برای جلوگیری از حذف پیام‌ها همگی نکاتی بود که حتی پیش از راه‌اندازی سرویس ایمیل گوگل توسط رسانه‌های فعال در زمینۀ فناوری اطلاعات بر روی آن تأکید شده و کاربران از استفاده از جیمیل برحذر داشته می‌شدند. البته گوگل برای همۀ این‌ها توجیهی را عرضه می‌کرد: این اطلاعات را برای تبلیغات روی صفحات وب لازم داریم! پس از راه‌اندازی این سرویس ایمیل، به دلیل عدم وجود سرویس مشابه (حتی سرویس تجاری) در کشورمان، بسیاری از کاربران به استفاده از آن روی آوردند و حتی دعوت‌نامۀ این سرویس رایگان به جهت باکلاس بودن در بعضی نقاط تهران به قیمت‌هایی در حدود 50-100 هزار تومان خرید و فروش می‌شد. هم اکنون نیز بسیاری از هموطنانمان در مسائل خصوصی و تجاری و حتی دولتی از این سرویس بهره می‌گیرند.
 

وضعیت قانونی

در برخی از کشورها مانند کشورهای اروپائی، استرالیا و ...، امکان شکایت از جیمیل در صورت نقض حریم شخصی و سوء استفاده از این اطلاعات وجود دارد. گوگل در این کشورها دفتر دارد و در صورت سوء استفاده، باید پاسخگو باشد. با این همه در این کشورها نیز انتقادات گسترده‌ای از گوگل شده و این شرکت با چالش‌های قانونی بزرگی مواجه شده است. متأسفانه به دلیل دشمنی طولانی مدت آمریکا با ایران، این اقدامات قانونی برای ایرانیان ممکن نیست.
 

اقدامات چین و استرالیا

دو کشور چین و استرالیا که نه تنها از توانائی فنی کافی برای ارائۀ خدمات جایگزین برخوردارند، بلکه سرویس‌دهنده‌های اینترنتی در این دو کشور به طور فعال سرویس‌های جایگزین را با کیفیت مناسب عرضه می‌کنند، دست به اقدام زده‌اند. چین دسترسی به سرویس‌های گوگل را محدود کرد و پس از آن استرالیا نیز در پی اقدام مشابهی است. حتی اگر بخواهیم چین را به سانسور متهم کنیم، استرالیا در این چارچوب نمی‌گنجد.
در واقع مشکل اساسی با گوگل، نقض حریم شخصی و سوء استفاده از اطلاعات شخصی کاربران است و این ارتباطی با سانسور (که مسئولین گوگل مرتب بر آن تأکید می‌کنند) ندارد.
 

نمونه‌هایی در مورد سوء استفاده از ایمیل

هم وطن خبرنگارمان، حمید معصومی‌نژاد زمانی که در ایتالیا دستگیر شد و به اتهاماتی واهی (ارسال ايميل هاي شخصي يا كاري به شهروندان ايتاليايي در راستاي ماموريت خبرنگاري) به زندان افتاد؛ اتهامات او شامل ارتباطات گسترده با ایتالیایی‌هایی بود که از وظایف طبیعی یک خبرنگار به شمار می‌آمد.
چندی پیش نیز رمز عبور ایمیل سفارت‌های ایران در چند کشور خارجی به سرقت رفته بود. ما با کشورهائی طرف هستیم که ارزشی را برای حقوق شهروندی ایرانیان قائل نیستند؛ دولت و نیز شرکت‌های خصوصی سرویس دهندۀ اینترنت باید به فکر راهی برای حل این مشکل باشند.
 

وضعیت ایران

در این بین ایرانیان وضعیت ویژه‌ای دارند؛ هر چند آمریکا از شهروندان خود جاسوسی گسترده‌ای را به انجام می‌رساند و این جاسوسی پس از 11 سپتامبر و تصویب قانون میهن‌پرستی (Patriot Act) گسترده‌تر و نیز آزادانه‌تر به انجام می‌رسد، اما به هر حال در یک چارچوب مشخص انجام می‌گیرد. اما در مورد کشورهائی که به صراحت مورد تحریم آمریکا قرار دارند، هیچ محدودیتی وجود ندارد. اطلاعات شخصی کاربران ایرانی بدون هیچ محدودیتی در اختیار سرویس‌های امنیتی آمریکا قرار می‌گیرد. اطلاعاتی شامل ایمیل‌های فرستاده شده ی افرادی که با آن‌ها ارتباط برقرار شده است، آدرس اینترنتی ای که از آن‌ها به جیمیل وصل شده‌اند و ...
چندی پیش دولت آمریکا این تحریم‌ها را برای سرویس‌های اینترنتی که به جمع‌آوری اطلاعات از کاربران ایرانی می‌پرداختند لغو کرد. اما سرویس‌هایی شامل ارزش افزوده یا سرویس‌های مهم و مفید مانند Google Code Search هنوز هم در فهرست تحریم‌های گوگل علیه ایران قرار دارند. این خود نشان می‌دهد که دولت آمریکا از سرویس‌هایی مانند جیمیل به ایرانیان نه تنها نگران نیست، بلکه بر روی آن تأکید دارد. جیمیل چندی است که با ارائه سرویس Buzz، دسترسی به تارنما‌های فیلتر شده مانند Twitter را نیز فراهم کرده است. این امکان در سرویس دیگر گوگل به نام Google Reader نیز وجود دارد و این خدمات، قوانین ایران را به سخره می‌گیرد. البته این کارها با آگاهی کامل ارائه می‌شود و هر از چند گاهی مسئولین گوگل با پیامی در وبلاگ رسمی خود، به آن مباهات می‌کنند! کشوری که به راحتی هواپیمای ایرباس ایران را مورد هدف موشک قرار داد، از زیر پا گذاشتن قوانین ایران و به تاراج بردن اطلاعات شخصی کاربران ایرانی چه ابائی دارد؟
 

وضعیت دیگر سرویس‌های اینترنتی

در بین سرویس‌های اینترنتی گوگل، مشکل تنها جیمیل نیست؛ شرکت موزیلا که کار توسعۀ نرم‌افزار فایرفاکس را بر عهده دارد، حدود 90 درصد درآمد خود را به طور مستقیم از گوگل دریافت می‌کند. در مقابل، موزیلا نیز دسترسی به سرویس‌های گوگل را تضمین کرده است؛ نکتۀ جالب دیگر در مورد فایرفاکس این است که از طریق سرویس Safe Browsing گوگل، آدرس هر صفحه‌ای که در فایرفاکس دیده شود، به سرورهای گوگل فرستاده می‌شود تا از سلامت و مشکل‌دار نبودن آن (به طور مثال ویروسی نبودن آن) اطمینان حاصل شود. این سرویس نیز امکان خوبی را برای گوگل فراهم می‌آورد تا صفحات بازدید شده توسط کاربران را ردیابی کند. با ساز و کارهای دیگری که گوگل در سرویس‌های اینترنتی مختلف دارد -از جمله سرویس Adsense و جیمیل- و ترکیب اطلاعات، گوگل نه تنها می‌تواند تشخیص دهد که از چه آدرس IP صفحات اینترنتی بازدید می‌شوند، بلکه می‌تواند هویت دقیق فرد بازبینی کننده را نیز تشخیص دهد. این بخش نیاز به توضیح فنی بیشتری دارد که در این مقال مجال پرداختن آن نیست.
 

اروپا

اما قصه فيلترينگ در اروپا و كشورهاى عضو اتحاديه اروپا، داستان ديگرى دارد؛ که در ادامه به فیلترینگ و محدودیت اینترنت در کشورهای فرانسه، انگلیس، ایتالیا و آلمان پرداخته خواهد شد:
 

فرانسه

فرانسه به عنوان كشورى با تمدن و فرهنگ كهن، براى حفظ ارزش‌هاى فرهنگى خود، نتايج موتورهاى جست‌وجوى اينترنتى از جمله گوگل Google را دستكارى كرده و به زعم خود، آن را بومى مى كند. علاوه بر اين، با وجودى كه تصميمات اصلى و عمده پيرامون آزادى بيان در اينترنت و حفظ حريم خصوصى افراد در اين عرصه، توسط اتحاديه اروپا اتخاذ مى‌شود، اما كشور فرانسه يكى از معدود اعضاى اين اتحاديه است كه در پذيرش آنها مقاومت زيادى كرده و سعى دارد قوانين خود را اجرا كند.
در بحث نظارتى نيز، كشور فرانسه با تصويب قانون LSQ در سال 2001، كليه ISP هاى اين كشور را موظف كرد تا فعاليت‌هاى اينترنتى و پيام‌هاى پست‌الكترونيك مشتريان خود را حداقل به مدت يك سال، ذخيره و نگهدارى كنند. همچنين اين قانون به قضات و پليس اين كشور اجازه مى‌داد تا در پيام‌هاى شخصى كاربران به منظور كشف يا اثبات جرم، به تفحص بپردازند. این کشور نزدیک به 22 میلیون کاربر اینترنت دارد که یک سوم جمعیتش را تشکیل می‌دهند. به این ترتیب مردم فرانسه یکی از آنلاین‌ترین کشورهای دنیا به نسبت جمعیتش است. قوانین اینترنتی در این کشور بیش‌تر شامل قوانین تجارت الکترونیک و رعایت حریم شخصی و جرایم رایانه‌ای آن بیش‌تر مربوط به مسایل امنیت ملی و آسیب‌های اقتصادی است. ضمن اینکه فیلترینگ به طور جدی در مدارس این کشور و با بستن IP ها اعمال می‌شود.
قانون Hadopi که در سال 2009 در فرانسه به تصویب رسید، این اجازه را به ارایه‌دهندگان خدمات اینترنتی می‌دهد که کاربرانی که به صورت غیرقانونی، محتوای دارای حق کپی‌رایت را از اینترنت دانلود می‌کنند، از دسترسی به اتصال اینترنتی محروم سازند. همچنین لایحه‌ی LOPPSI 2 که در سال 2009 توسط دولت فرانسه به پارلمان این کشور تقدیم شد، به ISPهای فرانسوی این اجازه را می‌دهد که یک فهرست مشخص از تارنماهای غیراخلاقی را تحت نظارت وزارت کشور فرانسه، مسدود و فیلتر کنند.
 

انگلیس

در اكثر كشورهاي اروپايي از جمله "انگليس" فيلترينگ بيشتر بر روي مسائلي مانند پورنوگرافي كودكان، نژاد پرستي و مسائل تروريستي اعمال مي شود.
یک سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی در انگلستان به نام "بنیاد نظارت بر اینترنت" (Internet Watch Foundation)، فهرستی از تارنماهای غیراخلاقی را تهیه کرده و بر اساس آن، دسترسی 98 درصد از کاربران اینترنت در انگلستان به این تارنماها مسدود شده است. وزیر کشور انگلیس ورنون کوکر، ضرب‌العجلی را تا پایان سال 2007 برای همه‌ی سرویس‌دهندگان خدمات اینترنتی در این کشور تعیین کرده بود تا یک سیستم مسدودسازی محتوا بر اساس سبک cleanfeed طراحی و اجرا کنند.
در سال 2006 هم وزیر کشور انگلیس قول داده بود که همه‌ی ISP های این کشور، تارنماهای غیراخلاقی کودکان را مسدود خواهند کرد. در اواسط سال 2006 میلادی، دولت انگلیس گزارش داد که دسترسی 90 درصد کاربران اینترنت پرسرعت در این کشور به تارنماهای غیراخلاقی مسدود شده است. علیرغم اینکه قرار بود این رقم در پایان سال 2007 به 100 درصد برسد، اما گزارشهای دولتی در پایان سال 2008 میلادی، رقم 95 درصد را اعلام کردند و در پی آن، دولت تصمیم گرفت تا مسدود کردن دسترسی پنج درصد باقی‌مانده، هرچه سریعتر اقدامات لازم را انجام دهد.
در فاصله‌ی بین سال 2004 تا 2006، شرکت BT Group فناوری جدیدی به نام Cleanfeed را معرفی کرد که 80 درصد سرویس‌دهندگان خدمات اینترنتی در انگلیس از آن استفاده می‌کنند. کاربری این فناوری به گونه‌یی است که دسترسی به تارنماهای غیرمجازی که توسط "بنیاد نظارت بر اینترنت" فهرست شده‌اند را برای کاربران خانگی قطع می‌کند.
 

ایتالیا

گفته می‌شود که فیلترینگ و سانسور محتوای اینترنت در کشور ایتالیا بسیار رایج است. این محدودسازی از دسترسی عموم مردم به محتوای تارنماهای خاص و حتی برخی شبکه‌های تلویزیونی جلوگیری می‌کند. بر اساس آمارهای "گزارشگران بدون مرز"، با وجودی که ایتالیا پایین‌ترین رتبه‌ی آزادی رسانه‌ها در میان کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا را دارد و به عنوان کشور "تقریباً آزاد" شناخته می‌شود، اما قوانین ویژه‌یی برای کنترل محتوای رسانه‌ها و اینترنت در ایتالیا به تصویب رسیده‌اند که یکی از آنها مستقیماً به شخص نخست وزیر، سیلویو برلوسکونی برمی‌گردد. در ایتالیا پس از اینکه گروهی از کاربران شبکه‌ی اجتماعی Facebook اقدام به انتشار مطالبی بر علیه برلوسکونی کردند، قانونی برای مسدود کردن این تارنما تحت عنوان Romani Law تصویب شد. در ایتالیا همچنین یکی از قسمتهای یک مجموعه‌ی تلویزیونی که استفاده از مواد مخدر در پارلمان این کشور را به تصویر می‌کشید، سانسور و از پخش آن جلوگیری شد.
 

آلمان

فیلترینگ اینترنت در آلمان، بر اساس قانون فدرال صورت می‌گیرد و در مواردی خاص، دادگاههای این کشور رای به مسدود شدن برخی تارنماها می‌دهند. با این حال، آلمان کشوری است که مسدودسازی محتوای سیاسی در آن به وفور دیده می‌شود. نمونه‌یی از محتوای سیاسی مسدود شده توسط آلمان برای کاربران اینترنت، عبارات و کلیدواژه‌هایی است که به "نفی هلوکاست" مربوط می‌شوند. کاربران اینترنت در کشور آلمان اغلب نمی‌توانند به محتوای مقالات و نوشته‌هایی که به نفی هلوکاست می‌پردازند دسترسی داشته باشند. در اوایل سال 2010 میلادی نیز یک قانون فدرال برای مسدودسازی دسترسی به محتوای غیراخلاقی در آلمان به تصویب رسید.
 

استراليا

فیلترینگ اینترنت در استرالیا عمدتا به طرح‌های ممنوعیت محتوای مجرمانه اینترنتی برمی‌گردد و دولت فدرال این کشور به واسطه ارایه‌دهندگان اینترنت دسترسی به برخی تارنما‌ها را محدود می‌کند.
حزب کارگر استرالیا در سال 2008، طرح اجباری فیلترینگ اینترنت را برای تمامی شهروندان معرفی کرد. البته هنوز این طرح کاملا اجرایی نشده است. نهاد مدیریت ارتباطات و رسانه استرالیا (ACMA) در راستای این طرح، لیست سیاهی از وب‌تارنما‌هایی را که محتوای مجرمانه دارند، فراهم کرده‌ و تارنما‌هایی که در این لیست سیاه قرار می‌گیرند،‌ به ازای هر یک روز فعالیت، 11 هزار دلار جریمه می‌شوند. از اواسط ماه میلادی گذشته نیز قانون جدیدی با عنوان “شاخص‌های افزایش ایمنی اینترنت برای خانواده‌ها” در استرالیا مطرح شد که از طرح قبلی فیلترینگ اینترنت حمایت می‌کند.
قوانین استرالیا در زمینه سانسور اینترنت با عناوینی چون دیواره آتش بزرگ استرالیا، دیواره آتش ضد خرگوش(که برگرفته از نام دیوار ضد خرگوش در این کشور است) مطرح شده که می‌توان گفت مجموعه‌ای از قوانین ایالتی و فدرال است ولی مساله مهم در اینجا مقررات مربوط به برنامه پنجم طرح خدمات پخش رسانه‌ای سال 1992 است که بر اساس آن، اگر شکایتی در زمینه محتوای اینترنتی صادر شود، ACMA حق دخالت دارد و می‌تواند محتوای فیلم و ویدیوی آنلاین را بررسی کند. اگر محتوای تارنمای در رده +R18 و +X18 قرار گیرد، سیستم شناسایی بزرگسال نداشته باشد و در استرالیا هم میزبانی‌ شده باشد، باید محتوای نامناسب از تارنما حذف شود. اما اگر این تارنما در خارج از استرالیا میزبانی شده باشد، نام تارنما در لیست سیاه وارد می‌شود و بعد از طریق نرم‌افزار فیلترینگ مسدود می‌شود و نرم‌افزار فیلترینگ از سوی ارایه‌دهندگان اینترنت به مشتریان توصیه می‌شود.
در اکتبر سال 2000‌ سازمان غیر‌انتفاعی EFA ( (Electronic Frontiers Australia بر اساس طرح آزادی اطلاعات(FOI) مبادرت به فراهم کردن اسنادی مرتبط با پیاده‌سازی فیلتر اینترنت کرد، حال آنکه تنها تعداد کمی از این اسناد منتشر شده بود. با این حال در سال 2003 قانون جدیدی با نام تصویب‌نامه قانونی ارتباطات سال 2002 مطرح شد که مورد تایید دولت لیبرال و چهار نهاد غیر وابسته قرار گرفت ولی حزب کارگر با آن مخالفت کرد. در حالی که دولت دلیل تصویب این طرح را جلوگیری از دسترسی افراد به محتوای هرزه‌نگاری کودکان با بررسی تارنما‌های مسدود اعلام کردند،‌ این تصویب‌نامه تمامی اسناد طرح آزادی اطلاعات حتی آنهایی را که التزامی نداشتند در بر می‌گرفت. EFA نیز اعلام کرد که این تصویب‌نامه برای جلوگیری از ارایه طرح‌های موشکافانه‌تر فیلترینگ اینترنت مطرح شده است. اصلاحیه قانون کپی‌رایت سال 2004، در نهایت در 9 دسامبر همان سال توسط مجلس سنا تصویب شد و بر اساس توافق‌نامه تجارت آزاد آمریکا- استرالیا، کپی‌رایت در این کشور توسعه یافت. تاثیر این توافق‌نامه بیش‌تر روی ارایه‌دهندگان اینترنت نمود کرد، ولی انجمن صنعت اینترنت و EFA به مخالفت با این طرح برآمدند.
در سال 2006 پارلمان فدرال طرحی ارایه کرد که بر اساس آن محتواهای مربوط به خودکشی در تارنما‌ها ممنوع شد.
 

كنترل و بررسي محتوايي تمامی اشکال وسایل ارتباطی

در ماه ژوییه سال 2007 نیز طرح دیگری با نام برنامه هفتم طرح خدمات پخش رسانه‌ای سال 1992 مطرح شد که تمامی اشکال وسایل ارتباطی در رده آن قرار می‌گرفت و طبق آن حتی موبایل نیز از نظر محتوایی باید مورد بررسی قرار می‌گرفت. بر این اساس اگر ارایه دهنده‌ای، محتوایی را ارایه دهد که جزو محتواهای مربوط به افراد بالای 18سال باشد، باید ارایه‌دهنده اینترنت یا موبایل با استفاده از سیستم شناسایی، سن کاربر خود را تشخیص داده و بعد این محتوا را در اختیارش قرار دهد. از این رو، در کل محتواهایی که مربوط به سنین بالای 18 سال می‌شد در استرالیا ممنوع اعلام شد ولی در عوض این محتواها در ازای مبلغی برای افراد بالای 18 سال قابل دسترس بود.
برخی از دولت‌های ایالتی نیز قوانینی تصویب کردند که انتقال محتوای نامناسب به افراد زیر 18 سال را ممنوع می‌کرد. در ایالت نیوساوث ولز(NSW) قانون سانسور اینترنت در سال 2001 ارائه شد که محتوای آنلاین مجرمانه را برای افراد زیر 18 سال کاملا ممنوع کرد.
در نهایت نیز در ماه دسامبر گذشته،‌ دولت این کشور قانون جدیدی با عنوان شاخص‌های افزایش ایمنی اینترنت برای خانواده‌ها معرفی کرد که قرار است بعد از همفکری عمومی در پاییز 2010 به طور رسمی معرفی شود. این قانون هم از فیلترینگ اینترنت حمایت می‌کند. با این تفاوت که بنابر اعلام دولت هدف از آن شفاف‌سازی فرآیند رد محتوای آنلاین، اعطای اختیارات بیش‌تر به ISP ها، اجازه فیلتر انتخابی به مشترکان و فراهم کردن زمینه برای رایزنی است.
 

لیست‌های سیاه

در اکتبر سال 2008 دو لیست سیاه توسط مقامات استرالیا ارائه شد. یکی از این لیست‌ها مربوط به محتوای غیرقانونی و دومی مربوط به محتوای نامناسب برای کودکان است. اولین فیلتر برای تمامی کاربران اینترنت این کشور الزامی است، اما دومی تنها برای کودکان ضرورت دارد. دولت استرالیا هنوز جزییات این طرح را اعلام نکرده، اما اشاره کرده که الزام فیلتر شامل 9 هزار تارنما می‌شود و هم لیست سیاه ACMA و هم لیست سیاه بنیاد نظارت بر اینترنت بریتانیا (IWF) را دربرمی‌گیرد.
ابن لیست IWF در ماه دسامبر سال 2008 مشکلاتی را به وجود آورد زیرا یکی از مقالات ویکی‌پدیا جزو این لیست فهرست شده بود و بسیاری از بریتانیایی‌ها تا مدت‌ها نمی‌توانستند آن را ویرایش کنند.
 

محتواهای مجرمانه از نظر ACMA عبارتند از:

هر گونه محتوایی که در رده بالای 18 سال قرار می‌گیرد که شامل هرزه‌نگاری، هرزه‌نگاری کودکان، محتواهای خشونت‌آمیز، تصاویر یا مطالب مربوط به مواد مخدر، نمایش ارتکاب جرم و اقدامات تروریستی می‌شود.
هر محتوایی که مربوط به افراد بالای 18 سال است، ولی کودکان به آن دسترسی دارند.
به گزارش خبرنگاران بدون مرز، در گزارش “دشمنان اينترنت” اين سازمان، استراليا را در فهرست دشمنان اينترنت در كنار كشورهايي مانند كره شمالي، تركيه و روسيه قرار داد.
طبق اعلام اين گروه مدافع مطبوعات، در حالي كه استراليا در زمينه سانسور در رديف اين كشورها قرار نمي‌گيرد اما پيشنهادش براي به‌كارگيري فيلتر اجباري در اينترنت براي حذف مطالب غيرقانوني بازتاب هاي مختلفي داشته است.
استفان كانروي، وزير ارتباطات استراليا، خواهان فيلتر وب توسط فراهم‌كنندگان خدمات اينترنتي است تا دنياي آنلاين نيز با استانداردهاي سانسور به‌كارگرفته شده براي مطالبي مانند فيلم‌ها، كتاب‌ها و DVD مطابق شود.
به گفته سخنگوي اين وزارتخانه، دولت استراليا از قرارگيري محتواي رتبه‌بندي شده تحت درجه RC در اينترنت پشتيباني نمي‌كند؛ اين محتوا شامل تصاوير سوءاستفاده از كودكان، خشونت، دستورالعمل‌هاي مفصل براي انجام اعمال تروريستي يا استفاده از مواد مخدر و مطالب حمايت‌كننده از اعمال تروريستي مي‌شوند. تحت قوانين طبقه‌بندي شده استراليا، اين مطالب در نشريه‌هاي خبري يا كتابخانه‌ها موجود نبوده و در سينما يا تلويزيون مشاهده نمي‌شوند و بر روي وب تارنماهاي تحت ميزباني استراليا قابل دسترس نيستند.
اما طبق پيشنهاد دولت اين كشور، با الزام خدمات‌دهندگان براي مسدود كردن محتواي اينترنتي ميزباني شده در خارج از اين كشور كه مطالب آن‌ها به عنوان RC شناخته شده، اين نوع مطالب سازماندهي مي‌شوند. با اين همه گروه مدافع آنلاين (Electronic Frontiers) استراليا اعلام كرده اين فيلتر همچنان ايده خوبي نيست و بر اين باوراند كه به‌كارگيري چنين سيستمي راه را براي سانسور گسترده‌تر در آينده هموار مي‌كند.
 

كانادا

کشور کانادا یکی از 10 کشور برتر در زمینه ارتباط اینترنتی‌ست. تمامی قوانین مربوط به کنترل محتوا در این کشور مربوط به مبارزه با تروریسم است و پس از واقعه 11 سپتامبر شدت یافته است؛ISP ها بر طبق قانون این کشور موظف به ثبت اطلاعات تمامي فعالیت‌های اینترنتی کاربران به مدت 6 ماه هستند. این مساله مخالفت‌هایی را از میان گروه‌های مختلف به همراه داشته و این افراد آن را نوعی نقض حریم شخصی توسط قوانین دولتی می‌شمارند
 

چين

در بخشي از تحقيقي كه در دانشكده حقوق دانشگاه "هاروارد" در آمريكا در زمينه فيلتر كردن تارنما هاي اينترنتي در سال گذشته انجام شد، مشخص شدكشور "چين" در صدر جدول فيلترينگ تارنما هاي اينترنتي قرار دارد این در حالی است که چین با 140 میلیون کاربراینترنتی در صدر بالاترین کاربران اینترنتی در دنیا قرار دارد. از جمله مواردي كه دولت چين به آن حساس است، مي‌توان به استقلال تايوان و تبت، خشونت پليس، واقعه تاريخي ميدان "تيانمن" در ۱۹۸۹‬، پورنوگرافي، تارنماهاي "بي بي‌سي" و "ويكي پديا" اشاره كرد. گفته مي‌شود چين اخيراً شيوه خاصي از فيلترينگ را در تارنما "گوگل" اعمال مي‌كند. به اين نحو كه موتور جستجوگر گوگل بنا به تقاضاي مقام هاي چين از ارائه برخي تارنماها در جستجوهاي كاربران چيني خودداري مي‌كند. يعني ممكن است جستجوي واژه‌اي كه در چين ناممكن و بي‌نتيجه است در مكان جغرافيايي ديگري نتايج بسيار متفاوتي داشته باشد.
مسدود كردن تارنما اشتراك عكس "فليكر" به دليل ارسال تصاويري از كشتار ميدان "تيانمن" در سال ۱۹۸۹‬ يكي از بارزترين تلاش هاي چين براي كنترل تارنما هاي اينترنتي است.
ويكي پديا و جمعي از وب تارنما هاي معروف ديگر، اغلب تارنما هاي خبري و وبلاگ هاي شخصي نيز مشمول فيلترينگ در اين كشور هستند. چين سيستم پيچيده اي از فيلترها و ارتشي از ده‌ها هزار كنترل كننده انساني را به كار برده كه بر اعمال ‪ كاربران اينترنتي اين كشور نظارت مي‌كنند. دولت اين كشور اين دستگاه نظارتي را كه به نام "ديوار آتش بزرگ" شناخته شده، براي ايجاد يك "محيط سالم اينترنتي" براي مردم اين كشور ضروري مي‌داند.
گروه گزارش‌گران بدون مرز در چین اظهار می‌دارند که مقامات چینی به طور روز افزونی از تکنولوژی‌های جدیدی برای کنترل اطلاعات استفاده می‌کنند، این گروه می‌افزاید که یک کمپانی تجاری چینی با نصب سیستم خاصی روی مانیتور تلفن‌های همراه ادعا می‌کند که قصد دارد، شایعات کاذب سیاسی و یا بیانیه‌های ارتجاعی را ردیابی کند. این شرکت چینی که VENUS INFO TECH نام دارد در یک نشست مطبوعاتی اظهار داشته است که سیستم‌های مراقبت و حفاظت توسط الگوریتم‌های فیلترینگ مستقر روی صفحه کلید عمل می‌کنند. مطمئنا این صفحه کلید، صفحه اخطار نصب شده را به طور خودکار به گونه‌ای تنظیم می‌کند که پلیس را آگاه کند. در خصوص شيوع بيماري سارس مسئولین امر در چین سعی کردند فاجعه اين بیماری سارس را مخفی کنند، اما میلیون‌ها SMS فرستاده شده مانع از پنهان کاری‌های دولت در این زمینه شد. سانسور اینترنت در چین سابقه‌ای چند ساله دارد و دولت چین تقریبا از سال 1996 مبارزه خود را با فیلترینگ 100 تارنما آغاز نمود و در سال 2002 به آن شدت بیشتری بخشید. بر طبق تحقیقات منتشر شده توسط دانشگاه هاروارد، بسیاری از تارنما‌های تحت فیلتر چین را تارنما‌هایی با محتوای بیماری‌های جنسی، اخبار و حتی در مقاطعی موتورهای جستجو تشکیل می‌دهند. براساس اقدامات جدیدى که مقامات چینى اجراى آن را اعلام کرده اند، کسانى که از امکانات اینترنت یا تلفن همراه براى انتشار مطالب خلاف اخلاق در این کشور استفاده کنند با مجازات حبس و جریمه سنگین نقدى مواجه مى‌شوند. این تدابیر طى بخشنامه‌اى اعلام شده که اعضاى دادگاه عالى خلق چین و دادستان کل آن کشور صادر کرده‌اند.
 

عربستان سعودي

عربستان یک و نیم میلیون کاربر اینترنتی دارد که دو سوم آن را زنان تشکیل می‌دهند. با توجه به گستره وسیع تارنما‌های سانسور شده اعم از مذهبی، سیاسی، جنسی عملا دسترسی به بسیاری از تارنما‌ها قطع شده و تنها دسترسی محدود به برخی از منابع و مراجع آزاد است. واحد خدمات اینترنت یا (Internet Services Unit (ISU نهادی است که وظیفه فیلتر کردن را در این کشور بر عهده دارد. تارنما های فيلتر شده در عربستان علاوه بر تارنماهاي غيراخلاقي، برخي تارنماهاي مذهبي، پزشكي، فكاهي، فيلم و موسيقي را نيز شامل مي‌شوند.
بررسي ها نشان مي‌دهد كه تارنماهاي غير اخلاقي بيش از ساير تارنماها فيلتر مي‌شوند و در مجموع حدود ‪۸۶‬ درصد از تارنماهاي غير اخلاقي در عربستان غيرقابل دسترس هستند.
بر پايه اين بررسی ها ‪ ۲۴۶‬ تارنما كه راجع به مذاهب مختلف مطلب و گزارش ارائه مي‌دهند و نيز تعدادي تارنما پزشكي از جمله تارنماهايي كه كه درباره روشهاي سقط جنين توضيحاتي داشته اند، فيلتر شده اند.
برخي از تارنماهاي فيلترشده مربوط به زنان است و از جمله تارنماهايي است كه به صورت عمومي مباحث مربوط به زنان را دنبال مي‌كنند كه اين نكته با توجه به محدوديت‌هايي كه در عربستان براي زنان وجود دارد چندان غير منتظره نيست.
در بين تارنماهاي مورد بررسي در گزارش يادشده ‪ ۸۱‬تارنما مطالب صرفا فكاهي و ‪ ۲۵۱‬تارنما درباره فيلم و موسيقي، اطلاعات ارائه مي‌كردند كه همگي جزو تارنما هاي فيلتر شده هستند.
تارنماهايي نيز كه به ارائه موارد منفي از دولت و كشور عربستان مي‌پردازند يا با سياست‌هاي كلي عربستان درخاورميانه هم خواني ندارند نيز جزو تارنما هاي فيلتر شده‌اند (مانند تارنماهاي سازمان عفو بين‌الملل و جنبش حزب الله) وبلاگ‌هاي شخصي افراد نيز همگي فيلتر هستند و دسترسي به آنها به سادگي امكان پذير نيست.
بر پايه اين گزارش هم چنين تارنماهايي كه به كاربر اجازه مي‌دهند تا با استفاده از آنهااز فيلترها عبور كند همگي فيلتر شده اند.
نكته قابل توجه آن كه در ميان تارنماهاي فيلتر نشده، بسياري از تارنماهاي خبري، تارنماهاي دولتي آمريكا و اسرائيل (به جز يك مورد) قراردارند.
درپايان اين تحقيق به سه نكته اشاره شده است:اول آنكه دولت عربستان در مورد فيلتركردن تارنماها (چه غيراخلاقي و چه موارد ديگر) بسيار جدي است.
دومين نكته اين است كه به خاطر وضعيت متمركز ارائه خدمات اينترنت در اين كشور، فيلتركردن به سادگي عملي است.
و آخر اينكه، تارنماهايي كه از مواردي غيراز موارد غيراخلاقي فيلتر شده‌اند، جزو تارنماهاي پرطرفدار در كشورهاي ديگر هستند.
موثر بودن فيلتركردن در عربستان علاوه بر منحصر بودن ارائه خدمات اينترنتي در دست دولت، به خاطر منعطف بودن سيستم فيلترينك نيز مي‌باشد. مثلا اين كه تارنماهايي كه قدرت فرار از سيستم فيلترينك را فراهم مي‌كنند نيز فيلتر مي‌شوند که تا حدودي به ضمانت اجرايي سيستم فيلترينك كمك مي‌كند. اگرچه هميشه راههايي براي دورزدن سيستم‌هاي فيلترينگ وجود دارد كه كاربران در كوتاه مدت مي‌تواننداز آنها استفاده كنند تاهنگامي كه مسوولين فيلترينك خود را درآن زمينه به روز كنند.
 

تایلند

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تایلند به شکل غیرمستقیم از طریق ارایه‌ی درخواست به 54 شرکت ISP این کشور برای مسدود کردن تارنماهای مختلف، سیاستهای فیلترینگ خود را اعمال می‌کند. گرچه شرکتهای ارایه‌دهنده‌ی خدمات اینترنتی قانوناً مکلف نیستند که این درخواستها را بپذیرند، اما دبیر دائم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تایلند طی نامه‌یی که در سال 2006 به ISPهای این کشور ارسال کرد، اقدامات تنبیهی از جمله کاهش پهنای باند و حتی احتمال لغو مجوز فعالیت شرکتهایی که به درخواست وزارتخانه پاسخ مثبت ندهند را به عنوان یک هشدار جدی به آنان مطرح نمود.
فیلترینگ اینترنت در کشور تایلند بیشتر محتوای سیاسی تارنماها را نشانه می‌گیرد. این کشور آسیایی در طول 50 سال گذشته، شاهد وقوع 15 کودتای نظامی بوده و دولتهای کودتا به محض روی کار آمدن، دستور به مسدود شدن محتوای تارنماهایی می‌دادند که توسط مخالفین اداره می‌شدند. در 19 سپتامبر 2006، ارتش تایلند اقدام به یک کودتای نظامی علیه دولت نخست وزیر منتخب تاسکین شیناواترا نمود. پنجمین دستور رسمی اعلان‌شده توسط رهبر کودتا ژنرال سونتی بونیاراتگیلین، راه‌اندازی فیلترینگ گسترده‌ی تارنماهای مخالف و معرفی دکتر سیتیچای به عنوان وزیر ارتباطات بود.
 

سوریه

کشور سوریه کاربران زیادی در اینترنت ندارد. 220 هزار نفر بیشترین تعدادی است که تا کنون به عنوان کاربر اینترنت ثبت شده‌اند. بیش‌تر سانسور اینترنتی در این کشور شامل تارنما‌های سیاسی و بالاخص تارنما‌های مربوز به کردهاست. یکی از مسایل جالب توجه در این کشور فیلتر شدن سرویس‌های رایگان ایمیل همچون هات‌میل است تا کاربران را به استفاده از ایمیل‌های مشخصی وادار کند. محتوای ایمیل‌ها در سوریه بررسی می‌گردد. طبق آمار گزارش‌شده تا کنون دو نفر به خاطر فعالیت علیه دولت سوریه بر روی اینترنت در زندان به سر می‌برند.
 

اردن

اردن از سال 1996 میلادی به اینترنت پیوسته و این در حالی است که سانسوری که دولت اردن بر روزنامه مجله (Print Media) اعمال می کند بر اینترنت اعمال نمی کند؛ اما کارمزدها و هزینه های سنگینی که بر استفاده از اینترنت است خود به خود باعث محدودیت مردم معمولی در استفاده از اینترنت شده است.
 

مراکش

مراکش هم مثل اردن است با هزینه های زیاد، این کشور از سال 1995 به دنیای مجازی پیوسته است با این تفاوت که دولت مراکش هیچ گونه سانسوری بر اینترنت اعمال نمی کند؛ اما مردم مراکش که یکی از پائین ترین درآمدهای سالانه را در این منطقه دارند به سادگی قادر به پرداخت قبض های گران قیمت اشتراک تلفن و اینترنت نیستند.
امارات: در کشور امارات وقتی کاربری تارنما یا وبلاگی را از طریق دایل آپ باز می کند درخواستش از طریق پراکسی سرور اداره مخابرات (Etisalat) به تارنما مورد درخواست هدایت می شود و اگر در آن تارنما مطالب یا تصاویر ضد دولتی یا همجنسگرا و یا پورتو و یا مغایر با لیست سانسور دولت باشد رد می شود.مقامات اماراتی مدعی اند که تک تک تارنماها را مانیتور نمی کنند بلکه به دنبال این هستند که کدام ترمینال چه تارنماهایی را بازدید می کند.

 

بحرین

بحرین در مقایسه با امارات و عربستان خوش برخوردتر است و سیاستی تشویقی دارد؛ مخابرات دولتی بحرین (Batelco) مثلاً به هنگام درخواست یک کاربر برای دیدن تارنما پورتو او را تشویق به دیدن تارنما های فیلترشده می کند ولی مقداری از تارنما های مشمئزکننده پورتو را مسدود کرده است.

خاندان الخلیفه که از سال 1995 میلادی به بحرینی ها اینترنت عرضه کرده اند با یک پارادوکس روبرو هستند: از یک طرف تمایل به ایجاد بهترین مرکز اینترنتی منطقه در بحرین دارند و از سوئی دیگر ترس از گسترش نفوذ اپوزیسیونی که روز به روز از اینترنت بهره بیشتری می برد. یک پروفسور بحرینی می گوید که وضعیت اینترنت از حقوق بشر در بحرین خیلی بهتر شده چرا که دولت بحرین به اهمیت اینترنت و رقابت اقتصادی این منطقه از جهان که بیشترین امور، خدماتی است (Service-based Economy) واقف است و به همین دلیل زیاد دنبال فیلترینگ نیست.

 

هندوستان

این کشور تقریبا بیش‌ترین تارنما‌های خبری و مطبوعاتی را در آسیا داراست. ضمن اینکه جنگ مجازی بین این کشور و کشور پاکستان سال‌هاست که جریان دارد و هکرهای دو کشور وب‌تارنما‌های یکدیگر را مرتبا تهدید می‌کنند. موارد مورد فیلتر در این کشور شامل افترا و اتهام، شرط‌بندی، نژادپرستی، تروریسم و سوءاستفاده از کودکان و موارد مشابه دیگر است. موارد کنترل دیگر در این کشور کافی‌نت‌ها هستند که بر طبق قانون موظفند تا شماره ملی و آدرس پستی کاربران را ثبت نمایند. همچنین کافی‌نت‌ها ملزم به نصب برنامه‌های فیلترینگی هستند که بر طبق قانون تارنما‌ها را فیلتر می‌کند.

 

ساير كشورها

بر اساس گزارش دانشگاه هاروراد در خصوص فيلترينگ، "ويتنام" بيشتر در مورد تارنماهايي اعمال فيلترينگ مي كند كه مطالبي بر خلاف دولت مي‌نويسند.
در "ازبكستان" اغلب تارنما هاي طرفداران آزادي رسانه‌ها و معترضان به عدم رعايت حقوق بشر فيلتر مي‌شود.
در كره جنوبي بيشترين حساسيت روي مسائل همسايه شمالي اين كشور (كره شمالي) است.
 

نتیجه گیری

آنچه که در این گزارش دیده می‌شود این است که فیلترینگ به اشکال و انواع گوناگون در کشورهای مختلف دنیا وجود دارد و امری نیست که ابداع و ابتکار آن متعلق به کشورمان باشد. گسترده‌ترین فیلترینگ تارنماهای اینترنتی دنیا مربوط به کشورهای کره‌ی شمالی، چین و عربستان است که تنها بخش کوچکی از تارنماهای ملی خود را برای دسترسی عموم فعال کرده‌اند.
در کشور ما نیز ضرورت وجود فیلترینگ سازماندهی‌شده و قانون‌مند، به شدت احساس می‌شود. نباید اجازه‌ی دسترسی نامحدود همه‌ی اقشار جامعه به دنیای بدون مرز و پایان‌ناپذیر اینترنت داده شود، چرا که این دسترسی کنترل‌نشده، نقطه‌ی شروع آسیبها و آفتهایی است که در قرن بیست و یکم و عصر رسانه‌های نوین، کودکان، نوجوانان و جوانان ما را بیش از دیگران تهدید می‌کند و آرامش روحی و سلامت فکری آنان را هدف قرار می‌دهد. فیلترینگ سامان‌دهی‌شده و قانونمند برای سالم‌سازی فضای اینترنت و حفاظت از آرامش روحی افراد جامعه، نه تنها یک امکان بلکه یک ضرورت است

32 سالگی

امروز ۳۲ ساله شدم

۱۰ تیر ۱۳۹۰

البته هنوز آنچنان غلط خاصی نمی کنم.

ممكن بود قاره آمريكا هيچ وقت كشف نشود

اگر کریستوفر کلمبوس ازدواج کرده بود٬ ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند٬چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای٬ باید وقتش را به جواب دادن به همسرش٬ در مورد سوالات زير می گذراند:
 
 
 
- کجا داری میری؟
- با کی داری می ری؟
- واسه چی می ری؟
- چطوری می ری؟
- کشف؟
-برای کشف چی می ری؟
- چرا فقط تو می ری؟
.
.
- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
- می تونم منم باهات بیام؟!
-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
- بده لیستو ببینم!
- حالا کِی برمی گردی؟
- واسم چی میاری؟
.
.
- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی٬ اینطور نیست؟!
- جواب منو بده؟
- منظورت از این نقشه چیه؟
- نکنه می خوای با کسی در بری؟
- چطور ازت خبر داشته باشم؟
- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!
.
.
- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!
- من هنوز نمی فهمم٬ مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟
.
.
- اصلا من می خوام باهات بیام!
- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!
- واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!
- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!
- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!
.
.
- راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟